کانون دابا
Open in Telegram
کانون دابا کسی که عشق نداند ز زمرهٔ ما نیست گروهِ ما همه یا عاشقند یا معشوق. ادمین: @kanoon_daba_admin لینک صفحهٔ اینستاگرام: https://instagram.com/kanoon_daba?igshid=q6vt5bl5bncz
Show more621
Subscribers
No data24 hours
-127 days
-1530 days
Posts Archive
621
Repost from N/a
دردِ عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست
شربتِ بیماریِ فرهاد را شیرین کنید
@boshr_e_hafi
621
Repost from N/a
گفتم که بعد از آن همه دل ها که سوختی
کس می خورد فریبِ تو؟ گفتا: هنوز هم
#رهی_معیری
@beshr_e_hafi
621
امروز تا ساعت ۱۶ نتایج مرحلهٔ دوم المپیادهای علمی ریاضی، زیستشناسی، نجوم و اخترفیزیک، کامپیوتر، اقتصاد و مدیریت، جغرافیا، شیمی، علوم زمین وادبی اعلام خواهد شد.
@kanoon_daba
621
Repost from کانون دابا
بر دوشِ خود بریز دو زلفِ سیاه را
بالا مبر ز خستهدلان دودِ آه را
در «بستِ طوسیِ» تو چه رنگی دویده است
کز لطف میخرند سپید و سیاه را
خورشید من! شبی به سرِ خود طواف کن
بر هم بزن معادلهٔ مهر و ماه را
در «صحنِ کهنه»، تازهبهتازه است روی تو
نو کن به جلوهای دل و جان تباه را
موسی(ع)، عصا به کف، به حریمِ تو پای زد
تا دید میخرند دل «مَن عَصاه» را
گر «صحن انقلاب» مرا منقلب نکرد
کج میکنم به گردنِ کج، تا تو راه را
کفرم مبارک است، به تبریکِ من بیا
چرخاندهام به سوی رضا قبلهگاه را
ایوانِ تو به کعبه تفاخر نمیکند
بر بنده، فخر، عیب بود پادشاه را
کفر مرا درآر و نشانِ جهان بده
رو کن که سجده کردهام آن بارگاه را
وقتِ ورود کفش سپارند خلق و ما
دادیم بوسه، کفشکَنِ کوی شاه را
زاهد تو را پسندد و رو بر خدا کند
یارب مکن نصیب کسی این گناه را
مالی نداشتم ولی از جستجوی تو
انداختم میانِ ضریحت نگاه را
دل گر ز زلف رفت، خط و خال او بجاست
گیرم که شب گذشت، چه سازم سپاه را؟
یک سوی عیش این منم و تو سوی دگر
سنجیدهام به کوه در این بزم کاه را
من در «رواق آینه» عکسم به طاق بود
دادند بر گدا به حریم تو جاه را
بینا و کور نزد تو یکسان کنند سیر
پُر کردهاند بر سر این چاه، راه را
در حرمتت که امر خدا نیز قائم است
دیدیم ایستاده سر پا اله را
تا عطر «یا رضا(ع)» نپرد از میان جان
دزدیده میکشم نفسِ گاه گاه را
تا از رجوع خلق مبادا شود ملول
دادی پناه از کرم خود، پناه را
روییده است «معنی» ما هم در این چمن
پامال خویش کن سر راه این گیاه را
#محمد_سهرابی
@kanoon_daba
621
Repost from کانون دابا
جایی که کوهِ خضر، به زحمت بایستد
شاعر، چگونه پیشِ تو راحت بایستد
نزدیک میشوم به تو، چیزی نمانده است
قلبم از اشتیاقِ زیارت بایستد
بانو سلام! کاش زمان با همین سلام
در آستانهٔ درِ ساعت بایستد
و گردش نگاهِ تو در بینِ زائران
روی من – این فتاده به لُکنت – بایستد
تا فارغ از تمام جهان، روحِ خستهام
در محضرِ شما دو سه رکعت بایستد-
-بانو اجازه هست که بارِ گناهِ من
در کنجِ صحن این شب خلوت بایستد؟
در این حرم هزار هزار آیهٔ عذاب
هموزن با یک آیهٔ رحمت بایستد
باید قنوت حاجت بیانتهای ما
زیرِ رواقهای کرامت بایستد
شیعه به شوق مرقدِ زهرا به قم رسید
طاقت نداشت تا به قیامت بایستد
آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است
در روز حشر هم به شفاعت بایستد
تو خواهرِ امام غریبی و این غزل
با بیتهاش در صف بیعت بایستد
من واژهواژه عطرِ تو را پخش میکنم
حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد
این شعر مست تکیه زده بر ضریحِ تو
مستی که روی پاش به زحمت بایستد
#هادی_جانفدا
@kanoon_daba
621
اگر فکر میکنید سؤال یا پاسخی در یکی از المپیادها ایرادی دارد از طریق لینک زیر اعلام کنید.
شما هر بار فقط میتوانید نظر خود را راجع به یک سؤال ثبت کنید. دفترچه کد یک را باید مبنا قرار دهید.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSd7v8W9TZAEztG4Kbmw623GjhXBzbAARWeVrKa-xn7W8D4dwg/viewform
زمان ثبت اعتراضات تا پایان روز پنجشنبه، 28ام اردیبهشتماه میباشد.
@kanoon_daba
