خانه امن
Open in Telegram
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیبهای اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش میکنیم.
Show moreIran211 526The category is not specified
998
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
998
Repost from ديدبان آزار
دیدبان آزار برگزار میکند:
همایش مجازی به مناسبت روز جهانی زنان
۱۹، ۲۰ و ۲۱ اسفند
ورق بزنید و لیست پنلها و موضوعاتی که ارائه خواهد شد را ببینید.
لینک ورود به پنلها در روزهای آتی اعلام خواهد شد.
@harasswatch
#دیدبان_آزار
998
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت دوم: خانههای مراقبت از افراد سالمند)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونت خانگی آنطور که از نامش پیداست تنها محدود به خانه به مفهوم مکانی شخصی که خانوادهای در آن مشغول به زندگیاند، نمیشود. خشونت خانگی را عموماً به عنوان معادلی برای Domestic violence به کار میبریم و این نوع خشونت میتواند شامل هر نوع خشونتی باشد که در فضاهای زندگی شخصی و اجتماعی انسانها و «پشت درهای بسته» اتفاق میافتد و به معنای ساده، در مکان عمومی واقع نمیشود. البته نباید فراموش کنیم که برای مثال خشونت بین شرکای زندگی در محیطهای عمومی، نوعی خشونت خانگی است هرچند که در «خانه» اتفاق نمیافتد. اما بیایید به شکلی ساده، خشونت خانگی را خشونتی قلمداد کنیم که در فضاهایی از زندگی ما اتفاق میافتند که ما قسمت زیادی از عمر خود را در آنها میگذرانیم؛ خانه، محل کار، مراکز مراقبت از افراد سالمند، و غیره. و به وسیلة افرادی که آنها را میشناسیم؛ اعضای خانواده، شریک زندگی، پرستاران و پزشکان و مراقبان مراکز مراقبت از افراد سالمند، همکاران و غیره).
خشونتی که افراد سالمند در مراکز ذکر شده در بالا متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد: خشونتی که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
اگرچه در زمینههای اجتماعی مختلف، اسکان افراد سالمندی که نیاز به خدمات مراقبتی روزمره دارند، در مراکز مراقبت از سالمندان، بار مثبت و منفی خودش را دارد، اما همین امکان نیز برای همه افراد سالمند و خانوادههای آنها میسر نیست. برخی از افراد سالمند، امتیاز دسترسی به خدمات پرستاری شخصی را دارند، برخی دیگر نه. و در این گروه دوم، برخی میتوانند در مراکز مجهز به زندگی خود ادامه دهند و برخی دیگر، خیر. به این نکته توجه کنید که این نوع خدمات در برخی کشورها، خدمات دولتی محسوب میشوند و البته تأمین هزینههای آن از محل مالیاتهای مردم است، از جمله خود سالمندان. با این حال، هیچ یک از اینها از خشونت روزمرهای که در این مراکز در سراسر کشورهای جهان در جریان است کم نمیکند. خشونتهایی از جمله بدرفتاری پرسنل مرکز با افراد سالمند مانند توهین و تحقیر آنها به هنگام ارائة خدمات به این افراد، عدم صداقت با خانوادههای افراد سالمند دربارة وضعیت جسمی و روحی آنها، تجویز و مصرف داروهای آرامبخش قوی برای افراد مسنی که از مسائل جسمی و روانی نیازمند درمان رنج میبرند، تا «دردسر» کمتری برای پرسنل بیافرینند، عدم ارائة خدمات روانپزشکی و مددیاری به این افراد که ممکن است رها شده باشند، یا احساس تنهای کنند.
قابل یادآوری است که متأسفانه افراد مسن در تمام جوامع، ارزش خود را پس از آنکه نیروی تولیدیشان رو به کاهش میرود، از دست میدهند، با کاهش نیروی بدنی و ذهنی که نتیجة استهلاک جسمی و ذهنی انسان با افزایش سن است، تحقیر و توهین زیادی را متحمل میشوند و با آنها به صورت تبعیضآمیز رفتار میشود و البته متأسفانه نگاه رایج و غالب در مراکز نگهداری از افراد سالمند نیز نگرشی است مبنی بر «رهاشدگی» این افراد به وسیلة خانوادههایشان؛ افرادی که قرار است «سالهای آخر» زندگی خود را در این مراکز بگذرانند و همین یعنی قطع هرگونه ارتباط آنها با دنیای مولد و اجتماع. این مورد آخر، مهمترین دلیل عدم مشاهدهپذیری خشونت افراد سالمند در مراکز مراقبت از آنها. امروزه، کنشگران مبارزه با خشونت خانگی دربارة این نوع خشونت نیز صحبت کرده و تلاش میکنند تا آگاهی خانوادههای این افراد را در این باره افزایش دهند.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت دوم: خانههای مراقبت از افراد سالمند)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونتی که افراد سالمند در مراکز مراقبت از افراد سالمندان (یا خانة سالمندان) متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد، چرا که خشونتی است که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت اول: خشونتی غیر مشاهدهپذیر)
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
احتمالاً نخستین دلیلی که میتوان برای این مسئله متصور شد، ارزشگذاری جوامع انسانی بر پایة سن شهروندان آن است. جوانی بیش از آنکه به چشم مرحلهای از زندگی میان نوجوانی و میانسالی دیده شود، «تنها» بازهای از زندگی محسوب میشود که مورد توجه بسیاری از عرصههای زیست اجتماعی ما انسانها قرار گرفته است: از کار و تولید تا روابط شخصی. چندان دور از انتظار نیست که در دنیای سرمایهدارانهای که ما در عصرمان در آن زندگی میکنیم، انسان با نیروی تولید کمتر از نیاز چرخة تولید، انسانی «کمارزشتر» تلقی میشود: افراد در شرایط معلولیت، افراد مسن، و غیره. در این نگاه سرمایهدارانه که انسان را بر اساس نیروی تولیدش ارزشگذاری میکند، انسانی که پای به میانسالی میگذارد، و نیروی انسانی دورة جوانی خود را ندارد، انسانی است که کمکم به عرصة فراموشی سپرده میشود. برای زندگیاش، مناسباتش و نیازهایش سرمایهگذاری نمیشود و مسائل مربوط به او نیز از عموم پنهان میشود.
مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن نیز اگرچه دلایل و عوامل بسیاری برای آن میتوان برشمرد، اما غیرمشاهدهپذیر بودنش را میتوان نتیجة همین ارزشگذاری بر اساس سن افراد دانست.
اما نخستین باری که به مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن توجه شد، برمیگردد به سال ۱۹۷۵ و مجلههای علمی بریتانیایی که با عنوان elder abuse از این نوع خشونت یاد کردند.
پس از آن نیز، این مسئله وارد مباحث و فضاهای علمی شد و در سالهای اخیر، کنشگری علیه این نوع خشونت نیز شکل گرفته است.
یکی از تعاریف سادة سازمان جهانی بهداشت از خشونت خانگی علیه افراد مسن از این قرار است: «عموماً توافق بر این است که خشونت علیه افراد مسن یا نوعی اقدام علیه اوست یا غفلت از او که در هر دو حالت ممکن است عمدی باشد یا غیر عمدی. این خشونت ممکن است جسمی باشد یا روانی (از جمله آزار کلامی یا عاطفی)، یا ممکن است خشونتی باشد که از طریق ابزارهای مادی بر شخص وارد شود. فارغ از نوع آن، این آزار موجب رنج، جراحت یا درد غیر ضروری، و در نتیجه از دست دادن یا نقض حقوق انسانی و کاهش کیفیت زندگی فرد مسن خواهد شد.»
بر اساس اسناد این سازمان، برخی از انواع این آزار عبارتند از:
یک. آزار کلامی و عاطفی: تبعیض بر اساس سن، استفاده از کلمات توهینآمیز و غیر محترمانه، تحقیر، ارعاب، اتهامات نادرست، درد و ناراحتی روانی.
دو. سوءاستفادة مالی: اخاذی و کنترل پول مستمری، سرقت اموال و استثمار افراد مسن برای وادار کردن آنها به نگهداری از نوه ها.
سه. سوءاستفادة جنسی: زنای با محارم، تجاوز جنسی و سایر انواع اجبار جنسی.
چهار. غفلت: عدم احترام به افراد مسن، خودداری از محبتورزی و عدم توجه به رفاه این افراد.
پنج. اتهامزنی، انگزنی و طرد.
شش. سوءرفتار سازمانی: در کلینیک های بهداشتی و دفاتر بازنشستگی و به حاشیه رانده شدن در سازوکارهای دولتی.
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت اول: خشونتی غیر مشاهدهپذیر)
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
998
آنچه در تصاویر میبینید بخشی از عباراتیست که بسیاری از زنان در خیابان شنیدهاند. #سارا_أیْمَن هنرمند ۲۴سالهی مصری تصمیم گرفت از این اصطلاحات در یک اثر هنری غیر متعارف استفاده کند، پدیدهی آزار و اذیت کلامی که زنان با آن روبرو هستند.
سارا میگوید: من کلمات متوسط و سبک را انتخاب کردم، اما من و بسیاری از دختران در معرض کلمات رکیکتر از این هستیم.
سارا در مورد این کار که از تجربیات شخصی خودش آمده است میگوید:
تصمیم گرفتم از بلوز و دامنی که معمولاً برای بیرون رفتن از آن استفاده میکنم برای اینکار در نظر بگیرم و برخی از عبارات که مدام به گوشم میرسد را روی آن بنویسم. او بارها و بارها تأکید میکند، آزار و اذیت هیچ ارتباطی با لباس زن ندارد بلکه بیشتر به فساد اخلاقی مرد مربوط است.
در تمام دنیا زنان در خیابان و محل کار در معرض آزار و اذیت قرار دارند و نوع کلامی آن بیشتر رایج است. از جمله آزارهای کلامی میتوان به تماس تلفنی جنسی، پیشنهادهای جنسی و... اشاره کرد که در برخی موارد با آسیب روانی میان مدت و طولانی مدت که از آزار جسمی کمتر نیست اشاره کرد.
سارا، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای کاربردی از موسسه عالی هنرهای کاربردی قاهره، او به عنوان یک نقاش آزاد کار میکند، در سال های اخیر، از طریق نمایشگاههایی که در آن شرکت کرده، جوایز زیادی را از آن خود کرده است.
(از مصاحبه سارا أیمن)
ترجمه: سعید هلیچی
@Blackfishvoice
998
📃 خشونت خانگی «پنهان» و افراد در شرایط معلولیت
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
اما چگونه این خشونت بر این افراد روا داشته میشود؟ آیا افسانة خانواده به عنوان لزوماً حامی در مورد افراد در شرایط معلولیت صدق میکند، چرا که این شرایط جسمی و ذهنی این افراد ممکن است با هنجارهای یکسانساز و کلیشهوار جوامع مختلف همخوانی نداشته باشد؟ آیا خانوادهها و افراد نزدیک افراد در شرایط معلولیت به اندازة کافی آموزش دیدهاند تا با این افراد برخورد مناسب داشته باشند و از تحمیل هر گونه دشواری جسمی و روانی به آنان خودداری کنند؟ آیا هنگامی که از خشونت حرف میزنیم، لزوماً مقصودمان خشونت جسمی و کلامی است؟ یا رفتارهایی که ممکن است در هنجارهای جامعه به عنوان خشونت شناخته نشوند، برای افرادی که در شرایط معلولیت هستند، خشونتوار باشند؟
اگرچه روایتها و درک افرادی که در این شرایط هستند، بیش از هر شاخص دیگری در این باره قابل اتکا و اعتماد و دارای اعتبار است، اما میتوان با در ذهن داشتن نمونههایی از آنچه که خشونت خانگی علیه افراد در شرایط معلولیت شناخته میشود، تلاش کرد تا از بار تجربة خشونتی که این افراد روزمره متحمل میشوند، کاست. بیایید به برخی از موارد خشونت «پنهان» که ممکن است به آنها آگاهی نداشته باشیم، بپردازیم:
یک. برآورده نکردن شرایط اولیة دسترسیپذیری برای افراد در شرایط معلولیت دارای روشهای حرکتی مختلف (ویلچر، عصا، و غیره) در محیط خانه.
دو. تحمیل احساساتی چون ترحم و در نتیجه بازداشتن افراد در شرایط معلولیت از انجام کارهایی که برای آنها نیاز به کمک ندارند. و یا همراهی کردن این افراد و به طور دائم استفاده از کلمات و جملات ترحمآمیز.
سه. عدم اعتماد به افراد در شرایط معلولیت در محیط خانه هنگامی که ابراز داوطلبی برای انجام یک کار خانگی را میکنند.
چهار. به رسمیت نشناختن حضور آنها در خانواده و در نتیجه محروم کردن آنها از دیدارهای خانوادگی و غیره.
پنج. به رسمیت نشناختن حقوق اقتصادی افراد در شرایط معلولیت و نیازهای مالی آنها و کنترل داراییها و مخارجشان.
شش. به رسمیت نشناختن دستاوردها و توانمندیهای تخصصی افراد در شرایط معلولیت در خانواده.
هفت. جویا نشدن نظرات افراد در شرایط معلولیت برای تصمیمگیریهای خانوادگی؛ به رسمیت نشناختن قوة تشخیص این افراد.
هشت. «خارقالعاده» نامیدن موفقیتها و دستاوردهای افراد در شرایط معلولیت، برای مثال موفقیت تحصیلی کودکان در شرایط معلولیت، چرا که بر اساس هنجارهای جامعه، «عادی» تلقی نمیشوند و بنابراین دستاوردهایشان نیز فراتر از عادی تلقی میشود.
نه. سوءاستفاده از امتیازاتی که افراد دارای معلولیت ممکن است در جامعه و نظام اقتصادی و اجتماعی آن داشته باشند: برای مثال خرج کردن کمکهزینههای دولتی به افراد در شرایط معلولیت در یک خانواده، توسط دیگر اعضای خانواده.
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی «پنهان» و افراد در شرایط معلولیت
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت سوم: افراد ترنس در خانواده)
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
در میان تمام این گروههای دگرباش، بسیار از خشونت علیه افراد ترنس سخن گفته شده است. تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده و نتیجة غالب گویای خشونت بسیار شدید علیه این افراد است. احتمالاً بتوانیم عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه که به افراد در بدو تولد تحمیل میشود را قسمت بزرگی از این مسئله بدانیم. فرزندان ترنس در خانوادههای خود نیز مانند فضای عمومی از خشونت و آزار و توهین در امان نیستند. خانوادههایی که با هویتیابی فرزندان خود کنار نمیآیند و فضای خانواده را که احتمالاً باید فضایی مهم در حمایت از دگرباشان و افراد ترنس باشد به فضایی سخت و غیر قابل زیستن بدل میکنند. خشونتهایی که علیه فرزندان ترنس در خانوادهها در جریان است، مانند بسیاری دیگر از زمینهها در قالب خشونت جسمی، روانی، شفاهی، اقتصادی و غیره صورت میگیرد. جوانان ترنس که معمولاً به سبب عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه و به خصوص در ظاهر و بیان جنسیتی خود حتی از ورود و خروج بدون دغدغه از منزل خود نیز محرومند، محیط خانة ناامن را محیطی ارزیابی میکنند که به جای آنکه محلی از امنیت و پناه برایشان باشد، تبدیل به «جهنمی» میشود که نمیتوان آن را به سادگی زیست.
خشونت خانگی علیه افراد ترنس خشونتی است که میتواند به اقداماتی چون خودکشی منجر شود؛ آنچه که در میان نوجوانان و جوانان ترنس به کرات قابل مشاهده است، چرا که فضای عمومی جامعه از پذیرش انتخابها و ترجیحات آنها خودداری میکند: کوچه، خیابان، مدرسه، محل کار، فضای تفریحی و غیره مملو از توهین و تحقیر برای این افراد است، و در بازگشت به خانه، جایی که باید بتوان آن را تبدیل به محلی کرد که دست کم بر این زخمهای روزمره مرهم بگذارد، باز هم تحقیر و توهین و قهر ادامه مییابد.
مقصود از سخن گفتن از این وضعیت، البته گناهکارپنداری صرف والدین جوانان ترنس نیست، بلکه در جامعهای مانند جامعة ایران که افراد از هرگونه آموزشی پیرامون هویتهای مختلف جنسی و جنسیتی محرومند، شاید نتوان تقصیر را به گردن فرد فرد این والدین انداخت. مقصود از صحبت کردن در این باره، ایجاد آگاهی اولیه در والدین نوجوانان و جوانان ترنس است تا گام اولیهای باشد به سمت حل مشکل و توقف خشونت خانگی علیه افراد ترنس.
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت سوم: افراد ترنس در خانواده)
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت دوم: نوجوانان همجنسخواه)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونت خانگی علیه افراد همجنسخواه در قالبهای متنوع و مختلفی صورت میگیرد. به طور کلی همجنسخواهان از جمله گروههای اجتماعی هستند که بر اساس یافتههای تحقیقات متعدد و همچنین آمارهای سازمانی و دولتی، تحت خشونت خانگی زیادی قرار دارند.
مشخصاً در جوامعی که رابطة عاطفی، عاشقانه، و جنسی میان افراد همجنس جرمانگاری شده یا به خوبی مورد حمایت قرار نگرفته است، آسیبپذیری این گروه از جامعه نیز در برابر خشونت، از هر نوع که باشد، بیشتر و بیشتر میشود.
کشور ایران یکی از کشورهایی است که همچنان در قانون مجازات آن، رابطه میان افراد همجنس جرمانگاری شده است. البته باید توجه کرد که این جرمانگاری معطوف به «رابطة جنسی میان دو همجنس» است و همچنان وضعیت افرادی که خود را همجنسخواه هویتیابی میکنند اما هیچ رابطة جنسیای میان آنها و فردی از جنس خودشان به اثبات نرسیده است، در این کشور دچار ابهام بسیار است.
آنچه واضح و شفاف است، این است که در حضور جرمانگاری این نوع رابطه (جنسی) و در غیاب سازمانهای فعال برای احقاق حقوق شهروندی افراد همجنسخواه، بسیاری از همجنسخواهان ایرانی که به دلیل گرایش جنسی خود، در خانه و خانوادهشان، خشونت را تجربه میکنند، نمیتوانند در این باره درخواست کمک کرده یا به سادگی در مراجع قضایی و حقوقی از دلیل آنکه مورد خشونت واقع شدهاند، سخن بگویند.
از یاد نبریم که مطالعات نشان میدهند که افراد دگرباش، از جمله همجنسخواهان، در سراسر جهان از جمله افرادی بودهاند که پس از شبوع بیماری کووید-۱۹ و قرنطینه طولانیمدت و سراسری در اغلب کشورهای جهان، خشونت خانگی بسیاری را تجربه و گزارش کردهاند.
در این باره، وضعیت نوجوانان و جوانانی که با خانوادههای خود زندگی میکنند، احتمالاً از دیگر گروههای سنی، وضعیتی وخیمتر است. این نکته را نیز نباید از یاد ببریم که متأسفانه کشور ایران و نظام قضایی و حقوقی آن، راهکارها و سازوکارهای حمایتی نه چندان زیادی را برای حمایت از کسانی که خشونت خانگی را تجربه میکنند، ارائه نکرده است. در بسیاری از موارد، افرادی که تحت این خشونت قرار میگیرند، به خصوص اگر زن باشند و این خشونت از جانب مردان خانواده، مانند پدران و همسران آنها صورت گرفته باشد، شاهد عدم حمایت نیروهای انتظامی و مسئولان قضایی در بسیاری از موارد بودهایم. فارغ از این، نص صریح قانون اسلامی ایران، حق چندانی را برای گروههای اقلیتی به رسمیت نشمرده و بدین شکل، کسانی که این خشونت را تجربه میکنند، از هیچگونه حمایتی بهرهمند نمیشوند.
نوجوانان دگرباش، از جمله نوجوانانی که خود را همجنسخواه هویتیابی میکنند و در کشمکش دوران نوجوانی خود و بحران هویتی و یافتن هویتی هستند که در خود ارزیابی کردهاند، بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت خانواده و افرادی دارند که با آنها در یک مکان زندگی میکنند. اجبار به پنهانکاری و دروغ، عدم وجود بستر مناسب برای تشریح احساسات و افکار در این باره با والدین و بزرگترهای خانواده و همچنین حضور نگاهها و نگرشهای سنتی و مذهبی در خانوادة سنتی ایرانی، از جمله عواملی هستند که فشار را بر این نوجوانان افزایش میدهند. فشارهایی که خود به منزلة خشونتند. در بسیاری از موارد نیز این نوجوانان از انواع خشونت جسمی، کلامی و مالی رنج میبرند. تنبیه بدنی، تحقیر و توهین، کنترل شدید و سختگیرانه، قطع پول توجیبی، وضع ممنوعیت استفادة نوجوانان از فناوری، وضع محدودیتهایی مانند دیدار با همآلان و دوستان و خروج از منزل و غیره، از جمله خشونتهایی هستند که بسیاری از نوجوانان دگرباش با آنها روبرو میشوند.
به طور قطع، چنین واکنشهایی در برابر تلاش برای هویتیابی این نوجوانان، راه را بر یافتن مسیر مناسبتر و آرامش روانی و سلامت جنسی آنان ناهموار میکند، آمار خودکشی میان آنها را که در این سن نیاز به خوداظهاری دارند، افزایش داده و در نهایت آنها را برای مدت طولانی یا همیشه از والدین، و خانوادة خود دور میکند.
📌@KhanehAmnTelegram
998
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت دوم: نوجوانان همجنسخواه)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونت خانگی علیه افراد همجنسخواه در قالبهای متنوع و مختلفی صورت میگیرد. به طور کلی همجنسخواهان از جمله گروههای اجتماعی هستند که بر اساس یافتههای تحقیقات متعدد و همچنین آمارهای سازمانی و دولتی، تحت خشونت خانگی زیادی قرار دارند.
مشخصاً در جوامعی که رابطة عاطفی، عاشقانه، و جنسی میان افراد همجنس جرمانگاری شده یا به خوبی مورد حمایت قرار نگرفته است، آسیبپذیری این گروه از جامعه نیز در برابر خشونت، از هر نوع که باشد، بیشتر و بیشتر میشود.
وضعیت نوجوانان و جوانانی که با خانوادههای خود زندگی میکنند، احتمالاً از دیگر گروههای سنی، وضعیتی وخیمتر است.
ادامه متن 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
998
این تصویری از "گورستان سیوان" در #سلیمانیه میباشد. گورستانی برای دختران و زنانی که به دلایل ناموسی کشته شدهاند. تعدادی از قبرها نیز متعلق به فرزندانیست که "نامشروع" بودهاند و کشته شدهاند. قبرها نام و نشانی ندارند. تنها شماره دارند.
از حساب توئیتر نگار جوکار
#زن_کشی #قتل_ناموسی #خشونت_علیه_زنان #زن_ناموس_هیچکس_نیست
@Blackfishvoice
998
🟣 خاموش نباش، صدایت را بلند کن
توییت «تیمملی فوتبال زنان ملوان بندر انزلی» در واکنش به قتل فجیع #مونا_حیدری
#زن_کشی #قتلهای_ناموسی
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_خشونت
@bidarzani
998
فاجعهی خاموش (قتلهای ناموسی)
نویسنده: پروین بختیارنژاد
#کتاب #قتل_ناموسی #زن_کشی
@Blackfishvoice
998
«مردی در #اهواز همسر هفده سالهاش را به قتل رساند و سپس سر بریدهاش را برای دقایقی همراه با خنده در انظار عمومی به نمایش گذاشت.»
اخباری که روزانه از این دست میشنویم، هر یک به نحوی شوکهمان میکند. در یکی نحوه به قتل رساندن و در دیگری چرخاندن سر بریده مقتول در شهر. اما آنچه از همه شوکهکنندهتر است، بی شک وقوع به کرات این اقدامات و جنایتهاست. به خصوص علیه زنانی که به نام غیرت و ناموس در فرهنگ جاری مردم و به نام تمکین در قوانین بر پایه دین، دارایی مردانی محسوب میشوند که خود را به طور کامل مالک جان آنها میپندارند.
تعداد زنانی که به طور روزمره در سراسر جهان به دست همسران کنونی یا سابقشان به قتل میرسند یا مورد خشونت جسمی قرار میگیرند، عددی است سرسامآور. اگرچه در بسیاری از کشورها، قوانین حمایتی بسیاری برای جلوگیری از وقوع چنین اقداماتی وضع شده اما واقعیت اینجاست که نگاه عمومی جوامع به زنان، تربیت مردسالارانه مردانی که خود را مالک زنان خود میدانند و به سادگی به جسم و روان آنها تعرض میکنند و عوامل بسیاری موجب میشود تا شاهد چنین جنایتهایی باشیم.
شاید بهتر است به خودمان یادآوری کنیم که اگرچه جنایتهای از این نوع، به دست یکی علیه دیگری صورت میگیرد و در این خبر شوکهکننده این روزهای اهواز هم این مرد جوان را «جانی»، «بیرحم» و غیره خطاب میکنیم، اما بهتر است فراموش نکنیم که جنایت واقعی به دست قانونگذاران، مجریان قوانین احتمالی موجود، و واپسگرایانی که در ردههای قانونگذاری و قانونسازی جا خوش کردهاند، انجام میشود.
به طور قطع چشمپوشی بر جنایت عریان جز ناآگاهی در بر ندارد. باید به جای سوگواری، مطالبه کنیم. اطرافیانمان را آگاه سازیم و در صورت وقوع خشونت خانگی، دیگران را در این باره مطلع کنیم.
خانه امن
@KhanehAmnTelegram
998
«مردی در اهواز، سر همسر ۱۷ سالهاش را از تن جدا کرد و خندان در کوچههای شهر گرداند»
مشکل کجاست؟
@KhanehAmnTelegram
