264
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
قبل از اینکه بخش غلط حرف او را نقد کنید، بخش کوچکی از حرفش که درست است را تایید کنید. چرا؟ چون با این کار به مغز او سیگنال میدهید که «من دشمن تو نیستم». وقتی مغز از حالت دفاعی خارج شد، دریچهی پذیرش حقیقت باز میشود.
تغییر باورهای عمیق، یک فرآیند است، نه یک اتفاق. انتظار نداشته باشید کسی در وسط سفره شام ناگهان بگوید:«حق با توست، من اشتباه میکردم!»
حقیقت معمولاً ساعتها یا روزها بعد، وقتی فرد در تنهایی خودش به حرفهای شما فکر میکند، در ذهنش جوانه میزند. پیروزی شما در سکوت اوست، نه در اقرار زبانیاش.
در عین حال می توان برای گفتگو در مهمانی ها مناطق ممنوعه ایجاد کرد. این به معنی پاک کردن صورت مسئله نیست، بلکه به معنی اولویت دادنِ به «رابطه انسانی» بر «موضع سیاسی» است. حفظ رابطه، حتی با وجود عدم توافق، ارزشمندتر از پیروزی در بحث است.
می توان بر دردهای مشترک تمرکز کرد. همه ما فارغ از نگاه سیاسی، از گرانی و... رنج میبریم. پیدا کردن نقاط اشتراک انسانی میتواند پلهای شکسته را ترمیم کند. وقتی بحث از «تو اشتباهی» به «همهمان خستهایم» تغییر میکند، سیستم عصبی حالت تدافعی را رها میکند.
گاهی پشت یک موضع سیاسی تند، یک ترس عمیق نهفته است. اگر به جای حمله به نظر طرف مقابل، بفهمیم از چه چیزی میترسد، فضا کمی تلطیف میشود. ترسهایی مثل ترس از فروپاشی، ترس از بیثباتی، ترس از تحقیر شدن، ترس از بیعدالتی و...؛ وقتی ترس دیده شود، خشونت کلامی کاهش پیدا میکند.
درنهایت سیاستمداران میآیند و میروند، اما زخم سیاسی وقتی شخصی و تبدیل به زخم خانوادگی شود، سالها دوام میآورد.
🌎@joinneda
تغییر دادن فکر یک آدم بالغ، آن هم در یک بحث داغ خانوادگی، تقریباً محال است. تغییر باورهای عمیق، یک فرآیند است، نه یک اتفاق. انتظار نداشته باشید کسی در وسط سفره شام ناگهان بگوید:«حق با توست، من اشتباه میکردم!» حفظ رابطه، حتی با وجود عدم توافق، ارزشمندتر از پیروزی در بحث است.
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، سیاست دیگر صرفاً یک بحث نظری درباره نحوه اداره کشور نیست، بلکه به هویت فردی و اخلاقی گره خورده است. وقتی کسی نظر سیاسی متفاوتی دارد، طرف مقابل آن را به عنوان یک «بیاخلاقی» یا «خیانت» تلقی میکند. اینجاست که گفتگو تمام میشود و قهر آغاز میگردد.
هر عضو خانواده در معرض یک رسانه خاص است (یکی ماهواره، یکی صداوسیما، یکی شبکههای اجتماعی که خود آن هم از ایتا تا تلگرام و اینستاگرام را در برمی گیرد). این باعث میشود که اعضای یک خانواده حتی بر سر واقعیتهای بدیهی هم توافق نداشته باشند. چون وقتی حقیقت واحد وجود نداشته باشد، تفاهم غیرممکن میشود.
براساس نظریه ناهمسانی شناختی لئون فستینگر، مغز ما از تناقض بیزار است. وقتی ما دو ایده، باور یا ارزش متضاد در سر داشته باشیم، یا رفتاری انجام دهیم که با باورهایمان جور در نیاید، دچار یک تنش روانی شدید میشویم. این تنش آنقدر آزاردهنده است که مغز هر کاری میکند تا از شر آن خلاص شود.
فرض کنید کسی میداند سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است، اما همچنان سیگار میکشد. این تضاد باعث ایجاد ناهمسانی میشود. برای حل این تنش، فرد معمولاً یکی از سه راه زیر را انتخاب میکند:
۱- تغییر رفتار(سخت ترینراه): سیگار را ترک میکند.
۲- تغییر باور:«تحقیقات علمی همیشه هم درست نمیگویند.»
۳- اضافه کردن باور جدید (توجیه): «پدربزرگ من تا ۹۰ سالگی سیگار کشید و هیچچیزش نشد!» یا «سیگار کشیدن استرس من را کم میکند و استرس بدتر از سیگار است.»
وقتی شما با فکت و منطق به کسی ثابت میکنید که اشتباه میکند، در واقع دارید در ذهن او ناهمسانی ایجاد میکنید.
او بین دو راه گیر میکند:
۱- یا باید اشتباه خود را بپذیرد که به معنی اعتراف به این است که سالها نادان بوده یا هویت سیاسیاش زیر سوال برود. (بسیار دردناک است).
۲- یا استدلال های شما را با متهم کردن شما به سادگی، تحت تاثیر رسانه بودن یا حتی بیاحترامی رد کند.
مغز برای فرار از درد «من اشتباه کردم»، ترجیح میدهد شما را دشمن یا نادان فرض کند تا اینکه باورهای خودش را تغییر دهد. به همین دلیل است که هرچه بیشتر دلیل و مدرک میآورید، طرف مقابل متعصبتر میشود.
دانستن این موضوع به ما کمک میکند که در مهمانیها وقتی میبینیم کسی در حال توجیه یک اشتباه فاحش است، به جای عصبانیت، درک کنیم که او صرفاً دارد از تعادل روانی خودش دفاع میکند.
مغز او مثل وقتی که بدن در خطر است واکنش دفاعی نشان میدهد. به زبان ساده تر او از «نظرش» دفاع نمیکند از «خودش» دفاع میکند.
وقتی با عینک ناهمسانی شناختی به ماجرا نگاه کنیم، میفهمیم که شلیک کردنِ حقیقت به سمت کسی که گارد گرفته، مثل کوبیدن سر به دیوار بتنی است. حقیقت برای او تبدیل به تهدید میشود و مغز در حالت تهدید، نمیتواند پردازش منطقی انجام دهد. برای اینکه کسی به حقیقت پی ببرد، نباید او را شکست دهید، بلکه باید فضایی ایجاد کنید که خودش به آن نتیجه برسد.
بزرگترین مانع پذیرش حقیقت این است که فرد فکر میکند:«اگر این حرف را بپذیرم، یعنی آدم احمقی هستم» یا «یعنی به جبهه فکری خودی خیانت کردهام».
یک فرد بالغ سالها با آن نگاه زندگی کرده، رأی داده، بحث کرده، هزینه داده. تغییر نظر یعنی پذیرفتن اینکه شاید سالها اشتباه میکرده و این برای روان انسان بسیار سنگین است.
به او اطمینان دهید که تغییر نظر، نشانه هوش است نه ضعف. جملاتی مثل:«من میدونم تو چقدر روی رفاه خانواده حساسی، برای همین فکر میکنم این زاویه دید هم برات جالب باشه...» هویت او را حفظ میکند.
به جای اینکه حقیقت را در دهان طرف مقابل بگذارید، با سوالات هوشمندانه او را به لبهی پرتگاهِ تناقض خودش ببرید تا خودش سقوط کند. به جای گفتن«این سیاست غلط است»، بپرسید:«به نظرت اگر این مسیر را ادامه بدهیم، ۵ سال دیگر وضعیت تورم چطور میشود؟» وقتی خودش پاسخ منفی بدهد، ناهمسانی شناختی کمتری حس میکند چون حرف، حرفِ خودش است.
در استراتژیهای نظامی میگویند: «برای دشمنت یک پل طلایی بساز تا بتواند از آن عقبنشینی کند.» در بحث هم همین است.
به او راه فرار بدهید تا از موضعش پایین بیاید بدون اینکه خجالتزده شود. مثلاً: «شاید اون موقع که تو این فکر رو داشتی اطلاعات کافی پخش نشده بود، ولی الان...» این جمله به او اجازه میدهد بگوید:«بله، آن زمان فرق میکرد.»
همهٔ ما گناهکاران گزینشی هستیم.
گناهانی را انتخاب میکنیم که با آنها راحتیم و برای گناهانی که با آنها راحت نیستیم، دیگران را قضاوت میکنیم.
تو دروغ میگویی، اما خیانتکار را قضاوت میکنی.
تو خیانت میکنی، اما دزد را قضاوت میکنی.
تو دزدی میکنی، اما معتاد را قضاوت میکنی.
هرکس خط خودش را میکشد و وانمود میکند که در سمت درست آن ایستاده است.
همهٔ ما چیزهایی داریم که برای خودمان بیصدا اجازه میدهیم انجام دهیم،
عادتهایی که توجیه میکنیم، انتخابهایی که برایشان دلیل میآوریم.
نقصهایی که تصمیم گرفتهایم قابلقبول باشند چون مال خودمان هستند،
اما به محض اینکه شخص دیگری کاری کند که از خط شخصی ما رد شود، ناگهان ما مرجع اخلاقی میشویم.
به گناهانی انگشت اشاره میکنیم که ما را معذب میکنند،
در حالی که گناهانی را که هر روز خودمان مرتکب میشویم نادیده میگیریم.
دیگران را غیرقابلبخشش مینامیم، در حالی که خودمان طلب بخشش میکنیم.
حقیقت این است که همهٔ ما در یک نقطه ایستادهایم،
فقط با اشتباهات متفاوت، توجیهات متفاوت، نقاط کور متفاوت.
پیش از اینکه انتخابهای دیگری را قضاوت کنی، به یاد داشته باش:
کسی آن بیرون هست که انتخابهای تو را دقیقاً به همان شدت قضاوت میکند.
🌎@joinneda
وقتی بی درایتی بر سرزمین سایه می افکند،
موج های خفتهٔ خرد و عشق درون مردم بالا می آید
🌎@joinneda
رنج واقعی اغلب در خود اتفاقات نیست رنج واقعی اغلب در مقاومت ذهنی ما در برابر آن اتفاقات است
به دلیل آنکه ذهن ما در حالت تسلیم و پذیرش نیست و به همین دلیل از مسائل و اتفاقات رنج تولید می کند
🌎@joinneda
زنـــــــــــــــــدگی بار گرانی ست
که بر پشت پریشانی تُست
کار آسانی نیست
نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن
پـــــــــــــــــدرم
کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد
روز پدر مبارک برای ایران ❤️
🌎@joinneda
باشد که اوقات خوب و زمان حال ارزشمند، خاطرات طلایی فردا شوند.
با آرزوی عشق، شادی و لذت زیاد برای شما
سال نو میلادی شادی را برایتان آرزو میکنم
سال نو بر هموطنان مبارک
🌎@joinneda
اگه پسری هستی که دورت پر از دختره و فکر میکنی با این کار خیلی خفنی بیا یه چیزی بهت بگم:
عقاب: ارتفاع پرواز ۳ هزار متر، تعداد جفت ماده در طول زندگی: ۱ عدد
کلاغ: ارتفاع پرواز ۴۰۰ متر، تعداد جفت ماده در طول زندگی: ۳۰ عدد
خروس: ارتفاع پرواز ۱ متر، تعداد جفت ماده در طول زندگی: بی شمار
پس مسیر درست اینه که با یه نفر رو ابر ها باشی، نه با هزار نفر کف زمین.
🌎@joinneda
«سخن اندک و مفید همچنان است که چراغی افروخته، چراغی نا افروخته را بوسه داد و رفت.»
افلاکی، مناقب العارفین
#مولانا
🌎@joinneda
اپیکتتوس، در باب روسپی نساختنِ ذهن:
اگر کسی جِسمتان را به رهگذری ارزانی کند خشمگین میگردید و میخروشید. لیک ذهن و ضمیرتان را تسلیمِ هر رهگذری میکنید تا آزارتان دهد و ذهنتان را آشفته و پریشان سازد. آیا این بسی شرمآور نیست؟
[انک. پارهی 28]
🌎@joinneda
Repost from N/a
🎨 لئوناردو داوینچی وقتی با دشمنش روبرو میشه میگه :
🎨تو را نمی کشم بلکه به اشتباهاتت واگذار می کنم، آنان در تعقیب تو هستند و چنان بلایی به سرت بیاورند که از مرگ بدتر است.
https://telegram.me/famouspainters
#leonardo #Davinci
#لئوناردو #داوینچی
Repost from ازحال بد به حال خوب
#تلنگر
هرگاه به واسطهی خریدِ کالایی، حس کردید موقعیتِ اجتماعیِتان تغییر کرده؛ شما یک تازه به دوران رسیدهاید!
- آلن دوباتن
🌎 @joinneda
قشنگترین تعریف آرامش همینه که
#مصطفی_ملکیان میگه:
(آرامش یعنی
به حداقل رساندن ِ تأثیر ِ بیرون در درون)
همینقدر ساده و عمیق...
آرامشسهمقلبتون💚
🌎@joinneda
Repost from ازحال بد به حال خوب
• روزی یک معلم در کلاس ریاضی
شروع به نوشتن بر روی تختهسیاه کرد :
9 × 1 = 7
9 × 2 = 18
9 × 3 = 27
9 × 4 = 36
9 × 5 = 45
9 × 6 = 54
• وقتی کارش تمام شد به دانشآموزان نگاه کرد
آنها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند
و شروع به خندیدن کردند
• وقتی او پرسید : برای چه میخندید ؟
یکی از دانش آموزان اشاره کرد که
معادله اولی اشتباه است
- معلم پاسخ داد :
• من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم
تا درسی بسیار مهم به شما دهم
دنیا با شما همین گونه رفتار خواهد کرد همانطور که میبینید من 5 معادله را درست نوشتم
اما شما به آنها هیچ اهمیتی ندادید
همه شما فقط به خاطر آن یک اشتباه
به من خندیدید و من را قضاوت کردید
• دنیا همیشه به خاطر موفقیتها و کارهای خوبتان
از شما قدردانی نمیکند
اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد
🌎 @joinneda
«دریغا! مردم در بند آن نیستند که چیزی بدانند، بلکه در بند آنند که خلق در ایشان اعتقاد کنند که عالِماند.»
عینالقضات همدانی
🌎@joinneda
