گلستانه(اقبال)
Open in Telegram
کانال دوم : "آیات الهی و ابیات آسمانی" https://t.me/aayaat_abyaat
Show more543
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
یارب دعای خستہ دلان مستجاب کن!🤲🍃
حافظ❤️
تا درود دیگر بدرود دوستان جااااان شب خوش همگی عزیزان❤️
🍃🌸🍃
خودت باش!
اگر کسی خوشش نیامد، نیامد.
"اینجا کارخانهی مجسمهسازی نیست"!
#فرانسوا_ساگان
🔸🔶 🔶🔸
ایران ما
غلامحسین بنان (۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۰ – ۸ اسفند ۱۳۶۴) خوانندهٔ موسیقی دستگاهی ایرانی بود. او از سال ۱۳۰۶ تا سال ۱۳۴۷ در زمینهٔ موسیقی فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیانگذار انجمن موسیقی ایران بود. بنان نخستین خوانندهٔ ایرانی آشنا با خط بینالمللی موسیقی (نُت) بود. جنس صدای وی از نوع باریتون بود. ترانههایی از جمله بهار دلنشین، الهه ناز و سرود ای ایران از آثار شناختهشده با صدای بنان هستند.
ای ایران
این سرود در سال ۱۳۲۳ توسط غلامحسین بنان و با شعری از حسین گلگلاب اجرا شده است.
دکلمه: فریدون فرحاندوز
پاینده ایران
آه که تو
به تمامی به فراموشی سپردی
که روزگارِ درازی
من مالکِ قلبت بودم
دلت چه شیرین،
خطاکار
و کوچک بود
از این شیرینتر
و خطاکارتر
نمیتوان یافت...
#هاینریش_هاینه
@mahghazal
میگذرد کاروان، روی گل ارغوان
قافله سالار آن، سرو شهید جوان
در غم این عاشقان، چشم فلک خون فشان
داغ جدایی به دل، آتش حسرت به جان
خورشیدی تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت، آسمان
میسوزد از داغت، شمع جان
چون روید لاله از، خاک تو
یاد آرم از جان، پاک تو
یاد آرم از جان، پاک تو
بنگر چون شد، دلها خون شد، زین آتشها
از موج خون، شد لاله گون، دشت و صحرا
زین درد و غم، گرید عالم، ای شهید ما
از این ماتم، خون میگریم
ای یاران، ای یاران، سوزم از داغ غمی
داغ ظلم و ستمی
خون هر جانباز، میدهد آواز
جان فدای وطنم، خاک ایران کفنم
ای دریغا، لاله ما
گشته گلگون، خفته در خون
خورشیدی تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت، آسمان
میسوزد از داغت، شمع جان
ای پر سرود با همۀ بیصداییات
با من سخن بگو به زبان خداییات
در عرصهعرصۀ ملکوتی کز آنِ توست
پَر ده مرا، به بال بلند رهاییات
فرخنده طالعی که گُزیدهست گوشهای
در سایۀ خجستۀ فرّ هماییات
ای مُعجز پیمبر مکّی! که هر فصیح
خیرهست در فصاحت مُعجزنماییات
در تو چه آیتیست که هر کس به گوش جان،
یکبار چون شنید تو را، شد هواییات
پر میزنند در تو ملائک که صد بهشت
بالیده در کرانۀ قدسیسراییات
چون یافتم کلید تو را، مهربانتری،
با من ز هر چه، با همه دیرآشناییات
گفتا: بخوان به نام خدا تا که پا نهد
روحالقدس به حاشیۀ همنواییات
اینک وضو گرفته به دیدارت آمدم
تا سر نهم به سجدۀ مُشکلگشاییات
جان جهان فدای تو باد ای کتاب عشق!
وی بیشمار چون منِ عاشق فداییات
#حسین_منزوی
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
کمتر از یه قرقره با آسمون فاصله داشت
که یه هو بدبیاری زد به نخ بادبادکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
پر گریه بود ولی خنده امونش نمیداد
انگاری گریه میداد یواشکی قلقلکش
خنده هاش دیدنی بود اما از اون دیدنی تر
ابر چشماش بود و اون بارونک نم نمکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
چاره ای نداشت به جز شاعری وقتی که میدید
شب و روز تازه میشه غصه ی زخم و نمکش
شعراشو ترانه کرد تا که همش غم نباشه
حیف که غیر غم بلد نیست بزنه نیلبکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
میگذرد کاروان، روی گل ارغوان
قافله سالار آن، سرو شهید جوان
در غم این عاشقان، چشم فلک خون فشان
داغ جدایی به دل، آتش حسرت به جان
خورشیدی تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت، آسمان
میسوزد از داغت، شمع جان
چون روید لاله از، خاک تو
یاد آرم از جان، پاک تو
یاد آرم از جان، پاک تو
بنگر چون شد، دلها خون شد، زین آتشها
از موج خون، شد لاله گون، دشت و صحرا
زین درد و غم، گرید عالم، ای شهید ما
از این ماتم، خون میگریم
ای یاران، ای یاران، سوزم از داغ غمی
داغ ظلم و ستمی
خون هر جانباز، میدهد آواز
جان فدای وطنم، خاک ایران کفنم
ای دریغا، لاله ما
گشته گلگون، خفته در خون
خورشیدی تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید در سوگت، آسمان
میسوزد از داغت، شمع جان
Repost from گلستانه(اقبال)
🌷 ترانهای
خاطره انگیز👇
یادآورِ دوران کودکی
البته!!!
{روزگار کودکی
برنگردد دریغا
شور و حال کودکی
برنگردد
دریغا }
با هم میشنویم
😊👇😊
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
کمتر از یه قرقره با آسمون فاصله داشت
که یه هو بدبیاری زد به نخ بادبادکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
پر گریه بود ولی خنده امونش نمیداد
انگاری گریه میداد یواشکی قلقلکش
خنده هاش دیدنی بود اما از اون دیدنی تر
ابر چشماش بود و اون بارونک نم نمکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
چاره ای نداشت به جز شاعری وقتی که میدید
شب و روز تازه میشه غصه ی زخم و نمکش
شعراشو ترانه کرد تا که همش غم نباشه
حیف که غیر غم بلد نیست بزنه نیلبکش
یک دفعه طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش
گم که نه انگاری که کنده شد اصلا کلکش
ای کسانی که ایمان آوردهاید؛
شرابخواری و قماربازی و بتپرستی و بختآزمایی، از کارهای پلید شیطانی است. پس از آنها دوری کنید تا خوشبخت شوید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید؛
شرابخواری و قماربازی و بتپرستی و بختآزمایی، از کارهای پلید شیطانی است. پس از آنها دوری کنید تا خوشبخت شوید.
