en
Feedback
کانال کیوان پهلوان

کانال کیوان پهلوان

Open in Telegram

@keyvanpahlavan تماس با من

Show more
525
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
Repost from شرق
🔺 در وضعیت جنگی پاکستان و افغانستان، اینترنت دچار اختلال نشد 🔹بررسی رسانه‌های منطقه‌ای و داده‌های نهادهای رصد اینترنت نشان می‌دهد تاکنون گزارشی از قطع سراسری یا اختلال گسترده اینترنت در دو کشور منتشر نشده و شبکه‌های ارتباطی به‌طور کلی فعال مانده‌اند. /سیتنا @sharghdaily sharghdaily.com

گاردین با استناد به یادداشتی که به آن دست یافته است، گزارش داد وزیر خارجه آمریکا به روسای نمایندگی‌ها و سفارتخانه‌های ایالات
گاردین با استناد به یادداشتی که به آن دست یافته است، گزارش داد وزیر خارجه آمریکا به روسای نمایندگی‌ها و سفارتخانه‌های ایالات متحده در خاورمیانه دستور داده است از اظهارنظرهایی که می‌تواند تنش‌ها را تشدید کرده و فشار ترامپ بر جمهوری اسلامی را تضعیف کند، خودداری کنند. https://iranintl.com/202602273838

چپ‌هراسی ؛ آخرین سنگر بی‌استدلالی قاسم قره داغی در فضای سیاسی امروز، واژه «چپ» به شکلی عجیب و نگران‌کننده از یک مفهوم نظری و تاریخی به یک ناسزا تقلیل یافته است. این تقلیل، بیش از آنکه درباره چپ چیزی بگوید، درباره بحران فهم سیاسی ماست. ما با نسلی از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم که خود را دشمن استبداد می‌دانند، اما در زبان و روش، همان سازوکار حذف و تحقیر را بازتولید می‌کنند. هر مخالفتی که با روایت مسلط آن‌ها همخوان نباشد، به سرعت «چپ» خوانده می‌شود؛ فقط به‌عنوان برچسبی برای بی‌اعتبارسازی. مسئله این نیست که همه جریان‌های چپ بی‌نقص بوده‌اند. تاریخ قرن بیستم، از اقتدارگرایی شوروی تا تجربه‌های شکست‌خورده سوسیالیسم دولتی، پرونده‌ای پیچیده و گاه تاریک پیش روی ما می‌گذارد. اما آنچه امروز رخ می‌دهد، نقد مستند آن تجربه‌ها نیست؛ بلکه تحریف یک سنت فکری چندصدساله و فروکاستن آن به یک فحش خیابانی است. این رفتار، نشانه نخواندن تاریخ است، نه نشانه عمق تحلیل. تناقض وقتی عریان‌تر می‌شود که می‌بینیم بسیاری از کسانی که «چپ» را ناسزا می‌دانند، خود در کشورهایی زندگی می‌کنند که ستون‌های اصلی نظم اجتماعی‌شان بر دوش جنبش‌های کارگری و احزاب سوسیال‌دموکرات بنا شده است؛ کشورهایی چون کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه یا بریتانیا. ساختار دولت رفاه، بیمه‌های اجتماعی، نظام‌های درمان همگانی، آموزش عمومی گسترده، قوانین ضدتبعیض و حقوق کار، حاصل توافق نخبگان سرمایه‌دار نبود؛ بلکه نتیجه‌ی دهه‌ها اعتصاب، زندان، سرکوب و مبارزه نیروهایی بود که در زمان خود «چپ» نامیده می‌شدند. این دستاوردها از آسمان نیفتاده‌اند. هشت ساعت کار در روز، تعطیلات آخر هفته، مرخصی با حقوق، حداقل دستمزد، بیمه بیکاری، بازنشستگی، ممنوعیت کار کودکان، ایمنی محیط کار، حق اعتصاب و حق تشکیل اتحادیه، همگی محصول کشمکش‌های سخت اجتماعی بوده‌اند. آموزش عمومی و دانشگاه‌های یارانه‌ای، واکسیناسیون سراسری، درمان همگانی، مسکن اجتماعی، مالیات تصاعدی بر ثروت‌های کلان و مهار انحصار شرکت‌های بزرگ، همه در بستر منازعه میان سرمایه و کار شکل گرفته‌اند. حتی بسیاری از حقوق مدنی که امروز بدیهی می‌پنداریم – از حق رأی عمومی طبقات کارگر و زنان تا قوانین ضدتبعیض نژادی و جنسیتی – بدون فشار جنبش‌های عدالت‌خواه به رسمیت شناخته نمی‌شدند. عجیب آنجاست که ما از بیمه بیکاری استفاده می‌کنیم، از درمان عمومی بهره می‌بریم، از آزادی تجمع دفاع می‌کنیم و از حقوق اقلیت‌های جنسی در غرب سود می‌بریم، اما همزمان «چپ» را منشأ ویرانی معرفی می‌کنیم؛ گویی این ساختارها محصول خیرخواهی ذاتی بازار آزاد یا لطف دولت‌های محافظه‌کار بوده است. این دوگانگی، فقط یک تناقض نظری نیست؛ نشانه نوعی گسست آگاهی تاریخی است. در سطحی عمیق‌تر، ما با بحران فهم طیف‌های سیاسی روبه‌رو هستیم. تجربه شخصی ما در بحث‌های روزمره نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که دیگران را «چپ» خطاب می‌کنند، خود در عمل از سیاست‌های بازتوزیعی، حمایت‌های اجتماعی و محدودسازی قدرت سرمایه دفاع می‌کنند؛ یعنی دقیقاً همان مؤلفه‌هایی که در ادبیات علوم سیاسی در حوزه چپ می‌گنجند. هنگامی که آن‌ها را به انجام آزمون تعیین گرایش سیاسی هدایت می‌کنیم، نتایج غافلگیرکننده است. برخی با تعجب سکوت می‌کنند، برخی نتیجه را انکار می‌کنند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد مسئله، نه صرفاً اختلاف نظر، بلکه ناآگاهی از جایگاه واقعی خود در نقشه سیاست است. برچسب «چپول» در این میان، بیش از آنکه حمله به یک جریان فکری باشد، ابزار ساده‌سازی ذهنی است؛ روشی برای فرار از گفت‌وگوی پیچیده. ما به جای آنکه درباره نسبت دولت و بازار، عدالت و آزادی، دین و سیاست یا مدل‌های توسعه بحث کنیم، به یک واژه تحقیرآمیز پناه می‌بریم. این همان منطق دوگانه‌سازی است که هر نظام تمامیت‌خواهی برای حذف مخالف به کار می‌برد: یا با ما، یا علیه ما. اگر ما واقعاً مخالف جمهوری اسلامی و هر شکل از دیکتاتوری هستیم، باید نخست این منطق را در زبان و ذهن خود بشکنیم. نقد چپ، ضروری و مشروع است. همان‌گونه که نقد راست، لیبرالیسم یا سلطنت‌طلبی نیز ضروری است. اما نقد، با فحاشی تفاوت دارد. نقد، بر پایه مطالعه و تحلیل تاریخی استوار است؛ فحاشی، بر پایه خشم و هویت‌سازی. ما اگر مدعی بلوغ سیاسی هستیم، باید بتوانیم هم از خطاهای تاریخی جریان‌های چپ سخن بگوییم و هم سهم آن‌ها را در گسترش حقوق اجتماعی انکار نکنیم. حذف یکی به سود دیگری، تحریف تاریخ است. اگر قرار است آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید از شرم ناآگاهی عبور کنیم و پیش از هر برچسبی، تاریخ بخوانیم. بسیاری از بدیهیاتی که امروز با آن زندگی می‌کنیم، نتیجه خون و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده می‌شدند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه شجاعت سیاسی، بلکه بی‌انصافی تاریخی است.                                          🔗https://t.me/sehgaln

چپ‌هراسی ؛ آخرین سنگر بی‌استدلالی قاسم قره داغی در فضای سیاسی امروز، واژه «چپ» به شکلی عجیب و نگران‌کننده از یک مفهوم نظری و تاریخی به یک ناسزا تقلیل یافته است. این تقلیل، بیش از آنکه درباره چپ چیزی بگوید، درباره بحران فهم سیاسی ماست. ما با نسلی از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم که خود را دشمن استبداد می‌دانند، اما در زبان و روش، همان سازوکار حذف و تحقیر را بازتولید می‌کنند. هر مخالفتی که با روایت مسلط آن‌ها همخوان نباشد، به سرعت «چپ» خوانده می‌شود؛ فقط به‌عنوان برچسبی برای بی‌اعتبارسازی. مسئله این نیست که همه جریان‌های چپ بی‌نقص بوده‌اند. تاریخ قرن بیستم، از اقتدارگرایی شوروی تا تجربه‌های شکست‌خورده سوسیالیسم دولتی، پرونده‌ای پیچیده و گاه تاریک پیش روی ما می‌گذارد. اما آنچه امروز رخ می‌دهد، نقد مستند آن تجربه‌ها نیست؛ بلکه تحریف یک سنت فکری چندصدساله و فروکاستن آن به یک فحش خیابانی است. این رفتار، نشانه نخواندن تاریخ است، نه نشانه عمق تحلیل. تناقض وقتی عریان‌تر می‌شود که می‌بینیم بسیاری از کسانی که «چپ» را ناسزا می‌دانند، خود در کشورهایی زندگی می‌کنند که ستون‌های اصلی نظم اجتماعی‌شان بر دوش جنبش‌های کارگری و احزاب سوسیال‌دموکرات بنا شده است؛ کشورهایی چون کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه یا بریتانیا. ساختار دولت رفاه، بیمه‌های اجتماعی، نظام‌های درمان همگانی، آموزش عمومی گسترده، قوانین ضدتبعیض و حقوق کار، حاصل توافق نخبگان سرمایه‌دار نبود؛ بلکه نتیجه‌ی دهه‌ها اعتصاب، زندان، سرکوب و مبارزه نیروهایی بود که در زمان خود «چپ» نامیده می‌شدند. این دستاوردها از آسمان نیفتاده‌اند. هشت ساعت کار در روز، تعطیلات آخر هفته، مرخصی با حقوق، حداقل دستمزد، بیمه بیکاری، بازنشستگی، ممنوعیت کار کودکان، ایمنی محیط کار، حق اعتصاب و حق تشکیل اتحادیه، همگی محصول کشمکش‌های سخت اجتماعی بوده‌اند. آموزش عمومی و دانشگاه‌های یارانه‌ای، واکسیناسیون سراسری، درمان همگانی، مسکن اجتماعی، مالیات تصاعدی بر ثروت‌های کلان و مهار انحصار شرکت‌های بزرگ، همه در بستر منازعه میان سرمایه و کار شکل گرفته‌اند. حتی بسیاری از حقوق مدنی که امروز بدیهی می‌پنداریم – از حق رأی عمومی طبقات کارگر و زنان تا قوانین ضدتبعیض نژادی و جنسیتی – بدون فشار جنبش‌های عدالت‌خواه به رسمیت شناخته نمی‌شدند. عجیب آنجاست که ما از بیمه بیکاری استفاده می‌کنیم، از درمان عمومی بهره می‌بریم، از آزادی تجمع دفاع می‌کنیم و از حقوق اقلیت‌های جنسی در غرب سود می‌بریم، اما همزمان «چپ» را منشأ ویرانی معرفی می‌کنیم؛ گویی این ساختارها محصول خیرخواهی ذاتی بازار آزاد یا لطف دولت‌های محافظه‌کار بوده است. این دوگانگی، فقط یک تناقض نظری نیست؛ نشانه نوعی گسست آگاهی تاریخی است. در سطحی عمیق‌تر، ما با بحران فهم طیف‌های سیاسی روبه‌رو هستیم. تجربه شخصی ما در بحث‌های روزمره نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که دیگران را «چپ» خطاب می‌کنند، خود در عمل از سیاست‌های بازتوزیعی، حمایت‌های اجتماعی و محدودسازی قدرت سرمایه دفاع می‌کنند؛ یعنی دقیقاً همان مؤلفه‌هایی که در ادبیات علوم سیاسی در حوزه چپ می‌گنجند. هنگامی که آن‌ها را به انجام آزمون تعیین گرایش سیاسی هدایت می‌کنیم، نتایج غافلگیرکننده است. برخی با تعجب سکوت می‌کنند، برخی نتیجه را انکار می‌کنند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد مسئله، نه صرفاً اختلاف نظر، بلکه ناآگاهی از جایگاه واقعی خود در نقشه سیاست است. برچسب «چپول» در این میان، بیش از آنکه حمله به یک جریان فکری باشد، ابزار ساده‌سازی ذهنی است؛ روشی برای فرار از گفت‌وگوی پیچیده. ما به جای آنکه درباره نسبت دولت و بازار، عدالت و آزادی، دین و سیاست یا مدل‌های توسعه بحث کنیم، به یک واژه تحقیرآمیز پناه می‌بریم. این همان منطق دوگانه‌سازی است که هر نظام تمامیت‌خواهی برای حذف مخالف به کار می‌برد: یا با ما، یا علیه ما. اگر ما واقعاً مخالف جمهوری اسلامی و هر شکل از دیکتاتوری هستیم، باید نخست این منطق را در زبان و ذهن خود بشکنیم. نقد چپ، ضروری و مشروع است. همان‌گونه که نقد راست، لیبرالیسم یا سلطنت‌طلبی نیز ضروری است. اما نقد، با فحاشی تفاوت دارد. نقد، بر پایه مطالعه و تحلیل تاریخی استوار است؛ فحاشی، بر پایه خشم و هویت‌سازی. ما اگر مدعی بلوغ سیاسی هستیم، باید بتوانیم هم از خطاهای تاریخی جریان‌های چپ سخن بگوییم و هم سهم آن‌ها را در گسترش حقوق اجتماعی انکار نکنیم. حذف یکی به سود دیگری، تحریف تاریخ است. اگر قرار است آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید از شرم ناآگاهی عبور کنیم و پیش از هر برچسبی، تاریخ بخوانیم. بسیاری از بدیهیاتی که امروز با آن زندگی می‌کنیم، نتیجه خون و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده می‌شدند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه شجاعت سیاسی، بلکه بی‌انصافی تاریخی است.                                          🔗https://t.me/sehgaln

شاهزاده رضا پهلوی با نمایندگان اقوام ملی‌گرای ایران دیدار و گفت‌وگو کرد و گفت: «خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است.» همزمان بیش از ۷۰ روشنفکر در بیانیه‌ای نوشتند دیدار داریوش آشوری با شاهزاده رضا پهلوی نیم‌قرن فاصله کاذب میان روشنفکران و پهلوی را فرو ریخت. گفت‌وگو با نوید محبی، تحلیل‌گر سیاسی و ناصر کرمی، نویسنده و فعال سیاسی @iranintltv

شعر مخمس ⁦▫️⁩با صدا و آواز غلامعلی تیموری ⁦▫️⁩ معروف به بسمل باخرزی @dootari

▪️به مناسبت هفتمین روز از درگذشت غلامعلی تیموری معروف به بسمل باخرزی ایشان در سال 1313در روستای گندم شاد از توابع شهرستان تای
▪️به مناسبت هفتمین روز از درگذشت غلامعلی تیموری معروف به بسمل باخرزی ایشان در سال 1313در روستای گندم شاد از توابع شهرستان تایباد خراسان بزرگ چشم به جهان گشود . وی در همانجا تحصیل را شروع کرد، اما به دلایل متعددی آن را ناتمام گذاشته و به انواع کارها از جمله خشت گل کاری روی می آورد. ایشان سپس به روستای نصرت آباد مهاجرت کرده و به کشاورزی پرداخت و در همان حال اشعار خود را هم میسرایید. بسمل باخرزی به علت عوارض ناشی از سکته مغزی در سن ۹۱ سالگی درگذشت و در زادگاهش، روستای گندم‌ شاد، به خاک سپرده شد. از غلامعلی تیموری آثاری چـون دیـوان شـعر « بسمل در مسیل عشق»، «عشق نامراد» و « جام آرزو» بجای مانده. @dootari

موسسۀ اسپکتیتور: انتخاب خامنه‌ای جنگ است، چون بخت بقای بیشتری برایش دارد تا تسلیم علی خامنه‌ای مذاکره با ترامپ (با شروط سخت م
موسسۀ اسپکتیتور: انتخاب خامنه‌ای جنگ است، چون بخت بقای بیشتری برایش دارد تا تسلیم علی خامنه‌ای مذاکره با ترامپ (با شروط سخت مانند توقف کامل غنی‌سازی، تحویل ذخایر اورانیوم، محدودیت موشکی و قطع حمایت از تروریسم) را تهدید وجودی بزرگتری برای رژیم می‌داند تا یک درگیری نظامی مستقیم. او ترجیح می‌دهد با راهبرد «تاب‌آوری نامتقارن» یعنی تحمل خسارات سنگین، اما وارد کردن درد کافی به آمریکا (مانند کشتن آمریکایی‌ها و فشار سیاسی)، مقاومت کند تا واشنگتن را مانند مورد بمبگذاری بیروت ۱۹۸۳، وادار به عقب‌نشینی نماید. خامنه‌ای باور دارد که آمریکا فاقد صبر طولانی‌مدت برای جنگ است و رژیم می‌تواند با زنده ماندن «پیروز» شود، حتی اگر ضربه بخورد. در حالی که هر توافقی با شروط ترامپ را نوعی «تغییر رژیم نرم» می‌بیند که میراث ایدئولوژیک او را نابود می‌کند. رژیم هم‌اکنون در حال برنامه‌ریزی برای شرایط جنگی و جانشینی پس از خامنه‌ای و نیز سرمایه‌گذاری بر روی نیروی سرکوب است. زیرا می‌داند که شاید از جنگ جان سالم به در ببرد، اما از خشم مردم نه. ❌

Repost from دماوند
لطف‌الله دژکام، امام جمعه شیراز: هر مذاکره‌ای به معنای رسیدن به نتیجه مطلوب نیست اما گاهی تا مذاکره نشود، گزینه بعدی که جنگ ا
لطف‌الله دژکام، امام جمعه شیراز: هر مذاکره‌ای به معنای رسیدن به نتیجه مطلوب نیست اما گاهی تا مذاکره نشود، گزینه بعدی که جنگ است روی میز باقی می‌ماند. همانطور که رئیس مجلس و مسئولان ارتش اعلام کردند، گزینه بعدی ما روی میز است و ترس هم کسی را فرانگرفته است! T.me/irdamavand

ما قوم و خویش هم هستیم و خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است. ما متعهدیم در یک ایران یکپارچه و دموکراتیک، در سایه حاکمیت قانون و پرچم شیروخورشید، به هرگونه تبعیضی پایان دهیم و آزادی‌های فردی و برابری شهروندان در برابر قانون را تضمین کنیم. ما برای آزادی و امنیت ایران ایستاده‌ایم. پیام به هم‌میهنان همراه با نمایندگان «کنگره اقوام ملی‌گرای ایران» @OfficialRezaPahlavi

Repost from دماوند
آیت‌الله عباس کعبی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری: نظام مقدس اسلامی قابلیت‌های فراوانی برای مقابله با دشمنی‌های شیطانی آمر
آیت‌الله عباس کعبی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری: نظام مقدس اسلامی قابلیت‌های فراوانی برای مقابله با دشمنی‌های شیطانی آمریکا و اسرائیل دارد که تاکنون از آنها استفاده نکرده است و دشمن هم به خوبی از این قابلیت‌ها مطلع و وحشتزده است. در همین راستا شنیده‌ام که برخی علما و عرفا که دستی در کار دارند از رهبر معظم انقلاب درخواست کردند تا جواز استفاده از اجنه و شیاطین برای مقابله با دشمنان را صادر کنند اما رهبری هنوز در خصوص این مسئله تصمیم نگرفته‌اند! T.me/irdamavand

🔺ترامپ: شاید کوبا را دوستانه تصرف کنیم 🔹کوبا به تازه‌ترین هدف سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ تبدیل شده. او گفت: «شاید کوبا را به صورت دوستانه تصرف کنیم.»/ فارس

Repost from شرق
🔺دستمزد شش ‌روزه، زندگی سی‌ روزه 🔹ریحانه جولایی: دستمزد شش ‌روزه برای زندگی سی ‌روزه و همین موضوع یعنی با یک بحران جدی مواجه هستیم. سبد معیشت از ۶۵ میلیون گذشته و هزینه خوراک به ۲۵ میلیون رسیده، اما دریافتی بسیاری از کارگران حتی به ۱۵ میلیون تومان هم نمی‌رسد. 🔹وقتی اجاره تا ۶۰ درصد درآمد را می‌بلعد، حق مسکن‌هایی که کارگران دریافت می‌کنند بیشتر شبیه شوخی است. اجرای بند دوم ماده ۴۱ قانون کار و همسان ‌سازی مزد با سبد معیشت، یک مطالبه قانونی و حیاتی است و حمایت جمعی، حداقل عدالت است. @sharghdaily sharghdaily.com

🎧نسخه صوتی حرف آخر با پوریا زراعتی - آغاز عملیات با خنثی‌سازی سران @iranintlTV

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید پس از بیش از شش ماه قطع دسترسی به تاسیسات هسته‌ای ایران، دیگر نمی‌تواند ذخایر اورانیوم تهران را دقیق حسابرسی یا صلح‌آمیز بودن برنامه اتمی جمهوری اسلامی را تضمین کند؛ هشداری بسیار مهم در واپسین روزهای ضرب‌الاجل ترامپ. آرین ریسباف گزارش می‌دهد. @iranintltv