en
Feedback
یادداشت‌های خاقانی پژوهی

یادداشت‌های خاقانی پژوهی

Open in Telegram

راه ارتباط با مدیر کانال: @salmaktabib

Show more
248
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+19
in 1 channels
November '24
+20
in 0 channels
Get PRO
October '24
+157
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 1 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '23
+248
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December0
19 December0
18 December0
17 December+1
16 December0
15 December+1
14 December+1
13 December0
12 December0
11 December+1
10 December+2
09 December+3
08 December+2
07 December+1
06 December+1
05 December+1
04 December0
03 December+1
02 December+2
01 December+2
Channel Posts
Repost from نور سیاه
نکته‌ای خرد دربارهٔ عمود صبح شاعران با «عمود صبح» مضمون‌های زیادی ساخته‌اند. مثلا من خیال می‌کنم حافظ در بیت زیر از راه ایهام تناسب، عمود (در «عمود افق» که این تعبیر در کتب نجوم هست) را هم با تیغ و سپر مرتبط کرده و هم با صبح و عمود صبح: شه سپهر چو زرین سپر کشد در روی به تیغ صبح و عمود افق جهان گیرد (۱). از ایهام تناسب روی و زر و تناسب سپهر و صبح و افق هم که  لابد نگذشته است. بگذریم. خاقانی نیز با توجه به معانی گوناگون «عمود»، با «عمود صبح» بازی‌های زبانی فراوانی کرده که محققان و شارحان به برخی از آنها اشارت کرده‌اند (۲). برای عمود صبح سه معنی نوشته‌اند: ۱. مطلق روشنایی بامدادی(۳). ۲. روشنایی صبح کاذب: «اول کی به وقت سحرگاه و نزدیکی صباح این روشنایی پدید آید در هوا دراز باشد و باریک، و چون عمودی بود بر افق مشرق و این را صبح کاذب خوانند» (۴). آقای دکتر مهدوی‌فر «عمود صبح» را در شعر خاقانی به معنای «روشنایی صبح کاذب» گرفته‌اند و دو بیت مناسب را شاهد آورده‌اند. یک شاهد بسیار صریح از نامه‌های خاقانی نیز می‌توان بر شواهد ایشان افزود: «درختک انجیر متزلزل‌ساق‌تر از عمود صبح کاذب، بالای سر سایه می‌افگند» (۵). خاقانی جایی دیگر، نخل را به«عمود صبح» تشبیه کرده است. آنجا هم گویا بتوان با  اطمینان عمود صبح را اشاره به صبح کاذب دانست (۶). این بیت مسعود سعد هم شاهد مناسبی است: چو صبح کاذب از مشرق نمودی روی گفتی تو عمود سیم شاهستی بر این سیماب‌گون خفتان (۷). ۳. روشنایی صبح صادق: «عمود صبح کنایه است از روشنایی صبح صادق» (۸). سخن آنندراج سابقهٔ قدیم دارد. مثلاً در دستور الاخوان آمده: «عمود الصبح: صبح صادق» (۹). این بیت خواجو نیز همین معنا را تأیید می‌کند: تا عمود صبح صادق را خطر نبود ز کوه تا طناب مهر تابان را خلل نبود ز تاب (۱۰) از این عبارات کشف‌الاسرار میبدی نیز استفاده می‌شود که برخی قدما هم برای صبح/ فجر کاذب و هم برای صبح/ فجر صادق، «عمود» تصور می‌کردند: «فجر دواند: فجر صادق و فجر کاذب. اول فجر کاذب پدید آید؛ سپیدی از مشرق ظاهر شود و ارتفاع گیرد مانند عمودی و چندانک ربع آسمان طول آن برکشد، و عرب آن را ذَنَب‌ السرحان گویند. و به‌قدر دو ساعت که از شب مانده‌باشد این فجر کاذب بپاید»(۱۱). در همین کشف‌الاسرار آمده: «برق عمودالفجر صبح صادق از مشرق سر برمی‌زد»(۱۲). حاصل سخن اینکه در معنا کردن عباراتی که عمود صبح در آن آمده، باید به این تنوع معنایی توجه داشت و همهٔ عبارات را به یک چوب نراند. پانوشت ۱. حافظ به سعی سایه،  ص۵۶۷. ۲.برای شرح عالمانهٔ یکی از این شبکه‌های تناسب نک: سرّ سخنان نغز خاقانی، محمدرضا ترکی، سمت، ج۲، صص ۳۷۷-۳۷۶. ۳. برای نمونه: دستور الاخوان، تصحیح اسداللهی، ج۱، ص۴۴۴؛ لغتنامه دهخدا، ذیل «عمود».  ۴. جهان دانش مسعودی، ص ۱۶۸ به نقل از: فرهنگنامهٔ تحلیلی پشتوانه فرهنگی دیوان خاقانی، سعید مهدوی‌فر، پایان‌نامه دکترای تخصصی در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه ایلام،  ۱۳۹۷، ص ۱۱۰۴. ۵.منشآت خاقانی، تصحیح روشن، کتاب فرزان، صص ۴-۳. ۶. تحفة‌ العراقین، ص ۱۴۸. ۷.دیوان مسعود سعد سلمان، تصحیح نوریان، ج۱، ص۵۴۶. ۸. آنندراج به نقل از لغتنامه دهخدا ذیل «عمود صبح».  ۹. دستور الاخوان، ج۱، ص۴۴۴. ۱۰. دیوان خواجو، تصحیح سهیلی خوانساری، ص۶. ۱۱. کشف‌الاسرار،  ج۱، ص۵۰۵. ۱۲. همان، ج۱۰، ص ۶۸۶. https://t.me/n00re30yah

2
تیغ تو از آسمان مدد یافت فتح دربند و شابران را کتاب جدید استاد عزیزم، جناب آقای دکتر سیروس نصرالله‌زاده (کتیبه‌های پهلوی ساسانی عصر خسرو انوشیروان در دربند قفقاز (داغستان)، انتشارات فروهر، ۱۴۰۲) کتاب حاضر تک‌نگاری‌ای است دربارهٔ ۳۵ کتیبهٔ فارسی میانهٔ ساسانی به‌خط پهلوی که بر سد دفاعی دربند در جمهوری داغستان کنونی نگاشته شده است. مطالب این کتاب اگرچه عمدهٔ مطالب این کتاب اگرچه پیش‌تر در کتاب بسیار ارزشمند و مفصل استاد (یعنی کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی*) طرح شده است، اما چاپ آن مطالب به صورت کتابی مستقل ضروری بوده است، هم به‌دلیل کم‌یاب شدن کتاب «کتیبه‌های خصوصی» و مهم‌تر از آن، به‌دلیل ضرورت چاپ چنین اثری در برههٔ کنونی که هویت ایرانی مورد هجمه‌های بسیار قرار گرفته است. گفتنی است که کتاب حاضر افزون بر کتیبه‌هایی که در «کتیبه‌های خصوصی» از دربند معرفی شده، به خوانش و تحلیل سه کتیبهٔ دیگر نیز پرداخته است. کتیبه‌های دربند در شمالی‌ترین نقطهٔ دولت ساسانی نگاشته شده، و سندی مهم و بسیار کهن برای حضور زبان فارسی در منطقهٔ قفقاز است. متاسفانه این کتیبه‌ها در ایران کمتر موردتوجه قرارگرفته‌، درحالیکه افزون بر اهمیت تاریخی، دارای اهمیت فراوان در تحول خط پهلوی است (در این کتیبه‌ها نشانه‌هایی از خلط الفبای منفصل کتیبه‌ای با الفبای متصل تحریری دیده می‌شود). کتاب حاضر ابتدا توضیحات تاریخی مفصل و سودمندی را در باب زمینهٔ تاریخی احداث مجموعهٔ دفاعی دربند ارائه می‌دهد (شامل مسائلی همچون درگیری‌های داخلی و خارجی اواخر دولت ساسانی، روابط ایران و روم و همکاری دو دولت برای حفاظت از مرزهای قفقاز دربرابر حملات اقوام مهاجم، و ضرورت احداثِ بندِ دفاعیِ دربند به‌دست حکومت ساسانی با حمایت مالی روم). فصل دوم کتاب به بررسی کتیبه‌ها می‌پردازد که ضمن ارائهٔ تصاویر بسیار باکیفیت از کتیبه‌های این مجموعهٔ دفاعی، خوانش‌های مختلف محققان را از کتیبه‌ها به‌دست‌می‌دهد. گفتنی است که تحلیل متن کتیبه‌ها و مقایسهٔ آن‌ها با منابع متعدد و مختلف، متضمن نتایج تاریخی مهمی بوده است، مثلاً کتاب با بحث دربارهٔ تاریخ ۳۷ در یک کتیبه، پایان ساخت مجموعهٔ دفاعی دربند را به‌شکلی قانع‌کننده، به دورهٔ حکومت خسرو اول نسبت داده است، تاریخی که مورداختلاف محققان بوده است. *به‌زودی نقدی از نگارنده به فارسی و انگلیسی بر این کتاب ارزشمند منتشر خواهد شد. @khaghaniliterature
199
3
@khaghaniliterature
@khaghaniliterature
165
4
منتخب دواوین شعراء؛ امیرمعزّی نیشابوری، اثیرالدّین اخسیکتی، ادیب صابر ترمذی، نظام‌الدّین محمود قمر اصفهانی، شمس طبسی، ناصر خسرو دست‌‌نویس شمارهٔ Io islamic 132 کتابخانهٔ دیوان هند (ایندیا آفیس؛ بریتانیا)، نسخ خوش نزدیک به ثلث، کاتب عبدالمؤمن علوی کاشی، کتابت ۷۱۳_۷۱۴ ه‌ق، ۱۱۲گ، ۴۰س اشعار در ۶ ستون. @Tanideh_az_del امیرمعزّی: ۱_۱۸. اثیرالدّین اخسیکتی: ۱۹_۴۷. ادیب صابر ترمذی: ۴۸_۷۵. نظام‌الدّین محمود قمر اصفهانی: ۷۶_۸۷. شمس طبسی: ۸۸_۹۶. ناصر خسرو: ۹۷_۱۱۲. ...و دیوان اخیر یعنی ناصر خسرو از طرف آخر ناتمام است و چند ورقی در آن‌جا افتاده است. @Tanideh_az_del
218
5
سر ماه صفر در شعر حکیم سوزنی حکیم سوزنی سمرقندی در قصیده‌ای نویافته فرماید:  امام زاهد حجاج صدر مشرق و مغرب قوام مذهب سنّت معین‌الدّین و الدّنیا سر ماه صفر دیدار کرد اندر سفر با وی به دیدارش همایون شد سر ماه صفر بر ما همان مژده که از ماه صفر داده‌ست پیغمبر محصّل شد از او در غُرّهٔ ماه صفر ما را (۱).  چند نکته گفتنی است:  ۱. ماه صفر به شومی و نامبارکی نامور بوده است همان‌طور که ماه محرم به مبارکی (اینجا). از خاقانی است:  از پس هر مبارکی شومی‌ست از پس هر محرمی صفرست(۲) نامبارکی این ماه را نیز به این دلیل می‌دانستند که «از آشوب خالی نیست چراکه در ماه‌های حرام قتال نکردندی و [صفر] آخر ماه‌های حرام است و در صفر به قتال مشغول شدندی»(۳). نوشته‌اند: «در بعضی کتب مسطور است: در سالی هزار بلا از آسمان نازل می‌شود که نهصدونودونه بلا در ماه صفر نازل می‌شود»(۴). برخی از بلاها را نیز برشمرده‌اند. هدایت نوشته: «ماه صفر به‌قدری نحس است که از ۱۲۴هزار پیغمبر ۱۲۰هزارشان در این ماه مردند»(۵). این موضوع رنگ دینی یافته بود. دعاها و حرزها و تعویذاتی برای دفع نحوست ماه صفر در کتب هست(۶). در فرهنگ عوام هم این موضوع پررنگ بوده است(۷).  ۲. از میان روزهای ماه صفر بخصوص روز سیزدهم و چهارشنبه آخر این ماه، که چهارشنبه‌سوری هم نامیده می‌شد(۸)، بیشتر نحس تلقی شده است(۹). در این زمینه مطلب‌ها نوشته‌اند. فروغی نوشته در سیزدهم صفر ۱۳۲۲ ق، بعضی مدرسه‌ها در تهران، به‌دلیل نحوست تعطیل بوده و در چهارشنبه آخر صفر هم در خانه‌شان آش رشته می‌پختند(۱٠). این آش همان آش مشهور ابودرداست(۱۱).  روز اول ماه صفر هم نحسی ویژه داشته. نوشته‌اند روز اول صفر، عید بنی‌امیه است چون سر مقدس سیدالشهدا را در این روز به دمشق بردند(۱۲). هنگام رؤیت هلال ماه صفر، دعای مخصوصی نقل شده(۱۳). توصیه شده بعد از خواندن آن دعا، دست بر روی زنان یا کودکان یا نقره بسایند(۱۴). همچنین هنگام دیدن هلال ماه صفر، بر نگریستن به آینه  تأکید بسیار شده است (۱۵).  تأکید حکیم سوزنی بر «سر/ غرهٔ ماه صفر» و همایون کردن ماه صفر با دیدار امام زاهد، با توجه به این پس‌زمینه بهتر فهمیده می‌شود. این بیت نجیب کاشانی را هم بخوانید:  در قتل که بست ابروت از وسمه کمر را  بر روی که نو کرده‌ای این ماه صفر را (۱۶)  ۳. حکیم سوزنی فرموده در سفر با آن امام زاهد دیدار کردیم. در ماه صفر بخصوص سفر کردن نهی‌ شده بود (۱۷):  -به سفر رفت وین سخن نشنید  که سفر در صفر نباید کرد (۱۸)  و -گویند که در صفر سفر نیکو نیست  کردم سفر و مرا چنین سود آمد (۱۹)  ۴. مژدهٔ پیامبر اشاره دارد به روایت معروف و مجعول «من بشرتنی بخروج صفر بشرته بالجنة»(۲٠).  می‌گوید به برکت این دیدار به جای پایان ماه صفر، از اول ماه صفر در بهشت هستیم.  پانوشت ۱. ذیلی بر دیوان حکیم سوزنی سمرقندی، به کوشش فائزه قوچی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، در دست انتشار.   ۲. دیوان خاقانی، تصحیح سجادی، ص۶۶. ۳. عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، زکریا بن محمد بن محمود القزوینی، تحقیق محمد بن یوسف القاضی، قاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، ۲۰۰۶، ص۷۰؛ متن فارسی و عربی عجایب‌نامهٔ قزوینی (عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات)، برگردان به فارسی از مترجمی ناشناخته، به کوشش یوسف بیگ‌باباپور، تهران، علوم و فنون در تمدن اسلامی، بی‌تا، ص ۱۷۱. ۴.مفاتیح‌ الارزاق نوری، تصحیح ساعدلو و قمی‌نژاد، ج۱، ص۵۰.  ۵. نیرنگستان، صادق هدایت، امیرکبیر، چاپ سوم،  ۱۳۴۲، ص۸۵. ۶. برای نمونه: مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی، بخش اعمال ماه صفر و مفاتیح الارزاق، ج۱، صص ۵۳ -۵۰. ۷. برای نمونه: نیرنگستان، ص ۸۵؛ باورهای عامیانه مردم ایران، حسن ذوالفقاری و علی‌اکبر شیری، نشرچشمه، چاپ هفتم،[فعلا نقل از نسخه الکترونیک فیدیبو]، ص ۶۹. ۸.کلثوم‌ننه، آقاجمال خوانساری، با طرح‌های بیژن اسدی‌پور، مروارید،۲۵۳۵، ص۷۴. ۹.برای نمونه: مفاتیح‌ الارزاق، ج ۱، ص۵۲؛ نیرنگستان، ص ۸۵، ۱۵۱، ۱۹۷؛ باورهای عامیانه مردم ایران، صص ۷۷-۷۶، ۴۶، ۶۹، ۲۶۰ و ۷۸۱. ۱۰. یادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی، به‌کوشش ایرج افشار، چاپ اول نشر علم،  ۱۳۹۰، ص ۳۲۲ و ۳۴۹. ۱۱. سفرهٔ اطعمه، میرزا علی‌اکبرخان آشپزباشی، بنیاد فرهنگ، ص۷۷؛ نیرنگستان، ص ۱۶۰. ۱۲. عجایب‌نامهٔ قزوینی،  ص۱۷۱ و مفاتیح‌ الارزاق، ج۱، ص۴۹. ۱۳.مفاتیح الجنان، همان.  ۱۴.مفاتیح‌ الارزاق، ج۱، ص۴۹. ۱۵.مفاتیح‌ الارزاق، ج۱، ص۴۹ و باورهای عامیانه مردم ایران، ص ۱۰۴. ۱۶.کلیات نجیب کاشانی، تصحیح دادبه و صدری، ص ۷۴۰. ۱۷. یواقیت العلوم، تصحیح دانش‌پژوه، ص۱۳۲؛عجائب المخلوقات، همان؛ عجایب‌نامهٔ قزوینی، همان؛ نیرنگستان، ص۸۸. ۱۸. دیوان کمال‌‌الدین اسماعیل اصفهانی، تصحیح بحرالعلومی،  ص ۴۱۹. ۱۹.کلیات شمس، ج ۸، ص ۱۰۶. ۲۰.احادیث مثنوی، بدیع‌الزمان فروزانفر، امیرکبیر، چاپ سوم، ۱۳۶۱،صص ۱۳۱-۱۳۰. https://t.me/n00re30yah
243
6
پیش‌تر نسخهٔ 1254 این شرح متعلق به کتابخانه مجلس را در کانال قرار داده بودم. با سپاس فراوان از دوست فرهیخته و گرامی، جناب آقای سیاوش بیگی که سخاوتمندانه این نسخ ارزشمند را در کانال خود منتشر می‌کنند. @aryatabibzadeh
289
7
شرح دیوان خاقانی، عبدالوهّاب‌بن محمّد معموری دست‌‌نویس شمارهٔ Fy 488 کتابخانهٔ دانشگاه استانبول، نستعلیق، کاتب شرف‌الدّین علی‌بن بهاء‌الدّین محمّد لاری، کتابت ۲۲ شوّال ۱۰۲۵ ه‌ق، ۳۷۰گ، ۱۷س. @Tanideh_az_del
241
8
🌱 کتاب بهار منتشر می‌کند 📕 دیوان حافظ 🖋 تصحیح و توضیحِ محمدرضا ضیاء براساس شش نسخۀ نویافتۀ قرن نهم و گزارش تمامی اختلافات چاپ‌های قزوینی، خانلری، سایه، نیساری، و عیوضی همراه با نکات تازه‌یاب و کمتر گفته‌شده @Ketabe_Bahar
320
9
دیوان خاقانی شروانی، افضل‌الدّین بدیل‌بن علی دست‌‌نویس شمارهٔ ۱۸۰۷۷ کتابخانهٔ ملّی ایران، نستعلیق، کاتب کمال‌الدّین محمّدصادق اصفهانی، کتابت ۱۱۷۲ ه‌ق، ۲۲۸گ، ۲۲س. @Tanideh_az_del
367
10
@aryatabibzadeh+9
@aryatabibzadeh
374
11
@aryatabibzadeh
305
12
فایل صوتی نشست امروز با سپاس فراوان از دوست گرامی جناب آقای پویا محبی که لطف فرمودند و جلسه را ضبط کردند. ابتدا مقدمه ای از جناب آقای علی دهباشی ابتدای فایل تا ۱:۲۶ سخنرانی پدرم از ۱:۲۶ تا ۲۶ سخنرانی جناب استاد فاطمی از ۲۶ تا ۵۳:۱۱ سپس سخنرانی جناب استاد قهرمانی از ۵۳:۱۱ تا ۱:۲۲:۲۹ سپس عرایض بنده و پرسش و پاسخ از ۱:۲۲:۲۹ تا آخر فایل @aryatabibzadeh
240
13
‍ انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به‌زودی منتشر می‌کند: فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان علاوه بر زبان فارسی، از دیگر زبانهای ایرانی مانند طبری، گیلکی، گورانی، شیرازی و غیره نیز نوشته‌ها یا اشعاری از دورۀ اسلامی باقی مانده است. مشهورترین اشعار گویشی اشعاری است موسوم به فهلویّات که از حدود قرن چهارم تا نهم هجری گاه در خلال متون عربی و فارسی یا دواوین شعرای مناطق غربی و شمال غربی ایران یافت می‌شود. نویسندۀ این کتاب با معرفی و قرائت شمار قابل‌توجّهی از اشعار فهلوی که بعضاً برای نخستین بار به طبع می‌رسد، اوّلاً این فرضیّه را مطرح کرده که زبان فهلوی در دوره‌ای طولانی، پیش و پس از اسلام، زبان ادبی مشترک در عراق عجم و آذربایجان بوده، ثانیاً از طریق بررسیهای زبان‌شناختی رابطۀ زبان فهلوی را با زبان دیرین آذربایجان روشن نموده است. [فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان، دکتر پژمان فیروزبخش، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، در دست انتشار] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
234
14
عصر سه‌شنبه‌های بخارا به مناسبت انتشار کتاب‌های «وزن شعر عروضی فارسی» (تحلیل و طبقه‌بندی بر اساس تقطیع اتانینی و نظریۀ واج‌شناسی نوایی) و «تحلیل وزن شعر عامیانه فارسی» (همراه ۱۰۰۰ مصراع شعر عامیانه و تقطیع آنها) تألیف دکتر امید طبیب‌زاده که توسط انتشارات کتاب بهار منتشر شده است، یازدهمین عصر سه‌شنبه بخارا به بررسی این دو کتاب اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سه‌شنبه سی‌ام خردادماه ۱۴۰۲ با حضور: ساسان فاطمی، علی‌اصغر قهرمانی مقبل،‌ امید طبیب‌زاده، آریا طبیب زاده و علی دهباشی در مؤسسۀ بهاران خرد و اندیشه برگزار می‌شود. وزن شعر عامیانه فارسی مانند وزن شعرهای عامیانه و کودکانه در اکثر زبان‌های جهان، وزنی تکیه‌ای است، اما وزن شعر عروضی فارسی دارای دو خوانش متفاوت است، یکی خوانش کمّی یا افاعیلی ادبا و عروض‌دانان، و دیگری خوانش تکیه‌ای یا اتانینی رایج میان اهل موسیقی. نویسنده در این دو کتاب به توصیف وزن این دو شعر پرداخته است؛ وی در مورد وزن شعر عروضی، عمدتاً به خوانش اتانینی آن توجه داشته است و ضمن معرفی و تحلیل شیوۀ اتانینی موسیقی‌دانان، بیش از ششصد وزن این شعر را نیز استخراج و طبقه‌بندی کرده است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سه‌شنبه سی‌ام خردادماه ۱۴۰۲ در مؤسسۀ بهاران خرد و اندیشه (به نشانی: میدان دکتر فاطمی، خیابان جویبار،‌ کوچه نوربخش، پلاک ۲۱) برگزار می‌شود.
176
15
No text...
958
16
دیوان خاقانی شروانی، افضل‌الدّین بدیل‌بن علی دست‌‌نویس شمارهٔ ۱۰۷۰۰ کتابخانهٔ آستان قدس رضوی، نستعلیق، بی کا، کتابت نهم شوّال ۱۲۲۱، ۲۹۲گ، ۲۵س. @Tanideh_az_del
271
17
رفتار همزه بصورت یک علامت زبروزبری را آشکارا در این نمونه می‌بینیم که در مقاله نیز آورده‌ام. کاتب کلمهٔ مسئله را نوشته بدون آ
رفتار همزه بصورت یک علامت زبروزبری را آشکارا در این نمونه می‌بینیم که در مقاله نیز آورده‌ام. کاتب کلمهٔ مسئله را نوشته بدون آنکه همزه کرسی‌ای داشته باشد. همزه همانند تشدید و فتحه و مد، بدون نیاز به هیچ نویسه‌ای در زنجیرهٔ خط، بین سین و لام قرار گرفته. باید توجه داشت که این گونهٔ نوشتاری برای کلمه در نسخه‌های کهن عربی و فارسی بسیار رایج است. بنابراین عدم نمایش همزه در چنین صورتی لزوما تلفظ بدون همزه را نشان نمی‌دهد. همان‌طور که عدم نمایش شدة در نوشتار، لزوما به‌معنای نبود تشدید در تلفظ یک کلمه نیست. هرچند که باید تأکید کنم که تلفظ بدون همزهٔ مسله کاملا عربی است و هم در عربی و هم در فارسی بسیار رایج بوده و با قراین مربوط به وزن شعر و برخی قراین دیگر، آن را به راحتی می‌توان نشان داد. @khaghaniliterature
334
18
. مقالهٔ «تقابل بین عربی فتوحات و عربی کلاسیک در متون متقدم فارسی» https://t.me/khaghaniliterature/442 @aryatabibzadeh
243
19
مارین فان‌پوتن در کتاب خود و در بسیاری از مقالاتش به‌روشنی نشان داده که عدم نمایش همزه در نسخه های خطی عربی لزوما به معنای عدم تلفظ آن نیست. @khaghaniliterature
228
20
نکته‌ای مربوط به بحث پیشین در مقالهٔ «عربی فتوحات»، به این نکته به‌طور مجمل اشاره کرده‌ام اما مجال شرحش در آن مقاله نبود. بنده در اینجا کمی آن را شرح می‌دهم. یکی از ایراداتِ تصحیحاتِ قدیم از متون کهن فارسی، بی‌توجهی کامل مصححان به رسم‌الخط نسخه‌ها، در متن مصحح و بخش نسخه‌بدل‌ها بوده است. یکی از مصادیق بی‌توجهی به رسم‌الخط نسخه‌ها، آن است که در دست‌نوشتی کهن، کلمه‌ای بدون همزه نوشته می‌شود (مثلا شان)، اما در متن مصحَّح، بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به رسم‌الخط نسخه، «شأن» آمده است. این وضعیت سبب شده که در مطالعات زبانشناسی تاریخی فارسی هرگز نتوان به متون مصحح قدیمی اعتماد کرد و همواره باید به نسخه‌های خطی کهن متون رجوع کرد. در یکی‌دو دههٔ اخیر اما، در تصحیحات جدیدتر، به مسئلهٔ رسم‌الخط خیلی بیشتر توجه شده و حتی برخی از مصححان با این نظر که صورت مکتوب لزوماً نمایان‌گر حقیقتی ملفوظ است، به بازنمایی دقیق رسم‌الخط توجه دارند. بااین‌حال، این رویکرد گاهی به افراط می‌انجامد که یکی از موارد آن، اتفاقا همین مسئلهٔ همزه است. باید توجه داشت که همزه در سنت نوشتاری عربی، و نیز سنت عربی-فارسی، دارای نویسهٔ مستقلی در زنجیرهٔ خط نبوده، و تنها با یک علامت زبروزبری مشخص می‌شده است: در نسخه‌های قدیم‌ قرآن با گذاشتن نقطه و در دوره‌های متأخرتر خط عربی، با نویسهٔ ء که درواقع سر عین کوچک است. این علامت از زمرهٔ علائم زیروزبری دیگر مثل فتحه، کسره، ضمه، مدة، شدة و... است، بنابراین هیچ لزومی وجود ندارد که کاتب همیشه همزه را بنویسد، اگرچه که در تلفظ او وجود دارد، دقیقا همان‌گونه که کاتب ملزم نیست فتحه و کسره و ضمه و... را همیشه نمایش دهد. املای مصایب در یک‌نسخهٔ خطی -چه‌فارسی و چه عربی-، بدون درنظر گرفتن شرایط خاص نسخه، ۵۰ درصد احتمال دارد که تلفظ بدون همزه را نشان دهد (masāyeb)، و ۵۰ درصد احتمال دارد که مبین تلفظ مهموز باشد (masāʔeb). حتی ممکن است کاتب همانند یک املای تاریخی، کلمه‌ای را بدون همزه بنویسد و آن را با همزه تلفظ کند. تلفظ قطعی این کلمه را در یک نسخهٔ خطی فقط زمانی می‌توانیم تعیین کنیم که با همزه نوشته شده باشد (که حتی در آن‌صورت هم با شرایط خاص رسم‌الخط هر نسخه ممکن است تحلیل ما تغییر کند). عدم نمایش نقطه‌های یاء کرسی همزه در رسم‌الخط جدید، امری کاملا متأخر است (مثل مصائب). دلیل این امر، تنها محدودیت های چاپ بوده، وگرنه در نسخه‌های خطی کهن، صورت مصایٔب است که با آن مواجه می‌شویم. درواقع تنها ابزار مطمئن در تعیین تلفظ‌شدن یا نشدن همزه در متون قدیم، وزن و قافیه در شعر است و تکیه بر قراین رسم‌الخطی بسیار خطرناک بوده و در تحلیل از آنها باید با احتیاط بسیار زیاد بهره جست. دراین‌جا شایسته است که به کتاب ارزشمند استاد عزیزم آقای دکتر عیدگاه اشاره کنم. تحقیق ایشان برای یافتن تلفظ کلمات در متون کهن، وزن و قافیه را به‌درستی، ملاک اصلی می‌داند و در درجهٔ بعدی به صناعات ادبی و بطرز خیلی مجمل، به قراین رسم الخطی توجه می‌کند. قراین مربوط به صناعات ادبی حتی از قراین رسم‌الخطی هم غیرقابل‌اعتمادتر است زیرا در رسم‌الخط می.توان الگوهایی را در سراسر متنی طولاتی پیدا کرد ولی چنین امکانی درمورد صناعات ادبی وجود ندارد. با این حال پرداختن به همهٔ این قراین در پیشبرد بحث ضروری است. قراین رسم‌الخطی را تنها زمانی باید به.عنوان ابزار اصلی استفاده کرد که تلفظ را از طریق وزن و قافیه نتوانیم دریابیم ( مثلا مهموزبودن یا نبودن کلمهٔ «سوال» را از وزن و قافیه نمی‌توانیم تشخیص دهیم و در اینجا استناد به قراین رسم‌الخطی و نیز ارائهٔ مؤیداتی از گونه‌ها و گویش‌های معاصر برای تحلیل ما از صورت رسم‌الخطی تنها چارهٔ ماست). یک مثال در دست‌نوشت کلیله و دمنهٔ جارالله افندی، که از ان در مقالهٔ «عربی فتوحات» بسیار بهره جسته‌ام، کلمهٔ «سوال» ۵ بار آمده است (عددها را از حافظه نقل می‌کنم و مطلقا دقیق نیست)؛ در هر ۵ بار این کلمه بدون همزه نوشته شده، اگرچه که در سه مورد، کلمه با زیروزبرگذاری کامل نوشته شده (سُوَال). از طرف دیگر، در همان نسخه، کلمهٔ «بأس» در اکثریت موارد با همزه نوشته شده،و حتی در صفحهٔ واحدی از نسخه، بأس با همزه و سوال بدون همزه نوشته شده است. این وضعیت احتمالا مبین این است که در گویش کاتب, «سوال» بدون همزه تلفظ میشود ولی «بأس» با همزه. اگرچه این تحلیل قطعی نیست اما احتمال آن از ۵۰ درصد بیشتر است. ضمن اینکه در گونه‌های مختلف فارسی مثل فارسی مدرت افغانستان و تاجیکستان، تلفظ بدون همزهٔ این کلمه رایج است. پس میتوان به قرینهٔ رسم‌الخطی فوق با احتیاط اعتماد کرد. @khaghaniliterature
216