en
Feedback
بِه‍زآطـْ

بِه‍زآطـْ

Open in Telegram

واژه‌های من!

Show more
528
Subscribers
-424 hours
-277 days
-5330 days
Posts Archive
مامان می‌گه: «قلب، صندوق‌پستیِ خداست.»

Don't text me back. Imma cry.

OCD
+1
OCD

At any given moment you have the power to say "This is not how my story ends."
At any given moment you have the power to say "This is not how my story ends."

Dariush Tabahkar - Pare Parvaz (320).mp35.74 MB

من برای ما اشک می‌ریزم ... برای ما که وقتی قلب‌هایمان را شکستند، رها نکردیم، انتقام نگرفتیم، بی‌اعتنا نشدیم و در عوض سعی کردیم کاری کنیم تا با ما خوب رفتار کنند! برای ما که هیچکس کتاب مورد علاقمان را به ما هدیه نداد و در صفحه اولش ننوشت: « برای لبخندت وقتی که کاغذ را بو می‌کنی!» و شاید حتی کسی نام کتاب مورد علاقمان را نمی‌دانست. برای ما که از درونمان صدای بیمارستانی را شنیدیم که هر دقیقه کد ۹۹ را اعلام می‌کرد اما هیچ پزشک و پرستاری، آنجا و برای احیا نبود. برای ما که وقتی پرسیدند خوبی؟ گفتیم خوبم اما هیچکس نفهمید این خوب از آن خوب‌هایی که همه‌چیز خوب است نیست و ما تنها به درد عادت کرده‌ایم. برای ما که صد بار تا گردن در ناامیدی و تنهایی فرو رفتیم اما صد و یک بار خود را بیرون کشیدیم و لبخند زدیم؛ اما هیچکس نبود که لبخندمان را ببیند. برای ما که در تاریکی‌ها کنارشان بودیم و نگذاشتیم که بترسند، شانه شدیم، تکیه گاه شدیم، نترسیدند، نور را که پیدا کردند، رفتند، ما همچنان در تاریکی نشسته بودیم. برای ما که یک شب بی‌مقدمه هرچه هست و نیست را برمی‌داریم و می‌رویم، بدون آن که حواسمان باشد دل را پیش چه کسی و کجا جا گذاشته‌ایم می‌رویم، البته احتمالا هیچکس متوجه رفتن ما نخواهد شد.

دوست خوب من، این یک دعوت‌نامه است! دعوت‌نامه‌ای برای شما به صرف شام و احتمالا پس از آن گفتگویی کوتاه که با یک سوال آغازش می‌کنم. شما چگونه مرا قضاوت می‌کنید؟ دوست خوب من، هر رستورانی را که دوست دارید انتخاب کنید، البته شما میهمان من هستید. فقط به من بگویید رشته تحصیلی شما چیست و از کدام دانشگاه فارغ از تحصیل شده‌اید که دانش شناخت مرا در سر دارید. دوست خوب من، اگر مسیر برایتان سخت بود، حتما راننده‌ای را به استقبالتان خواهم فرستاد، هیچ نگران نباشید، من تاخیر شما را به دل نمی‌گیرم. البته دوست دارم بدانم چطور باورها و عقاید من برای شما قابل ارزیابی است، چرا که خود هر روز به عقیده‌ای تسلیم و فردایش بر آن کافرم. دوست خوب من، شما می‌توانید ابتدا از شام خود تمام لذت ممکن را ببرید و سپس باهم گفتگو کنیم، انتظار برای من آزاردهنده نیست. فقط لطف کنید و توضیح دهید چطور مفهوم زندگی را دریافته‌اید که حالا توان رسیدگی به زندگی‌های دیگری سوای زندگی خود را دارید تا من از این پس افسارم را تقدیمتان کنم. دوست خوب من، برایتان نوشیدنی هم سفارش خواهم داد، البته بدون الکل! احتمالا یک نوشیدنی سنتی که به هضم غذایتان کمک کند. اما بعد برایم توضیح دهید چگونه فردی را که در متروها بیش از کافه‌ها عاشقی کرده است، روحش تعلق را نمی‌پذیرد و جمع‌هایی که گاهی حتی خود سازنده‌اش بوده را ترک می‌کند، با شعرها اشک می‌ریزد و سپس قافیه‌ای جایگزین پیشنهاد می‌دهد، کتاب مورد علاقه‌اش را صدبار به دوستانش هدیه داده اما خود هنوز آن را نخوانده است، هنگام رانندگی در رویاست و با تابلوهای تبلیغاتی خیابان‌ها داستان می‌سازد، یک شب تا سحر به نماز می‌نشیند و فردا با خدایش جنگ می‌کند، فرمول‌های فیزیک را با فلسفه اثبات می‌کند و با ریاضیات نامه‌های عاشقانه می‌نویسد و هنوز نمی‌داند چرا اینجاست، از کجا آمده و چگونه خواهد رفت را درک می‌کنید که حتی در رابطه با زندگی او اظهار نظر می‌کنید! دوست خوب من، شامتان را که میل فرمودید، من را تنها بگذارید و تا به خانه به این بیاندیشید که انسان با آن فکر کوچک و محدود، قادر به قضاوت نیست و البته بهتر است نظرات خود را برای خود نگه دارد، چرا که شما را به حرف زدن اجبار نکرده‌اند.

روز روابط عمومی را به تو که یکی از برجسته‌ترین و متخصص‌ترین افراد در این عرصه هستی، صمیمانه تبریک می‌گویم. تلاشت برای برقراری ارتباط موثر، انعکاس درست و دقیق پیام‌ها و ایجاد پل‌های محکم بین سازمان و مخاطبان، همواره تحسین‌برانگیز بوده است. نقش تو در روابط عمومی نه تنها در تقویت تصویر سازمانی، بلکه در ایجاد اعتماد و تعامل مثبت با جامعه، بسیار حائز اهمیت است. بدون شک، توانایی‌های منحصر به فرد تو در این حوزه، نشان‌دهنده تخصص و تعهدت به این حرفه است. آرزومندم در این مسیر پر افتخار، همیشه موفق و سربلند باشی و همچنان در کار خود بدرخشی. @Antouan

شغل اول من وانمود کردنه ... وانمود میکنم حوصله دارم درحالی که ندارم وانمود میکنم خوشحالم در حالی که نیستم وانمود میکنم که اذیت نمیشم در حالی که میشم وانمود میکنم دوست ندارم در حالی که دارم وانمود میکنم *دلتنگ* نیستم در حالی که هستم

تراپیستم یه بار بهم گفت: «تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخش از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!»

چیزی که ریشه داره غصه نداره! دوباره رشد میکنه.

03.Sogand - Zamin Gerde (320).mp38.10 MB

پهباد نه! پهپاد.

سیب گاز می‌زنم. دکتر گفته با معده‌ی خالی قهوه نخور. قهوه را می‌نوشند. نمی‌خورند. پس من با معده‌ی خالی قهوه‌ی صبح را نوشیدم و حالا سیب گاز می‌زنم تا بهشت را دور نگه دارم. اخبار پهبادها را خوانده‌ام. در مقابل وسوسه‌ی روشن کردن BBC مقاومت می‌کنم. صدا، تو را توی بیداری نگران می‌کند. چه برسد به حالا که خوابی. پروازها را کنسل کرده‌اند مبادا خطای انسانی پیشین تکرار شود! دیشب صدایی فواید گیاه‌خواری صادق هدایت را توی گوشم می‌خواند که خوابم برد. جایی در ناخودآگاه یقه‌ام را گرفته‌است لابد که صبح امروز، این همه از گوشت بیزارم. سیب گاز می‌زنم و به گوشت‌خواری فکر می‌کنم. به این اعتیادِ اشتباه که جرئت ترک‌کردنش را ندارم. جنگ می‌شود؟ نمی‌دانم. هفت ساله بودم که گفتند آمریکا می‌خواهد حمله کند و همه‌ توی دبستان ترسیدیم و من رفتم بالای نیمکتمان که دست آمریکا به من نرسد. محتوایی را که قرار بود راجع به حافظ بنویسم، تمام می‌کنم و کنار سعدی پیوستش می‌کنم به ایمیلی که می‌رود و من می‌مانم. ما می‌مانیم. تا کی ایمیل‌ها می‌روند و ما می‌مانیم، نمی‌دانم. برای امروز، مانده‌ است مولوی، ابن‌سینا، رازی، خیام و کوروش. هوا خاکستری است. آبستن باران، آبستن موشک. کفش‌های ورزشی‌ام را می‌اندازم جلوی پایم. می‌روم بدوم. تند بدوم. آن‌قدر تند که به ایمیل‌ها برسم. می‌روم توی یک فنس مربع‌شکل، تا ابد بدوم. خب، باران زد. موشک نه. دوات.

گادپوری بی‌رحم.

معمولا وقتایی که باید بیشتر خوشحال باشم غمگین تر میشم البته دلیلش اینه که خیلی عمیق تر به فضای موجود نگاه میکنم و میدونم داره چه اتفاقی میوفته

میگفت: از شروع دوباره نترس، این دفعه از صفر شروع نمی‌کنی، از تجربه‌هات شروع میکنی...

بهزاد قشنگ ترین دوست منه ولی 💛 با اینکه این روزا بهونه گیر شده

بیاید برگردیم به دورانی که بزرگترین دغدغمون گیر کردن توپ زیر ماشین بود

به این نتیجه رسیدم که حرف‌های من برای سایرین سیاه و دردناکه لذا بچه‌های عزیزم تصمیم گرفتم اسم این چنل رو عوض کنم، احتمالا یک چنل خیلی خصوصی برای خودم می‌سازم. اینجا از این به بعد، من و چندتا از دوستان دیگرم می‌نویسیم.