en
Feedback
حلمان

حلمان

Open in Telegram

حلم (حُ) [ ع . ] (اِ.) آن چه در خواب بینند. https://telegram.me/harfbemanbot?start=MzIwNDAzOTMz

Show more
284
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
- Soon daybreak will creep up my stair -

۱. ببین که چقدر کلمات در دستان من سست و ناتوان و گناهی‌اند. «من خواستم تو را با ابیات پراکنده شعر خوشبخت کنم». ۲. چیزی اینجا کار نمی‌کند. امشب با چشمان خود دیدم که چطور آن الهام سبز بزرگ از سرم رفته. تابستان نوشته بودم لازم است زیر یک درخت سال‌دیده بخوابم. می‌خواستم این آلودگی را به بازدمی به حافظه‌ی کهنه‌ی یک درخت بسپارم. می‌خواستم شفا بگیرم. نشد. ۳. توی کابوس‌هایم کسی اینجاست. کسی که بر من مقدم است. کسی می‌خواهد من روی این تخت، توی این اتاق، توی این خانه نباشم. توی کابوس‌هایم من آن شخص “دیگر”ام. چندبار توی خواب معذب تا بالای پله‌ها رفتم، به خانه نگاه کردم، به تخت نگاه کردم و پرسیدم آیا دارم جای کس دیگری می‌خوابم؟ آیا باید بلند شوم؟ ۴. پریروز بازی جالبی با شهرها و کیلومترها داشتم. به تو گفتم اگر با پای پیاده از روی کوه‌ها بیایی ده کیلومتر راه بیشتری داریم. بعد هی راه‌ها را دراز و کوتاه کردم. تو گفتی معنی دقیق «مسافت» را از توی لغت‌نامه پیدا کنم. «مسافت: بعد، دوری، فاصله» ۵. اگر قرار بود بدنم را از یک چیز زشت تا ابد پاک کنم، آن چیز می‌شد “ترس”.

Marika Hackman - Claude s Girl.mp36.16 MB

رابرت فراست
رابرت فراست

Kourosh Yagmaee Payiz.mp34.27 MB

Repost from حلمان
و فاصله تجربه ای بیهوده است

طلسم بانوی شالوت نمی‌گذارد او به‌طور مستقیم دنیای بیرون را نگاه کند. او هر روز از طریق آینه‌ای که در مقابل پنجره‌ای در بالای
طلسم بانوی شالوت نمی‌گذارد او به‌طور مستقیم دنیای بیرون را نگاه کند. او هر روز از طریق آینه‌ای که در مقابل پنجره‌ای در بالای برج قرار دارد به دنیای بیرون می‌نگرد و آنچه را که می‌بیند بر روی قالیچه‌ای می‌بافد. John Atkinson Grimshaw - The lady of Shalott

چشم هایش را به صافی آینه می دهد آیینه‌ای که در تمام سال مقابلش آویزان است و سایه‌های جهان در آن پدیدار می شود گاه آن هنگام که ماه در اوج آبشار آسمان است دو عاشق که قلب هایشان به هم رسیده بانوی "شالوت" زیر نور ماه نجوا می‌کند: از سایه ها بیزارم آلفرد تنی‌سون

Black Casino and the Ghost - How Was the World.mp33.75 MB

photo content

Repost from حلمان
گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک! احمد شاملو

*

(بانو، ۱۳۷۰ - داریوش مهرجویی)

نرم و صورتی روی پوستم نشستی، مثل خرگوشی که به خواب برود.

02 Bohren Der Club Of Gore - Ber Rosarotem Licht.mp315.44 MB

Ali Azimi - Dige Vaghtesh Resideh.mp39.26 MB

King Raam Ama to Nisti.mp313.95 MB

Feyyaz Yigit - Allahım Nasıl Bir Varlık Yarattın.mp39.13 MB

«چرا خوشبختی‌ام از گیاهان کمتر است؟ چرا از تکه سنگی، پست‌تر و از ماری تنها، تنهاترم؟»