264
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
هرچه کنی به خود کنی...
زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار تصمیمش را گرفته بود.
سرانجام صاحبکار درحالی که با تأسف بااین درخواست موافقت می کرد، ازاو خواست تا به عنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار نیز چون دلش چندان به این کار راضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و با بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد و کار را تمام کرد. زمان تحویل کلید،صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ،یکه خورد و بسیار شرمنده شد، در واقع اگر او می دانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام دقت خود را می کرد.
"این داستان زندگی ماست"
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هر روز می سازیم نداریم، پس در اثر یک اتفاق می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم، اما فرصتها از دست می روند و گاهی شاید،بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نباشد.
🌎@joinneda
از سر راه خودمان کنار رفتن
کار ساده ای نیست،اما این
دقیقأ همان کاری است که
ما را از زندانهای خود
ساخته مان رها
می سازد.
#بیل_ویلسون
🌎@joinneda
#سوال_از_اشو
اشو عزيز: چرا من اينقدر دوست دارم از ديگران انتقاد و از زندگي شكايت كنم؟
#پاسخ
همه اين را دوست دارند.
انتقاد كردن از ديگران و شكايت كردن از زندگي احساس خوبي به تو مي دهد.
با انتقادكردن از ديگران، احساس #برتري مي كني
با شكايت كردن از ديگران، احساس مي كني كه بالاتر از آنان هستي. اين براي نفس بسيار ارضاء كننده است.
و من مي گويم كه تقريباً همه چنين مي كنند:
برخي آشكارا چنين مي كنند و برخي هم فقط در درون به اين كار مي پردازند.
ولي لذت بردن از آن يكسان است.
به ندرت كساني پيدا مي شوند كه انتقاد نمي كنند و شكايت ندارند. اين ها كساني هستند كه نفسشان را انداخته اند
وقتي كه بي نفس باشي، فايده اي در آن نيست ،_ چرا بايد به خودت زحمت بدهي؟
ربطي به تو ندارد، ديگر پاداشي برايت ندارد. اين نفس بوده كه از آن لذت مي برده و تغذيه مي شده است
بنابراين تاكيد من اين است:
نفس را بينداز. با انداختن نفس درخواهي يافت كه تقريباً تمام دنيا ناپديد شده است.
تمام دنيايي كه دور نفس تنيده شده بود كاملاً ازبين مي رود و تو مردم را با چشماني تازه نگاه مي كني. اينك همان شخصي را كه پيش تر از او انتقاد مي كردي با ديده ي محبت نگاه
مي كني و ميلي عظيم داري تا با او مهربان باشي و به او كمك كني.
اينك چشماني ديگر داري و چيزها را كاملاً متفاوت مي بيني. شايد ببيني كه اگر تو نيز در موقعيت او بودي مانند او رفتار مي كردي. ديگر چيزي نيست تا از آن شاكي باشي
با انداختن نفس، نگرش و رفتار تو بيشتر انساني و دوستانه خواهد بود.
مردم را همانگونه كه هستند خواهي پذيرفت.
تو فقط بخشي از آنان را مي شناسي، تمامي زندگي آنان را نمي داني. و قضاوت كردن در مورد تمامي يك شخص از روي شناخت بخشي كوچك از او، كاري درست نيست.
شايد آن يك بخش كوچك در تمامي زندگي او مناسب و به جا باشد
ولي اوضاع چنين است:
انتقاد كردن بسيار آسان است. به هوشمندي بسيار نيازي نيست.
#اشو
#زبان_از_یاد_رفته_دل_ص21
🌎@joinneda
خواجه بها الدین نقشبند را پرسیدند
درویشی چیست؟
فرمود:
برون بی رنگ و درون بی جنگ....
🕊🕊🕊🕊
🌎@joinneda
❣ذهن آن هنگام که چیزی برای
نشخوار کردن نداشته باشد
متوقف میشود.
آنگاه که ذهن توقف یافت،
بی شکل و بی طرح گردید به
واقع جا برای نزول حقیقت باز
شده است. پاداش آن توقف
این نزول است.
حقیقت بر سینهای که پر از
آشفتگی است پر از ذهنیت و
شرطی شدگی است نازل
نخواهد شد.
این توقف، اساس کار و
نقطه ی عطف آزادی است.🌸🌱
🌎@joinneda
آیا می دانید آموختن یعنی چه؟
هنگامی که واقعا بخواهید بیاموزید باید در سراسر زندگیتان بیاموزید
و هیچ آموزگار بخصوصی وجود ندارد.
همه چیز می تواند به شما درس بدهد . یک برگ خشک،
پرنده ای در حال پرواز،
یک رایحه،
یک اشک،
غنی و فقیر،
لبخند یک زن و ......
شما از هرچیزی می توانید بیاموزید.
بنابراین راهنما و استادی وجود ندارد.
#زندگی خودش #معلم شماست و شما مدام در حال فراگیری هستید ......
کریشنامورتی🌱
🌎@joinneda
میگفت:
شاید
راهحلِ
مشکلِ
تو،
در
پشتِ
همان
درِ
بستهایست
که
برای
باز
نشدنش
غمگینی!...
🌎@joinneda
من اگر مشغول نباشم، مغز هراسان میشود زیرا [مغز] در مشغولیت امن و ایمن است.
لحظهای که [مغز] مشغول نیست، میخواهد با چیزی مشغول بشود: تلویزیون، کتاب، حرف زدن.
بنابراین مغز خودش به حالتی رسیده است که در مشغولیت احساس امنیت میکند.
این مشغولیت دائمی ذهن و مغز را سنگین و کدر میکند، و در این سنگینی هیچ چیز جدیدی وجود ندارد.
جیدو کریشنامورتی
🌎@joinneda
❤️
نور و تاریکی
چنان به هم آغشته اند
که نمی توان خود را
از هر کدام تفکیک کرد
چقدر قضاوت دیگران
دشوار است
انگار همان لحظه که کسی را
قضاوت میکنی
در حال قضاوت خودت هم هستی
و وقتی کسی را می بخشی
همان دم ، در حال بخشیدن ِ خودی
زیبایی در یکپارچگی و
اتحاد نیروهاست که
تجلی می کند
یکی شدن با آنکه زخم میزند
و آنکه درمان می کند
با زندگی با مرگ
🌹❤️🌹❤️🌹❤️
🌎@joinneda
مجنون را می گفتند ؛
که «از لیلی خوب ترانند، بر تو بیاریم؟»
او می گفت؛
که «آخر من لیلی را به صورت دوست نمی دارم،
و لیلی صورت نیست.
لیلی به دست من همچون جامی ست،
من از آن جام شراب می نوشم.
پس من عاشقِ شرابم که از او می نوشم و شما را نظر بر قدح است.
از شراب آگاه نیستید.»
" مولانا "
🌎@joinneda
دکترها به من گفتند که دیگر هرگز راه نخواهم رفت، اما مادرم به من گفت که میتوانم و من حرفش را باور کردم.
- ویلما رودولف (سریعترین زن جهان ملقب به غزال سیاه)
🌎@joinneda
نلسون ماندلا مبارز سیاسی آفریقای جنوبی بعد از ۲۷ سال که در زندان بود آزاد شد و در بدو آزادی اش از زندان ، برای مردم سیاه پوست کشورش سخنرانی کرد.
او با صدای رسا و بلند گفت :
ای مردم !
چه کسی بیشتر از همه زندان بوده؟
همه یک صدا فریاد زدند:
نلسون ماندلا ، نلسون ماندلا
ای مردم!
چه کسی بیشتر از همه کتک خورد؟
همه فریاد زدند
نلسون ماندلا ، نلسون ماندلا
چهکسی بیشتر تحقیر شد؟
نلسون ماندلا ، نلسون ماندلا
ای مردم! چه کسی بیشتر از همه انفرادی و تنهایی کشید؟
نلسون ماندلا ، نلسون ماندلا
حالا دیگر سکوت همه میدان را فراگرفته بود ، آیا نلسون ماندلا چه میخواهد بگوید؟
نلسون ماندلا نگاهی به جمعیت انداخت ، جمعیتی که سیاه سیاه بود.
حتی یک سفید پوست بینشان نبود و همه پر از هیجان ، پر از انرژی ، پر از نیاز به "فرمان حمله و انتقامِ دهها سال تحقیر"!
نلسون ماندلا گفت :
ای مردم! من بخشیدم
من همه را بخشیدم،
شما هم ببخشید...
ما میخواهیم زندگی کنیم،
میخواهیم پیشرفت کنیم،
میخواهیم الگوی فرزندانمان باشیم.
میخواهیم آینده را بسازیم.
ما فرصتی برای کینهورزی نداریم!
ما برادری میخواهیم.
ما با همانهایی که ما را انسان نمیدانستند ، برادریم.
ما بزرگیم ، ما پاسخمان به آنها محبت است.
ما پاسخمان کنار هم ایستادن است. چون ما بزرگیم...
آن روز سیاهان رقصیدند ، آن روز سیاهان کینهها را دور ریختند.
آن روز سیاهان مردی را شناختند که خیلی بزرگ بود.
مردی که حرفهای نو داشت
رهبری که دنیا را به شگفتی وا داشت.
رهبری که بزرگ بود و بزرگی را میشناخت...
و با نفرت؛ با دشمنی و تکبر میانهای نداشت.
"نلسون ماندلا"
برای همیشه در تاریخ ماندگار شد.
نه پوزهای را به خاک مالید!
نه مشتش را بیجهت گره کرد و بر دهان کسی کوبید
و نه بر کسی خشم گرفت.
نه سیلی به صورت کسی زد
نه دستور انتقام داد .
بلکه او انسانیت را به جهان نشان داد.
نلسون ماندلا برای همیشه زنده ماند.
او وقتی به ریاست جمهوری افریقای جنوبی برگزیده شد حتی قاضی که او را حکم به زندانِ مادام العمر داده بود بخشید و به ضیافت شام دعوت کرد !
نلسون ماندلا چه زیبا گفت: در هر انقلابی اگر انقلابیون , حاکمان و افراد قبلی را کشتند یا انتقام گرفتند ، بدانید آن انقلاب و انقلابیون هیچ وقت کشور را آباد نخواهند کرد.
بلکه آنها ظالمانی خواهند شد که فقط دنبال کینه ورزی ، قتل و غارت خواهند بود و در آخر ، کشور را به ویرانه کشانده و به تلی از خاک تبدیل خواهند کرد !
🌎@joinneda
✨🕊
از شیخ ابوسعید ابوالخیر پرسیدند:
«از خَلق به حق چند راه است؟»
گفت: «به عددِ هر ذرّهای راهی است به حق امّا از بین آن ها راهی را میدانم که نزدیک تر است و آسانتر و آن، آرام کردن دل دیگران است و ما بدین راه رفتیم.»
✨
🌎@joinneda
🍁
▪️جای خدا نباشیم !!!
روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد. زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود. بعد از نماز همه او را سرزنش کردند و او دیگر آنجا به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست. مرد کافه چی با خوشرویی گفت اشکال نداره، فدای سرت... او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.
حکایت ماست:
جای خدا مجازات میکنیم،
جای خدا میبخشیم،
جای خدا...
اون خدایی که من میشناسم، اگه بنده اش اشتباهی بکنه، اینجوری باهاش برخورد نمیکنه.
شما جای خدا نیستی اینو هیچوقت یادت نره !
🙏🙏🙏
🌎@joinneda
▪️حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که بخاطرشان، رنج بکشی...
🌎@joinneda
#باب_مارلی
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود.
اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد!
فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام و اساسى به من خندیدند
سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت:
همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند.
بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند
از دید مولانا ...سوت زنان در زمین کار افزایی میکنند
مانند ان کره اسب و پند مادر به فرزندش
گفت مادر تا جهان بوده ست از این
کار افزایان بدند اندر زمین
هین تو کار خویش کن ای ارجمند
زود کایشان ریش خود بر میکنن
🌎@joinneda
«در طوفانِ بیرون،
فقط آنکه سکوتِ درون را یافته،
میتواند راه را روشن کند.»🙏🏻💕🙏🏻
🌎@joinneda
