2 990
Subscribers
-124 hours
-57 days
+2730 days
Posts Archive
2 990
علاقهمند شدن به یه نفر، اول کاری میکنه که به همه محبت داشته باشی و بعد کمکم کاری میکنه که از همه بدت بیاد.
2 990
الان دیدم که امشب صورت فلکی تولدم افتاده رو ماه و واقعا نمیدونم این میتونه چه معنیای بده ولی من میخوام فکر کنم خوشیمنه و فردا که دارم برمیگردم تهران یه زندگی جدیدو شروع کنم، توش کمتر از قبل پاره میشم.
2 990
یه سری اپ هست که اینا رو اگه نصب کنی و بعد گوشی رو بگیری سمت آسمون، صور فلکی و ستارهها و سیارهها رو با اسم و شکل نشونت میده. حتما خیلیاتون میدونید ولی حالا اگه نمیدونستید و به آسمون علاقه دارید، نصبش کنید. من خیلی وقتا که نمیدونم چی کار کنم، میرم تو اون اپه سرگرم میشم.
آهان اسمش sky view یا یه چیزایی شبیه همینه.
2 990
روسو معتقد بود انسان، در دوران بدویت بیشترین رضایت را از زندگی داشت، ولی آن دوران سپری شده است. با این همه لزومی ندارد اینقدر هم که امروزه شاهد هستیم، موجوداتی ضعیف، محافظهکار و دنبالهرو باشیم.
•ویلیام کرین
2 990
تا یه سنی نمیدونستم درد چیه
درد رو حس نمیکردم
تجربه میکردم احتمالا
ولی حس نه
حالا اما اون خوشبختی تموم شده
حالا دیگه درد
درد
درد
میدونم حرفای کلیشهای تو گوش کسی زنگ نمیخوره
ولی من دلم شکسته
و دیگه نمیدونم چند بار
فقط میدونم زندگی رو اینطوری فهمیدم
2 990
البته ده دقیقه بیشتر دووم نداشت این رخداد(!)
بعدش حراست جنگل(!) اومد و همه رو پراکنده کرد.
2 990
یکی از آرزوهام همیشه این بود که تو میدون همهٔ شهرای دنیا با مردم اون شهر برقصم. خوشحالم که اولیش تو جنگل تفریحی شهر خودم با مردمش و مسافراش و رقص محلی خودمون اتفاق افتاد. این اولین باریه که من زیر آسمون با آدمایی که نمیشناسم میرقصم. از اون لحظهها بود که برا یه زندگی کافیه.
2 990
تو توی یه اریکهای
همیشه همونجایی
فقط با کسایی که میان تو اریکهت حرف میزنی
من بیرونم
بیرون اریکه
بیرون دنیای تو
دنیای من همهجاست جز اریکهٔ تو
میپرم
میخزم
میرقصم
همه جا
جز تو اریکهٔ تو
پامو اونجا نمیذارم
انگار که یه تله اونجا باشه
نمیدونم تو برای من دستنیافتنیتری
یا من برای تو
2 990
ویدئوشو آبان درست کرده.
من رقصیدم.
پشتبومشو بابا ساخته.
آسمون و کوهشو ولی نمیدونم کار کیه، خیلی برام سواله.
2 990
وقتی تو قطار مسموم شدم یه حالی بود تو بدنم که نه بلد بودم بگم نه میتونستم حرف بزنم نه اگه میگفتم کسی میتونست درک کنه چی میگم، نه چون نمیخواست، چون تو بدن من نبود که اونو تجربه کنه. خود اون حال یه طرف، اینکه نمیتونستم در موردش حرف بزنم و همدردی و نگرانی و هر چی بگیرم یه طرف. از یه جا به بعد قبول کردم که خب اینو باید همینقدر تنهایی تجربه کنم و حتی ندونم ازش زنده بیرون میام یا نه. ولی تو اون لحظهها اینو فهمیدم که وقتی کسی میگه افسردهم و من شاید اونقدر شدید اون حسی که اون داره رو تجربه نکردم، سعی نکنم کاری کنم چون نمیتونم کاری کنم، چون باید بپذیرم اون کسی که برای من عزیزه تو این تجربه تنهاست، حداقل از جانب منی که چندان نمیدونم افسردگی شدید چطوریه. اما خب همهٔ دوستانی که اضطراب شدید دارن بیان همو از تنهایی دراریم، این یکیو خوب میدونم چیه و چجوریه.
2 990
باعث میشی احساس مسخرهای داشته باشم
با نگاه از بالات
مدام میخوام یه چیزی بگم که برات جالب باشه
توام میدونی
ولی دریغ میکنی
تا حالا به دریغ کردن فکر کردی؟
که چه چیزایی رو دریغ کردی
چون منو لایق نمیدونستی
اما میدونی زندگی چیه؟
دریغ نکردن
2 990
منو دوس داشتی چون معصوم بودم
نه از اون معصومای بیگناه
از اون معصومای دنیاندیده
دنیا رو که دیدم دیگه حوصلهمو نداشتی
دیگه اونی نبودم که همیشه میخواستی
کسی که فقط کنار تو باشه
اما تو نمیدونی عزیزم
نمیدونی معصومیتها کجا رفتن
نمیدونی خواستنت بعد از دیدن دنیا چجوریه
تو تنها شدی
من تنهاتر
تو نمیدونی معصومیتها کجا میرن
2 990
میگه زندگی کُنده، ما تندیم و خرابش میکنیم.
میگم اما برا من کند نبود، همیشه جا موندم ازش.
