مهران رمضانیان
Open in Telegram
یک قدم دورتر از تو هوایم ابرییست... #مهران_رمضانیان پیام ناشناس👇 https://t.me/secretPMbot?start=u_PBcjaroxbc96402 ________________________________ صفحه اینستاگرام بنده...👇👇 https://instagram.com/_u/mehran.ramezanian_
Show more4 338
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-5730 days
Posts Archive
4 338
+1
Life is always
give us a second chance
it's called today ...
زندگی همیشه
یه شانس دوباره بهمون میده
اون هم اسمش امروزه...
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
برای هر زنی
باید قلبی بزرگ
در اتاقی کوچک بتپد
بی تاب
بی مرز
بی هیچ هراسی...
#نیکی_فیروزکوهی
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
همه چيز تويی
هر آنچه كه هست؛
از عشق
از عُصيان
از دلتنگیهای من
برای جايی در دوردستها...🌤
#جمال_ثريا
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
چشمانت را
پر از بهانهی زیستن خواهم کرد
با شکوفههای تک درخت خانهام
#ناهید_عباسی
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
فکر کردن به چشمانت زیباترین عبادت است؛
جانم را تازه میسازد و به من آرامش میبخشد.
آیا اندیشیدن در حیرتانگیزترین ساختهی پروردگار عبادت نیست؟
#محمود_درویش
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.
آدم ها حسودند
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است.
📕 سال بلوا
👤 #عباس_معروفی
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
چشمهایت
نور میتاباند
و صبح عشق را به پنجره میکوبد!
طلوع در چشمهای توست.
خورشید هیچکاره بود...
#مهران_رمضانیان
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
دستانم را بگیر،
تا به ارتفاع چشمانت برسم!
به ارتفاع دوست داشتنت.
به مرکز جهانی دست نیافتنی...
سردم!
برفیم!
گرمای چشمانت مرا آب خواهد کرد.
و از من،
دو شاخه درخت خواهد ماند.
چند تکه لباس
و شال گردنی که تو برایم بافته ای...
#مهران_رمضانیان️
🌻 @Mehran_rmzn
4 338
تکرار این روزها
نه فقط هوای خانه،
که جهان را مسموم کرده است.
نفسی نیست که ادامه حیات را بگیرد.
شاید دلتنگ تو باشم.
خیالت باد شود!
پنجره را باز کند.
نگاهم به درختی بیفتد!
و سالهای بعد را به خاطرم بیاورد...
من باشم و تو
رو به حیاطی سبز رنگ.
یک فنجان چای باشد،
و از لا به لای موهایت،
جهانی را نفس بکشم...
#مهران_رمضانیان
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
دلم میخواهد،
فرار کنم
از مردم خواب زدهی این شهر!
از چهرههای تکراری،
و دروغهایی که طعم اقتصاد میدهند و رفیق سیاستاند...!
گوشهی خانهام بنشینم، پردهها را بکشم.
قُفل دَر را چند بار چک کنم.
و به دوست داشتنت فکر کنم...
#مهران_رمضانیان
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا میکرد.
ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کمسنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.
من معمولا پای افراد را نشانه میگیرم. سعی میکنم آنها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینهاش خورد.
حالا ماریای کوچکش چهقدر باید منتظر او بماند. چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد.
ماریا حتی نمیداند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
جنگ بدترین فکر بشر است ... از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند و حالا میبینم بله. گاهی مجبورند ... چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند ... کاش اسلحهام را به سمت رییسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
#آندره_مالرو
🌻 | @Mehran_rmzn
4 338
هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسانها میگویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است. اما من ترجیح میدهم که هوشیار باشم. چرا که وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد...!
📕 پیرمرد و دریا
👤 #ارنست_همینگوی
🌻 | @Mehran_rmzn
