دندون هفت بالا با دسترسى ديستالى
Open in Telegram
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
حد و مرزهات رو مشخص کن و با از دست دادن کسی که برای تو نیست مشکلی نداشته باش.
@teethseven
از آنِ توام!
همانی که میخواهی!
همان که تا جنون برساندت …
از آنِ توام!
همان که در رویاهایت، عاشقانه میخواستیاش ...
از آنِ توام …
@teethseven
گاهى در آخرين دقيقه اى كه تصور مى كنى همه چيز داره به خوبى پيش ميره؛ و ماجرا داره به سرانجام ميرسه، وخيالت راحته و چشماتو بستى تا بقيه اش رو حس كنى فقط؛ دنيا رو سرت خراب ميشه
حسى شبيه افتادن از بلندى در خواب
شبيه برخورد شديد ماشينى از پشت در حالى كه درحال حركت نيستى؛ و تورو پرت ميكنه درون سياهچاله اى از استرس
شبيه شكستن فايل در دندان هفت با دسترسى ديستالى😔😔 كه ته دلت و خالى ميكنه
@teethseven
من زنى را ميشناسم
كه هرروزخشمش را به دست ميگيرد
و مي افتد به جان دندان هفت ي با دسترسى ديستال
تنهايى اش را درون كانالهاى كلسفيه اش جا ميدهد
هروز بغض اش را در پس صداى ناهنجار توربين رها ميكند
من زنى را مى شناسم
كه هرچقدر خشمش بيشتر مى شود
سكوتش دلهره آورتر مى شود
و بيشتر مى افتد به جان دندان هفت ى با دسترسى ديستالى
من زنى را مى شناسم
كه دور تا دورش پر شده از دندان هفت با ....
@teethseven
مينوشم به سلامتى اين لحظه هاى لعنتى
به سلامتى ليست بلندى از مخاطبينم كه مخاطب مورد نظرم را ندارن
مينوشم به سلامتى اين حس شيرين و تلخ
مينوشم به سلامتى نگاه گاه و بيگاه ت كه ميدزدى اش از من
مينوشم به سلامتى همه ى ابراز علاقه هاى تلگرامى كه تمامى ندارد
مينوشم به سلامتى تمام شبهاى ٤٣ سالگى ام
به سلامتى همه ى بغض هاى پنهانم
همه ى ترس هام
همه ى تنهايى هام
مينوشم
به سلامتى تمام دندانهاى هفت بالا با دسترسى ديستال كه مرا در پايان روزى خسته كننده غافلگير ميكنند
@teethseven
گاهى تنهايي با هيچى پر نميشه ، مثل كانال چهارم همون دندون هفت با دسترسي ديستالى، كه فقط ميفهمى هست اما كلسيفيه است؛ تنهايى بعضي وقتها هيچ جوره پر نميشه😔
@teethseven
از آنِ توام!
همانی که میخواهی!
همان که تا جنون برساندت …
از آنِ توام!
همان که در رویاهایت، عاشقانه میخواستیاش ...
از آنِ توام …
@teethseven
و اگر تو نبودی به من بگو به چه دلیل من می بودم برای پرسه زدن در دنیایی بدون تو ناامید و بی تفاوت
و اگر تو نبودی سعی می کردم عشق را خلق کنم مانند نقاشی که می بیند زیر انگشتانش رنگ های روز متولد می شوند و مایوس نمی شود
و اگر تو نبودی بگو به من برای چه کسی می بودم رهگذرانی خفته در آغوشم که هیچگاه دوست نمی داشته ام
و اگر تو نبودی تنها یک نقطه می بودم در این جهانی که می آید و می رود احساس گم شدگی می کردم به تو احتیاج می داشتم
و اگر تو نبودی به من بگو چگونه وجود می داشتم می توانستم وانمود کنم که “من” هستم اما هیچ گاه درست نمی بود
@teethseven
بگذار كسى نداند كه چگونه در تاريكى شبى بارانى ، و در بعيد ترين زمان ممكن ؛ دوباره و دوباره و دوباره بوسيدمت و بوييدمت و ووو..
دنياى منو تو دارد پر ميشود از فعل هاى بعيد و آرزوهاى ناممكن.
@teethseven
در ساعات پايانى روز دندانپزشك چه اتفاقى سوپرايز كننده تر ، و عشقولانه تر از يك ديدار ناگهانى و نا ممكن!!
@teethseven
دهانمان همديگر را پيدا ميكنند و آغاز نبردى گرم
"به من خيره شدي"
خيلى از نزديك به من خيره شدى
هر لحظه نزديكتر ميشويم و ترسى نداريم
هرچه نزديكتر ميشويم چشمهايمان بزرگتر ميشود
"چشمهايمان به هم نزديك ميشوند"
خيلي فريبنده اند!
دهانمان همديگر راپيدا ميكنند.
"ضربان لب ها"
"زبانمان دندانهاى برهنه مان را لمس ميكنند
روشنى تمام قلبمان را فرا ميگيرد ….
@teethseven
آمدنت مگر چطور است؟!
غير از اين است كه بو ت در همه ى خانه مى پيچد!؟
غير از اين است كه هنوز فشار بازو هايت را روى شانه هايم حس مى كنم؟!
غير اين است كه من هنوز مستم و فشار لب هايت را روى لبهايم حس ميكنم؟!
غير از اين است كه تو هنوز در منى و من در تو ؟!
غير از اين است كه چشمهايت هنوز به من خيره است و من دوست دارم لب ت را گاز بگيرم؟!
غير از اين است كه رفتى ولى من هنوز در آغوش دارمت !
غير از اين كه يك جمعه ى دلگير به يه دوشنبه ى شيرين تبديل شد!
@teethseven
