حلمان
Open in Telegram
حلم (حُ) [ ع . ] (اِ.) آن چه در خواب بینند. https://telegram.me/harfbemanbot?start=MzIwNDAzOTMz
Show more284
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
284
آه وفور کاجها، زمزمهی موجها که میشکند،
بازیِ آهستهی نورها، ناقوس دوردست،
شفق که در چشمهای تو میافتد، ای عروسک،
صدف زمینی، که زمین دران میخواند!
در تو رودها میخوانند
و جانِ من در آن همه پا به گریز مینهد
به آرزوی تو،
و تو آن را گسیل میداری
به جا که میخواهی.
پابلو نرودا \ بیژن الهی
284
[...] گاه مثل یک سکه
یک تکه آفتاب میان دستهای من میسوخت
تو را از ته دل بهیاد میآوردم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست
پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامی عشق یکباره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس میکنم که غمگینم
و حس میکنم که تو دوری؟
پابلو نرودا | ترجمهٔ بیژن الهی
