در بطن ماجرا ...
Open in Telegram
https://t.me/HarfChatBot?start=2867b8bef6ce Insta: Mohammadrezahp76
Show more810
Subscribers
No data24 hours
+37 days
-430 days
Posts Archive
در تمام متن کتاب، با اینکه بختیار توسط حکومت پهلوی به زندان انداخته شد. و خودش رو همواره از مخالفان پهلوی میدونسته. اما هرگز در کتاب، به پادشاه بیاحترامی نمیکنه. اما در مقابل، لحنی که نسبت به خمینی استفاده میکنه بسیار جالب توجهه. بارها از واژه «ملا» استفاده میکنه. واژه مُلا رو بیشتر برای معلم مکتب خانه استفاده میکردند. که میبینید انتخاب درستیه.
من دوست داشتم این چیزهای مجازی نباشد و حرفهایم را روی کاغذ بنویسم. به اداره پست ببرم و نشانی تو رو بالای پاکت نامه بنویسم. بعد آنها بگویند، ممکن است چند روزی طول بکشد چون مسیر هموار نیست. و من با حالتی از امید و ناامیدی بگویم صبر میکنم. مگر همین صبر نیست که به واژهها عمق میبخشد؟
درباره ترجمه آثار روسی به فارسی
از آبتین گلکار
پیشنهاد میکنم گوش بدید اگر ترجمه براتون جذابه.
@M_H_H_P
Repost from Wittgenstein in Exile
وقتی دغدغههای عجیب و غریب، مثل تأکید بر برند لباس، موبایل، خودرو و پارتیها و بهاصطلاح «ایونتها» رو، در این شرایط فروپاشی اقتصادی، میبینم، یک جمله هست که مدام در ذهنم تداعی میشه. در قرن پنجم، وقتی بخش غربی روم بر اثر حملات بربرها در حال فروپاشی بود، مردم رومی همینطور خودشون رو به نفهمیدن میزدن و مشغول به تماشای سیرک و ارابهرانی و مسابقات گلادیاتوری بودن. در چنین فضایی، کشیشی مسیحی به نام سالویان مینویسه: «روم دارد میمیرد، میخندد و میمیرد». گویی امروز هم ایران داره میمیره؛ در بخشی از جامعه خندان و در بخش دیگه گریان.
خدای محمد، در قرآن، به زنانی که مادر میشوند وعده بهشت میدهد. و در جایی دیگر، صریح، کوتاه و کوبنده میگوید: انسان همواره در رنج است.
در واقع خدای محمد، مثل دیگر خدایان، پاسخ این پرسش بنیادین را نمیدهد، که چرا باید زنان را برای مادر شدن ترغیب کرد وقتی جز رنج حاصلی ندارد. و ظاهرا در این مورد ترجیح میدهد از اسطورهها تبعیت کند.
در طول روز، وجود از درک نیستی میگریزد و خود را بین دیگر نیازها پنهان میکند. اما شب که فرامیرسد، به یکیاره هیبت ترسناک «هستی» ظاهر میشود؛چشمهایت را برای لحظهای میبندد و خیالت را به سمت درک نیستی میبرد. به سمت لحظه مرگ، لحظهای که نمایش تمام میشود و همه چیز برای همیشه پایان میگیرد. گیرندهها از کار میافتند و سلولها مرگ را میپذیرند. درک چنین حقیقت هولناکی مشکل است. به همین خاطر است که وجود، تمایل دارد خود را پنهان کند. اما در ساعاتی از شب، دیگر پناهگاهی نمییابد و ناگزیر به این ترس تن میدهد.
#یادداشتها
فروغی درباره زبان فارسی میگه که باید تا حد امکان از گسترش و نفوذ زبان بیگانه جلوگیری کنیم. و اولویت اول ما باید ابداع و ساختن واژههای فارسی باشه، ولی اگر واژهای ساختیم که جامعه اونو پس زد، میتونم از زبان عربی کمک بگیریم و از اون وارد کنیم. و در اخر، اگر هیچ چارهای نبود، به واژههای بیگانه خارجی تن میدیم.
همچنین درباره کار فرهنگستان هم میگه وظیفه فرهنگستان این نیست که واژه ابداع کنه و اونو به زور توی جامعه ترویج بده، بلکه باید ببینه اهالی فن، مثلا نجارها، یا اساتید فلان علم یا فلان هنر، خودشون چه واژهای رو استفاده ابداع میکنن چون اونها هستن که یکسره با اون کار درگیرن و از لحاظ ذهنی مستعد هستن برای ساختن و ابداع واژهها. بعد که ابداع شد، فرهنگستان اونها رو ترویج بده.
پی نوشت: مثل ماله، یا رنده.. که ابداع اهالی همون فنون هست.
