دندون هفت بالا با دسترسى ديستالى
Open in Telegram
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بغلم کن آروم جونم؛ بغلم کن با تو بمونم…
کمه جای نوازش ِتو رو تنم؛ هنو روی دلم جای زخمه…
بغلم کن هیشکی نفهمه؛ که من از توی دیوونه بی خبرم!
@teethseven
از هم دور و دورتر ميشويم به اندازه ى تمام ِ سالهايى كه دير آمدى و دير ديدمت و دير بوسيدمت…
@teethseven
هر شب ، در بستر هايى دور از هم ، همديگر را در آغوش مى گيريم ؛ فاصله بزرگترين دروغى بود كه براى نداشتن هم پيدا كرديم !
@teethseven
چشمهايم را كه ميبندم و باز ميكنم خيره به هم هستيم با نگاهى لبريز از خواستن ؛ ميترسم از پلك زدن؛ هربار كه پلك زدم نبودى ! از من دور و دورتر شدى
چشمهايم را كه ميبندم ، بو ت ، تمام سَرَم را پر ميكند ، نفس ميكِشَمَت؛ ميترسم از بازدمم ! نفسم را حبس ميكنم.
چشمهايم را ميبندم نميخواهم از مردمك هايم دور شوى،
نميخواهم بو ت فراموشم شود.
@teethseven
من به خودم تمامت را قول داده بودم .
گفته بودم سهم تو خواهم شد .
تو در تمام جاهای خالی زندگیم پر شده بودی .
من تمامم سهم تو بود .
آنچنان در آینده ام روشن به نظر می آمدی که تمام گذشته را خط زده بودم .
تو قول من ، به خودم بودی
قرار بود تمام ؛ ناتمام من شوى
گام برداشتى
جاى پايت روى تنم ماند!
خراش عشقت ؛ روي قلبم !
@teethseven
ما بايد يك روز از هم جدا مى شديم
همين اندازه اتفاقى
ناگهانى
و تلخ
بدون آخرين قرار
بدون گفتن خداحافظ!
قسم به تلخي بى پايان ِنداشتنت
كه قلبم را در حاليكه برايت مى تپيد از سينه بيرون كشيدم.
قسم به تلخى بى پايان ِنديدنت
وقتى بدنبال كوچه اى ؛ خيابانى بدون ردپاى تو ميگردم كه بگذرم.
قسم به تلخى بى پايان ِنشنيدنت
كه من روزى به پايان خواهم رسيد و اين تلخى هرگز!
@teethseven
Repost from دندون هفت بالا با دسترسى ديستالى
ما بايد يك روز از هم جدا مى شديم
همين اندازه اتفاقى
ناگهانى
و تلخ
بدون آخرين قرار
بدون گفتن خداحافظ!
قسم به تلخي بى پايان ِنداشتنت
كه قلبم را در حاليكه برايت مى تپيد از سينه بيرون كشيدم.
قسم به تلخى بى پايان ِنديدنت
وقتى بدنبال كوچه اى ؛ خيابانى بدون ردپاى تو ميگردم كه بگذرم.
قسم به تلخى بى پايان ِنشنيدنت
كه من روزى به پايان خواهم رسيد و اين تلخى هرگز!
@teethseven
چشمهايت را میبوسم،
مىدانى هيچ كس
مانند من در چشمهايت غرق نشده
چشمهايت را ميبوسم
مى دانى هيچ كس
انگونه كه من خودم را درونشان ديدم
-خود را نخواهد ديد-
چشمهايت را ميبوسم
مى دانم و مى دانى
كه چشمهايت
شروع شيرينى بدون پايان خواهد بود
@teethseven
آمدنت مگر چطور است؟!
غير از اين است كه بو ت در همه ى خانه مى پيچد!؟
غير از اين است كه هنوز فشار بازو هايت را روى شانه هايم حس مى كنم؟!
غير اين است كه من هنوز مستم و فشار لب هايت را روى لبهايم حس ميكنم؟!
غير از اين است كه تو هنوز در منى و من در تو ؟!
غير از اين است كه چشمهايت هنوز به من خيره است و من دوست دارم لب ت را گاز بگيرم؟!
غير از اين است كه رفتى ولى من هنوز در آغوش دارمت !
شبيه درد ِ بعد از درمان ريشه دندان هفت كه هم فك ت درد ميكند هم دندانت …
@teethseven
آمدنت مگر چطور است؟!
غير از اين است كه بو ت در همه ى خانه مى پيچد!؟
غير از اين است كه هنوز فشار بازو هايت را روى شانه هايم حس مى كنم؟!
غير اين است كه من هنوز مستم و فشار لب هايت را روى لبهايم حس ميكنم؟!
غير از اين است كه تو هنوز در منى و من در تو ؟!
غير از اين است كه چشمهايت هنوز به من خيره است و من دوست دارم لب ت را گاز بگيرم؟!
غير از اين است كه رفتى ولى من هنوز در آغوش دارمت !
شبيه درد ِ بعد از درمان ريشه دندان هفت كه هم فك ت درد ميكند هم دندانت …
سلام بر آنها که، هر شب، در بسترهایی دور از هم، یکدیگر را در آغوش میگیرند.
@teethseven
