en
Feedback
غریوِ دیوِ توفان

غریوِ دیوِ توفان

Open in Telegram

یه زن بود، یه زن.

Show more
329
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
"من مردم این شهر رو دوست دارم، چون یکی‌شون رو می‌شناسم." @haninevis

یادت طعم داشت. یادت زبانم را شور می‌کرد. یادت اشک بود. من قرن‌ها به یادت بودم و گریسته‌ام و حالا ماهی‌های غم در این آب شور، می‌افتند در تور فراموشی‌ها. ماهی‌های غم تمامی ندارند عزیزِ من، تا ابد هم فراموشی تور بیندازد و خشم قلاب، غمی از تو، غمی از من و غمی از ما همیشه زنده است. یادت اشک بود؛ چطور گریه نمی‌کردم؟ چطور گریه نکنم؟ ۰۲۱۰۲۳

کِی می‌رسد باران؟ @haninevis

یادم بود و چه یاد غم‌انگیزی. @haninevis

باید با من حرف می‌زدی من محتاجِ یک جمله بودم جمله‌ای از تو که مرا از آغوشِ زنجیرهای نَنوشتن، برَهاند. باید با من حرف می‌زدی تا چیزی می‌نوشتم کلیدِ ادامه‌ی زندگی، در حنجره‌ی تو بود در صدای تو تویی که در من، من را گُم کرده بودی. - محمد مرکبیان/ دو لک‌لک بی‌خواب

احتمالاً از هیچی.

دلم می‌خواد بنویسم اما نمی‌دونم از چی.

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا همیشه زهر فراقت همی‌ چشم بی تو - سعدی

پس چرا این‌قدر سخته؟

باورم نمی‌شه برای یک امتحان ترم ساده، از صبح دارم به این هشتمی‌ها می‌گم "عزیزم، نگران نباش". کاس نگرانی‌هام همین بود.

نمی‌شه از چاقو سوال کرد، فقط می‌شه دردش رو تحمل کرد. همین.

دردآوره و غم‌انگیزه. چیزی هنوز مذاب می‌شه و از منافذ پوستی‌م بیرون می‌زنه.

دلم تنگ شده.