Ólafur Arnalds
Open in Telegram
Ólafur Arnalds is an Icelandic multi-instrumentalist and producer from Mosfellsbær, Iceland. Contact with me to share your ideas : ازین ربات های چنل
Show more5 281
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
5 281
موج، میآمد، چون كوه و به ساحل میخورد!
از دل تيرهی امواج بلندآوا،
كه غريقی را در خويش فرو میبرد،
و غريوش را با مشت فرو میكشت،
نعرهای خسته و خونين،
بشريت را به كمک میطلبيد:
- «آی آدمها...
آی آدمها...»
ما شنيديم و به ياری نشتابيديم!
به خيالي كه قضا،
به گمانی كه قدَر،
بر سر آن خسته، گذاری بكند!
«دستی از غيب برون آيد و كاری بكند»
هيچيک حتّی از جای نجنبيديم!
آستينها را بالا نزديم
دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتيم،
تا از آن مهلكه - شايد - برهانيمش،
به كناری برسانيمش!...
موج، میآمد،
چون كوه و به ساحل میريخت.
با غريوی،
كه به خاموشی میپيوست.
با غريقی كه در آن ورطه، به كفها، به هوا
چنگ میزد، میآويخت...
ما نمیدانستيم
اينكه در چنبر گرداب، گرفتار شده است،
اين نگونبخت كه اينگونه
نگونسار شدهست،
اين منم،
اين تو،
آن همسايه،
آن انسان!
اين مایيم!
ما،
همان جمع پراكنده،
همان تنها،
آن تنهاهایيم!
همه خاموش نشستيم و تماشا كرديم.
آن صدا، امّا خاموش نشد.
- «... آی آدمها...»
«آی آدمها...»
آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد،
آن صدا، در همهجا دائم، در پرواز است!
تا به دنيا دلی از هول ستم میلرزد،
خاطری آشفتهست،
ديدهای گريان است،
هر كجا دست نياز بشری هست دراز؛
آن صدا در همه آفاق طنينانداز است.
آه، اگر با دل و جان، گوش كنيم،
آه اگر وسوسهی نان را،
يکلحظه فراموش كنيم،
«آي آدمها» را
در همهجا میشنويم.
در پی آن همه خون،
كه بر اين خاک چكيد،
ننگمان باد اين جان!
شرممان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا كرديم!
در شب تار جهان
در گذرگاهی، تا اين حد ظلمانی و توفانی!
در دل اين همه آشوب و پريشانی
اينکه از پای فرو میافتد،
اينكه بر دار نگونسار شدهست،
اينكه با مرگ درافتادهست،
اين هزاران و هزاران كه فرو افتادند؛
اين منم،
اين تو،
آن همسايه!
آن انسان،
اين مایويم.
ما،
همان جمع پراكنده، همان تنها،
آن تنهاهایيم!
اينهمه موج بلا در همهجا میبينيم،
«آي آدم ها» را میشنويم،
نيک میدانيم،
دستی از غيب نخواهد آمد
هيچیک حتّی يكبار نمیگویيم
با ستمكاری نادانی، اينگونه مدارا نكنيم
آستينها را بالا بزنيم
دست در دست هم
از پهنهی آفاق برانيمش
مهرباني را،
دانایی را،
بر بلنداي جهان،
بنشانيمش...!
- «آي آدمها...!
موج میآيد...»
فریدون مشیری
