کتابخانه بابل
Open in Telegram
یک باغچۀ کوچک و یک کتابخانه، آدم دیگر چه می خواهد؟ - سیسرو
Show more3 726
Subscribers
+424 hours
+97 days
+6930 days
Posts Archive
3 726
بودا خدایان را نفی نمیکند، اما از نظر او این خدایان صرفاً موجوداتی فردیاند که مانند هر چیز فردی، فنا میشوند. از آنها هیچ کمکی ساخته نیست و نمیتوانند ما را از رنج برهانند. زیرا آنان نیز درون چرخ تغییر گرفتارند و از این رو مانند ما رنج میبرند. از این لحاظ بودیسم نوعی دین بی خدا میشود، نه به این معنی که وجود خدایان را مردود میداند بلکه نفی آنان به معنایی بسیار عمیقتر صورت میگیرد: وجود خدایان بی فایده و بی معنی است.
📖 #فلسفه_صورتهای_سمبلیک
👤 #ارنست_کاسیرر
@Library_of_Babel
3 726
#معرفی_کتاب
استیون فرای، کمدین معروف انگلیسی، در سهگانۀ #Mythos #Heroes #Troy اساطیر یونانی را به صورت نیمهداستانی بازنویسی کرده و خود این سه کتاب را خوانده است.
نیل گیمن، نویسندۀ معروف فانتزی هم به همین شکل اساطیر نورس را به صورت داستانی بازنویسی کرده و با صدای خود خوانده است.
این چهار کتاب را به صورت صوتی میتوانید از اینجا گوش کنید.
https://t.me/Mythos_Heroes
3 726
نباید تصور کرد که شخصی به این دلیل که موهایی سپید و پوستی چروکیده دارد، عمری طولانی داشته است: او زمانی طولانی زندگانی نکرده، بلکه تنها مدتی طولانی وجود داشته.
آیا مردی که در حین ترک بندرگاه گرفتار طوفانی شدید شده و به دست امواج این سو و آن سو رانده و در مقابله با تندبادها به دور خویش چرخیده، مسیری طولانی پیموده؟ نه، او سفری طولانی نداشته، بلکه تنها گرفتار تلاطمی طوفانی گشته و در جا زده است.
📖 #در_باب_عمر_فانی
👤 #سنکا
@Library_of_Babel
3 726
اولین باری که اسقف را دیدم غرق در حیرت و شگفتی شدم، چون او بر فراز تخت روانی با دیوارههای تذهیبکاری که به طرز زیبایی کندهکاری شده بود در برابر ما قرار گرفت. او از این تخت روان به عنوان منبر استفاده میکرد که در قسمت بالایش یک صلیب چوبی بزرگ نصب شده بود و تمثال عیسای مصلوب، ساخته از گچ رنگین، در حالی که از پیشانی، دستان و پاهایش قطرات خون تراوش میکرد، به صلیب آویخته بود.
به لباس پاره پاره شدهٔ عیسی که بر فراز صلیب به تن داشت نگریستم و بعد به ردای فاخری که اسقف به تن داشت نگاه کردم. لباسهای مسیح پوسیده، مندرس، نخ نما و پاره پاره بود، در حالی که ردای فاخر اسقف سرتاپا از رشتههای طلا بافته شده بود. دستان مسیح پنجه گشوده و خالی از مال دنیا بود، اما اسقف عصایی زرین و گوهرنشان در پنجههای فروبستهاش داشت. مسیح بر تارک خود تاجی از خارهای تیز، سوزنده و بی رحم داشت، در حالی که سقف بر سرش تاجی زرین و تابناک داشت. مسیح به نظر با دستانی گشوده و سرشار از رضا و تسلیم، پذیرایی قربانی شدن خویش بر فراز صلیب از خودگذشتگی شده، در حالی که دستان اسقف طوری بود که پنداری قصد دارد با قدرت هر چه تمامتر پهنهٔ آسمان و زمین را در چنگ سخت فروبستهاش نگه داشته و تا ابدالآباد ملک مطلق خویش سازد.
📖 #عزازیل
👤 #یوسف_زیدان
@Library_of_Babel
3 726
ظاهراً در نمایشگاه کتاب امسال بسیاری از ناشرهای اسمورسمدار (نی، ثالث، چشمه، ققنوس، مرکز، قطره، بیدگل، افق، اطراف، گمان، ماهی، نو، مشکی، مروارید و...) حضور نخواهند داشت. در چنین شرایطی رفتن به نمایشگاه چندان موردی ندارد، به خصوص که بسیاری از کتابها را به سهولت میتوان از سایتهایی نظیر 30book خریداری کرد.
3 726
Repost from کتابخانه بابل
یک شب تأمّل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تأسّف میخوردم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم:
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی
بعد از تأمّل این معنی، مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و مِن بعد پریشان نگویم.
تا یکی از دوستان به رسم قدیم از در درآمد. چندان که نشاط ملاعبت کرد جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم. کسی از متعلّقان منش مطّلع گردانید که: «فلان عزم کرده است که بقیّت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند.»
گفتا: «به صحبت قدیم که دم برنیارم و قدم برندارم مگر آنگه که سخن گفته شود، که خلاف راه صواب است ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.»
فیالجمله روی از محاورهٔ او گردانیدن مروّت ندانستم، که یار موافق بود و ارادت صادق. به حکم ضرورت سخن گفتیم و تفرّجکنان بیرون رفتیم، در فصل ربیع.
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان
بر گل سرخ از نم اوفتاده لئالی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
شب را به بوستان با یکی از دوستان اتّفاق مبیت [شبنشینی] افتاد. بامدادان دیدمش دامنی گل و ریحان فراهم آورده و عزم شهر کرده. گفتم: «گل بستان را چنان که دانی بقایی نباشد.»
گفتا: «طریق چیست؟»
گفتم: «کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورقِ او دست تطاول نباشد.»
به چه کار آیدت ز گل طَبَقی؟
از گلستانِ من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
حالی که من این بگفتم، دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که: «الکریم اذا وَعَد، وفا.» [کریم چون وعده دهد، وفا میکند.]
فصلی در همان روز اتّفاق بیاض [پاکنویس] افتاد و فیالجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
در این مدّت که ما را وقت خوش بود
ز هجرت، ششصد و پنجاه و شش بود
مراد ما نصیحت بود و گفتیم
حوالت با خدا کردیم و رفتیم
📖 #گلستان
دیباچه
👤 #سعدی
اول اردیبهشت، روز سعدی
@Library_of_Babel
3 726
Repost from کتابخانه بابل
آلیس گفت: «توی سرزمین ما، اگه يه مدت طولانی با سرعت بدوی، میرسى به يه جای ديگه.»
ملکهٔ قرمز گفت: «چه سرزمین كوچیكی! اينجا بايد با تمام سرعت بدوی تا بتونی همونجا كه هستی بمونی.»
📖 #Through_the_Looking_Glass_and_What_Alice_Found_There
👤 #Lewis_Carroll
@Library_of_Babel
3 726
از زخم سینهام
دزدانه به جهان مینگرد
خداوند.
📖 #The_Selected_Poetry
👤 #Yehuda_Amichai
@Library_of_Babel
3 726
فصل هفتم که مربوط به بعد از انقلاب ۵۷ است به شدت سانسور شده است. از اینجا میتوانید نسخۀ سانسور نسده را گوش کنید:
https://castbox.fm/vb/347866840
3 726
Repost from کتابخانه صوتی مطالعات زنان
جنبش حقوق زنان در ایران،
طغیان، افول و سرکوب
از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷
نویسنده: الیز ساناساریان
برگرداننده به فارسی: نوشین احمدی خراسانی
لینک تمامی قسمتها:
🔻فصل اول و دوم
▪️فصل اول: مقدمه، چارچوب نظری، مشکلات تحقیق و چکید مطالب کتاب
▪️فصل دوم: موقعیت زنان و ریشههای مشارکت اجتماعی و سیاسی آنان
https://t.me/zanketabava/21
🔻فصل سوم
▪️خیزش جنبش حقوق زنان ۱۲۹۸-۱۳۱۱
https://t.me/zanketabava/22
🔻فصل چهارم
▪️ زوال جنبش حقوق زنان ۱۳۱۱-۱۳۳۱
https://t.me/zanketabava/24
🔻فصل پنجم
▪️رسمیتبخشی و همگرایی
https://t.me/zanketabava/25
🔻فصل ششم
▪️حقوق زنان و جنبش ضد شاه
https://t.me/zanketabava/26
🔻فصل هفتم
▪️دورنمای آینده
https://t.me/zanketabava/27
#جنبش_حقوق_زنان_در_ایران #کتاب_صوتی #زنان_ایران
#الیز_ساناساریان #نوشین_احمدی_خراسانی #کتابخانه_صوتی_مطالعات_زنان
@ZANKETABAVA
3 726
Repost from نطقیات
📚 درسنوشتار اگزیستانسیالیسم
✍️ دکتر هدایت علویتبار ( استاد فلسفه - دانشگاه علامه طباطبائی )
فهرست مطالب:
▫️ مقدمه: اگزیستانسیالیسم چیست؟
▫️ سورن کییرکگور
▫️ کارل یاسپرس
▫️ گابریل مارسل
▫️ مارتین هایدگر
▫️ ژان پل سارتر
#کتاب
#درسنوشتار
#اگزیستانسیالیسم
♦️♦️♦️
t.me/nutqiyyat
Instagram.com/Nutqiyyat
3 726
محافظهکاران میگویند زیستشناسی سرنوشت آدمی است، یعنی:
۱. آدمی با هورمونها و اندامها و کروموزومهای مرد یا زن متولد میشود.
۲. تقدیر زیستشناختی زن تکلیف سنگینتری در تولیدمثل بر دوش او گذاشته است.
۳. مردان در شرایط مساوی، خصوصیات روانی «مردانه» (مثلاً جسارت، عقلانیت، قابلیت کنترل احساسات) بروز میدهند در حالی که از زنان در شرایط مساوی صفات «زنانه» (مثلاً عطوفت، حساسیت، ازخودگذشتگی) سر میزند.
۴. جامعه باید این نظم اجتماعی را حفظ کند و اطمینان حاصل کند که مردان «مردوار» و زنان «زنوار» باقی میمانند.
رادیکال فمینیستها به خلاف محافظهکاران اصراری به حفظ چنین «نظم طبیعی» یا زیستشناختی ندارند که منجر به انقیاد زنان میشود و قصد آنان زیر سؤال بردن مفهوم «نظم طبیعی» است. اگر قرار باشد زنان به آزادی دست یابند، هر زن باید خود تصمیم بگیرد که از روشهای کنترل بارداری (مثلاً جلوگیری، عقیمسازی، سقط جنین) و روشهای کمک به باروری (مثلاً تلقیح مصنوعی توسط اهداکننده، باروری آزمایشگاهی، مادری قراردادی) بهره بگیرد یا نگیرد.
📖 #درآمدی_جامع_بر_نظریههای_فمینیستی
👤 #رزمری_تانگ
@Library_of_Babel
3 726
به نزد من آن کس نکوخواه توست
که گوید: «فلان! خار در راه توست»
به گمراه گفتن: «نکو میروی»
جفایی تمام است و جوری قوی
هر آن گه که عیبت نگویند پیش
هنر دانی از جاهلی عیب خویش
ز دشمن شنو سیرت خود که دوست
هرآنچ از تو آید به چشمش نکوست
📖 #بوستان
👤 #سعدی
@Library_of_Babel
3 726
ياد یک واقعه تاريخی و يا یک شخص حقیقی حداكثر بيش از دو يا سه قرن در حافظۀ جمعى مردمان باقى نمیماند. براى حافظۀ جمعى دشوار است كه حوادث فردى و سرگذشت اشخاص حقیقی را به خاطر بسپارد. حافظۀ جمعى نحوه كاركردش به گونۀ ديگرى است و با مسائل و مبانى ديگرى سر و كار دارد: مقولات کلی به جاى حوادث جزئی، الگوهای ازلی به جاى اشخاص تاريخى. در حافظۀ جمعی مردم شخصیت تاریخی با الگوی اساطيرى خود (پهلوان نیکوخصال و پادشاه خبیث و غيره) یکی میشود و واقعۀ تاريخى نيز با کردارهای اساطیری (جنگ با اژدها و کشتن نوزادان و غيره) جایگزین می شود.
حافظۀ جمعى نهادی غيرتاريخى دارد. خاطرۀ حوادث تاريخى با گذشت دو يا سه قرن تغيير پيدا میکند به ترتيبى كه بتواند در چهارچوب ذهنيت و الگوهاى اسطورهاى جاى بگيرد، ذهنيتى كه نمیتواند امور جزئى و فردى را بپذيرد و تنها چيزهايى را به خاطر میسپارد كه مثالى و الگووار هستند. میتوان گفت كه حافظۀ جمعى به شخصيتهاى تاريخى معنى و اعتبارى میبخشد كه سزاوار آنهاست، يعنى فرد تاريخى را بسته به قضاوتی که نسبت به او دارد، به صورت پهلوانى اسطورهاى یا موجودی شیطانی در مى آورد كه الگوهاى ازلى را تكرار میکند.
📖 #اسطوره_بازگشت_جاودانه
👤 #میرچا_الیاده
@Library_of_Babel
3 726
گویند وقتی که آفریدگار شیر را بیافرید، مرغان را دید که میپریدند. گفت: «شما از که میترسید؟»
گفتند: «از آدمی.»
گفت: «وی به شما چگونه رسد؟»
گفتند: «به ما نرسد، ولیکن ما را به زیر آورد و در قفسها محبوس کند و آن گه ما را بکشد و بخورد.»
شیر عجب ماند، میخواست که آدمی را ببیند. روزی اسبی را دید که میدوید، گیسوها در پیش افکنده. گفت: «مگر آدمی باشد که بس شگرف و بس چابک است.»
گفت: «ای شیر، من آدمی نباشم که آدمی مرا بگیرد و لجام بر سر کند و زین بر پشت من نهد تا بار وی بکشم و مرا میدواند تا کف بر دهن آورم، چون بیچاره شوم، مرا بکشد و بخورد.»
پس شتر را دید، گفت: «مگر این آدمی باشد که بلند است.»
گفت: «من نه آدمیام، که من حمّال آدمیام. مهار در بینی من کند و بارهای وی کشم و عاقبت مرا بخورد.»
پس روزی فیلی را دید، چندان که کوهی روان. گفت: «تو آدمی باشی؟»
گفت: «نه، که آدمی مرا بگیرد و بر گردن من نشیند و بارهای گران میکشم تا بمیرم، استخوان من عاج کند و از آن تختها سازد و بر آن نشیند.»
پس روزی شخصی نحیف بدید. گفت: «ای بیچاره، از آدمی نمیترسی؟»
گفت: «من آدمیام.»
گفت: «تو بدین ضعیفی، چنگی و دندانی نداری. من یک طپانچه بر روی تو زنم و این همه خلقان را از تو برهانم.»
آدمی سنگ بر گرفت، در قلاسنگ نهاد و بر میان دو چشم شیر زد، هر دو چشم بیرون آمد. پس آدمی آمد و دنبال شیر گرفت و میکشید. گفت: «ای آدمی، چه میکنی؟ مگر مهار در بینی من خواهی کردن؟»
گفت: «نه، تو را پوست بکنم و گوشت تو به سگان دهم.»
📖 #عجایب_المخلوقات
👤 #محمد_بن_محمود_طوسی
@Library_of_Babel
3 726
زنان ایرانی در طول مبارزات انقلاب اسلامی در ۱۹۷۹ نقش فعالی داشتند. در آن دوره سازمانهای مختص زنان راهاندازی شد. اما از آنزمان به بعد، رویکرد رسمی دولتی به زنان تغییر کرد. در ۱۹۷۹، اعلام شد زنانی که در ادارات دولتی مشغول به فعالیت میشوند باید حجاب داشته باشند. زنان از قضاوت منع شدند و قانون خانواده که بهموجب آن زنان حق طلاق داشتند، ملغا شد. سقطجنین و دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری غیرقانونی اعلام شد. زنان درصورت نداشتن حجاب محکوم میشدند. زنان متأهل برای کار بیرون از خانه مجبور بودند از همسر اجازه بگیرند. قوانینی تصویب شد که حق حضانت مادر بر فرزندان خود را بهرسمیت نمیشناخت. اما در این ایام آموزش زنان و مردان تفاوت چندانی با هم نداشت. زنان همچنان از حق رأی برخوردار بودند. به مجلس راه یافتند و میتوانستند عضو احزاب سیاسی شوند و بیرون خانه کار کنند. در ۱۹۹۸، زنان ۵۲٪ دانشجویان دانشگاههای کشور را به خود اختصاص داده بودند. در این دوره بسیاری از زنان با مشکلات بسیاری روبرو شدند. آنها از حق طلاق و حق حضانت محروم شدند. سن ازدواج ابتدا به ۱۳ و سپس به ۱۰ سال کاهش پیدا کرد. زنان برای گرفتن گذرنامه نیاز به اجازۀ کتبی همسر داشتند. حجاب اجباری شد. هر چند در آن دوران بعضی زنان حجاب را نشانۀ عدم پذیرش زندگی غربی و سکولاریسم میدانستند.
پس از انقلاب برخی زنان سکولار کشور را ترک کردند و برخی دیگر در روز جهانی زن در ۱۹۷۹ علیه قوانین جدید دست به تظاهرات زدند. برخی دیگر قوانین سختگیرانه در خصوص حجاب را رد کردند. زنان اعتراضات خود را از طریق پخش کردن مقالات، روزنامهها و مجلات زیراکس، نصب اعلامیه و بحثهای خیابانی نشان میدادند. علیرغم آنکه در آن دوران فعالیتهای فمینیستی، تبدیل به فعالیتهای زیرزمینی شدند، در میانۀ دهۀ ۱۹۹۰ حداقل زنان طبقۀ مرفه و متوسط بیشتر در میادین سیاسی حضور یافتند. فعالین اخیر حقوق زنان در ایران به تلخی این انتقاد را در خصوص وضعیت زنان مطرح میکنند که زنان امروز نیز با مشکلات زیادی روبرو هستند: آنها همچنان حق طلاق ندارند. حضانت فرزند پسر تا ۲ سالگی و فرزند دختر تا ۷ سالگی با مادر است.
برخی از فمینیستهای اسلامی این موضوع را مطرح میکنند که اسلام دینی است که بر مبنای احترام و ارزش به زنان پایهگذاری شده و در قوانین شریعت، خصومتی با زنان دیده نمیشود. آن چه امروز [در قوانین ایران] میبینیم در حقیقت برداشتهایی است که با تعصب به نفع مردان انجام شده است.
📖 #فمینیسم
👤 #مارگارت_والترز
@Library_of_Babel
3 726
بخش دوم
کلیسای مردانه
اما همزمان با این نگاه برابریخواه، نگاه دیگری نیز در مسیحیت اولیه وجود داشت که خواهان محدودیت مناصب زنانه بود. این به خصوص در متون غیرپولسی پیداست:
زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلّط شود، بلکه باید [در کلیسا] سکوت کند.
۱تیموتائوس ۲: ۱۲
امّا این ایراد را بر تو دارم که بر آن زن ایزابل نام که خود را پیامبر میخواند، آسان میگیری، هماو که با تعلیم خود بندگان مرا میفریبد.
مکاشفه ۲: ۲۰
به مرور با سازمانیافته شدن کلیسا، این نگاه دوم هر چه بیشتر به نگاه مسیحیت راستکیش تبدیل شد و تا قرون وسطی دیگر به طور کامل تثبیت شده بود. هرچند صومعههای زنانه وجود داشتند که رهبران آنها گاه جایگاه مهمی در جهان مسیحیت کسب میکردند، اما این استثنا بود نه قاعده. در سازمان کلیسا زنان به کلی حذف شدند.
آگوستین و گناه نخستین
در این مسیر به خصوص نظریات آگوستین به عنوان بنیانگذار مسیحیت کاتولیک اهمیت اساسی داشت. آگوستین در جوانی از مسیحیت رویگردان شده بود و با معشوقههایش گذران میکرد. هنگامی که خواست دوباره به مسیحیت برگردد، روابط عاشقانهاش مانعی بر سر راهش بودند و به گفتۀ خودش تنها با فیض الهی توانست از زن محبوبش دل بکند و مسیحی شود. پس از مسیحی شدن، همچون دیگر توّابها، از طرف دیگر به افراط افتاد و تقبیح میل جنسی را در سرتاسر عمر ادامه داد. او حتی این نظریه را پروراند که میل جنسی همان گناه نخستین است که آدم و حوا به سبب آن از بهشت اخراج شدند و نسل به نسل به تمام آدمیان رسید. گناهی که اصلاً مسیح به خاطر پاک کردن آن خودش را فدا کرد. و همان طور که در باغ عدن، حوا بود که آدم را به گناه انداخت، حالا هم زن و بدن زن عامل اصلی گناه هستند.
ساحره و قدّیسه
در طول چند قرن بعد این آموزه در تار و پود کلیسای کاتولیک رسوخ کرد و منجر شد به شکلگیری ذهنیت قرون وسطایی که زن و بدن زن را ابزار شیطان میدانست و دور نیست که سوزاندن زنان ساحره را نیز در نتیجه همین ذهنیت بدانیم: کشیشهای مجرّد دادگاه تفتیش عقاید، چنان تصورات جنسی اغراقآمیزی از زن داشتند که آماده بودند هر گونه مناسک جنسی-شیطانپرستانه را به زنان نسبت دهند. زن از پیش در نظرشان هممعنی انواع گناهان ناشناخته بود.
درست در همین زمان مسیحیان شروع کردند به بالا بردن جایگاه مریم به عنوان زنی آسمانی و غیر بدنمند. اینک میتوان فهمید که این قدیسهسازی از مریم نیز دنبالۀ خوارداشت جایگاه زن بود و نه جبران آن: زن برای ارزشمند شمرده شدن باید به کلی از زنانگی و بدن زنانه تهی شود. همچنان که مریم بدون گناه نخستین (که هر چه بیشتر با میل جنسی تناظر پیدا میکرد) زاده شد، بدون آمیزش صاحب فرزند شد و سپس با بدنی روحانی به آسمان صعود کرد.
@Library_of_Babel
