ریزُم
Closed channel
ریزُم: ساقه رونده ای است که نه جهت دارد و نه شکل معین. این قطع و پیوندهای مکرر است که هویت مقطعی اش را شکل می دهد. @shin19
Show more501
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
501
Repost from امدادگران انقلاب
با امید به پیروزی و تندرستی
ما مطالب درمانی مربوط به مبارزات خیابانی رو در یک پی دی اف گردآوری کردیم
تقدیم به شما عزیزان
لطفا قبل از قطعی احتمالی نت دانلودش کنین که داشته باشینش
لطفا اگر مفید بود برای سایرین هم ارسال کنین
ما سالروز مهسا ۲۴ ساعته در تمام صفحاتمون آنلاین هستیم
مواظب خودتون باشین
#مهسا_امینی
501
Repost from Vahid Online وحید آنلاین
با شرح آبدانان منتشر شده و میگن اونها زیر پاش برنج هستند: Iliaaaa6
احتمالا برنجهای ویدیوی چهارم و پنجم: @VahidOnline
📡 @VahidOnline
501
Repost from ریزُم
درخشاااااان
از متن بالا
با خود میگویی باید سیگاری روشن کنی و خودت را میبینی که «آنجایی» در بین مردم و داری سیگار میکشی.*
*این جمله از نامهای است که بعد از وایرال شدن ویدئوی باز شدن در زندان و آزاد کردن زندانیها بعد از انقلاب 57، برای معشوقم نوشته بودم. نامهای به تاریخ دوم آگوست 2020 : «امشب ویدئوی آزادی زندانیان رو توی اینترنت دیدم. دوباره و دوباره. میشد من باشم که موهای اون زن رو از پیشانیش کنار میزدم؟ چطور میشه شادی رو حس کرد؟ چقد لغزنده است. لحظهای چیزی مثل الهام در دلت حس میکنی، فکر میکنی شادی، اما تا سرت رو بالا کنی میبینی که کسی هستی که زمانی شاد بودهای و حالا بیشتر نفهمیدن اون احساس گریزپاست که همهچیز رو نامفهوم کرده. چقدر شادی توی ویدئو بود. چه فضایی. لازم نیست حرفی بزنی فقط کافیه با دستت موهای روی پیشانی مقابلت رو بالا بزنی تا بتونی بازبشناسیش و مطمئن بشی که او آنجاست، و این تویی که چهرهاش رو آشکار میکنی.
خودتی؟
آره منم.
یک چهره برای همه. چهرهای آزاد که عواطفش سرکوب نشده و در حالیکه اشک میریزه میخنده. درحالیکه میخنده اشک میریزه. یک جور حمله احساسی. چهرهای که هنوز شادی رو و وضعیت دگرگونشونده رو باز نمیشناسه. همون لحظهای که همهچیز در جریانه. لحظه انقلاب. نه یک لحظه قبلتر و نه یک لحظه بعدتر. وضعیت دلهرهآور، وضعیت شدن. چطور در بین جمعیتی در لحظه انقلاب میشه کسی رو بازشناخت؟ وقتی که همه اعضایِ بدن از آگاهی خودشون و شیوهای که آموختن فراروی میکنن. با کنار زدن موها و دنبال یک خاطره دیریاب گشتن. یک خال سیاه کنار گوش راست. بعد میگی باید سیگاری روشن کنی و خودت را میبینی که آنجایی و سیگار میکشی، میگی باید برم و خودت را میبینی که در جمعیتی. از قبل آنجا بودهای، همیشه.»
https://www.aparat.com/v/c2Li8/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D9%82%D8%B5%D8%B1_-
