معیننامک | معین پایدار
Open in Telegram
دربردارندهٔ معیننوشتهها و معینپسندهها «معیننامک» کانال رسمیام است کانال اصلیام «خاطرنشان» است: https://t.me/khaterneshan24 ارتباط با من: @paydarmoeen
Show more1 113
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1330 days
Posts Archive
Repost from زُروان | Zurvān
• سنگنگارهٔ میترا؛ کشتن گاو و زایش دوبارهٔ گیتی
این سنگنگارهٔ مرمرین، کشتن گاو را نشان میدهد؛ رخدادی که در کانون آیین میترا، ایزد روشنایی، جای دارد و در چند صد سنگنگاره به گونهای یکسان بازنمایی شده است. میترا گاو را درون غاری بر زمین میافکند، ولی سر خود را رو به بالا گرفته و چشم به راه نشانهای برای کشتن آن است. این نشانه را کلاغ میآورد که از نگارهٔ آن در این سنگنگاره تنها چنگالهایش بر روی ردای میترا بر جای مانده است. در این میان، جانوران به گونهای نمادین از گاو در حال مرگ بهره میبرند. سگ و مار از خون گاو مینوشند و کژدم با چنگالهای خود به سوی بیضههای گاو میرود. از پایان دم گاو نیز خوشههای گندم میرویند. همهٔ این پیکرهها در کنار هم بخشی از داستان و باور نهفته در این نگاره را بازمینمایانند. این چهرهپردازی، توان ایزد روشنایی را نشان میدهد؛ ایزدی که با کشتن گاو، نظمی نو برای گیتی پدید میآورد. در همین هنگام، چرخهٔ مرگ و زایش دوباره نیز در نگاره بازتاب یافته است؛ از این رو مرگ گاو تنها پایان زندگی آن نیست، بلکه با رویش گندم و زایش دوباره پیوند دارد. آیین رازآمیز میترا از جهان ایزدان ایران پدید آمد و میترا در امپراتوری روم به یکی از پرستیدهشدهترین ایزدان بدل شد. این آیین بهویژه در سدههای دوم و سوم پس از زایش مسیح گسترش یافت و در بخشهای باختری امپراتوری روم رواج بسیاری پیدا کرد.@Zuurvan
نوشتهسنجی تا پایان شهریور برقرار است:
روزهای زوج
ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۰۰
گوگلمیت
امشب شروع میکنیم.
لطفاً ثبتنامتان را به دقایق پایانی موکول نفرمایید که فی التأخیر آفات!
.
✍🏻 شب، داستان، شبداستان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ خوش داریم در این شبهای تابستان، و شاید سپس در پاییز و زمستان، محفل داستانخوانی برگزاریم. نام این محفلها را «شبداستان» میگذاریم.
⚜️ داستانها را وسواسگونه و هدفمندانه برمیگزینیم تا در کنار وبینارها و محفلها و کلاسهای دیگر، خُردخُردک منظومهای نگرمند و معنادار بسازیم.
⚜️ هدفمان التذاذِ بیشینه از این خوراک روحی است؛ پس هر آنچه از این لذت بکاهد یا آن را بزداید، بیرحمانه هرس میکنیم، حتی روند معیّن اجرا را.
⚜️ اما برای افزایش لذت هم که شده، چیزی در مقام چاشنی به آن خوراک میافزاییم؛ فرضاً گریز به زمانهٔ بستر داستان یا سرگذشت نویسندهٔ آن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 نخستین داستانِ شبداستان:
قمارباز اثر فیودور داستایفسکی
⚜️ قمارباز فقط دربارهٔ قمار نیست
نمایش تناقضات رفتار آدمی است
داستان وسوسه و ناکامی است
وصف سازوکار بردگی روانی است
🔅 کتاب مرجع خودمان قمارباز با ترجمۀ سروش حبیبی است؛ ولی ترجمههای دیگر مترجمان این کتاب را هم قبول داریم.
🔅 داشتن کتاب الزامی نیست؛ میتوانید داستان را صرفاً بشنوید و دربارهاش نظر دهید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 زمان برگزاری محفل:
هر شب ساعت ۲۲:۳۰ تا ۲۴:۰۰
از ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
🔰 بستر برگزاری محفل:
در گوگلمیت برگزار میشود.
🔰 محفلگردان: معین پایدار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 مبلغ ورودیهٔ محفل:
برای همگان رایگان
🔰 لطفاً برای ثبتنام یا هر گونه سؤال
فقط و فقط به این شناسه پیام دهید:
🆔 @kniranofficial
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 در پرسیدن سؤال یا درخواست ثبتنام
حتماً این ۲ مورد را بهدقت رعایت کنید:
۱. نام و نام خانوادگیتان را کامل بنویسید.
۲. واژۀ «قمارباز» را صراحتاً در پیامتان بیاورید.
🔰 نمونۀ یک درخواست ثبتنام استاندارد:
معین پایدار هستم. مایلم در محفل «قمارباز» ثبتنام کنم.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔰 ضمناً خوشحالمان میکنید اگر... این فرسته را برای دوستانی که گمان میکنید شاید این محفل برایشان جالب باشد بفرستید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔰 معین پایدار 🆔 @moeennaamak
✍🏻 ریشه، پایه، ستاک
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ اگر پای حرفهای تخصصی زبانشناسان بنشینید، احتمالاً اصطلاحاتی را از آنان میشنوید که یا اساساً آنها را نشنیدهاید یا شنیدهاید ولی با آنچه قبلاً آموختهاید نامنطبق میبینید.
⚜️ در حوزۀ واژشناسی، سه اصطلاح «ریشه» و «پایه» و «ستاک» بنیادین و پرکاربردند؛ البته زبانشناسان تعریفهای گوناگون ولی کماختلاف و نزدیکِهم ارائه دادهاند.
ریشه (root): هر نوع عنصر واژگانی که هنوز هیچ وندی، چه تصریفی چه اشتقاقی، به خود نپذیرفته است
نمونه: کتاب، زیرک، خور (ریشۀ ناگذشته)، گفت (ریشۀ گذشته)
ستاک (stem): هر صورتی از واژه، پیش از دریافت وند تصریفی
نمونه: کتاب، زیرک، خور (ستاک ناگذشته)، گفت (ستاک گذشته)، دیده، هوشمندانه، خوشبرخورد
پایه (base): هر نوع تکواژ آزاد (صرفِنظر از وندهایش) که ظرفیت پذیرش وند داشته باشد
نمونه: واژههای «برادر» و «برادری» و «برادرها» پایهاند؛ زیرا ظرفیت پذیرش وندهایی مانندِ «ــَم» و «ـها» و «(ی)ـَم» را دارند.
⚜️ با توجه به تعریفها و نمونههای بالا، میتوان چنین استنباط کرد:
۱. هر ریشهای میتواند ستاک و پایه باشد؛ ولی هر ستاک و پایهای نمیتواند ریشه باشد.
۲. هر ستاکی میتواند پایه باشد؛ ولی هر پایهای نمیتواند ستاک باشد.
⚜️ شایان یادآوری است که تعریفها و نمونههای این اصطلاحها بر اساس زبانشناسیِ همزمانی است و در زبانشناسیِ دَرزمانی، تعریف و نمونههای «ریشه» با آنچه در بالا آمده، تا حدودی متفاوت است.
🔏 منبع تعریفها و نمونهها (با اندکی تصرف):
مبانی زبانشناسی، نوشتۀ جلال رحیمیان، انتشارات دانشگاه شیراز، ص ۹۰ و ۹۳ و ۹۴.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
Repost from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
سیزدهم شهریورماه، زادروز علیرضا شاپور شهبازی
شهبازی یکی از دانایان ایران بود که روزگار ایران باستان- مخصوصاً عصر هخامنشی- را نیکو میشناخت و دربارۀ آن دوره تجربۀ میدانی، دید جهانی و آگاهی وسیع داشت.
شهبازی زادۀ سال ۱۳۲۱ بود و از مردم فارس. ابتدا در ایران درس خواند و سپس در لندن. پس از آن در دانشگاه شیراز تدریس کرد. در آن دوره بود که راهنمای خوبی برای تخت جمشید نوشت (چند بار به چاپ رسیده). کتابی هم از او در سال ۱۳۵۱ با نام شاهنشاهان و سنتهای ایرانیان منتشر شد. سال بعد کتاب بهتری بهعنوان نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی بنابر حجاریهای تخت جمشید به قلم او پدیدار شد.
شهبازی فریفتۀ تخت جمشید بود و چندی خدمتگزار رسمی آن. روزگار و عمرش بر سر هخامنشیان مصروف شد. ماندگاری نام او در زمینۀ تاریخ تتبعات ایرانی موجب سرافرازی است.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۴۳۸-۱۴۳۹]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Repost from نشر اسب
📖 سرگذشت ماشینتحریر من
✍️ پال آستر
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
مقدمهی مترجم
نخستین بار که سرگذشت ماشینتحریر من را خواندم، حکم تلنگری را برایم داشت که وادارم کرد درنگ کنم و در این دنیای دیجیتالی سرسامآور به تماشای آهستگی بنشینم. پال آستر یادم آورد که چهطور گاهی یک ابزار بیجان حکم رفیقی همیشگی را پیدا میکند. یادم آورد من هم وقتی رایانهام خراب شد اشک ریختم، چون احساس میکردم دوستی را از دست دادهام و باید بیشتر هوایش را میداشتم. سرگذشت ماشینتحریر من روایتی است از بیستوشش سال رفاقت و وفاداری؛ حکایت شیئی که در گذر سالها جان میگیرد و در برابر فراموشی مقاومت میکند، پابهپای نویسنده میماند و بار سنگین خاطرات او را به دوش میکشد.
سرگذشت ماشینتحریر من (به همراهی سَم مِسِر)
پس از سه سال و نیم به خانهام در آمریکا برگشتم. ژوئیهی ۱۹۷۴ بود. همان عصر روز اول وقتی در نیویورک چمدانهایم را باز میکردم، دیدم هرمس، ماشینتحریر کوچکم، نابود شدهاست. قابش شکسته و کلیدهایش آنقدر لهولورده و کجومعوج شده بود که دیگر هیچ امیدی نداشتم برای تعمیرش.
👁 ادامهی این جستار را در وبگاه اسب بخوانید.
#ناداستان #جستار #پال_آستر #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #ماشینتحریر #نویسندگی #نویسنده #خاطرات
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
Repost from نشر اسب
🐎
نشر اسب
خانهی کتابهایی است
که نباید گم شوند.
با ما همراه شوید
و با دستبهدست کردن داستانهای خوب
لذت کشفشان را دوچندان کنید.
به نشر اسب بپیوندید:
✈️ کانال: t.me/asb_pub
👥 گروه: t.me/asb_pub_group
💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact
🌐 وبگاه: asbpub.ir
🙂 همکاری: asbpub.ir/collab
❤️ حمایت: asbpub.ir/support
👤 ایمیل: asbpub.official@gmail.com
اصلاحیه:
در این نظرسنجی، «باستان» را سهواً «صفت» نامیدهام، حالآنکه «اسم» است و صفت نیست.
البته این سهو در پاسخها هیچ اثری ندارد؛ اما بههرحال واجب بود که خطایم را اطلاع دهم و اصلاح کنم.
✍🏻 «آسمانخراش» و روش گردهبرداری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ سوم سپتامبر سالروز جهانی skyscraper است. این روز غیررسمی است و بهسبب زادروز لوئیس سالیوان (Louis H. Sullivan)، معمار برجستهٔ آمریکایی و پیشگام معماری این پدیده، انتخاب شده است. او در ۳ سپتامبر ۱۸۵۶ متولد شده است.
🔰 در فارسی، برابر skyscraper واژۀ «آسمانخراش» را برساختهاند. دو نکتۀ واژگانی دربارۀ این واژه شایان اشاره است:
1️⃣ برساختِ آسمانخراش برابرِ skyscraper با استفاده از روش «گردهبرداری» صورت گرفته است. گردهبرداری یکی از روشهای واژهگزینی است. در جزوۀ اصول و ضوابط واژهگزینی فرهنگستان آمده است:
در این روش، معادلیابی با توجه به ساختارِ اصطلاحِ بیگانه صورت میگیرد، به این معنی که در مقابلِ هر جزءِ معنیدارِ اصطلاحِ بیگانه، یک جزءِ معنیدار در زبان فارسی قرار داده میشود.⚜️ در ادامه، چند واژۀ دیگری را میبینیم که با استفاده از روش گردهبرداری ساخته شدهاند: بلندگو (loudspeaker) سیبزمینی (pomme de terre) تراکُنِش (transaction) راهآهن (chemin de fer) زبانگنجشک (لِسانُ الْعُصْفور) گاوزبان (لِسانُ الثّور) 2️⃣ ساختار واژگانیِ skyscraper و آسمانخراش بهلحاظ مقابلهای چنین است: (sky: آسمان) + (scrap: خراش | + -er: -) ⚜️ چنانکه میبینیم، گویا در آسمانخراش، واژی برابرِ پسوندِ er قرار ندادهاند؛ اما چنین نیست؛ زیرا آسمانخراش از نظر ساختارِ واژگانی، اصطلاحاً «مُرکّب مقلوب مُرخّم» است. ـ چرا مرکب؟ ـ چون از دو جزءِ با معنای مستقل درست شده است. ـ چرا مقلوب؟ ـ چون ترتیب اجزایش برعکس شده است. ـ چرا مرخم؟ ـ چون فرض بر این است که «خراش» در اصلْ «خراشنده» بوده و «-َنده» از آخرش حذف شده است. ⚜️ بنابراین «آسمانخراش» در اصلْ «خراشندۀ آسمان» بوده که اول مقلوب (آسمانخراشنده) و سپس مرخم (آسمانخراش) شده است. ⚜️ ساختارِ واژگانیِ «مرکب مقلوب مرخم» در فارسی بسیار فراوان و زایاست. در ادامه، شماری از واژههایی را میبینیم که با این ساختار منطبقاند: گُلفروش (فروشندۀ گُل ـ گُلفروشنده) چاقوساز (سازندۀ چاقو ـ چاقوسازنده) کتابخوان (خوانندۀ کتاب ـ کتابخواننده) دعانویس (نویسندۀ دعا ـ دعانویسنده) آدمکُش (کُشندۀ آدم ـ آدمکُشنده) سنتورنواز (نوازندۀ سنتور ـ سنتورنوازنده) دروغگو (گویندۀ دروغ ـ دروغگوینده) 🔏 توضیح مفهوم «گردهبرداری» و شماری از نمونههای آن را از اینجا برگرفتهام: جزوۀ اصول و ضوابط واژهگزینی، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه واژهگزینی)، ویرایش سوم (خرداد ۱۳۸۸) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔰 معین پایدار 🆔 @moeennaamak
با توجه به اینکه تمدنهای «سومر» و «بابِل» و «آشور» فقط در دوران «باستان» بودهاند و دوران فرضاً «میانه» یا «مدرن/معاصر» ندارند، در عبارات «سومر باستان» و «بابِل باستان» و «آشور باستان»، آیا صفت «باستان» را حشو میدانید؟
Repost from دژنپشت
.
شغل من «سیاست»
۱۲ شهریور ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
نصرت الدوله فیروز شاهزادهای قجری بود که دوست داشت او را صاحب قدرت بشناسند و بدانند در کارهای بزرگ مملکتی دست دارد. هر مال و ثروتی که داشت، یا از پدرش به او رسیده بود، خرج این آرمان کرد. جامه خوب گرانبها میپوشید و در هر حالی که بود خودش را چنان وامینمود که از قدرت سیاسی برخوردار است و بدینروی، بر هر کار تواناست.
وقتی سر و کارش به دادگاه هم افتاد موقع دفاعیاتش چنان سخن میگفت که گویی بر کرسی وزارت نشسته.
چون دادگاه از او پرسید: شغل شما چیست؟
پاسخ داد: «سیاست»!
این پاسخ شاهزاده نصرتالدوله در محیط آن روز پیچید و سرفصلی شد در اندیشه سیاسی و هم در کار سیاسی.
امروز زیاد هستند کسانی که گمان دارند کار سیاسی میکنند. اما خیال میبافند، و واقعش آن است که با خواندن خبرها شوری در سر ایشان میافتد و خود را سهیم در قدرت و دارای شخصیت سیاسی میپندارند.
بهترین تعبیر برای شناختن مدعیان سیاست امروز آن است که گفته شود خبرخوانهایی هستند، و چون خبر میخوانند خود را مجاز میبینند در باره مسایل عالم غامض و پوشیده سیاست اظهارنظر کنند.
امروز رسانه، از انحصار به در آمده و هر کس با برخورداری از اینترنت صاحب رسانه شده.
رسانههای بزرگ هم که پیدرپی با دوستان و همدستههای خود تحت عنوان تحلیلگر سیاسی مصاحبه میکنند به این وهم دامن میزنند که هر پیادهای خود را از یکهسواران عالم سیاست بپندارد.
تحلیلگر سیاسی، کارشناس سیاست ایران، تحلیلگر مسایل بینالمللی و ... عنوانهایی است که به این دون کیشوتها میدهند.
کسی که سیاست، تاریخ، جغرافیا، فلسفه سیاسی، و ... نخوانده، نظریههای تاریخ و سیاست را نشنیده و نخوانده، و در یک کلام عالم را و آدم را نشناخته؛ و بیشترین کاری که کرده خواندن چند خبر بر صفحههای دنیای مجازی بوده، چگونه ممکن است عنصر سیاسی شمرده شود؟
سیاست جز آن که عالمی نظری دارد، عالمی بزرگتر دارد که عالم اجرا است. و آن عالمی است که جز مرد دانای کهن را بدان راه نیست.
از آن روز که نصرتالدوله این گزاره را بر زبان راند، چیزی بر اندوختههای زبان فارسی افزود تا بشود گفت سیاست شغل است. اما نه شغل هر دونکیشوت! یا هر که چند ورق خبر خوانده باشد.
به مطالعه نیاز داریم. بیش از هر شغل و هر گمان و وهم، نیاز داریم بخوانیم، بدانیم؛ و کنار دست بزرگان کارآموزی کنیم.
در این مملکت داراییهای انسانی ما قربانی سیاست شده و میشود: هر مهندس، پزشک، معمار و... سیاست، پیشه کردهاند! کنشها و واکنشهایی که به نام سیاسی خوانده میشود همه از دانشکدهها و دانشگاههای فنی برمیخیزد. چنین است که راه مملکت گم میشود. بیایید دست از سیاست برداریم.
https://t.me/dejnepesht4000
در جلسهٔ قهوهٔ قجری قبلی (۱۰ شهریور ۱۴۰۵)
مفهوم «پارودی» را توضیح دادیم و متن پیدیاف بالا را بر اساس معیارهای پارودی تحلیل کردیم.
در جلسهٔ امروز، ادامهٔ متن کتاب جریدهٔ فریده را میخوانیم.
