en
Feedback
ᏟᎪᏞᏙᎬᎡᎢ-🗽

ᏟᎪᏞᏙᎬᎡᎢ-🗽

Open in Telegram

دروغِ شیرین شُد ، حقیقتِ تلخ ! 🌊 🕊️ 🕊️ Cr : @Calvert4 🐺💎

Show more
Iran661 695The category is not specified
162
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سری که هنوز به سنگ نخورده رو باید سنگسارِش کرد .

#QFLy

Armin-Zarei-Dobare-Bargard-128.mp32.74 MB

Amir-Tataloo-Man-Yadet-Naram-320.mp311.31 MB

new .

فورا نیازمندیم به یک نفر سالم،باجنبه،فاقد انواع بیماری های روانی،ترجیحا با وجدان،آنچنان که تا فهمید دوستش داریم،دور برندارد،هار نشود،در اصطلاح کوچه بازاریان"جفتک نیندازد" و دست و پایش را گم نکند! فکرنکند اگر دوستش داریم بی عیب است! فکرنکند اگر میپرستیمش خدا است! و اگر حق را به او میدهیم حق با اوست خلاصه آدم باشد.. آدم!

شب ، شب بود ؛ تا ابد شب بود ..

این چُنین دل خستگی زایل به مرهم کِی شود ؟ -عطار

صدای تو لالایی میشه تو گوشِ من ..

4_5780503368795440117.ogg2.50 KB

‏‌طفل بود ؛ دزدکی پیر و علیلش ساختند .

تهش تویی و راهُ رویاتُ کفشات

Sepehr Khalse - Refighaam (The Don).mp3.mp34.96 MB

اگه از پرنده پروازُ بگیرن ، چی میمونه ؟!

حس میکنم یه ادم هزارسالم که تموم جوونیش یکیو خواسته اخرشم هیچی که هیچی. الان دقیقا تو اون مرحله از زندگی ام که چیزی برام‌نمونده دیگه صبری برام نمونده حسی برام‌نمونده الان فقد میتونم روزی دوشیفت کار کنم و صدامم در نیاد چون خودم خواستم،خودم خواستم اونقدر خسته بشم اونقدر درگیر بشم ک نتونم بهت فکر کنم ولی نمیشه،با اینکه خستم ولی وقتی سر روی بالشت میذارم چهره تو اولین تصوریه که میبینم. من کل روز کار میکنم که فکرم درگیر کارو زندگیم باشه ولی اخرشم خواب تورو میبینم. نمیشه جانِدل،نه یادت فراموش میشه،نه کسی جاتو میگیره:)

پرسیدم عشق یا آرزو گُفت من واسه اون میندازم تمومِ رویاهامو تویِ آبِ جوب گفتم نیست منطقی میرسه یه روز خسته شیُ میبینی نداری تو جیبت حتی یه قِرون گفت بودم لنگ پول ولی نه لنگِ آبروم با استخونامم شده میسازم سقف واسمون بحث بالا گرفت چشمام تو چشمِ آینه خالی کردم روش دو تا تیرو پاشید روی پرده خون و من بُردم ولی مرد توی آینه مرد یه پسر بچه موند که فکر میکرد شده بزرگ و تیز شد ناخناش لکِ خون رو دندوناش خواست مرد شه ولی دید داره میشه گُرگ .. برگشتم به محل جُرم تا زنده‌شه یه خاطره خاطراتِ مردی که کُشتمش تویِ آینه نوشتم از عشق و لحظه و یه حال خیلی خوبو یه دخترک که بود یه روزی کل آرزوش نوشتم از ابر و لاله و بهشت و عشق و نور نوشتم انقدر که شعراش یه روز شدن تموم فروختم شعراشو تو حراجیا و باهاش خریدم آرزومو بالاشهر یه جای لوکس من بردم ولی مَرد توی آینه مُرد عشقم اَرزون خریدم سمتِ همت زیر پل شب گذشت و دم صبح شستم سَک و صورتو سَرو آوردم بالا و دیدم توی آینه ..

Youna-Movazi-128.mp33.03 MB