دندون هفت بالا با دسترسى ديستالى
Open in Telegram
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
همديگر را از دست داديم براي هميشه
زندگي را عشق را
و تنها دلخوشي مان رصد هم در اينجاست
زل بزنيم لحظه ها به چراغ ابي انلاين و با او صحبت كنيم
و خيالمان راحت باشد كه هست….!
@teethseven
Repost from دندون هفت بالا با دسترسى ديستالى
همديگر را از دست داديم براي هميشه
زندگي را عشق را
و تنها دلخوشي مان رصد هم در اينجاست
زل بزنيم لحظه ها به چراغ ابي انلاين و با او صحبت كنيم
و خيالمان راحت باشد كه هست….!
@teethseven
انتخاب هاى بد
داستان هاى خوب؛
خاطره هاى فراموش نشدنى!
لحظه ى رفتن ميرسد و ميروى!
ميروى تا براى هميشه در اولين بوسه مخفى شوى؛
در اولين آغوش؛
در آخرين قرار...
ميروى و تا هميشه جا مى مانى...
ميروى اما هزار تكه ات در هزاران هزار ثانيه جا مى ماند ...
@teethseven
هر آدمى تا يك زمانى، و تا يك جايى از چيزى ميترسه ؛ شبيه سرما كه خيلى زود دراستخوان آدم نفوذ ميكنه و اگر نجاتت ندهند آرام به خواب ميروى و همه چيز تمام ميشه؛ سرما ، ترس، نااميدى ...
هر آدمى تا يك جايى از چيزى ميترسه كه تبديل به كابوس دائمى نشه !
درد ِ مزمن كم كم تحملش راحت ميشه تا جايى كه فراموش ميشه .
هر آدمى زمانى ميرسه كه ديگه نميترسه ، ديگه چشم به راه نميشينه ؛ ديگه قلبش رو كف دستش نميزاره كه تكه تكه بشه ؛ اون روز دردآوره ولى نه ديگه براى اون آدم.....
@teethseven
بگذار کسی نداند
که چگونه من به جای
نوازش شدن
بوسیده شدن
گزیده شده ام..
-شاملو
@teethseven
همه چيز را با هم تجربه كرديم ؛ اوج عشق وعشقبازى!
اوج مستى و ديوونه گى!
بيشتر از ٦٠ شب در اغوش هم بوديم ؛ با گرماى نفسهاى هم بيدار شديم و خوابيديم؛
با هم خنديديم؛ با هم گريستيم!
بيشتر ١٠٠ بار نور آفتاب را با هم ديديم و تاريكى شب جدايمان كرد!
تورا نميدانم؛ اما براى من با همه ى اين ٣٠ سال برابرى ميكرد !
حيف بود با كلمات به لجن كشيده شود !!!
هزاران شب پيش رو دارى!!
هزاران نور آفتاب كه به چشمانت خواهد تابيد؛ و هزاران غروب كه به تنهايى به دوش خواهي كشيد ؛ و فقط آرزوی کسی که اینگونه که من تو را دوست میدارم تو را دوستت بدارد در خاطِرَت خواهد ماند.. هيچ كس چون من با عشق برويت خيمه نخواهد زد.
@teethseven
🎶Track: Mahe Ghalbam
🎤Artist: Omid Nasri
🎧160
🎵https://Melodify.App
به چشم بر هم زدنی زندگی مان تغییر کرد ؛ من همچنان صبح تا شب در حال نجات دادن دندانی هستم که به امان خودش رها شده ؛ اما چهار ماه شده که هیچ جمعه ای و هیچ روز تعطیلی را به همراه مادرم و خواهرم و فرشته ی کوچک مان ؛ بیرون نرفته ایم، چهار ماه شده که مادرم در بستر بیماری است ؛ و مفهوم همه چیز برایم تغییر کرده . من قطره قطره اون داروی لعنتی رو که درون رگ های کوچک شده مادرم حرکت میکند را حس میکنم ؛ من درد میکشم وقتی نمیتونم دردش را کم کنم.
من در نهایت اندوه و اضطراب و خستگی ام من باز هم عاشقم ولی بی رنگ
من باز هم مست میکنم ولی ته مستی هم مضطربم ؛
من باز هم کار میکنم ، و باز هم دندانهای زیادی را نجات میدهم ...
من قبل از این چهار ماه ؛ مدتها بود که به ته خط رسیده بودم ؛ من مدتهاست در وقت اضافه ام...
@teethseven
در دورترين نقطه به خودم ؛ ايستاده ام
ازآن دور ها
چقدر قوى بنظر ميرسم
از آن دورها چقدر آرامم
حتى بنظر شاد هم هستم
در دورترين نقطه به خودم ؛ به خودم ....
كاش ميشد نزديكتر شوم
بايد درآغوشت بگيرم
دلم براى اين حجم از سكوتى كه همراهت شده ؛ ميسوزد
در آغوشت بگيرم ؛ صورتت را مخفى ميكنم ، رها شو ، رها
سكوتت را فرياد بزن
صورتت را ميان دستهايم ميگيرم
اگر بغضى دارى بشكن
فريادبزن
....
از آن دورها چقدر قوى بنظر ميرسى
از آن دور ها .....
@teethseven
پرسيد در چه حالى؛
حالم از گونه ام روان شد .
من در نهايت نهايت ِ اضطراب و استرس هستم ؛ دوست دارم بخوابم و بيدار نشوم ؛ من غمگينم.
@teethseven
در دورترين نقطه به خودم ؛ ايستاده ام
ازآن دور ها
چقدر قوى بنظر ميرسم
از آن دورها چقدر آرامم
حتى بنظر شاد هم هستم
در دورترين نقطه به خودم ؛ به خودم ....
كاش ميشد نزديكتر شوم
بايد درآغوشت بگيرم
دلم براى اين حجم از سكوتى كه همراهت شده ؛ ميسوزد
در آغوشت بگيرم ؛ صورتت را مخفى ميكنم ، رها شو ، رها
سكوتت را فرياد بزن
صورتت را ميان دستهايم ميگيرم
اگر بغضى دارى بشكن
فريادبزن
....
از آن دورها چقدر قوى بنظر ميرسى
از آن دور ها .....
@teethseven
