Resûl Şiyar
Open in Telegram
📰 Independent Journalist ⏳ 10+ Years Experience 🌍 Persian | Kurdish 🎥 Politics • Migration • Human Rights ✍️ Bold interviews & Untold Kurdish stories 🖋️ Member of PENa Kurd 📍 Urmia ➝ Germany #Bûyeran_Serobino_Bikin...! #رویدادها_را_به_چالش_بکشید...!
Show more3 074
Subscribers
-124 hours
-517 days
-15430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+9
in 0 channels
August '26
+37
in 1 channels
Get PRO
July '26
+32
in 0 channels
Get PRO
June '26
+12
in 1 channels
Get PRO
May '26
+7
in 0 channels
Get PRO
April '26
+9
in 0 channels
Get PRO
March '26
+16
in 0 channels
Get PRO
February '26
+28
in 0 channels
Get PRO
January '26
+47
in 0 channels
Get PRO
December '25
+46
in 1 channels
Get PRO
November '25
+44
in 1 channels
Get PRO
October '25
+88
in 0 channels
Get PRO
September '25
+42
in 3 channels
Get PRO
August '25
+51
in 2 channels
Get PRO
July '25
+83
in 5 channels
Get PRO
June '25
+242
in 9 channels
Get PRO
May '25
+84
in 4 channels
Get PRO
April '25
+122
in 5 channels
Get PRO
March '25
+636
in 14 channels
Get PRO
February '25
+98
in 5 channels
Get PRO
January '25
+123
in 3 channels
Get PRO
December '24
+150
in 11 channels
Get PRO
November '24
+207
in 12 channels
Get PRO
October '24
+104
in 6 channels
Get PRO
September '24
+105
in 5 channels
Get PRO
August '24
+109
in 9 channels
Get PRO
July '24
+108
in 9 channels
Get PRO
June '24
+135
in 11 channels
Get PRO
May '24
+147
in 9 channels
Get PRO
April '24
+191
in 7 channels
Get PRO
March '24
+694
in 14 channels
Get PRO
February '24
+422
in 9 channels
Get PRO
January '24
+392
in 5 channels
Get PRO
December '23
+185
in 6 channels
Get PRO
November '23
+120
in 9 channels
Get PRO
October '23
+157
in 10 channels
Get PRO
September '23
+76
in 0 channels
Get PRO
August '23
+83
in 0 channels
Get PRO
July '23
+56
in 0 channels
Get PRO
June '23
+63
in 0 channels
Get PRO
May '23
+56
in 0 channels
Get PRO
April '23
+53
in 0 channels
Get PRO
March '23
+55
in 0 channels
Get PRO
February '23
+82
in 0 channels
Get PRO
January '23
+54
in 0 channels
Get PRO
December '22
+64
in 0 channels
Get PRO
November '22
+67
in 0 channels
Get PRO
October '22
+43
in 0 channels
Get PRO
September '22
+99
in 0 channels
Get PRO
August '22
+83
in 0 channels
Get PRO
July '22
+52
in 0 channels
Get PRO
June '22
+75
in 0 channels
Get PRO
May '22
+53
in 0 channels
Get PRO
April '22
+34
in 0 channels
Get PRO
March '22
+43
in 0 channels
Get PRO
February '22
+48
in 0 channels
Get PRO
January '22
+62
in 0 channels
Get PRO
December '21
+117
in 0 channels
Get PRO
November '21
+119
in 0 channels
Get PRO
October '21
+102
in 0 channels
Get PRO
September '21
+179
in 0 channels
Get PRO
August '21
+117
in 0 channels
Get PRO
July '21
+70
in 0 channels
Get PRO
June '21
+334
in 0 channels
Get PRO
May '21
+64
in 0 channels
Get PRO
April '21
+107
in 0 channels
Get PRO
March '21
+187
in 0 channels
Get PRO
February '21
+48
in 0 channels
Get PRO
January '21
+89
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 545
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | +1 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | +1 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +2 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
🔰 یک معلم گوشیاش را جلوی دوربین گرفته و میگوید اگر خراب شود، دیگر توان خرید گوشی دیگری را ندارد.
🔹 حرفش را که میشنوم، بیش از هر چیزی دانشآموزانش فکرم را به خود مشغول میکنند.
اگر گوشی یکی از دانشآموزانش خراب شود چه؟
اگر پدر و مادرش پول خرید گوشی دیگری را نداشته باشند چه؟
اگر در خانه دو یا سه بچه مدرسهای داشته باشند و فقط یک گوشی وجود داشته باشد چه؟
🔹 در سویی، دانشآموزی با گوشی پدر یا مادرش وارد شاد میشود. در سویی دیگر، دانشآموزی با لپتاپ شخصی و امکانات یک مدرسه گرانقیمت درس میخواند. کمی آنطرفتر اما ممکن است کودکی باشد که اصلاً چیزی برای وصلشدن به کلاس مجازی ندارد.
اسم هر سه را هم گذاشتهاند .
آموزشی که جیب پدر و مادر تعیین میکند فرزندشان چگونه درس بخواند یا اصلاً بتواند درس بخواند.
درباره همین نوشتهام.
🔗 یادداشت کامل در #آرنانیوز بخوانید:
https://www.arenanews.net/post/تحصیل-آنلاین-به-مثابه-امری-طبقاتی
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar
| 2 | ‼️ دوستان و همراهان عزیز
🔹 من در حال جمعآوری اطلاعات برای تهیه یک گزارش و انتشار آن به مناسبت سالگرد کشتهشدن ژینا امینی و آغاز جنبش ژن، ژیان، آزادی هستم. کسانی که میتوانند به من کمک کنند و یا اطلاعاتی دارند که میتواند برای گزارش من مفید باشد، لطفا از طریق آیدی زیر با من در ارتباط باشند:
@resulsiyar
🔹 گفتنی است که هیچ اسمی از هیچ شخص و منبعی ذکر نخواهد شد.
👌 منتظرتان هستم
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 222 |
| 3 | ⭕️بعد از انحلال نیروهای سوریە دموکراتیک چه چیزی برای روژآوا باقی میماند؟
با اعلام انحلال رسمی نیروهای سوریە دموکراتیک و ورود مظلوم عبدی و الهام احمد به ساختار دولت انتقالی سوریه، این یادداشت بهجای قضاوت شتابزده دربارهی پیروزی یا شکست این تحول، چارچوبی تحلیلی برای فهم آن پیشنهاد میدهد. تفاوت میان تبدیل قدرت به نهاد و قانون و واگذاری سادهی آن. با مرور فرمانهای اخیر احمد الشرع دربارهی زبان و آموزش بە زبان کُردی، ساختار متمرکز قدرت در دوران انتقالی سوریه، نقش میانجیگرانهی هولیر (اربیل) و واشنگتن و مقایسهای دقیق با تجربهی خلعسلاح جنبش آچه در اندونزی، معیاری روشن برای سنجش آینده به دست میآید. حضور یا غیاب چند چهرهی سیاسی کرد در دمشق شاید در درجە دوم اهمیت قرار داشتە باشد، اما اینکه حقوق زبانی، آموزشی و سیاسی کردها در سوریه به قانونی پایدار و مستقل از ارادهی اشخاص بدل میشود یا نه حایز اهمیت بیشتر است.
مظلوم عبدی دیگر فرمانده یک نیروی نظامی مستقل در شمال و شرق سوریه نیست. نیروهای سوریە دموکراتیک در ۲۵ اوت پایان فعالیت خود بهعنوان نیرویی مستقل را اعلام کرد و نیروهایش وارد روند ادغام در ارتش سوریه شدهاند.
سه روز بعد، احمد الشرع مظلوم عبدی را بعنوان مشاور ریاستجمهوری منصوب کرد. تاکنون چیزی دربارهی مدت مأموریت یا حدود اختیارات وی در این حکم ریاست جمهوری مشخص نیست.
همزمان گزارشهایی از ورود الهام احمد به مجلس خلق سوریه نیز شنیده میشود و وزیر امور اجتماعی سوریه نیز عضویت وی را تبریک گفته است، هرچند تا لحظهی نوشتن این متن حکم رسمی مشابه حکم مظلوم عبدی برایش منتشر نشده است.
برای کسانی که کوبانی، عفرین و شیخمقصود را به یاد دارند، پذیرفتن این موضوع ساده نیست. نیرویی که سالها مهمترین شریک زمینی ائتلاف بینالمللی در جنگ با داعش بود و بهای انسانی سنگینی برایش پرداخت، دیگر مرکز نظامی مستقلی ندارد.
فرماندهاش نیز هم اکنون وارد ساختار دولتی شده است که احمد الشرع در رأس آن قرار دارد. همان ابومحمد الجولانی سابق که زمانی جبههالنصره، شاخهی القاعده در سوریه را رهبری میکرد. همین گذشته کافی است تا اعتماد شخصی به او را از تضمین نهادی حقوق کُردها جدا نگه داریم.
✍️رسول شیار
ادامه یادداشت
@arenanewspersian | 1 |
| 4 | https://youtube.com/@resul_siyar?si=vafx03pcUwIxhCpY | 389 |
| 5 | 📺 Nêrîna min dibara zimanê kurdî di bernameyên ku li Ûrmiyê tên çêkirin
#Bûyeran_Serobino_dikim...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 371 |
| 6 | 🔰 سلاح هنوز بخشی از معادله سیاسی احزاب روژهلات است, اما نه برای همه با یک تعریف و نه لزوماً برای یک هدف.
🔹 سخنان اخیر گلاویژ اورین درباره مخالفت پژاک با خلع سلاح، این پرسش را برای من ایجاد کرد که نیروی مسلح امروز چه جایگاهی در سیاست احزاب روژهلات دارد؟
✍️ در این یادداشت تلاش کردهام با نگاهی مقایسهای به مواضع پژاک، حزب دموکرات، جریانهای مختلف کومهله، خبات و پاک، فاصله میان داشتن سلاح، مبارزه مسلحانه و دفاع مسلحانه را بررسی کنم.
🔗 لطفا اسلایدها را پست اینستاگرام مت ورق بزنید و پس از خواندن یادداشت نظراتتان را بیان کنید
https://www.instagram.com/p/Dc6-eI1DOVY/?igsi=MTNuOWMwM3o3bm9haA==
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 586 |
| 7 | ⭕️بدون سقز، نمیتوان اکباتان را دید
آزادی انتخاب پوشش یک حق است و نافرمانی از حجاب اجباری یکی از مهمترین شکلهای مقاومت زنان در ایران، اما پوشش تمام افق آزادی نیست. نزدیک به چهار سال از جنبش ژن، ژیان آزادی گذشته و هنوز این پرسش باقی مانده است که جنبشی سیاسی و آزادیخواهانه که از سقز شروع شد، چرا در بخشی از روایت عمومی بیش از هر چیز با بیحجابی، رقص و سبک زندگی یادآوری میشود؟ این در حالی است که کردستان بخشی از سنگینترین هزینههای همان جنبش را برای معنایی بسیار فراتر از آزادی پوشش پرداخت.
این روزها ویدیویی از اکباتان تهران در شبکههای اجتماعی وایرال شده است. زنی در فضای عمومی آواز میخواند، زن دیگری کنارش میرقصد، هر دو بدون حجاب اجباری و جمعی ایستاده تماشایشان میکنند.
برای بخشی از کاربران، این تصویر نشانهی آزادی و تغییر اجتماعی پس از جنبش زن، زندگی، آزادی است. بعضی حتی آن را ادامه همان جنبش، تصویری از نسلی قلمداد میکنند که دیگر حاضر نیست قواعد تحمیلشده بر زندگی روزمرهاش را بپذیرد.
این یادداشت دربارهی آن دو زن نیست. دربارهی کاری است که ما با تصویرشان میکنیم. آن زن حق دارد آواز بخواند، آن یکی حق دارد برقصد و هر دو حق دارند پوشش خود را آزادانه انتخاب کنند. حتی اگر هیچ قصد سیاسی هم نداشته باشند. در یک جامعهی آزاد کسی برای برخورداری از این حقوق نیازی به توجیه ندارد.
در جمهوری اسلامی اما همین رفتارهای عادی سیاسی میشوند، نه به ارادهی خود زنان، بلکه چون حکومت آنها را ممنوع کرده است. پس مقاومت در برابر حجاب اجباری همچنان شکلی از نافرمانی مدنی است. هیات حقیقتیاب سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ گزارش کرد که حکومت نهتنها از سیاست حجاب اجباری عقب ننشسته، بلکه فشارهای قضایی، انتظامی و نظارتی بر زنان را گسترش داده است.
✍️رسول شیار
ادامه یادداشت
@arenanewspersian | 543 |
| 8 | 📺 Hemîd Ûrmiye bo çi komeke malbatî ava naket?
🔹 Gelo, projeya nû ya Hemîd Ûrmiye çi ye?
#Bûyeran_Serobino_dikim...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 529 |
| 9 | #داستان_کوتاه
🔰 بلاخره خوابیدم
✍ رسول گلهبان
🔹️ چند هفته بعد از رسیدن به اربیل خواب دیدم دوباره در ارومیهام. هوا تاریک بود و از کوچههای خالی رد میشدم. کلاهم را پایین کشیده بودم و مدام پشت سرم را نگاه میکردم. در خواب، دقیقاً میدانستم نباید آنجا باشم.
🔹 صدای موتور آمد. همان لحظه از خواب پریدم.
چند ثانیه طول کشید تا سقف اتاق را بشناسم. کولر آبی خانه یاشار روشن بود و صدایش تمام اتاق را پر کرده بود. بوی مانده آب و گرد و خاک در اتاق پیچیده بود. دستم را روی صورتم کشیدم. تمام بدنم خیس عرق بود.
دیگر تا صبح خوابم نبرد.
🔹 بعد از بازداشت، همهچیز پشت سر هم اتفاق افتاد؛ پروندهسازی، بازجویی، تهدید، دادگاه و بعد حکمی که در تجدیدنظر سنگینتر شد.
🔹 تا مدتها هنوز فکر میکردم شاید بتوانم به خانه برگردم. آدم تا آخرین لحظه به خودش دروغ میگوید که زندگی هنوز میتواند عادی بماند؛ حتی وقتی همهچیز داد میزنند که دیگر چیزی عادی نیست.
🔹 وقتی از ایران خارج شدم، فقط یک کولهپشتی داشتم و گوشی امانتی مادرم را که بعد از آزادیام از بازداشت به من داده بود تا بدون گوشی نباشم.
🔹 اربیل در روزهای اول شبیه توقفگاهی موقت بود. همه میگفتند: «امیدت به خدا باشد. چند ماه دیگر درست میشود».
من هم هنوز در گوشهای از ذهنم باور داشتم شاید همهچیز آرام شود و برگردم.
🔹 اما شبها شهر عوض میشد.
هر بار که صدای آسانسور آپارتمان میآمد، پیش از آنکه درِ طبقه باز شود، قلبم تندتند میزد. هر بار که زنگ در نیمهشب زده میشد، کسی پشت در آرام حرف میزد یا تلفنم زنگ میخورد، بدنم زودتر از ذهنم واکنش نشان میداد.
🔹 کمکم خوابها شروع شدند. بیشترشان شبیه هم بودند. در همه آنها مخفیانه به ایران برگشته بودم؛ گاهی در جاده سرو، گاهی نزدیک خانهمان و گاهی میان جمعیتی که هیچکس صورتم را نمیدید، اما من مطمئن بودم همه مرا میشناسند.
همیشه عجله داشتم؛ انگار باید کاری را پیش از رسیدن کسی تمام میکردم، اما هیچوقت نمیفهمیدم آن کار چیست.
بعد صدایی میآمد؛ صدای بسته شدن در، صدای موتور یا فقط دو نفر که آرام با هم حرف میزدند. و من فرار میکردم.
صبحها چند ثانیه طول میکشید تا بفهمم هنوز در اربیلم.
🔹 یک بار هنگام اصلاح متوجه شدم موهای بیشتری سفید شدهاند. چند هفته بعد تعدادشان بیشتر شد. کمتر از دو ماه گذشته بود که دوستی قدیمی وسط بازار مدتی نگاهم کرد و گفت: «رسول؟ خودتی؟ موهات چی شده؟»
خندیدم. گفتم: «شاید نور اینجا اینجوری نشون میده».
🔹 اما همان شب مدت زیادی جلوی آینه ایستادم. صورت خودم را میشناختم، اما انگار چند سال به عمرش اضافه شده بود.
🔹 وقتی خانوادهام هم به اربیل رسیدند، فکر کردم شاید اوضاع بهتر شود. روزهای اول فقط این مهم بود که دوباره کنار هم بودیم. بچهها هنوز درباره آلمان سؤال میکردند و همسرم سعی میکرد جلوی آنها عادی رفتار کند.
اما شبها چیزی عوض نمیشد.
کنار خانوادهام هم همان خوابها به سراغم میآمدند. گاهی نیمهشب بیدار میشدم و چند ثانیه نمیفهمیدم کجا هستم. بعد بیاختیار سراغ تلفنم میرفتم؛ نه برای خواندن پیامی، فقط برای اینکه مطمئن شوم خبری نیامده است.
🔹 یک بار همسرم صبح پرسید: «دیشب باز کابوس دیدی؟
گفتم: «نه».
اما میدانستم که صدای نفسهایم بیدارش کرده بود.
🔹 روز پرواز، یک چیز کم بود؛ #بدرقه.
وقتی از ایران خارج شدم، فرصت خداحافظی با پدر و مادرم را نداشتم. همهچیز آنقدر سریع اتفاق افتاده بود که فقط رفته بودم. نمیخواستم رفتن از اربیل هم به حسرت دیگری تبدیل شود.
محال بود بدون حضور آنها و پدر و مادر همسرم سوار هواپیما شویم.
🔹 به هر شکلی بود، خودشان را رساندند.
در فرودگاه، میان رفتوآمد مسافران و صدای چرخ چمدانها، وقتی همدیگر را در آغوش گرفتیم، بغضم بعد از ماهها شکست.
انگار همه آن یک سال و چند ماه، از روز بازداشتم تا همان لحظه، یکباره از مقابلم گذشت؛ بازجوییها، دادگاه، تبعید، روزهای بلاتکلیف اربیل، انتظار، شبهایی که تا صبح خواب به چشمم نمیآمد.
🔹 بالاخره زمان جدا شدن رسید.
چند قدم که دور شدیم، بیاختیار برگشتم. دستم را بالا آوردم و برایشان تکان دادم.
همهشان گریه میکردند، حتی پدرم.
فاصله آرامآرام میان ما بیشتر میشد، اما نگاهها هنوز به هم گره خورده بود.
برگشتم و راهم را به سمت درب خروجی ادامه دادم.
دیگر پشت سرم را نگاه نکردم.
🔹 داخل ترمینال که شدیم، ترسی تازه جای بغض را گرفت. تا آخرین لحظه باور نمیکردم واقعاً داریم میرویم. مدام فکر میکردم ممکن است چیزی خراب شود؛ یک اسم، یک تماس، مشکلی در سیستم یا فقط کسی که ناگهان بگوید:
«شما نمیتوانید سوار شوید».
🔹 کمی پیش از پرواز، مارال پیام داد:
«ممکنه نذارن پرواز کنید. به من خبر بده».
پیام را چند بار خواندم. با اینکه مهر خروج روی پاسپورتم خورده بود، ترس هنوز رهایم نمیکرد.
🔹 وقتی مأمور کنترل قبل از پرواز پاسپورتم را نگاه میکرد، چشمم به ناخن شکسته انگشت کوچکش گیر کرده بود. چند ثانیه فقط همان را نگاه میکردم و اصلاً نمیفهمیدم چه میگوید.
فقط متوجه شدم که پاسپورت را برگرداند. جلوی بچهها و همسرم به روی خودم نیاوردم.
🔹 پسرم کنار پنجره نشسته بود و با هیجان هواپیماها را نشان میداد. دخترم مدام درباره غذا و پذیرایی داخل هواپیما سؤال میکرد. همسرم چشمهایش را بسته بود.
🔹 وقتی هواپیما از زمین بلند شد، برای نخستین بار بعد از ماهها، هیچکس حرفی نمیزد. فقط صدای موتور بود.
به این فکر میکردم که شاید چند دقیقه دیگر برایمان چای بیاورند.
کمی بعد، مهماندار چیزی به آلمانی گفت که نفهمیدم.
🔹 اما همان لحظه فهمیدم دیگر صدای آسانسور آپارتمانمان در اربیل را نخواهم شنید.
سرم را به صندلی تکیه دادم.
و برای اولین بار بعد از ماهها، خوابم برد.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 611 |
| 10 | 🔰 تسلیم نشدم؛ میدان را عوض کردم
✍ رسولگلهبان؛ برای دومین سال خروجم از ایران
🔹️ چند روز پیش یعنی هفدهم ژوئیه، ناصر پیروتی در استوری اینستاگرامش تصویر ۹ پیشمرگهای را منتشر کرد که در حمله موشکی جمهوری اسلامی به اردوگاه زرگوێز کومله زحمتکشان کوردستان جان باختند. او نوشته بود:
«برای این تلاش و خدمت نمیکنیم که شهید شویم؛ اما به شهیدانمان افتخار میکنیم».
🔹 این جمله مرا به تصمیمی برگرداند که دو سال پیش گرفتم؛ تصمیمی که نه از پیش برای آن برنامهریزی کرده بودم و نه حتی تا چند روز پیش از آن، خودم را در آستانهاش میدیدم.
🔹 امروز -۲۸ جولای- دومین سالروز خروج من از ایران است. همیشه مطمئن بودم روزی باید هزینهای بپردازم؛ نمیدانستم کِی و چگونه، اما همیشه بر این باور بودم که اگر قرار است روزی هزینه بدهم، باید فعالیت یا اثری که پشت سر گذاشتهام، ارزش آن هزینه را داشته باشد.
🔹 تا آن زمان، هیچگاه به ترک ایران فکر نکرده بودم. سالها در حوزه رسانه فعالیت کرده بودم و با وجود فشارها، بازداشت و پروندههای امنیتی، همچنان باور داشتم باید در همانجا بمانم و مسیری که در پیش گرفتهام را ادامه بدهم. برای من، ماندن صرفا حضور در آن جغرافیا نبود؛ بخشی از مسئولیتی بود که در برابر جامعهام احساس میکردم و رسالتی که بر دوشم سنگینی میکرد.
🔹 بالاخره بازداشت شدم. آنجا بود که فهمیدم پروندهای برایم ساختهاند که هزینهاش بسیار سنگینتر از عملکردم طی سالهای گذشته بود. آن پرونده میتوانست سالها مرا گوشه زندان نگه دارد و به حذف کامل من از فعالیتهایم در ارومیه بینجامد؛ و اگر به رخدادهای امروز، از جنگ ۱۲روزه گرفته تا جنگ ۴۰روزه هم میرسید، حتی میتوانست به حکم اعدام برایم منجر شود. این حذف اتفاقی نبود؛ برای جمهوری اسلامی حذف مخالفان و منتقدان مثل آب خوردن است و برای پانترکیسم حکومتی در ارومیه حذف فعالین کورد همیشه در اولویت بوده است.
🔹 کمتر از سه ماه پس از آزادی با قید وثیقه، به من خبر رسید که حکم دادگاه تجدیدنظر صادر شده است، اما به دلایلی نامعلوم و علیرغم اینکه صدور حکم در بخش سوابق پرونده در سامانه ثنا ثبت شده، به من یا وکیلم ابلاغ نشده بود و گویا قرار هم نبود بهصورت کتبی ابلاغ شود؛ احتمالا باید برای اطلاع از آن، حضوری به شعبه صادرکننده رای مراجعه میکردم. از همان لحظه، برایم تردیدی باقی نمانده بود که اگر برای دریافت حکم مراجعه میکردم، بازداشت و زندانی خواهم شد و حتی امکان داشت بدون اطلاع قبلی هم در خیابان یا منزل یا حتی در خواب بازداشت و تحویل زندان شوم.
🔹 خروج از ایران تصمیمی نبود که خودم از ابتدا به آن رسیده باشم؛ با چند نفر از دوستان نزدیکم و همچنین چند دوست خارج از کشور مشورت کردم. همگی با توجه به تجربه پروندههای امنیتی مشابه، بر خروجم از کشور تأکید داشتند و ماندنم را نسنجیدهترین کار ممکن میدانستند.
🔹 با آیهان که صحبت کردم، ماجرای خودش را برایم بازگو کرد و جملهای از مهندس فقید، وجدی حاتمی را برای من بازگو کرد که به او گفته بود:
«مهم نیست کاری کردهای یا نه؛ مهم این است که تو همان کاری را کردهای که آنها دلشان میخواهد».
🔹 در پروندههای امنیتی، همیشه قرار بر این نیست حتماً کاری کرده باشی؛ گاهی از پیش تصمیم گرفتهاند با تو چه کنند. بازجویی، پرونده و دادگاه فقط مسیریاند برای رسیدن به نتیجهای از پیش تعیینشده.
🔹 صدیق اما از زاویهای دیگر با من صحبت کرد؛ از خطرات حقوقی و امنیتی مشخصِ تمکین به رأی گفت، از پروندهسازیهای احتمالی پس از رفتن به زندان و از اتفاقاتی که ممکن بود درون زندان برایم رخ دهد. خطراتی که هم میتوانست جانم را به خطر بیندازد و هم مرا سالها ناچار به تحمل حبس کند.
🔹 با شنیدن این حرفها، کمکم پذیرفتم که باید هزینهی دوری از خاک و خانواده را بپذیرم و خودم را تسلیم جمهوری اسلامی نکنم.
اما پذیرفتن این تصمیم آسان نبود، چون قرار نبود فقط از مرز عبور کنم و به جایی دیگر بروم. باید خانواده، شهر و زندگیای را که سالها ساخته بودم پشت سر میگذاشتم.
سختتر از همه، ترک دوستانی بود که سالها در کنار یکدیگر فعالیت کرده بودیم؛ کسانی که برایم فقط همکار نبودند، بلکه مانند خانواده بودند. ناچار شدم بیآنکه چیزی به آنها بگویم، بروم. نمیتوانستم خبر خروج را با کسی در میان بگذارم، حتی با پدر و مادرم. نه فرصتی برای توضیح داشتم و نه مجالی برای خداحافظی. هنگام رفتن، بیش از هر چیز از این میترسیدم که شاید دیگر هیچگاه بعضی از آنها را نبینم، یا حتی ارتباطمان برای همیشه قطع شود.
🔹 برایم روشن شده بود که مشکل فقط یک حکم قضایی یا مجازات یک روزنامهنگار به چند سال زندان نیست. هدف این بود که دیگر نتوانم کارم را ادامه بدهم. جمهوری اسلامی همیشه مخالفان و منتقدانش را نمیکشد؛ گاهی زندانیشان میکند، گاهی از امکان کار محرومشان میسازد، گاهی با فشار بر خانواده و فرسودن روحیهشان مجبور به پذیرفتن اتهاماتی میکند که روحشان از آن بیخبر بوده، و گاهی ناچار به ترک خانهشان میکند.
🔹 از خودم پرسیدم: اگر ماندن دیگر به معنای ادامهدادن نباشد، آیا اصرار بر ماندن هنوز تصمیم درستی است؟
چند روز با همین پرسش زندگی کردم. پذیرفتن پاسخ آن دشوار بود، اما راه دیگری باقی نمانده بود. پیش از آنکه دیر شود، ایران را ترک کردم و به اقلیم کوردستان پناه بردم؛ جایی که همیشه گمان میکردم اگر روزی هر کوردی ناچار به ترک خانهاش شود، باید به آنجا پناه ببرد.
🔹 آن خروج یک سفر کوتاه نبود. بیش از یک سال در تبعید و دور از خانواده زندگی کردم؛ دورهای که از سختترین فصلهای زندگیام بود. هر روز نگران همسر، فرزندانم و خانوادهام بودم و نمیدانستم این جدایی چه زمانی پایان خواهد یافت.
🔹 با این حال، پس از خروج، بلافاصله فعالیت رسانهایام را از سر نگرفتم. نزدیک به شش ماه سکوت کردم. این سکوت از ترس نبود. هنوز امید داشتم شاید روزنهای برای بازگشت و ادامهی فعالیت در داخل ایران باقی مانده باشد. نمیخواستم با حضور در رسانهها، آخرین امکان بازگشت را هم از بین ببرم.
🔹 در آن شش ماه، اخبار را هر روز دنبال میکردم. هر خبری که از ایران میرسید، امیدم را کمتر میکرد. سرانجام فهمیدم سکوت قرار نیست راهی برای بازگشت باز کند. نه شرایط تغییر کرده بود و نه تصمیمی که دربارهی من گرفته شده بود.
🔹 پس از آن، آرامآرام فعالیت رسانهایام را از سر گرفتم. دوباره در گفتوگوهای تلویزیونی شرکت کردم. نخست رویدادهایی مانند نوروز تاریخی ارومیه در سال ۱۴۰۴ و سپس جنگ ۱۲روزه، مرا بیش از پیش به تحلیل و حضور رسانهای بازگرداندند. همان کار را ادامه دادم، اما این بار از جغرافیایی دیگر.
🔹 جملهی ناصر پیروتی برای من از همین زاویه معنا پیدا میکند. هیچکس برای شهید شدن مبارزه نمیکند؛ همانطور که هیچ روزنامهنگاری برای زندانی یا تبعیدشدن نمینویسد و صحبت نمیکند. ممکن است هزینهای بر انسان تحمیل شود، اما هزینه، هدف مبارزه نیست. هدف، حفظ امکان ادامهدادن است.
🔹 جمهوری اسلامی میتوانست مرا زندانی کند، اما نمیتوانست مرا از روزنامهنگاری منصرف کند. میتوانست مرا از خانه، دوستان و سرزمینم دور کند، اما نمیتوانست دلیل نوشتنم را از من بگیرد.
🔹 امروز، وقتی به آن تصمیم نگاه میکنم، هنوز دلتنگ دوستانی هستم که فرصت خداحافظی با آنها را نداشتم. اما اگر زمان به عقب برگردد، باز هم همان تصمیم را میگیرم. نه چون رفتن آسان بود، بلکه چون ماندن دیگر به معنای ادامهدادن نبود.
من تسلیم نشدم؛ فقط میدان را عوض کردم.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 637 |
| 11 | 🎥 Hemîd Ûrmiye behsa li hevdu tênegiheştina di navbera hunermendên li navxwe û ên li diaysporayê dike
#Bûyeran_Serobino_Bikin...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 492 |
| 12 | 🔸 یک مراسم: چند روایت
🔹️ زمانیکە تصاویر حضور شماری از روحانیون اهل سنت در مراسم تشییع رهبر کشته شده جمهوری اسلامی منتشر شد، برای بسیاری شرکت در این مراسم فقط مشارکت یا روایتی از مشارکت در یک مراسم نبود.
🔹 این تصاویر حاکی از زندەکردن بحثی قدیمی یا پرسشی بودند که سالهاست درباره نسبت روحانیت اهل سنت و قدرت سیاسی مطرح میشود. اما برداشتها از این تصاویر یکسان نبود.
کسانی که از این حضور دفاع میکنند، بر این باورند کە شرکت در یک مراسم رسمی را نباید به معنای پذیرش تمامی مبانی فقهی یا سیاسی جمهوری اسلامی دانست.
🔹️ به باور آنان، یک روحانی ممکن است برای حفظ آرامش، پیگیری مطالبات یا کاهش تنش، راه گفتوگو و تعامل با حکومت را انتخاب کند، بیآنکه هویت مذهبی یا جایگاه دینی خود را از دست بدهد.
منتقدان اما مسالە را در صرف برگزاری مراسم نمیبینند. از نظر آنان، این تصاویر نشانه روندی است که طی سالها فاصله تاریخی روحانیت اهل سنت با قدرت را کمتر کرده است.
🔹️ پرسش آنان ساده است: اگر اعتبار یک ماموستا همیشه از اعتماد مردم سرچشمه گرفته است، این اعتماد در چنین رابطهای چه سرنوشتی پیدا میکند؟
🔹️ تفاوت جایگاه روحانیون شیعه و اهل سنت نیز در همینجاست. حضور یک روحانی کٌرد شیعه یا یک مقام سیاسی کٌرد شیعه در چنین مراسمی، در چارچوب ساختار مذهبی جمهوری اسلامی قابل تحلیل است.
اما درباره یک روحانی کٌرد، بلوچ یا ترکمن اهل سنت، موضوع ابعاد دیگری پیدا میکند، زیرا جایگاه تاریخی او بر پذیرش جامعه و نه بر انتصاب یا تأیید حکومت استوار بودە است.
🔹️ با این همه، داوری درباره انگیزه افراد کار سادهای نیست. بە باور شخصی، مسئولیت اداری، مصلحتاندیشی یا نگرانی از پیامدهای امنیتی همگی میتوانند در تصمیم یک روحانی نقش داشته باشند.
🔹 بدون وجود شواهد روشن، نسبت دادن انگیزهای مشخص به افراد، نه با اصول روزنامهنگاری سازگار است و نه با انصاف پژوهشی.
🔸 آنچه در جامعه شنیده میشود
🔹️ در ماههای گذشته، در گفتوگوهای خصوصی با چند تن از علمای اهل سنت، بیش از هر چیز یک سکوت جلب توجه میکرد. هیچیک از آنها حاضر نبودند درباره این موضوع بهصورت علنی اظهار نظر کنند. دلیل آن نیز را نیز بدون پنهان کردن، صراحتا مسائل امنیتی اعلام میکردند.
🔹 اما وقتی گفتوگو از فضای رسمی فاصله میگرفت، نگرانیهای دیگری از جملە اینکه مبادا بخشی از جامعه، روحانیت اهل سنت را بیش از گذشته نزدیک به قدرت ببیند و اعتماد تاریخی خود را به آن از دست بدهد، خود را نشان میداد.
این تجربه را نمیتوان به همه علما یا روحانیون اهل سنت تعمیم داد، اما این مسالە بغرنج نشان میدهد که بحث استقلال روحانیت صرفا موضوعی برای خطبهها یا نشستهای علمی نیست، بلکە این مسالە به روندی تبدیل شده است که هم در میان بخشی از روحانیون و هم در میان بخشی از جامعه درباره آن گفتوگو میشود.
🔹️ البته در این میان، تجربه کردستان، بلوچستان و ترکمنصحرا یکسان نیست. هر یک تاریخ، ساختار اجتماعی و رابطه متفاوتی با حکومت داشتهاند.
🔹 با این حال، یک پرسش مشترک در هر سه منطقه دیده میشود. روحانیت اهل سنت چگونه میتواند هم راه گفتوگو با حکومت را باز نگه دارد و هم مهمترین سرمایه خود، یعنی اعتماد مردم، را حفظ کند؟
🔹️ شاید پاسخ این پرسش را باید در همان جایی جستوجو کرد که این یادداشت از آن آغاز شد؛ در نگاه مردمی که سالها پیش، پیش از آنکه درِ دادگاهی را بزنند، درِ خانه یک ماموستا را میزدند.
🔸 بازگشت به خانه ماموستا
🔹️ انتظار نمی رود کە این یادداشت در میانە دو روایت، یکی را برنده اعلام کند. آنچه کە در چهار دهه گذشته رخ داده است، صرفا اختلافی میان چند روحانی یا گرایشهای مذهبی مختلف نیست. بلکە پرسشی است درباره جایگاه روحانیت اهل سنت که اعتبارش را نه از دولت و نه از صندوق رأی، بلکه از اعتماد نسلهای پیاپی مردم گرفته است.
تحلیل مارتین وان بروینسن همچنان برای فهم این پرسش راهگشاست. او نشان میدهد که اقتدار روحانیت سنی، پیش از آنکه به قدرت سیاسی وابسته باشد، به پذیرش جامعه وابسته است. اگر این پیوند سست شود، هیچ عنوان رسمی یا جایگاه اداری نمیتواند جای آن را بگیرد.
🔹️ امروز نیز همان پرسش قدیمی پیش روی روحانیت سنی قرار دارد: مهمترین پشتوانه یک ماموستا تأیید از سوی ساختار قدرت یا اعتماد مردم، کدام یک است؟
🔹️ پاسخ این پرسش را نه حکومت بهتنهایی تعیین میکند، نه مخالفان حکومت و نه حتی خود روحانیون.
هنوز هم در برخی از روستاهای کردستان، وقتی از یک ماموستای قدیمی یاد میکنند. از انصافش میگویند، از روزی که میان دو خانواده آشتی انداخت، از شبی که کنار بیماری ماند و بر بالینش یاسین تلاوت کرد و از زمانی که نگذاشت اختلافی کوچک به خونریزی برسد.
🔹️ شاید سرنوشت روحانیت اهل سنت نیز بیش از آنکه در نهادهای رسمی رقم بخورد، در همین حافظه جمعی، در حافظه مردمی رقم بخورد که در نهایت تصمیم میگیرند پشت سر چه کسی نماز بخوانند و چه کسی را همچنان ماموستا بدانند.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 599 |
| 13 | 🔰 روحانیت سنی در کردستان در میانه جامعه و قدرت قرار گرفته است
✍ رسول گلەبان
🔹️ هنوز هم در بعضی از روستاهای کردستان زمانیکە از یک ماموستای قدیمی یاد میکنند، هیچ کس از خطبههایش شروع نمیکند، بلکە نخست از انصافش، از روزی که میان دو خانواده آشتی انداخت، از شبی که تا سحر کنار بیماری ماند و بر بالینش یاسین تلاوت کرد یا از زمانیکە که نگذاشت اختلافی کوچک به خونریزی میان دو طایفه تبدیل شود، سخن می گویند.
🔹 آن روزها، اگر نزاعی در روستا بالا میگرفت، کمتر کسی مستقیم راه پاسگاه، فرمانداری یا دادگاه را در پیش میگرفت. مردم پیش از هر جا، درِ خانه ماموستا را میزدند. چون او فقط پیشنماز مسجد نبود، میانجی اختلافها، معلم کودکان و گاهی آخرین امید برای پایان دادن به یک دشمنی بود.
🔹 جایگاه او را نه فرمان یک پادشاه ساخته بود و نه حکم یک دولت. این جایگاه، ذرهذره و در طول سالها، در میان مردم شکل گرفته بود. اما همین تصویر آشنا، امروز با پرسشی روبهرو شده است که فقط به روحانیت اهل سنت مربوط نمیشود، بلکه به رابطه جامعه و قدرت بازمیگردد.
اگر اعتبار ماموستا همیشه از دل جامعه برخاسته است، نزدیکی او به ساختار قدرت چه تغییری را در این رابطه ایجاد میکند؟ آیا این پیوند میتواند همان اعتماد دیرینه را حفظ کند، یا آرامآرام معنای آن را دگرگون خواهد کرد؟
🔹️ در کردستان، ماموستا هیچگاە صرفا یک روحانی نبودە است، بلکە از جایگاهی اجتماعی برخوردار بودە است که بر اعتماد مردم استوار است.
🔹 همین اعتماد، او را به یکی از مهمترین مرجعهای حل اختلاف و میانجیگری در جامعه کٌرد تبدیل کردەاست. این سرمایه نمادین و اجتماعی نه با حکم حکومتی به دست آمدە است و نه با انتصاب رسمی حفظ شدە است.
🔹 این ویژگی است که پرسش امروز درباره رابطه روحانیت و قدرت را به موضوعی فراتر از یک اختلاف سیاسی تبدیل میکند.
🔸 وقتی جامعهشناسی به کمک تاریخ میآید
🔹️ مارتین وان بروینسن، جامعهشناس و کٌردشناس هلندی در مجموعە آثار خود کوشیدە است تا با گوشە نگاهی بە ساختار سنتی جامعه کردستان، بە ویژە در کتاب آغا، شیخ و دولت این رابطە را با نگاهی جامعهشناختی توضیح دهد.
🔹 او در این کتاب نشان میدهد که برای فهم جامعه سنتی کردستان نمیتوان تنها به دولت یا نهاد دین نگاه کرد، بلکه باید رابطه میان سه کانون مهم قدرت و اقتدار، یعنی، آغا، شیخ و دولت را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
🔹 در این میان، آنچه به موضوع این یادداشت مربوط میشود، جایگاە روحانی است. در تحلیل وان بروینسن، روحانی صرفا یک عالم دینی نیست، بلکە او در بسیاری از مناطق کردستان، علاوه بر نقش مذهبی، جایگاهی اجتماعی و گاه سیاسی نیز دارد و نفوذش از شبکه روابط دینی، اجتماعی و پیوند با پیروانش شکل میگیرد.
نمونههایی مانند شیخ عبیدالله نهری، شیخ سعید پیران و شیخ محمود برزنجی نیز نشان میدهند که بسیاری از رهبران دینی کٌرد، افزون بر نقش مذهبی، در تحولات اجتماعی و سیاسی زمان خود نیز نقشآفرین بودهاند.
🔹️ وان بروینسن در بررسی این نمونهها نشان میدهد که رابطه شیخ با دولت در دورههای مختلف، گاه همکاری، گاه رقابت و گاه تقابل بوده و الگوی ثابتی نداشته است.
🔸 از جامعه تا دولت
🔹️ اگرچە بروینسن این دگرگونی را در بازەای طولانی از زمان در بخشهای مختلف کردستان بررسی کردە است، اما این تصویر، پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران آرامآرام تغییر کرد.
🔹 این دگرگونی صرفا ناشی از دگرگونیهای زمانە و دگرگونی صرف نظام سیاسی در ایران نبود، بلکه رابطه روحانیت و دولت با این انقلاب تدریجا وارد مرحلهای تازه شد.
🔹 جمهوری اسلامی از همان سالهای نخست، کوشید ارتباط خود را با جامعه اهل سنت در قالب سیاست وحدت اسلامی و تقریب مذاهب بازتعریف کند.
🔹 از نگاه مسئولان جمهوری اسلامی ایران، همکاری میان علمای شیعه و سنی راهی برای تقویت همبستگی ملی و کاهش شکافهای مذهبی بود. در همین راستا، نهادهایی برای سامان دادن به این ارتباط ایجاد یا تقویت شدند.
در کردستان، مهمترین نمونه این تلاشها مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور بودە است که بخشی از امور آموزشی، هماهنگی و فعالیتهای رسمی اهل سنت را بر عهده دارد و مدیریت آن با نماینده ولیفقیه در استان کردستان است.
🔹️ اما در کردستان، این تحولات هیچگاە صرفا یک سیاست حکومتی تلقی نشدە است. برای جامعهای که سالها اعتبار ماموستا را با فاصله از قدرت میسنجید، این رابطه تازه، این پرسش اساسی را پیش کشیده که آیا میشود با حکومت همکاری کرد و در عین حال، همان اعتماد تاریخی مردم را حفظ کرد؟
🔹️ این پرسشی نیست کە فقط در مدارس علوم دینی یا نشستهای علمی مطرح بوده باشد. طی چهار دهه گذشته، در خطبههای نماز جمعه، گفتوگوهای میان علما و حتی بحثهای روزمره مردم نیز بارها تکرار شده است. از همینجا، اختلاف بر سر معنای استقلال آغاز میشود.
🔸 استقلال: اختلاف بر سر یک واژه
🔹️ اختلاف اصلی، نه بر سر وحدت شیعه و سنی، بلکه بر سر معنای استقلال است. آیا یک روحانی اهل سنت میتواند با نهادهای رسمی حکومت همکاری کند و در عین حال، همان جایگاهی را حفظ کند که نسلهای پیش از او با اعتماد مردم به دست آورده بودند؟
🔹️ پاسخ همه روحانیون اهل سنت به این پرسش یکسان نیست. ماموستا فایق رستمی، امام جمعه اهل سنت سنندج و عضو مجلس خبرگان، از شناختهشدهترین چهرههایی است که همکاری با حکومت را در تعارض با استقلال روحانیت نمیبیند. او در پاسخ به انتقادهای مولوی عبدالحمید تأکید میکند کە:
مدارس علوم دینی کردستان همچنان به دست علمای اهل سنت اداره میشوند و ادعای از دست رفتن استقلال روحانیت کردستان با واقعیت سازگار نیست.
🔹️ در ارومیه نیز ماموستا مامد کلشینژاد، امام جمعه اهل سنت، بارها بر وحدت اسلامی، گفتوگو میان مذاهب و تعامل با نهادهای رسمی تأکید کرده است. او این تعامل را راهی برای پیگیری مطالبات اهل سنت و حفظ آرامش اجتماعی میداند، نه نشانه وابستگی.
🔸 هشدار از زاهدان
🔹️ اما تمامی روحانیون اهل سنت این مسیر را انتخاب نکردندەاند. در سالهای اخیر، مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی بیش از هر روحانی اهل سنت دیگری بر استقلال روحانیت تأکید کرده است.
انتقاد او متوجه شیوهای بودە است که رابطه روحانیت اهل سنت و حکومت را تعریف کردە است. یکی از صریحترین نمونههای این انتقاد، ساختار اداره امور اهل سنت در کردستان است.
🔹️ او با اشاره به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور این پرسش را مطرح کردە است که چگونه نهادی که بخشی از امور اهل سنت را مدیریت میکند، زیر نظر نماینده ولیفقیه اداره میشود. او در یکی از خطبههای نماز جمعه زاهدان اظهار داشتە است:
علما و حوزههای علمیه باید مستقل باشند. همچنین به روحانیت اهل سنت هشدار دادە است که حکومتها و دولتها میآیند و میروند و در کنار مردم باشید.
🔹️ اندکی بعد، بیانیهای با عنوان ائمه جمعه، شوراهای افتا و مدرسان استان کردستان، در نقد مواضع او منتشر شد. اما پس از انتشار آن، شماری از ماموستایان و مدرسان علوم دینی کردستان اعلام کردند که نه آن را امضا کردهاند و نه از انتشارش به نام خود خبر داشتهاند.
🔹 این ماجرا نشان داد که روحانیت اهل سنت در کردستان، برخلاف تصور رایج، یکدست نیست. گروهی تعامل با حکومت را راهی برای حفظ منافع جامعه میدانند و گروهی دیگر نگراناند که این رابطه، بهتدریج مهمترین سرمایه روحانیت، یعنی اعتماد مردم، را فرسوده کند.
🔸 هزینه فاصله گرفتن از قدرت
🔹️ برای همه روحانیون، این بحث فقط یک اختلاف نظر صرف بە شمار نمیرود. برای برخی، بهای حفظ فاصله از حکومت، احضار، بازداشت، زندان یا محرومیت از فعالیتهای دینی است.
🔹 طی سالهای اخیر، نهادهای حقوق بشری بارها از فشار بر روحانیون اهل سنت در کردستان، سیستانوبلوچستان و ترکمنصحرا، از احضار و ممنوعالمنبر شدن گرفتە تا بازداشت و محکومیت خبر دادەاند.
🔹 در کردستان، پروندههایی مانند لقمان امینی و ابراهیم کریمی نانله به نمونههای شناختهشده این روند تبدیل شدەاند.
در بلوچستان نیز بارها خبر احضار و بازداشت روحانیون نزدیک به مولوی عبدالحمید منتشر و در ترکمنصحرا نیز برخی روحانیون به دلیل مواضع انتقادی با محدودیتهای امنیتی روبهرو شدند.
🔹️ صرفنظر از داوریهای سیاسی درباره این پروندهها، کنار هم قرار گرفتن آنها یک واقعیت را نشان میدهد: رابطه روحانیت اهل سنت با حکومت، فقط به همکاری یا اختلاف نظر محدود نیست.
گاهی این رابطه، به قیمت از دست رفتن آزادی، تریبون یا حتی امکان ادامه فعالیت دینی تمام شده است. در چنین فضایی، استقلال روحانیت صرفا یک بحث نظری نیست، بلکە بر تصمیمهای بخشی از روحانیون و بر نگاه جامعه به آنان نیز اثر گذاشته است.
🔹️ در این میان، برای فهم واکنش جامعه به روحانیت اهل سنت، نباید فقط به بیانیهها و موضعگیریهای رسمی نگاه کرد.
🔹 گاهی یک تصویر، بیش از دهها سخنرانی حرف میزند. حضور شماری از روحانیون اهل سنت در مراسم تشییع رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، یکی از همان تصویرها بود که برای بخشی از افکار عمومی، تنها یک حضور تشریفاتی نبود، بلکه ادامه روندی به شمار میرفت که سالها درباره آن بحث شده بود.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 618 |
| 14 | 🔰 کمین؛ تاکتیک جنگ یا شیوه حکمرانی؟
✍ رسول گلهبان
🔹️ چند روز پیش، در گفتوگویی با شبکه روناهی، مجری از من پرسید که آیا کمینهای اخیر سپاه پاسداران علیه پیشمرگههای احزاب کورد و گریلاهای پژاک ادامه خواهد داشت یا نه. پرسشی که در ظاهر فقط به تحولات نظامی مربوط میشد و درباره تاکتیکهای میدانی، جغرافیای مرز و آینده درگیریها بود.
پاسخ مصاحبه همانجا تمام شد، اما برای من ماجرا تازه آغاز شده بود. ذهنم همچنان درگیر همان یک واژه بود؛ کمین.
🔹 ما معمولاً کمین را در کوهستان تصور میکنیم؛ گروهی که در سکوت پشت صخرهها یا میان درختان پنهان شدهاند، مسیر حرکت طرف مقابل را زیر نظر گرفتهاند و منتظر لحظهای هستند که بیشترین غافلگیری و کمترین امکان دفاع وجود داشته باشد. در ذهن بسیاری از ما، کمین مفهومی کاملاً نظامی است.
اما آیا کمین فقط در میدان جنگ معنا پیدا میکند؟
🔹 هرچه بیشتر به این پرسش فکر کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که کمین، پیش از آنکه یک تاکتیک نظامی باشد، یک منطق است؛ منطقِ انتظار، مراقبت، گردآوری اطلاعات و انتخاب مناسبترین زمان برای اقدام.
🔹 اگر چنین باشد، شاید بتوان از نوع دیگری از کمین نیز سخن گفت؛ کمینی که نه در کوهستان، بلکه در ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی شکل میگیرد. آنجا بود که فهمیدم پاسخ من در مصاحبه، ناخواسته به موضوعی بزرگتر از یک پرسش نظامی اشاره کرده بود.
🔹 در سالهای گذشته، بسیاری از روزنامهنگاران، فعالان مدنی، نویسندگان، وکلا، دانشجویان و کنشگران سیاسی پس از بازداشت، روایت مشابهی را بیان کردهاند. آنان گفتهاند در جریان بازجویی، با پروندهای روبهرو شدهاند که فقط به روزها یا هفتههای اخیر مربوط نبوده است؛ بلکه نوشتهها، مصاحبهها، فعالیتهای رسانهای، پیامها، ارتباطات و حتی رویدادهایی از چندین سال قبل نیز در آن گردآوری شده بود.
🔹 گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران نیز در موارد مختلف به استفاده از فعالیتهای گذشته افراد در پروندههای امنیتی اشاره کردهاند. این گزارشها ثابت نمیکنند که همه پروندهها به یک شکل ساخته میشوند، اما نشان میدهند که در شماری از آنها، گردآوری اطلاعات محدود به زمان بازداشت نیست و میتواند سالها پیش از آن آغاز شده باشد.
🔹 در چنین شرایطی، کمین دیگر در یک نقطه جغرافیایی برپا نمیشود؛ بلکه در زمان شکل میگیرد. در کمین نظامی، نیروها منتظر عبور هدف از یک مسیر مشخص هستند. اما در کمین اطلاعاتی، آنچه انباشته میشود نه مهمات، بلکه اطلاعات است؛ و آنچه تعیینکننده است، نه محل عبور، بلکه زمان مناسب برای استفاده از آن اطلاعات است.
🔹 تفاوت این دو، بیشتر در ابزار است تا در منطق. اما شباهتشان، پرسش مهمتری را پیش میکشد. اگر در میدان نبرد، کمین برای دشمن طراحی میشود، وقتی همان منطق درباره شهروندان نیز به کار گرفته شود، این پرسش پیش میآید که حکومت اساساً شهروند را چگونه میبیند؛ صاحب حق یا تهدید بالقوه؟
🔹️ این پرسش فقط به اعضای احزاب یا نیروهای مسلح مربوط نیست. وقتی روزنامهنگار، نویسنده، معلم، دانشجو، وکیل، فعال مدنی یا حتی شهروندی که صرفاً دیدگاه خود را بیان کرده است، بداند هر نوشته، هر گفتوگو، هر فعالیت رسانهای یا حتی هر ارتباط اجتماعی او ممکن است سالها بعد به بخشی از یک پرونده امنیتی تبدیل شود، مرز میان شهروند و تهدید بهتدریج مبهم میشود.
🔹 در چنین فضایی، احساس امنیت فقط به معنای در امان بودن از خشونت نیست؛ بلکه به این معناست که فرد مطمئن باشد فعالیت قانونی و بیان عقیده او، سالها بعد به شکلی پیشبینیناپذیر علیه خودش به کار گرفته نخواهد شد. شاید به همین دلیل است که برای بسیاری از بازداشتشدگان، روز دستگیری نه تنها آغاز ماجرا نیست، بلکه پایان فرآیندی است که ممکن است مدتها پیش آغاز شده باشد.
🔹 این یادداشت قصد ندارد همه پروندههای امنیتی را یکسان بداند یا درباره همه شهروندان نتیجهای قطعی بگیرد. اما تکرار الگوهای مشابه در روایت بازداشتشدگان و گزارشهای حقوق بشری، این پرسش را پیش روی ما میگذارد که آیا منطق امنیتی، از مرزهای میدان نبرد فراتر نرفته است؟
🔹️ اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه «کمین» دیگر فقط یک واژه نظامی نیست؛ بلکه میتواند توصیفی از بخشی از رابطه حکومت و جامعه نیز باشد.
🔹 شاید به همین دلیل بود که بعد از پایان آن گفتوگو با شبکه روناهی، دیگر به کمین فقط به چشم یک تاکتیک جنگی نگاه نکردم. برای من، کمین به مفهومی فراتر از میدان نبرد تبدیل شد؛ الگویی از حکمرانی که در آن، مراقبت، انباشت اطلاعات و انتخاب زمان اقدام، فقط علیه دشمنان نظامی به کار نمیرود، بلکه میتواند رابطه حکومت با بخشی از شهروندان را نیز تعریف کند. کمینی که در سکوت بایگانیها، پروندهها و سالهایی شکل میگیرد که ظاهراً هیچ اتفاقی در آنها نیفتاده است.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 521 |
| 15 | 🔰 Sîpan bi coş û kelecan sitaran “Bese Dunya” ya hunermendê nemir Riza Mustefazade pêşkêş dike
🔹 Ka bizanên nêrînên me li ser dengê Sîpan çi ne
#Bûyeran_Serobino_dikim...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 518 |
| 16 | 🔰 موضع تازه پیمان ویان؛ تکمیل «خط سوم» یا آغاز مرحلهای جدید؟
✍ رسول گلهبان
🔹️ آیا مصاحبه اخیر پیمان ویان نشانه تغییری در راهبرد «خط سوم» است یا توضیحی دیرهنگام درباره همان سیاست؟ این پرسش برای من پس از انتشار گفتگوی ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶ رئیس مشترک حزب حیات آزاد کوردستان ــ پژاک ــ با خبرگزاری JINNEWS جدیتر شد؛ مصاحبهای با عنوان «هم برای سیاست دموکراتیک آمادهایم و هم برای جنگ».
🔹 وجود واژه «جنگ» در عنوان مصاحبه ممکن است در نگاه نخست این تصور را ایجاد کند که پژاک از راهحل سیاسی فاصله گرفته و یا میخواهد «خط سوم» را با رویکردی نظامی جایگزین کند. اما وقتی پای گفتگو مینشینیم و آن را کنار مصاحبه پیشین پیمان ویان میگذاریم، به برداشت دیگری میرسیم. سیاست دموکراتیک همچنان انتخاب نخست است و آمادگی دفاعی، نه جایگزین سیاست، بلکه پشتوانهای برای آن معرفی میشود.
🔹 این یادداشت قرار نیست درستی یا نادرستی سیاستهای پژاک یا دیگر احزاب کورد را داوری کند. من بعنوان یک روزنامهنگار مستقل و صرفا از منظر روزنامهنگاری، مفهوم «خط سوم» را در دو مصاحبه پیمان ویان واکاوی میکنم؛ مفهومی که در گفتگوی نخست بیشتر به استقلال سیاسی مربوط بود، اما در مصاحبه دوم، ابعاد عملی آن در زمینه دفاع، امنیت مردم و همکاری میان احزاب روژهلات روشنتر شده است.
🔸 مصاحبه دوم؛ صورت عملی «خط سوم»
🔹 خبرگزاری ANF در ۱۸ مارس ۲۰۲۶، گفتگوی پیمان ویان با روزنامه Yeni Özgür Politika را با عنوان «پروژه ما یک ایران دموکراتیک، یک کوردستان آزاد است» بازنشر کرد. پیمان ویان در آن مصاحبه گفت پژاک طرف جنگ میان جمهوری اسلامی و محور آمریکا و اسرائیل نیست. او «خط سوم» را به اتکای مردم به نیروی خود و حق آنان برای تصمیمگیری مستقل درباره جنگ و صلح پیوند داد.
🔹 پرسش آن روزها این بود که اگر جنگ میان جمهوری اسلامی و قدرتهای خارجی گسترش پیدا کند، پژاک در کدام جبهه خواهد ایستاد. پاسخ ویان این بود که مخالفت با جمهوری اسلامی به معنای پیوستن به آمریکا و اسرائیل نیست؛ همانطور که نپیوستن به این محور نیز نباید حمایت از جمهوری اسلامی تلقی شود.
خط سوم در آن گفتگو، بیش از هر چیز راهی برای حفظ استقلال سیاسی بود؛ تلاشی برای اینکه جنبش کوردی به نیروی وابسته یکی از دو طرف جنگ تبدیل نشود.
🔹 اما مصاحبه ۱۶ ژوئیه پرسش دیگری را مطرح میکند. اگر جنگ به مردم کورد یا نیروهای سیاسی کورد تحمیل شود، خط سوم چه معنایی خواهد داشت؟
🔹️ پاسخ مصاحبه دوم روشنتر است. مستقل ماندن از جبهههای درگیر به معنای بیتفاوتی در برابر حمله نیست. بر اساس سخنان پیمان ویان، خط سوم چهار پایه دارد. استقلال سیاسی، ترجیح راهحل دموکراتیک، سازماندهی مردم و آمادگی برای دفاع.
🔹 موضوع دفاع در مصاحبه نخست نیز کاملاً غایب نبود. پیمان ویان در همان گفتگو از ضرورت ایجاد سازوکاری مشترک برای حفاظت از مردم و همکاری احزاب روژهلات در صورت حمله سخن گفته بود. با این حال، نسبت میان سیاست و دفاع به روشنی مصاحبه اخیر توضیح داده نشده بود.
🔹 به همین دلیل، مصاحبه دوم را نمیتوان بهسادگی نشانه کنار گذاشتن خط سوم دانست. این گفتگو بیشتر توضیح میدهد که آن سیاست در شرایط حمله و بحران چگونه قرار است عمل کند. مصاحبه نخست چارچوب سیاسی را ترسیم کرده بود و مصاحبه دوم تلاش میکند بخش دفاعی آن را کامل کند.
🔸 دفاع قرار نیست جای سیاست را بگیرد
🔹️ نکته اصلی در گفتگوی اخیر این است که پیمان ویان، با وجود تأکید بر آمادگی سازمانی و نظامی، همچنان راهحل سیاسی و دموکراتیک را در اولویت قرار میدهد. در روایت او، جنگ یک انتخاب مطلوب نیست؛ احتمالی است که ممکن است از بیرون تحمیل شود.
🔹 عنوان «هم برای سیاست دموکراتیک آمادهایم و هم برای جنگ» نیز باید با توجه به همین زمینه خوانده شود. بخش دوم جمله، بخش نخست را کنار نمیزند. پیمان ویان میخواهد بگوید تأکید بر گفتگو و سیاست نباید بهعنوان نشانه ناتوانی، بیعملی یا نداشتن اراده دفاعی فهمیده شود.
🔹 در اینجا باید میان «وارد شدن به جنگ» و «دفاع در برابر حمله» تفاوت گذاشت. بر اساس موضع اعلامشده، پژاک نمیخواهد به یکی از طرفهای جنگ دولتها و قدرتهای منطقهای تبدیل شود؛ اما اگر نیروهای آن، مناطق کوردستانی یا مردم کورد هدف حمله قرار گیرند، حق دفاع را برای خود محفوظ میداند.
🔹 ممکن است برخی، بهویژه با توجه به عنوان مصاحبه، این سخنان را نشانه حرکت پژاک به سوی یک راهبرد نظامیتر بدانند. این برداشت را نمیتوان نادیده گرفت. با این حال، مقایسه دو مصاحبه نشان میدهد که دستکم در سطح گفتار، مصاحبه دوم بیشتر توضیح بخش ناگفته راهبرد قبلی است تا اعلام یک تغییر کامل.
🔹 مسئله مهم، نسبت میان سیاست و دفاع است. تا زمانی که سیاست انتخاب نخست باشد و دفاع به واکنش در برابر حمله محدود بماند، این دو الزاماً یکدیگر را نفی نمیکنند. ابهام از زمانی آغاز میشود که مرز میان دفاع، پیشدستی نظامی و ورود به جنگ قدرتها نامشخص بماند. مصاحبه ویان تلاش میکند این مرز را روشن کند، اما اینکه چنین تفکیکی در عمل تا چه اندازه حفظ خواهد شد، پرسشی است که پاسخ آن را باید در تحولات آینده جستوجو کرد.
🔸 امنیت روژهلات فقط به تهران مربوط نیست
🔹 ترکیه یکی دیگر از موضوعاتی است که در هر دو مصاحبه دیده میشود. ویان در گفتگوی نخست گفته بود اگر ترکیه در قبال کوردهای باکور از صلح سخن میگوید، باید در برخورد با کوردهای روژهلات نیز سیاستی مسالمتآمیز داشته باشد. از نگاه او، تهدید نیروهای روژهلات با ادعای تلاش برای حل مسئله کورد در ترکیه سازگار نیست.
🔹 این انتقاد در مصاحبه اخیر صریحتر شده است. ویان سیاست ترکیه را تابع منافع آنکارا میداند و معتقد است این کشور از شکلگیری موقعیت سیاسی مستقل برای کوردها در منطقه نگران است.
🔹 ممکن است درباره این ارزیابی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما اهمیت آن در این است که امنیت روژهلات را فقط در رابطه میان کوردها و جمهوری اسلامی خلاصه نمیکند. رقابت میان ایران، ترکیه، آمریکا، اسرائیل و دیگر بازیگران منطقهای میتواند مستقیم یا غیرمستقیم بر آینده روژهلات تأثیر بگذارد.
🔹 در چنین فضایی، خط سوم فقط فاصله گرفتن از دو طرف یک جنگ نیست. این سیاست باید بتواند استقلال تصمیمگیری را در میان مجموعهای از مناسبات متغیر حفظ کند. احزاب کورد ممکن است در دورهای با یک دولت یا قدرت خارجی منافع مشترکی پیدا کنند، اما همکاری مقطعی با وابستگی سیاسی یکسان نیست.
🔹 طرح نقش ترکیه در این مصاحبه نیز به همین دلیل اهمیت دارد. ویان میکوشد خط سوم را از محدوده جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فراتر ببرد و آن را به سیاستی درباره روابط گستردهتر منطقهای تبدیل کند.
🔸 آیا دیگر احزاب روژهلات نیز چنین چارچوب روشنی ارائه کردهاند؟
🔹 برای پاسخ به این پرسش باید میان «نداشتن موضع» و «نداشتن موضعی یکپارچه و روشن» تفاوت گذاشت. بررسی بیانیهها و مواضع علنی احزاب روژهلات نشان میدهد که نمیتوان آنها را درباره اتحاد، دفاع از مردم، حق تعیین سرنوشت یا آینده سیاسی کوردستان بیموضع دانست.
🔹 احزاب مختلف در سالهای گذشته، جداگانه یا در قالب بیانیههای مشترک، از اتحاد، دفاع از حقوق مردم، مقابله با سرکوب، همکاری سیاسی و جلب حمایت بینالمللی سخن گفتهاند.
🔹 در ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ نیز پنج حزب با اعلام موجودیت «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، بر مبارزه مشترک، حقوق و آزادیهای مردم کوردستان، حق تعیین سرنوشت و هماهنگی سیاسی و میدانی تأکید کردند.
🔹 پیش از آن نیز هفت حزب روژهلات، در واکنش به بازداشتها، اعدامها و سرکوبهای پس از آتشبس ایران و اسرائیل، بیانیهای مشترک منتشر کرده و از نهادهای بینالمللی و نیروهای سیاسی خواسته بودند در برابر این وضعیت سکوت نکنند. با این حال، روند ائتلاف و همکاری بدون اختلاف نبوده است. برخی احزاب نسبت به ساختار یا محتوای توافقها انتقاد داشته و از پیوستن به آنها خودداری کردهاند. این اختلافها نشان میدهد که اگرچه همه از ضرورت اتحاد سخن میگویند، هنوز تعریف مشترکی از شکل، حدود و سازوکار آن وجود ندارد.
🔹 بنابراین، نمیتوان گفت پیمان ویان یا پژاک نخستین جریانی است که درباره اتحاد، دفاع یا راهحل سیاسی سخن گفته است. چنین ادعایی با مواضع علنی دیگر احزاب سازگار نیست.
🔹 تفاوت مصاحبه اخیر در نوع کنار هم قرار دادن این مؤلفههاست. در منابع عمومی بررسیشده، کمتر میتوان موضعی یافت که اولویت راهحل سیاسی، آمادگی دفاعی در برابر حمله، استقلال از محورهای قدرت، توجه به نقش ترکیه و ضرورت همکاری احزاب را در یک چارچوب واحد بیان کرده باشد.
🔹 این به آن معنا نیست که دیگر احزاب چنین دیدگاهی ندارند. ممکن است هرکدام از این عناصر در برنامهها، بیانیهها یا مصاحبههای جداگانه آنها وجود داشته باشد. مسئله این است که این مواضع کمتر به شکل یک روایت روشن، منسجم و قابل سنجش در برابر افکار عمومی قرار گرفتهاند.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 523 |
| 17 | 🔸 پرسشی که از پژاک فراتر میرود
🔹️ اهمیت مصاحبه اخیر تنها در روشنتر شدن موضع پژاک نیست. این گفتگو پرسشی را پیش روی دیگر احزاب روژهلات و حتی احزاب سایر بخشهای کوردستان قرار میدهد: موضع آنها در برابر حمله به مردم روژهلات، داراییهای مردم و اعضا و مراکز احزاب سیاسی چیست؟
🔹️ مردم کورد ممکن است همزمان با سرکوب داخلی، جنگ خارجی و رقابت دولتهای منطقهای روبهرو شوند. در چنین وضعیتی، بیانیههای کلی دیگر کافی نیستند. افکار عمومی باید بداند هر جریان سیاسی در صورت حمله به مناطق کوردنشین، هدف قرار گرفتن غیرنظامیان یا حمله به مراکز حزبی چه مسئولیتی برای خود قائل است.
🔹 آیا احزاب دیگر بخشهای کوردستان، امنیت روژهلات را مسئلهای محلی میدانند یا آن را بخشی از یک مسئولیت مشترک کوردی تلقی میکنند؟
🔹 آیا برای زمان بحران، سازوکاری سیاسی، دیپلماتیک، رسانهای یا انسانی در نظر گرفته شده است؟ مرز میان دفاع مشروع و وارد شدن به جنگ دولتها کجاست؟
🔹️ طرح این پرسشها به معنای انتظار برای یکسان شدن همه احزاب نیست. جریانهای کورد تفاوتهای تاریخی، ایدئولوژیک و سازمانی جدی دارند. نه میتوان این اختلافها را نادیده گرفت و نه لازم است همه احزاب به یک سازمان یا جبهه واحد تبدیل شوند.
🔹 تفاوتها در ترجیح راهحل سیاسی، مخالفت با تبدیل روژهلات به میدان جنگ نیابتی، حفاظت از جان و دارایی مردم، پذیرفتن حق دفاع در برابر حمله، حفظ استقلال تصمیمگیری و همکاری در برابر تهدیدهای مشترک، مانع توافق بر چند اصل پایه نیست.
🔹 هر حزب میتواند این اصول را بر اساس برنامه و سیاست خود تعریف کند. آنچه اهمیت دارد، روشن بودن موضع نهایی است. مردم باید بدانند هر حزب در لحظه بحران چه خطوط قرمزی دارد، چه مسئولیتی میپذیرد و تا کجا آماده همکاری است.
🔹 همکاری نیز لزوماً به معنای ادغام سازمانی یا پایان اختلافها نیست. این همکاری میتواند در زمینه دیپلماسی، اطلاعرسانی، حمایت از غیرنظامیان، مدیریت بحران و واکنش سیاسی به حملات شکل بگیرد.
🔹 همین هماهنگی میتواند بخشی از بازدارندگی باشد. تفاوت زیادی وجود دارد میان حمله به یک جریان تنها و حملهای که با واکنش سیاسی و رسانهای چند حزب روبهرو شود.
🔸 شفافسازیای که دیر انجام شد
🔹️ با همه اهمیتی که مصاحبه اخیر دارد، این پرسش باقی میماند که چرا چنین توضیح روشنی زودتر ارائه نشد. نسبت میان اولویت سیاست و آمادگی دفاعی میتوانست از همان زمان طرح اولیه «خط سوم» با صراحت بیشتری بیان شود.
🔹 در فاصله میان دو مصاحبه، برداشتهای مختلفی از خط سوم شکل گرفت. برخی آن را به معنای بیطرفی، فاصله گرفتن از تحولات یا نداشتن راهبرد دفاعی فهمیدند. مصاحبه اخیر نشان میدهد که از نگاه ویان، خط سوم نه بیعملی است و نه پذیرش حمله؛ بلکه بر استقلال سیاسی، راهحل دموکراتیک و حق دفاع تکیه دارد.
🔹 در سیاست، فقط محتوای یک پیام مهم نیست؛ زمان بیان آن نیز اهمیت دارد. وقتی مفهومی مبهم باقی بماند، مخالفان، رقبا و حتی هواداران، آن را بر اساس برداشت خود تفسیر میکنند. هرچه توضیح دیرتر ارائه شود، تغییر این برداشتها دشوارتر خواهد بود.
🔹 اگر از ابتدا گفته میشد که راهحل سیاسی در اولویت قرار دارد اما حمله بیپاسخ نمیماند، هم سوءبرداشتها کمتر میشد و هم پیام روشنتری به جمهوری اسلامی و دیگر بازیگران منطقه میرسید.
🔹 نمیتوان گفت این موضع حتماً مانع حمله یا گسترش بحران میشد. بازدارندگی تنها با سخن گفتن شکل نمیگیرد. اما موضع روشن، توان قابل باور، هماهنگی سیاسی و انتقال بهموقع پیام، میتواند احتمال محاسبه اشتباه را کاهش دهد.
🔹 مصاحبه اخیر پیمان ویان بیش از آنکه پاسخی نهایی درباره خط سوم باشد، بخشی از تصویری را کامل میکند که در گفتگوی پیشین ناتمام مانده بود. در این تصویر، سیاست، دفاع و استقلال از محورهای قدرت در کنار یکدیگر قرار دارند.
🔹 با این حال، مهمترین نتیجه این مصاحبه شاید در پاسخهای پیمان ویان نباشد؛ بلکه در پرسشی باشد که اکنون پیش روی دیگر احزاب روژهلات قرار گرفته است.
🔹 اگر بار دیگر بحرانی شکل بگیرد، مردم هدف حمله قرار گیرند و یا یک نیروی سیاسی کورد تهدید شود، هر حزب دقیقاً کجا خواهد ایستاد؟
و چه مسئولیتی بر عهده خواهد گرفت؟
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 460 |
| 18 | 🔰 دالانپر؛ از بحران آفرود تا فرصتی برای توسعه
✍ رسول گلهبان
🔹️ دالانپر این روزها بیش از آنکه با دریاچهها، برفچالها و طبیعت بکرش شناخته شود، با تصاویر عبور خودروهای آفرود و بحثهای داغ درباره تخریب محیطزیست بر سر زبانها افتاده است. انتشار این تصاویر، نگرانیهای زیادی را برانگیخته و مطالبه برای محدود کردن آفرود را افزایش داده است. با این حال، این اتفاق یک پیامد مثبت هم داشته؛ امروز حساسیت عمومی نسبت به آینده دالانپر بیش از هر زمان دیگری است و کمتر کسی نسبت به سرنوشت این منطقه بیتفاوت مانده است. اما آیا ممنوعیت کامل آفرود، بهتنهایی میتواند از دالانپر حفاظت کند؟
🔹️ به نظر میرسد بحران امروز دالانپر یکشبه به وجود نیامده است. در سالهای گذشته، این منطقه بیش از آنکه بر اساس یک برنامه مشخص توسعه پیدا کند، با انتشار تصاویر در شبکههای اجتماعی و افزایش تورهای طبیعتگردی و آفرود شناخته شد. تعداد گردشگران هر سال بیشتر شد، اما زیرساخت، آموزش، نظارت و قواعد مدیریت گردشگری متناسب با این رشد شکل نگرفت. نتیجه آن شد که امروز هم محیطزیست آسیب دیده و هم جامعه بر سر آفرود به دو نگاه متفاوت رسیده است.
🔹 شاید به همین دلیل بتوان گفت آنچه امروز بیش از هر چیز در دالانپر به چشم میآید، خلأ یک نظام مدیریت گردشگری است. خروج از مسیرهای طبیعی، ورود به مراتع، رها کردن زباله، آسیب به منابع آب، نبود زیرساخت و نظارت مؤثر و افزایش بیضابطه گردشگران، مجموعه عواملی هستند که این منطقه را با چالش روبهرو کردهاند.
🔹 از سوی دیگر، تقسیم آفرودسواران به «بومی» و «غیربومی» نیز راهحل مسئله نیست. طبیعت میان راننده محلی و گردشگر غیربومی تفاوتی قائل نمیشود. اگر یک خودروی بومی وارد مرتع شود، همان آسیبی را ایجاد میکند که یک خودروی غیربومی. در مقابل، گردشگری که قوانین را رعایت میکند، میتواند از اقامتگاههای محلی استفاده کند، محصولات بومی بخرد، راهنمای محلی بگیرد و برای مردم منطقه درآمد ایجاد کند. بنابراین، مسئله دیگر فقط محل زندگی افراد نیست؛ بلکه، رفتار مسئولانه و مدیریت صحیح است.
🔹 دالانپر فقط یک جاذبه طبیعی نیست؛ یک فرصت بزرگ برای توسعه منطقه نیز هست. اما توسعه با افزایش تعداد گردشگران به دست نمیآید. توسعه زمانی شکل میگیرد که مردم منطقه نیز سهم واقعی از اقتصاد گردشگری داشته باشند. اقامتگاههای بومگردی، راهنمایان محلی، فروش محصولات عشایری و کشاورزی، خدمات حملونقل، پارکینگ، تعمیرگاه، رستوران و دیگر خدمات گردشگری، همگی میتوانند فرصتهای شغلی ایجاد کنند. همچنین دریافت عوارض قانونی و شفاف از گردشگران، اگر صرف حفاظت از طبیعت، جمعآوری زباله، نگهداری مسیرها و توسعه زیرساختها شود، میتواند هم به حفظ دالانپر کمک کند و هم اقتصاد محلی را تقویت کند. تجربه بسیاری از مناطق گردشگری نیز نشان داده است که هرگاه مردم محلی از حفاظت از طبیعت منفعت اقتصادی مشروع داشته باشند، انگیزه بیشتری برای مشارکت در حفاظت از آن پیدا میکنند.
🔹 یکی از راههای کاهش فشار بر طبیعت، ایجاد یک پارک یا پیست استاندارد آفرود در خارج از محدودههای حساس دالانپر است. چنین فضایی میتواند بخشی از تقاضای آفرود را به محیطی کنترلشده هدایت کند. البته این اقدام بهتنهایی کافی نیست و باید همزمان، مسیرهای مجاز مشخص شوند، ورود به مراتع و زیستگاههای حساس ممنوع باشد، خروج از مسیرها با جریمه همراه شود و ظرفیت ورود خودروها نیز مدیریت شود.
🔹 اما شاید مهمترین ظرفیت دالانپر، نه در قوانین و بخشنامهها، بلکه در خود مردم منطقه باشد. سیلوانا از سالها تجربه لیدرهای محلی، فعالان گردشگری، جوانان تحصیلکرده، پژوهشگران و متخصصان حوزه گردشگری، محیطزیست و میراث فرهنگی برخوردار است. این سرمایه انسانی میتواند پایه اصلی مدیریت آینده دالانپر باشد. مدیریت گردشگری فقط به معنای تعیین مسیر و نصب تابلو نیست؛ بلکه پیش از هر چیز، نیازمند بازسازی اعتماد میان مردم محلی، فعالان محیطزیست، آفرودسواران و نهادهای مسئول است.
🔹 برای نمونه، میتوان از ظرفیت افرادی مانند کیومرث حاجیمحمدی، مدرس و راهنمای ملی گردشگری و باستانشناس، در کنار لیدرهای محلی، فعالان محیطزیست، نمایندگان روستاها، باشگاههای آفرود، فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی و دستگاههای اجرایی استفاده کرد تا یک برنامه عملیاتی مدیریت گردشگری دالانپر تدوین شود؛ برنامهای که در آن محدودههای حفاظتشده، مسیرهای مجاز، ظرفیت روزانه گردشگران، آموزش، نظارت، مشارکت جامعه محلی و شیوه تأمین هزینههای حفاظت بهصورت شفاف مشخص باشد.
🔹 انتظار میرود نمایندگان ارومیه در مجلس، فرمانداری، بخشداری، اداره میراث فرهنگی، اداره منابع طبیعی، اداره حفاظت محیطزیست و سایر افراد و نهادهای مسئول مانند شورای بخش، به جای واکنشهای مقطعی، با تشکیل یک کارگروه مشترک، تدوین این برنامه را به ظرفیتهای علمی و انسانی خود منطقه بسپارند. اگر قرار است آینده دالانپر حفظ شود، هیچ برنامهای بدون حضور و مشارکت مردم محلی، متخصصان و فعالان این منطقه موفق نخواهد بود.
🔹 شاید چالش امروز دالانپر، انتخاب میان آفرود و محیطزیست نباشد؛ بلکه چالش اصلی، انتخاب میان بیبرنامگی و مدیریت است. اگر این انتخاب درست انجام شود، دالانپر نهتنها قربانی گردشگری نخواهد شد و از فرصت توسعه نیز محروم نمیماند؛ بلکه میتواند به الگویی تبدیل شود که در آن حفاظت از طبیعت و رونق اقتصاد محلی، دیگر دو مسیر جدا از هم نیستند و یک مقصد مشترک دارند.
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 448 |
| 19 | 🔰 Ka em lê binêrin Amara çawa behsa xwe û Ûrmiyê dike
#Bûyeran_Serobino_dikim...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 513 |
| 20 | 🔸 آیا توقف جنگ به معنای کاهش هزینه برای مردم است؟
🔹 بخش بزرگی از روایتهای رسمی درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا بر این فرض استوار است که توقف جنگ به خودی خود به معنای کاهش رنج مردم است. اما مسئله به این سادگی نیست. برای بخشی از جامعه کُردی، پایان جنگ لزوماً به معنای پایان نگرانیها نیست. بسیاری بیم آن را دارند که با فروکش کردن درگیریها، کُردستان نیز بار دیگر از کانون توجه خارج شود و مطالباتش به حاشیه رانده شود.
🔹 بدون تردید، هیچ جامعهای خواهان جنگ، ویرانی و مرگ نیست. اما در برابر این واقعیت، این پرسش باید مطرح شود که اگر نتیجه توافق صرفاً تثبیت دوباره ساختار موجود باشد، آیا واقعاً از میزان رنج مردم کاسته خواهد شد یا تنها شکل آن تغییر خواهد کرد؟
🔸 وقتی جهان به سراغ بحران بعدی میرود
🔹️ اگر توافق پایدار بماند و جمهوری اسلامی بتواند بخشی از روابط خود را با جهان ترمیم کند، احتمال دارد مسئله کُردستان بار دیگر در حاشیه قرار گیرد. تجربه تاریخی کُردها نشان داده است که در بسیاری از توافقها و معاملات منطقهای، اولویتهای امنیتی جای مطالبات سیاسی، مدنی و حقوق بشری را گرفتهاند.
🔸 اگر بار دیگر نگاهها از کُردستان دور شود، این نخستین بار نخواهد بود. مردم این منطقه سالهاست با چنین وضعیتی زندگی کردهاند و خوب میدانند که نمیتوان همه چیز را به توجه دولتها، رسانههای جهانی یا تحولات بیرونی گره زد.
🔹 شاید به همین دلیل است که آنچه در نهایت اهمیت پیدا میکند، چیزهای دیگری است؛ زبان، مدرسه، رسانه، نهادهای مدنی، حافظه جمعی و پیوندهایی که جامعه را سرپا نگه میدارند. در نهایت، آینده کُردستان فقط در پایتختها و پشت میزهای مذاکره رقم نمیخورد؛ بخشی از آن در خود جامعه و در توانایی مردم برای حفظ و ادامه همین دستاوردها شکل میگیرد.
🔸 اپوزیسیون و پرسش حلنشده آینده ایران
🔹️ اکنون که بحث توافق و کاهش تنش مطرح شده است، پرسشهای تازهای نیز پیش روی اپوزیسیون ایران قرار گرفته است. اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، سرنوشت راهبردهایی که بر تشدید بحران و فشار استوار بودند چه خواهد شد؟ آیا نیروهای مخالف حکومت برای سناریوی ماندگاری جمهوری اسلامی نیز برنامهای دارند یا همه چیز بر فرض سقوط حکومت بنا شده بود؟
🔹️ برای بخشی از جامعه کُردی، مسئله فقط مخالفت با جمهوری اسلامی نیست. به همان اندازه که سرنوشت حکومت اهمیت دارد، پاسخ اپوزیسیون به پرسشهایی مانند حقوق ملیتها، توزیع قدرت، عدم تمرکز و رابطه مرکز و پیرامون نیز اهمیت دارد.
🔹 برای بسیاری از فعالان کُرد نیز، مسئله فقط تغییر حکومت نیست؛ بلکه این است که آیا مطالباتی مانند آموزش زبان مادری، مشارکت برابر سیاسی، توسعه متوازن مناطق کُردنشین و به رسمیت شناخته شدن هویتهای متنوع ایران در ساختار آینده کشور جایگاهی خواهند داشت یا نه؟
🔹️ بخش مهمی از نیروها و احزاب کُردی بر توزیع قدرت و به رسمیت شناختن تنوع ملی و زبانی در ایران تأکید کردهاند، در حالی که بخشی از اپوزیسیون سراسری همچنان با احتیاط یا تردید به این مطالبات نگاه میکند. از همین رو، توافق احتمالی ایران و آمریکا فقط آزمونی برای جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه آزمونی برای اپوزیسیون نیز هست.
🔹 برای روژهلات، پرسش اصلی این است که کُردستان در ایران آینده چه جایگاهی خواهد داشت و آیا از یک موضوع امنیتی به یک شریک سیاسی در تعیین سرنوشت کشور تبدیل خواهد شد یا نه؟
البته پاسخ به این پرسش تنها در تهران، واشنگتن و یا پشت میزهای مذاکره تعیین نخواهد شد. بخشی از آن به توانایی نیروهای سیاسی، نهادهای مدنی، احزاب و دیاسپورای کُردی برای تبدیل مطالبات جامعه به یک برنامه سیاسی و مدنی پایدار بستگی دارد.
🔸 دیاسپورا، احزاب و مسئله نهادسازی
🔹️ در شرایطی که آینده روژهلات با ابهام همراه است، نقش دیاسپورا و احزاب کُردستان اهمیت بیشتری پیدا میکند. دیاسپورا زمانی اثرگذار خواهد بود که از واکنشهای مقطعی فراتر رفته و بر مستندسازی، پژوهش، آرشیوسازی و دیپلماسی مدنی تمرکز کند. احزاب نیز تنها در صورتی میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند که از رقابتهای فرسایشی عبور کرده و بر سر حداقلی از مطالبات مشترک به هماهنگی عملی برسند.
🔹 در نهایت، سرنوشت روژهلات را نه تعداد بیانیهها، بلکه آن چیزی تعیین خواهد کرد که در جامعه باقی میماند؛ نهادهایی که دوام میآورند، تجربههایی که فراموش نمیشوند و پیوندهایی که مردم را کنار هم نگه میدارند.
🔸 آنچه پس از جنگ آغاز میشود
🔹️ شاید مهمترین آزمون روژهلات نه در روزهای جنگ، بلکه بعد از آن باشد؛ زمانی که هیاهوی بحران فروکش کرده و باید روشن شود آیا چیزی برای مردم این منطقه تغییر کرده است یا نه؟
#رویدادها_را_به_چالش_بکشیم...!
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
📱 @resul_siyar | 517 |
