حلمان
Open in Telegram
حلم (حُ) [ ع . ] (اِ.) آن چه در خواب بینند. https://telegram.me/harfbemanbot?start=MzIwNDAzOTMz
Show more284
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
284
برای من کاغذ بنویس. اگر دیدی نمیتوانی طاقت بیاوری، منزلِ کوچکِ من، منزلِ تو خواهد بود.
من در اینجا بیکار نیستم؛ بعضی کتابهای خوب دارم و اطرافِ من پر از جنگلهای ساکت و خنک است. به مصاحبت با من چنان خواهی گذرانید که خیال میکنی در عالم ارواح واقع شدهای.
پس از آن به مرور خواهی دید که زمان، بهترین داروی قلب انسان است.
نیما یوشیج به پرویز ناتل خاتلری
284
«بعد باهم از آنجا رفتیم. باران میبارید. توی ماشین بغلم کرد و سرش را روی سرم گذاشت و باهم به نور چراغهای خیابان که بر ما میتابیدند خیره شدیم، محو و سیال در تاریکی خیس.»
یادداشتهای روزانه - سیلویا پلات
284
آوریل ستمگرترین ماههاست، گلهای یاس را
از زمین مرده میرویاند، خواست و خاطره را
به هم میآمیزد و ریشههای کرخت را
با باران بهاری برمیانگیزد.
تی. اس. الیوت، ترجمهٔ بهمن شعلهور
