یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ
Open in Telegram
“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek
Show more493
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🎙#شرح_فصوص_الحکم_قیصری جلسه صد و نهم
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع، مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
#هندسه_عالم
#بقیة_الله
#ویژه
#ولایت
#وحدت_موجود
فصل هشتم
💡عالم،حقیقتِ صورتِ انسانیست
💡همانطور که الله؛مقدم بر اسماءاست؛مظهر الله نیز مقدم بر مظاهر اسما دیگر است
💡همه ی اسما در تمام مراتب وجود عالم ،مظهر دارند
💡مظهر الله،انسان کامل است
💡الله روح اسماء است
مظهر الله هم روح مظهر اسماء است
و ارواحکم فی الارواح
💡چگونه امام را به نورانیت بشناسیم؟’۷
💡الله نورالسماوات والارض’۱۱
💡همه ی حقایق الله در عالم ماده نیز ظهور کرده’۱۸
اتحاد ظاهر و مظهر
مظهر الله (انسان کامل)با مظهر تمام اسماء (موجودات)هست
💡بِعِبادتِنا عُبِدَالله
@unityofcreature
👇ص/ ۲
رابطه تحقیرپذیری و گسترش فسق در جامعه
مهم در این آیه این که ؛ در تحقیر مردم دو پلیدی نهفته است یکی ؛ "کفر" است که فرعون داشت ، و دیگری ؛ "فسق" است که مردم داشتند ! یعنی ؛ مردمی حاضر به تحقیر شدن شوند ؛ ابن تحقیرپذیری سر از فسق در می آورد و جامعه را فسق می کشاند و این بسیار پر اهمیت است . مردم تحقیر شده اینطور نیست که همیشه بی گناه باشند .
امام علی مردم را ستون دین میداند
در نهج البلاغه مردم را به عنوان ستون دین معرفی کرده و فرموده : "عماد الدین العامه من الامه " (نامه ۵۳)
در مقابل این آموزه الهی که از زبان امام علی (ع) طرح شده ، مستبدان تاریخ هستند.
روش های مستبدانه برای خاموشی و تحقیر مردم
نمونه ای از روش مستبدانه برای تحقیر مردم ، وصيت منصور دوانيقي به فرزندش است که مینویسد ؛ "من مردم را به طُرُقِ مختلف، رام و مطيع ساختهام. اکنون مردم سه دستهاند: گروهي فقير و بيچارهاند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد! گروه ديگر؛ متواري هستند و مهاجرت میکنند و هميشه بر جان خود ميترسند! و گروه سوم و در گوشهي زندانها به سر ميبرند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو ميکنند. وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم، در طلب رفاه و آسايش، ميدان نده.» (تاريخ يعقوبي ؛ ج۳ص ۱۳۳)
پس در فکر مستبدانه منصور دوانقی تحقیر جامعه مطرح است که با روش ایجاد فقر و فشار تحقق پذیر است!
این روش مستبدانه و جبارگونه ، درست عکس آنچیزی است که در نهج البلاغه در وصيت حاکم جهان اسلام یعنی؛ امیرالمومنین امام علي عليهالسلام به فرزندش، امام حسن است که مینویسد :
«ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪم! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، مانند ﺗﺮﺍﺯﻭ بدان. ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، همان چیزی را ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ که ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻣﺨﻮﺍﻩ ﺁﻧﭽﻪ را ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰﺧﻮﺍﻫﻰ. ﺑﻪ هیچکس ﺳﺘﻢ ﻣﻜﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ نمیخواهی به ﺗﻮ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻦ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ میﺧﻮﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻨﻨﺪ. ﺁﻧﭽﻪ برای ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺯﺷﺖ ﻣﻰﺩﺍنی برای ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﺍﺭ. ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ خوشحالت ﻣﻰکند، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺳﺪ.»
شیعه علی و جراتِ فریاد دربرابر ظلم
زنی در حضور معاویه، از عملکردش انتقاد کرد. معاویه گفت: "علي بن ابي طالب، جرأتِ سخن گفتن در برابر سلطان را به شما چشانده است. چقدر طول خواهد کشید تا طعم آن را از زبان شما بازگیرند"! "هيهات لمظکم علي بن ابي طالب الجرأة علی السلطان فبطیء ما تفطمون".
پ ن:
ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَ(انبیا۱)
#سیاست
@unityofcreature
🔰 خطر استبداد در استخفاف حق و تحقیر مردم
✍ *هادی سروش*
چکیده :
کار طاغوتیانِ فرعون صفت از یک سوی ؛ خود را "حق" معرفی میکنند، و این فرآیند ممزوج کردنِ حق با باطل و عدم اجازه اطلاع رسانی از حق است. ازسوی دیگر ؛ مردم را تحقیر میکنند و درصورت پذیرش این تحقیر توسط مردم؛ جامعه به فسق کشانده میشود! پس مردمِ تحقیرپذیر همیشه بی گناه نیستند. ازاینجاست که دستور دین به جرأت داشتن در برابر ظالم ؛ احترام به مردم است.
به نام خدا
از فرهنگ و آموزه های زیبای نبوی (ص) و اهلبیت (ع) این است -که در برابر این توهم که داشتن رفاهیات زندگی گردن کشی و جباریت است- به جامعه القاء نمودند گردن کشی و بیدادگری در "استخفاف دین و تحقیرمردم" است .
متن روایت مهمی که کلینی در اصول کافی باب التکبر در این رابطه مطرح نموده چنین است ؛
محمد بن عمر بن يزيد از پدرش روايت كند كه : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : همانا من غذاى خوب مى خورم و بوى هاى خوش مى بويم و بر مرکب ارزشمندی سوار مى شوم و خدمتکار دارم که پشت سر من راه مى افتد ، آيا شما در اين امور چيزى از تكبر و تجبر مى بينيد تا آنها را به جاى نياورم ؟ امام صادق(ع) قدرى سكوت فرموده و سر به زير افكند سپس فرمود: همانا آن متكبر كه ملعون است كسى است كه مردم را تحقیر کند و موجب استخفاف حق شود. راوی گويد: عرض كردم : من نسبت به حق نادان نيستم ولى كوچك شمردن مردم را نمى دانم؟ حضرت فرمود: کسی که مردم تحقیر کند و بر آنان فشاری را تحمیل کند ؛ فَأطرَقَ أبو عبدِ اللّه ِ عليه السلام ثُمّ قالَ : إنّما الجَبّارُ المَلعونُ مَن غَمَصَ النّاسَ و جَهِلَ الحقَّ .. ، من حقر الناس وتجبر عليهم فذلك الجبار.
در بیان امام صادق به صراحت ، نفیِ ستمگری در صورت رفاه داشتن شده و از سوی دیگر ستمگری و گردن کشی را در استخفاف دین و یا تحقیر مردم معرفی فرموده است!
این آموزه بلند امام صادق در نامه امام علی به عمروعاص آمده که مرقوم نمود ؛ "عمروعاص ! همنشین معاویه مباش چرا که او کارش تحقیر مردم و استخفاف حق است؛ لاتجارین معاویه فان معاویه غمص الناس و سفه الحق . والسلام. (وقعه صفین ، ص۱۱۰)
ریشه فرمایش امام صادق (ع) و امیرالمومنین (ع) از پیامبر اسلام رسول الله(ص) است که فرمود : "ان اعظم الکبر غمص الخلق و سفه الحق" (کافی ج۴ ص ۲۵۴)
در مورد "سفه الحق" شیخ صدوق در معانی الاخبار و دیگران معنا نموده اند به ؛ انسان حق را ببیند و برخوردی خفیفانه با او کند "ان یری الحق سفها و جهلا".
و "غَمص الناس" را جناب خلیل در کتاب "العین" معنا نموده به ؛ "تهاون بهم و بحقوقهم". همانطوریه ابن اثیر در "نهایه" ؛ به "احتقرهمو لم یرهم شئیا" تفسیر نموده که خروجی همه اینها ؛ "تحقیر مردم و تضییع حقوق" آنان است .
درباره راههای گریز از حق
قرآن بخوبی راههایی که ستمگران در برابر حق دارند را معرفی نموده که نمونه ای از آن در این آیه آمده ؛
وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره /۴۲)
انحراف اول در مورداستخفاف حق را قرآن اینگونه معرفی نموده ؛ حق را با باطل میپوشانند !
انحراف دیگرشان ؛ حق را کتمان می کنند و اجازه نمیدهند کسی از آن باخبر شود !
این دو کار منفی یک نتیجه ای دارد که علامه طباطبائی بدان اشاره میکند و آن این است که "خود را به عنوان حق معرفی میکنند!"
در سوره زخرف آیه ۵۱ از زبان فرعون آمده که همین ادعا را داشت که ؛ من حقم و بهترم ، "أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَٰذَا" !
فرعون و تحقیر مردم
ریشه تحقیر مردم و اینکه چه کسی آغازگر است در قرآن به آن تصریح شده است و آن فرعون است .
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ (زخرف/۵۴)
فرعون قومش را ذلیل و زبون داشت و تحقیرشان نمود و درنتیجه همه مطیع فرمان وی شدند که آنها مردمی فاسق و نابکار بودند.
جالب است که فرعون با فخرفروشی در داشتن اختیارات، مردم را توبیخ میکند و آنان را به نداشتن بصیرت مذمت میکند !
توضیح مطلب این است ؛ فرعون در یک فرآیندی تحقیر و زبونی را به جامعه ترزیق نمود و آن این بود که با صدای بلند در سطح وسیع جامعه میگفت : " وَنَادَىٰ فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ" (زخرف ۵۱) خروجی آیه این است ؛
اولا ؛ امکانات و اختیارات در دست من است ، پس قدرت از آنِ من است!
وثانیا؛ شما مردم ؛ تا کی میخواهید بصیرت نداشته باشید!
ادامه 👇
💡آخرین داستان دفتر دوم مثنوی
💡هم سلیمان هست اندر دور ما
تفاوت و شباهت نظر شیعه و سنی درمورد حضرت بقیة الله(عج)
💡چرا چشم امام زمان (عج)بین ما کور است؟
💡بسیاری از علما با ایشان دشمن هستند…
💡لکلکی که ندای توحید سر می دهد
💡در قیامت قرآن را حاضر می کنند،میبینند که قرآن بکر و دست نخورده است مگر کسی که…
💡هر مرغی که بدون سلیمان حرکت کند،خفاش است…
💡پس سلیمان بحر آمد چو طیر
در سلیمان تا ابد داریم سیر
برگرفته از جلسه ۸۲ مثنوی🎙
#بقیة_الله
#ولایت
#توکل
#علامه_مروجی_سبزواری
@unityofcreature
ای درویش؛
آنجا که سخن از من و ما و کرامت است خبری از درویشی نیست،
و در بساطی که ادعا و هستی راه دارد حقیقت پیدا نمیشود.
معیار درویشی بی خویشی است و هر که بی خویش تر درویش تر.
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق
ور عشق نباشد به چه کار آید دل
ای درویش،
کرامت صوفی، نیستی است. ادّعای کرامت اظهار هستی در طریقت ما کفر است.
پیر طریقت بت شکن است نه بت ساز،
یکی را مال ویکی را جاه و یکی را نماز بسیار و یکی را روزهی بسیار بت باشد.
یکی خواهد که همیشه بر سجاده نشیند، سجاده او را بت باشد
یکی خواهد که همیشه پیش کسی برنخیزد، آن نابرخاستن بت باشد،
هیچ کس بت خود را نشناسد و هیچ کسی نداند که وی بت پرست است،
همه کس خود را فارغ و آزاد گمان برند و موحّد و بت شکن شناسند!
عزیز الدین نسفی
📚 انسان کامل
پ ن:
درویش حقیقی کسیست که ترک خویش و کیش کند(لا ادری)؛
ترک خویش کردن آسان است
چه بسا در راه ناحق مجاهده کنند و جان را نیز فدا کنند
اما ترک کیش کردن چه؟
قدرت به چالش کشیدن دانسته ها و اعتقاداتی که سالها با آنها زیسته ایم،مجاهده و عنایتی ازلی می طلبد،این جا جاییست که بسیاری لغزیدند و چه بسا در مقابل اولیاء حق ؛از روی اعتقاد باطلشان،ایستادند.
کیست مولا؟آنکه آزادت کند…
#توحید
#ولایت
#فتدبر
@unityofcreature
منصور بن حزم گوید : به حضرت امام صادق (ع) عرض کردم:
چگونه است که گاهی من از شما مساله ای می پرسم و شما در مورد آن پاسخی بمن میدهید،سپس کسی غیر از من میآید نزد شما و در مورد همان مساله،پاسخ دیگری به او میدهید؟
فرمود: «بی تردید ما به مردم بر اساس زیاده و کم(در سطح فهمشان)پاسخ میدهیم»
#اصول_کافی
بخشی از حدیث شماره ۱۹۵
کتاب فضل العلم
باب البدع و الرای و المقاییس
پ ن:
شخصی نزد بزرگی آمد و عرض کرد که با قدم توکل با خانواده به حج رفته ام و بازگشتم(بدون تدارکات سفر و همراه داشتن پول)،
شخص دیگری که آنجا بود گفت : آیا این کار حماقت نیست؟!!
آن بزرگ فرمود:
این کار برای ایشان توکل است و برای شما حماقت…
@unityofcreature
محیالدین ابن عربی(ره) گفته است:
«در سفرى، در زمان جاهلیّت که به معیّت پدرم بودم، در میان قرمونه و بلمه از بلاد اندلس، مرور مىکردم، که ناگاه به دستهاى، از گورخران وحشى رسیدم، که به چرا مشغول بودند، من به شکار آنها مولع بودم و غلامانم از من دور، پیش خود اندیشیدم و در دلم نهادم، که هیچیک از آنها را با شکار آزار نرسانم.
هنگامى که اسبم آن حیوانات را بدید، به آنها یورش برد ولى من آن را از این باز داشتم و درحالىکه نیزه به دستم بود، بدانها رسیدم و میان آنها داخل شدم و چه بسا که سر نیزه به پشت بعضى از آنها مىخورد، ولى آنها همچنان مشغول چرا مىبودند و سوگند به خدا سرشان را بلند نمىکردند، تا من از بین آنها گذشتم. سپس غلامان به دنبال من آمدند و گوران برمیدند و از جلوى آنها گریختند و من سبب آن را نمىدانستم تا اینکه بدینطریق یعنى طریق خدا برگشتم و اکنون مىدانم که سبب چه بوده است و آن همان است که ما ذکر کردیم یعنى امانى که در نفس من، براى آنها بود، در نفوس آنها سرایت کرده بود.»
فتوحات مکّیه، ج 4، ص540، چاپ دارالصادر بیروت
#توحید
#هندسه_عالم
@unityofcreature
حضرت امام باقر (ع)فرمودند:
امیرالمومنین علی(ع) برای مردم خطبه خواند و فرمود:
«ای مردم!آغازِ به وجود آمدن فتنه ها،پیروی از هوای نفس و احکام نوظهور(بیاساس) است که با کتاب خداوند مخالفت دارند و مطابق آن ها،افرادی افرادِ دیگر را به سرپرستی می گیرند(پیروی میکنند).
اگر باطل خالص بود،بر هیچ خردمندی پوشیده نمیماند؛
و اگر حق خالص بود،اختلافی پیش نمیآمد؛
ولی مشتی از این و مشتی از آن گرفته و باهم آمیخته شده و پیش می آید، و اینجاست که شیطان بر دوستان خود مسلط می شود و کسانی که پیشتر، از سوی خداوند نیکی به آنان رسیده (حسن سابقه ازل)،نجات یابند»
#اصول_کافی
حدیث شماره ۱۶۱
#سیاست
#ولایت
#هندسه_عالم
#انسان_بخت_یار
#توحید
@unityofcreature
حضرت امام باقر (ع) درباره ی این سخن خداوند عزّوجلّ در آیه ۹۴ سوره مبارکه نساء که می فرماید:
﴿فَکُبْکِبوا فیها هُم و الغاوونَ﴾
﴿پس آنها(معبودان دروغین و بتها) و همهی گمراهان،در آتش جهنم انداخته می شوند﴾
فرمودند:
آنان گروهی هستند که به زبان،عدالت را می ستایند،ولی بر خلاف آن رفتار میکنند.
#اصول_کافی
حدیث شماره ۱۲۷
@unityofcreature
به بهانه روز جهانی فلسفه
زنده یاد استاد محمدرضا حکیمی چهره آشنای آسمان علم و تحقیق است .
وی صاحب تفکر "تفکیک" است که خروجی آن مخالفت با فلسفه است ، آنان بر این زعم هستند که فلسفه و عرفان نمیتواند به عنوان مسیر برای ره یافت "وحی" باشد !
در حالیکه این تفکر ناصواب است ، زیرا فلسفه و عرفان در مقابل وحی نیست بلکه دست انسان گرفته و به مراحل بالاتری از فهم "وحی" میرساند.
نکته در این عکس در این است او که مخالف فیلسوفان است اما عکس مهمترین چهره فلسفه در عصر اخیر ، یعنی ؛ حضرت علامه طباطبائی را بر دیوار اطاق خود قرار داده . این نیست مگر حُسن اخلاق و اعتقاد به روش صحیح علم و پژوهش که باید در میان اندیشمندان نهادینه شود ، آن ؛ پذیرش نقاط مثبت شخصیت هاست.
و درود بی پایان بر علامه طباطبایی که موافق و مخالف برای او احترام قائل اند.
هادی_سروش
به بهانه روز جهانی فلسفه
زنده یاد استاد محمدرضا حکیمی چهره آشنای آسمان علم و تحقیق است .
وی صاحب تفکر "تفکیک" است که خروجی آن مخالفت با فلسفه است ، آنان بر این زعم هستند که فلسفه و عرفان نمیتواند به عنوان مسیر برای ره یافت "وحی" باشد !
در حالیکه این تفکر ناصواب است ، زیرا فلسفه و عرفان در مقابل وحی نیست بلکه دست انسان گرفته و به مراحل بالاتری از فهم "وحی" میرساند.
نکته در این عکس در این است او که مخالف فیلسوفان است اما عکس مهمترین چهره فلسفه در عصر اخیر ، یعنی ؛ حضرت علامه طباطبائی را بر دیوار اطاق خود قرار داده . این نیست مگر حُسن اخلاق و اعتقاد به روش صحیح علم و پژوهش که باید در میان اندیشمندان نهادینه شود ، آن ؛ پذیرش نقاط مثبت شخصیت هاست.
و درود بی پایان بر علامه طباطبایی که موافق و مخالف برای او احترام قائل اند.
هادی_سروش
می و میخانه مست و میکشان مست
زمین مست و زمان مست، آسمان مست
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست، آسمان مست بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
تو زمزمه چنگ و عود منی
نغمه خفته در تار و پود منی
تو باده و جام و سبوی منی
مایه هستی و های و هوی منی
💡گرچه مستِ مستم، نه می پرستم!
به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم
ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست باغ مست و باغبان مست
آهنگ:زنده یاد استاد علی تجویدی
شعر:زنده یاد استاد بیژن ترقی
خواننده:استاد علی اصغر شاه زیدی
#توحید
#بقیة_الله
@unityofcreature
💡خطر راه سلوک
💡حتی انسان ممکن است آنقدر در مراتب نفسش قوت بگیرد که به جایی برسد که ملائک را ببیند و حتی به نفوس کلی دست پیدا کند!
اما همه حرکت در نفس است ،نه از نفس…
❇️ چرا در برخی روایات انزوا و تصوف را کوبیده اند؟
❇️ اصل معنای تصوف
💡خطر بعد از عبور از مرتبه ی نفس…
انسان تا وقتی به مرتبه ی اسما نرسیده است با واسطه ی قلب اولیا است که الهامات را دریافت می کند
💡ماجرای کاتب وحیی که در زمان رسول خدا(ص) میگفت بر من هم وحی می رسد
🎙برگرفته از جلسه ۱۰۷ شرح فصوص الحکم
پ ن:
مکانیسم عملکرد عرفان های ناحق
#ویژه
#توحید
#ولایت
#علامه_مروجی_سبزواری
@unityofcreature
این نفس بد اندیش بفرمان شدنی نیست!
این کافر بد کیش مسلمان شدنی نیست!
جز با نفس پیر طریقت که خلیل است
این آتش نمرود، گلستان شدنی نیست!
جز با قدم خضر حقیقت که دلیل است
این وادی پر بیم بپایان شدنی نیست!
جز با دم پیران مسیحا نفس این درد
هرگز نشود چاره که درمان شدنی نیست
میرزا حبیب خراسانی(ره)
#شعر
#ولایت
@unityofcreature
علامه جعفری رحمه الله علیه می گوید: آیة اللّه العظمی خوئی رحمه الله علیه به من گفت: «تا مدت ها مرحوم میرزای نایینی به خواب کسی نیامده بود. شاگردی داشت که از اهالی گلپایگان بود. ایشان (مرحوم نایینی) با اینکه خیلی کم به کسی اجازه اجتهاد می داد و در اجازه دادن خیلی ممسک بود، به این طلبه اجازه اجتهاد داده بود. پس از گذشت مدت زیادی از ارتحالشان، به خواب این طلبه آمد. آن طلبه از مرحوم نایینی چنین پرسیده بود که می دانم که الفاظ نمی توانند بیانگر وقایع آن جهان باشند، ولی به هر حال بفرمایید در آن عالم چه خبر است؟ میرزا جواب داده بود:
کس نمی داند در این بحر عمیق
سنگریزه قرب دارد یا عقیق
مرحوم خویی به من فرمود که نمی دانم این شعر از کیست؟ من هم آن وقت نمی دانستم، ولی بعدها این شعر را در منطق الطیر عطار دیدم.»
#توکل
#توحید
#ویژه
@Unityofcreature
امیر المومنین علی (ع) فرمودند:
انّ المال مقسومٌ مضمونٌ لکم، قد قَسَمَهُ عادلٌ بینکم؛و ضَمِنَه، و سَیَفی لکم،والعلم مخزونٌ عِند اهله، و قد أُمِرتُم بطلبهِ من اهله،فاَطلبوهُ.
به یقین مال(ثروت) تقسیم شده و برایتان تضمین گردیده است؛ آن را (خداوندی) عادل در میان شما تقسیم نموده و تضمین فرموده،و برایتان وفا خواهد نمود؛ولی علم در نزد اهلش اندوخته شده است،و شما به جستن آن از اهلش فرمان داده شده اید،پس آنرا بجویید.
#اصول_کافی
بخشی از حدیث ۴۰
#توکل
#روزی
@unityofcreature
یکی از شاگردان آیت الله سید علی قاضی(ره) به نام سید هاشم که از آزار و اذیت های مادر زنش به شدت تحت فشار بود
خدمت ایشان رسید و عرض کرد:
«آقا من مزاحم احوالتان شدم و نمی خواهم وقت شما را بگیرم اما ماجرای همسرم دیگر کارد را به استخوان رسانده است»
آقای قاضی(ره) نفس عمیقی کشیدند و فرمودند:«بله چند مرتبه ای گفته اید»
سیدهاشم ادامه داد:
آقا این مادر زن دیگر از آزار و اذیت چیزی نبوده که از دستش بر بیاید و سر من و همسرم نیاورده باشد؛ و مشکل اخیر اینکه زبان به آزار و طعنه و فحش و هرآنچه میشود در مقابل دیگران باز کرده است و آبروی ما را می برد،
با این فشار فقر که اُم مهدی،همسرم ،با آن دست و پنجه نرم می کند من نمیدانم باید چه کنم.
همین اواخر مادر آمد و کیسه های برنج خوش عطر عنبربو را با روغن حیوانی به پرده ی اتاق ما نزدیک میکرد تا رنج و عذاب من و دخترش را بیش از پیش مشاهده کند.
آقای قاضی(ره) سرشان را تکان دادند و فرمودند:راه حل چیست سید هاشم؟!
سید هاشم عرض کرد:آقا حقاً دیگر تاب ندارم و آمده ام از خدمت شما اذن بگیرم تا همسرم را طلاق دهم،چاره ی دیگری به ذهنم نمی رسد.
آقای قاضی(ره) بعد از لحظاتی فرمودند: حالا ازین حرف ها و ماجراها که بگذریم،آیا همسرت را دوست داری؟
سید هاشم که صورتش از حرارت گرمای آهنگری سرخ و ملتهب بود به دستانش که از در دست گرفتن پتک و حرارت کوره تکیده شده بود نگاهی انداخت و گفت: بله آقا،هدیه را خیلی دوست دارم
آقای قاضی(ره) لبخندی زدند و فرمودند:اُم مهدی هم تورا دوست دارد سید هاشم؟
-بله او هم بسیار دوست دارد و زن صبور و با محبتیست.
آقای قاضی(ره) دستی به محاسنشان کشیدند و با جدیت فرمودند:
ابداً راه طلاق گرفتن نداری ،برو صبوری پیشه کن ،تربیت تو به دست مادر زنت است،با آنچه میگویی،خداوند چنین مقرر فرموده که ادب تو و راه باز شدن در به روی تو، به دست این مادر زن و تحمل سختی ها و مشکلات ارتباط با او خواهد بود.
زمانی که نفس غیر از خواسته ی معشوق طلب کرد
واجب ایت که انسان آماده ی جنگ و قتال با او باشد
سید هاشم که گویا اراده ای از کلام استاد در جانش دمیده شده باشد گفت:آقا هرچه شما بفرمایید،اگر ممکن از برای زندگی ما و باز شدن این گره، در حق ما دعا بفرمایید.
آقای قاضی(ره) فرمودند:
سید هاشم«من طلب شیئا و جدّ وجد، و من قرع باباً و لجّ ولج»
(هرکس که چیزی را طلب کند و جدیت و تلاش به خرج دهد آنرا مییابد،وکسی که دری را بکوبد و لجاجت به خرج دهد بالاخره از آن درب داخل خواهد شد)
خود را به دامن توکل و عنایت سید الشهدا بسپار،خداوند کار را درست می کند.
کهکشان نیستی ص ۳۵۱📚
پ ن:
هرکس یک مادرزن مخصوص به خود دارد…
#توکل
#توحید
#ویژه
@unityofcreature
امام صادق (ع) فرمودند:
میان ایمان و کفر ،جز کم خردی،چیزی فاصله نیست.
عرض شد:چگونه چنین است ای فرزند رسول خدا؟!
فرمود:بنده گاهی درخواست خود را نزد مخلوقی می برد،در حالی که اگر نیت خود را برای خداوند خالص میساخت ، زودتر از آن چیزی که میخواست به دستش میرسید.
#اصول_کافی
حدیث۳۳
#توکل
@unityofcreature
امام صادق (ع) به هشام بن حکم فرمودند:
ای هشام!
به راستی هرچیز نشانه ای دارد و نشانه ی خرد،اندیشیدن است و نشانه ی اندیشیدن،خاموشی است.
و هرچیز مرکبی دارد و مرکب خرد،فروتنی است.
ای هشام!
لقمان به پسرش گفت:در برابر حق فروتن باش تا خردمند ترین مردم باشی
و به یقین زیرکی در مسیر حق،آسان است.
ای فرزندم !بی تردید دنیا همچون دریایی ژرف است که جهانی بسیار در آن غرق شده اند،پس باید که کشتی تو در آن تقوای الهی و توشه ات ایمان و بادبانش توکل و ناخدایش خرد و راهنمایش دانش و سکانش شکیبایی باشد.
ای هشام!
چگونه کردارت نزد خداوند ،پاک و بالنده باشد،در صورتی که دل تو از فرمان پروردگارت برگشته و از هوای نفست بر چی ه ساختن خِرَدت ،پیروی میکنی؟
ای هشام!
شکیبایی بر تنهایی،نشانگر نیروی خرد است.پس هرکه خداوند را با خِرَدش دریابد ،از دنیا پرستان و مشتاقان به دنیا کناره می گیرد و در آنچه نزد خداست رغبت می ورزد،و خداوند در وحشتش مونس او و در تنهایی یار او و در تنگدستی بینیازکنندهی او شده و سربلند کنندهی او بدون خویشاوند می گردد.
ای هشام!
خردمندان از دنیا بیش از نیاز نخواستند،چه رسد به گناهان،در حالی که دنیا را رها کردن از جمله فضیلت هاست،و از گناهان کناره گرفتن از جمله واجب ها.
ای هشام!
خردمندان به دنیا بی رغبت و به آخرت راغباند،چرا که آنها دانستهاند که دنیا هم خواهان انسان و هم خواستهی اوست ، و آخرت نیز خواهان انسان و خواسته ی اوست،پس هرکه آخرت را طلب کرد، دنیا به دنبال اوست تا روزی اش را از آن برگیرد و هرکه دنیا را طلبید ،آخرت در جستجوی اوست تا مرگش فرا رسد و دنیا و آخرتش را براو تباه سازد
#اصول_کافی
بخشی از حدیث ۱۲
@unityofcreature
امام صادق (ع) به هشام بن حکم فرمودند:
ای هشام!
به راستی هرچیز نشانه ای دارد و نشانه ی خرد،اندیشیدن است و نشانه ی اندیشیدن،خاموشی است.
و هرچیز مرکبی دارد و مرکب خرد،فروتنی است.
ای هشام!
لقمان به پسرش گفت:در برابر حق فروتن باش تا خردمند ترین مردم باشی
و به یقین زیرکی در مسیر حق،آسان است.
ای فرزندم !بی تردید دنیا همچون دریایی ژرف است که جهانی بسیار در آن غرق شده اند،پس باید که کشتی تو در آن تقوای الهی و توشه ات ایمان و بادبانش توکل و ناخدایش خرد و راهنمایش دانش و سکانش شکیبایی باشد.
#اصول_کافی
بخشی از حدیث ۱۲
@unityofcreature
