157
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
157
He says: “I, I have seen the world’s most beautiful places,
Still I feel, as If I’m a walking machine,
Watching it all through a screen
There is nothing in between to me
This might as well not be real
157
اولی از آخرین فیلم اندرسون، نامزد اسکار بهترین موسیقی متن. دومی از شاهکاری به اسم «خون به پا خاهد شد». سومی هم از همون فیلم اما مینیمال، مریض و نیشدار. چهارمی از «مرشد» و پنجمی هم متفاوتترین چیزی که از گیتاریست ریدیوهد میشه شنید.
157
گرینوود رو اغلب به واسطهی گیتار و پیانوش میشناسن در کارما پلیس، کریپ، اگزیت میوزیک و الخ. کنار برادر بزرگترش و تام یورک. ولی بخش کمتر شنیدهشدهی از کارهاشم هست مثل مجموعهی قوی از موسیقی متن در همکاری با پل تامس آندرسون و حتا کمی موسیقی تلفیقی هندی.
157
گویی موسیقی آینده از پنجرهها
برای عذاب ما پدید آمده است
یادآورمان میشود
چگونه بودیم
روزی که به این آهنگ گوش فرا دادیم
سالی است
و چگونه شدیم
و چگونه عشق شعلهور بود همچون گلخنی
و چگونه آتش خاموش شد و آرام گرفت
و اکنون در ما هیچ نمانده است
جز آمیزهای از خاکستر، آب باران و گل و لای بیهودگی.
غادة السمان
157
با هر کک و مک برایم یگانهتر میشد، آخرینِ نسلش. اما ناخلفی بود این تمایز، این برگِ بازنده. که قبانی میگفت «او زیبا بود در عصر زشتیها»؛ «لعلی نایاب میان تلی از سفال»؛ و همین کافی بود تا مطمئن باشم «او کشته خاهد شد».
157
«آهای شاعر
تصویر من باش
تا آیینهی تو باشم»(1)
تصویرش بودی یا تصویرت، که شکست، که هزار تکه شد؟
1- اسماعیل نوری علا
#موسیقی_متن
