en
Feedback
در بطن ماجرا ...

در بطن ماجرا ...

Open in Telegram
812
Subscribers
-124 hours
+17 days
-430 days
Posts Archive
1|7_Countdown_To_Extinction_Remastered2012_Megadeth_320.mp310.14 MB

در هجوم شب‌ها و در سکون کوتاه روشنی دلخوشی‌ها روی شاخه‌ها می‌نشینند و نه سنگی و نه حتی هیچ گلوله‌ای آواز آنها را قطع نمی‌کند محمدرضا حسین پور

قطعات پازل‌ زندگی‌ام‌ جوری کنار هم چیده شده‌اند که هنوز به میانه‌‌‌ی مسیر نرسیدم، کامل شده‌است‌. یک یا دو قطعه مانده؛ یکی را احتمالا خبر مرگ کامل می‌کند و دیگری را، نمی‌دانم. شاید خالی بماند. مثل بسیاری از پازل‌های‌ دیگر‌. #یادداشتها

گاهی به پیرمردی می مانیم که تمام دارای اش را صرف خرید خانه ای میکند؛ بی آنکه حقیقتا احتیاجی به آن خانه داشته باشد. میخرد تا تصاحب کرده باشد. تا به چنگ آورده باشد. به مانند پادشاهی که قلمرو اش را گسترش میدهد ؛ تا قدرت طلبی اش را ارضا کند. همه ما - شاید بارها - به این روز افتاده ایم. برای به چنگ آوردن چیزی - فرد یا مال - شب و روز می دویم. تلاش میکنیم. جان میکَنیم. دروغ میگوییم. به هزار در میزنیم و بعد که به پیروزی نائل شدیم و تصاحب حاصل شد. همه چیز شروع به رنگ باختن میکند . حقیقت آرام آرام آشکار میشود و درخواهیم یافت که هیچ میل واقعی به ارتباط با آن فرد نداشتیم . ما صرفا به دنبال تصاحب بودیم . به دنبال اثبات قدرتمان به خودمان . #یادداشتها

Repost from N/a
«همهٔ ادیان باید تحمل و پذیرفته شوند و حکومت فقط باید مراقب باشد که هیچ‌کدام به دیگری آسیب نزند؛ زیرا در اینجا هرکس باید بتوا
«همهٔ ادیان باید تحمل و پذیرفته شوند و حکومت فقط باید مراقب باشد که هیچ‌کدام به دیگری آسیب نزند؛ زیرا در اینجا هرکس باید بتواند به شیوهٔ خودش به رستگاری برسد.» — فریدریک کبیر

photo content
+8

Uploaded by user: 200930411)
+8
Uploaded by user: 200930411)

بیشتر این حضراتی‌ که هر شب در میدان تجمع می‌کنند‌، اگر هم چند درصدی، به جنگ برن، به هدف شهادت و مرگ خواهد بود نه پیروزی و کمک به وطن( این دو متفاوت است) و اصلا مسئله لعنتی ما با این حضرات، از ابتدا، مسئله ذهنی- زبانی بوده و هست. به طور دقیق‌تر، تعاریف آنها، مثلا از مفهومی ابتدایی مثل وطن، با ما متفاوت است.

مقدمه و پیش‌نیاز دموکراسی، رمانه. چرا که انسان‌ها در رمان یاد می‌گیرند که به صداهای مختلف گوش بدن و خودشون رو به جای شخصیت‌های مختلف از طبقات مختلف اجتماعی قرار بدن. اونها را درک کنند یا حداقل تلاش کنن از لنز اونها به دنیا نگاه کنن. این باعث میشه تا دموکراسی، ذره ذره در وجود انسان پرورش پیدا کنه.

Karen Homayounfar - Memories.mp36.14 MB

ضد خاطرات آندره مالرو
ضد خاطرات آندره مالرو

‌ کاش گذینه ی زیادی بی تفاوت هم میزاشتی

وضعیت؟
Anonymous voting

حالا فقط عدم تعلق‌ است که اثر می‌کند. نه باور به کلمات، به خدا، به امید، به تاریخ یا هر چیز دیگری. وقتش رسیده که گیرنده‌های‌ عصبی از کار بیوفتند‌. چشم نبیند و گوش نشنود‌ و ادراک در گیر و دار معنا بماند و دست بکشد تا بالاخره سقوط اتفاق بیوفتد‌. حتی برای چند روز. بازهم غنیمت است. سقوط از کوه هستی، سقوط از آگاهی. مثل کوهنوردی که هزاران متر ارتفاع را با چشمانی بسته می‌افتد‌‌. می‌خواهم از آگاهی بیوفتم. چه تجربه دل‌انگیزی‌ می‌شود. بعد از هفته‌ها‌ یا ماه‌‌ها‌، احتمالا یکی به شانه‌ات‌ بزند و بیدارت‌ کند. صدای مرا می‌شنوید‌ آقای فلانی‌؟ چشم باز کنم و بگویم کجا هستم؟ و حتی در آن لحظه، ندانم که چه آرزویی دارم. آه. چه قدر وضعیت سبز و زیبا بشود.آینه کوچیکی در مقابل صورتم بگیرد و بگوید خودتان را می‌شناسید‌؟ و من خودم را ببینم. دست بکشم به ریش‌های‌ بهم ریخته‌ام‌ و بگویم « نه» باید فکر کنم تا بشناسم خودم را. دوباره بپرسد« یعنی نمی‌دانید اهل کجایید‌؟ شغل‌تان‌، پدر، مادر، .. سر تکان بدهم که یعنی نه. و حتی دوست ندارم در آن لحظه سبز، هیچ کسی باشد که یاداوری کند سقوط از هستی چطور بود دوست من؟ می‌خواهم در دامنه کوه هستی افتاده باشم. احتمالا دوست داشته باشم که همه اتاق در سفیدی نور غرق بشود‌ و صدای چند زن در دور دست شنیده بشود. درست شبیه پایان خوش یک فیلم متوسط.روی تخت بیمارستان. محمدرضا حسین پور

درباره فرانتس کافکا.mp326.25 MB