شفافیت با اصلاحات
Open in Telegram
شفافیت اینجاست 👇👇👇 https://t.me/shafaf_chb جهت ارائه نظرات، تبادل و تبلیغات به آی دی زیر پیام بدهید: @ssht2020
Show more386
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+130 days
Posts Archive
آقای معلم و فرمانعلی ها
آقای رحیم خانی معلم عربی دبیرستان ما بود. با قدی کشیده و موهایی مرتب و کت و شلواری اتو کشیده . تو محله ما، با بودن همسایه ای مثل آقای رحیم خانی، نه کسی تو کوچه جرات اغتشاش و دعوا داشت و نه بچه ای جرات شلوغی و سر و صدا و هیاهو.
دبیرستان ما قسمت پایین شهر بود و کلاسهای ما پر بود از بچه های الوات و سرکش و شرور. آقای رحیم خانی اول هر سال پدر و مادرهای ما رو که دانش آموزش بودیم میخواند مدرسه و شرط رو می بست. یادمه پیش بابا و مادر من بهشون گفت : ببینید من بعد شما پدر این بچه ام. صاحب این بچه ام. هم مسئول آموزشش هستم هم مسئول تربیتش . اگه تشخیص بدم پاشو از گلیمش دراز کرده اگه متوجه بشم سیگار میکشه یا الافی میکنه بلایی سرش میارم که تا عمر داره یادش نره. یادمه بابام با ترس و لرز گفت: بله آقا! شما صاحب اختیارید. استخوانش برای ما و گوشتش برای شما. هر چی که شما بگید.
بابت این کارش ما تو خونه هم حساب می بردیم از آقای رحیم خانی. تا شلوغ می کردیم و بازیگوشی و بی ادبی می کردیم، همین که بابامون میگفت به آقای رحیم خانی میگم، برق می گرفت ما رو. نفسمون بند می اومد.
بیشتر دعواهای آشنا و دوستان هم با وساطت آقای رحیم خانی ختم به خیر می شد. همه ازش حساب می بردن. یادمه بابام می گفت پدر آقای رحیم خانی هم سپاهی دانش بود و مردی پاک طینت و خود ساخته.
خلاصه کلاس ما جزو کلاسهای شلوغ مدرسه بود با دانش آموزانی هیکلو و درس نخوان. «فرمانعلی» هم مبصر کلاس ما بود هم ختم روزگار. همه از دستش عاصی و شاکی. از هیچ کس هم ترسی نداشت جز اقای رحیم خانی. در واقع تنها کابوس زندگی و مانع و رادع زیاده خواهی های فرمانعلی، همانا آقای رحیم خانی بود.
چند سال بعد دوستی تعریف می کرد که در یک دعوا تو خیابان، فرمانعلی دو نفر را زیر کتک گرفته بود کسی هم جرات نداشته به خاطر هیکل درشت فرمانعلی نزدیکش بشه. تو این گیر و دار آقای رحیم خانی سر میرسه. فرمانعلی از زیر دست اقای رحیم خانی مثل باد در رفته و تو کوچه پس کوچه های اطراف خودشو گم کرده بود.
در واقع تمام دانش آموزان دبیرستان ما چنین حسابی از اقای رحیم خانی می بردند. فرمانعلی که بزرگتر شده بود تبدیل به اوباش محله شده بود. تو یک نزاعی کارش رسیده بود به کلانتری. وسط راه که فرمانعلی همراه ماموران عازم کلانتری می شد ، آقای رحیم خانی سر رسیده بود و همراه اونها وارد کلانتری شده بود. پدر و مادر فرمانعلی و فرد شاکی که آقای رحیم خانی رو دیده بودند ، گفته بودند رئیس کلانتری حکم صادر نکنه و تکلیف فرمانعلی رو خود آقای رحیم خانی تعیین کنه.
بعدها شنیدیم که آقای رحیم خانی با نفوذی که تو شهر داشت، فرمانعلی رو به یه کارگاهی معرفی کرده و صاحب کار و زن و زندگی کرده بود. فرمانعلی هم به برکت آقای رحیم خانی، آدم شده بود و کاری به کسی نداشت چون میدونست سایه آقای رحیم خانی، خارج از مدرسه هم بالای سرش هست و کسی هم نمیتونه جلودارش باشه.
القصه!
چنین بود که هم معلمان صاحب ابهت و نفوذ اجتماعی بودند و هم بچه ها و خانواده ها مقید و تابع آنها
اما امروز!
وقتی می شنوم که یک خبرنگاری زنگ میزنه به رئیس آموزش و پرورش و ازش میخواد که مجازات تنبیه یک دانش آموز توسط معلم رو علنی کنه، پی می برم که کجای کاریم. یعنی کار ما به جایی رسیده که یه خبرنگار نه جرات سوال از یه اختلاسگر رو داره نه قاچاقچی رو نه سازمانهای سارق و رباخوار رو ولی در برابر آموزش و پرورش این همه مدعیه، پی می برم که تو جامعه ای که معلم زیر سوال بره، چه کسانی حیات خلوتی تو این جامعه برای خودشون پیدا می کنن.
یا وقتی که می شنوم والدین یک دانش آموز بخاطر نگفتن نام خانوادگی بچه شون توسط معلم اونهم توی کلاس ، به مدیر مدرسه شکایت کردن (بخاطر شکستن غرور فرزندشون!!!) متاسف میشم. والدین امروز دوست دارند فرزندشون اجازه داشته باشه موهاشو به هر مدلی که دوست داره در بیاره. گوشی بیاره تو کلاس و ...
با چنین وضعیتی فرزندانی پرورش خواهیم داد که نه ادب سرشان خواهد شد و نه قانونمندی، نه حد و مرزی ، نه احترام و ادب بزرگتری، نه تعهدی برای اجتماع و نه تعهدی نسبت به حفظ خانواده و زن و بچه و کشور و ...
و تا چنین باد!!
عاقبت ما مشحون از رنج خواهد بود و تاریک و ...
✍ فروردین 97، مزبان حبیبی
پ ن: اینکه دغدغه اصلی رسانه ای ها و نیمچه رسانه ای ها و بوقچی ها شده تنبیه چند دانش آموز که خود این آقایان مدعی عرضه پنج دقیقه ساکت کردنشان را ندارند به کنار اما مظلومیت قشر معلم از آنجایی بیشتر نمود می دهد که طرف جرات و جسارت هیچ نقدی را تابحال نداشته و ندارد اما الان بلبل شده و با سواد دیپلم ردی در حال آنالیز نظام آموزشی که نه شخصیت معلمان یک مملکت است.
https://t.me/shafaf_chb
پ ن: اینکه دغدغه اصلی رسانه ای ها و نیمچه رسانه ای ها و بوقچی ها شده تنبیه چند دانش آموز که خود این آقایان مدعی عرضه پنج دقیقه ساکت کردنشان را ندارند به کنار اما مظلومیت قشر معلم از آنجایی بیشتر نمود می دهد که طرف جرات و جسارت هیچ نقدی را تابحال نداشته و ندارد اما الان بلبل شده و با سواد دیپلم ردی در حال آنالیز نظام آموزشی که نه شخصیت معلمان یک مملکت است.
https://t.me/shafaf_chb
آقای معلم و فرمانعلی ها
آقای رحیم خانی معلم عربی دبیرستان ما بود. با قدی کشیده و موهایی مرتب و کت و شلواری اتو کشیده . تو محله ما، با بودن همسایه ای مثل آقای رحیم خانی، نه کسی تو کوچه جرات اغتشاش و دعوا داشت و نه بچه ای جرات شلوغی و سر و صدا و هیاهو.
دبیرستان ما قسمت پایین شهر بود و کلاسهای ما پر بود از بچه های الوات و سرکش و شرور. آقای رحیم خانی اول هر سال پدر و مادرهای ما رو که دانش آموزش بودیم میخواند مدرسه و شرط رو می بست. یادمه پیش بابا و مادر من بهشون گفت : ببینید من بعد شما پدر این بچه ام. صاحب این بچه ام. هم مسئول آموزشش هستم هم مسئول تربیتش . اگه تشخیص بدم پاشو از گلیمش دراز کرده اگه متوجه بشم سیگار میکشه یا الافی میکنه بلایی سرش میارم که تا عمر داره یادش نره. یادمه بابام با ترس و لرز گفت: بله آقا! شما صاحب اختیارید. استخوانش برای ما و گوشتش برای شما. هر چی که شما بگید.
بابت این کارش ما تو خونه هم حساب می بردیم از آقای رحیم خانی. تا شلوغ می کردیم و بازیگوشی و بی ادبی می کردیم، همین که بابامون میگفت به آقای رحیم خانی میگم، برق می گرفت ما رو. نفسمون بند می اومد.
بیشتر دعواهای آشنا و دوستان هم با وساطت آقای رحیم خانی ختم به خیر می شد. همه ازش حساب می بردن. یادمه بابام می گفت پدر آقای رحیم خانی هم سپاهی دانش بود و مردی پاک طینت و خود ساخته.
خلاصه کلاس ما جزو کلاسهای شلوغ مدرسه بود با دانش آموزانی هیکلو و درس نخوان. «فرمانعلی» هم مبصر کلاس ما بود هم ختم روزگار. همه از دستش عاصی و شاکی. از هیچ کس هم ترسی نداشت جز اقای رحیم خانی. در واقع تنها کابوس زندگی و مانع و رادع زیاده خواهی های فرمانعلی، همانا آقای رحیم خانی بود.
چند سال بعد دوستی تعریف می کرد که در یک دعوا تو خیابان، فرمانعلی دو نفر را زیر کتک گرفته بود کسی هم جرات نداشته به خاطر هیکل درشت فرمانعلی نزدیکش بشه. تو این گیر و دار آقای رحیم خانی سر میرسه. فرمانعلی از زیر دست اقای رحیم خانی مثل باد در رفته و تو کوچه پس کوچه های اطراف خودشو گم کرده بود.
در واقع تمام دانش آموزان دبیرستان ما چنین حسابی از اقای رحیم خانی می بردند. فرمانعلی که بزرگتر شده بود تبدیل به اوباش محله شده بود. تو یک نزاعی کارش رسیده بود به کلانتری. وسط راه که فرمانعلی همراه ماموران عازم کلانتری می شد ، آقای رحیم خانی سر رسیده بود و همراه اونها وارد کلانتری شده بود. پدر و مادر فرمانعلی و فرد شاکی که آقای رحیم خانی رو دیده بودند ، گفته بودند رئیس کلانتری حکم صادر نکنه و تکلیف فرمانعلی رو خود آقای رحیم خانی تعیین کنه.
بعدها شنیدیم که آقای رحیم خانی با نفوذی که تو شهر داشت، فرمانعلی رو به یه کارگاهی معرفی کرده و صاحب کار و زن و زندگی کرده بود. فرمانعلی هم به برکت آقای رحیم خانی، آدم شده بود و کاری به کسی نداشت چون میدونست سایه آقای رحیم خانی، خارج از مدرسه هم بالای سرش هست و کسی هم نمیتونه جلودارش باشه.
خلاصه وجود معلمان خاص و پر عظمتی مثل آقای رحیم خانی ، تنها منحصر به مدرسه نبود. تعلیم و تربیتش داخل شهر هم جاری بود. خانواده ها هم خیالشون از بابت تربیت بچه ها بخاطر وجود امثال آقای رحیم خانی راحت بود. یعنی هم معلم بود هم پدر بود هم دلسوز بود و هم مربی. کسی از والدین بچه ها جرات نداشت روی حرفش حرف بیاره.
القصه!
چنین بود که هم معلمان صاحب ابهت و نفوذ اجتماعی بودند و هم بچه ها و خانواده ها مقید و تابع آنها
اما امروز!
وقتی می شنوم که یک خبرنگاری زنگ میزنه به رئیس آموزش و پرورش و ازش میخواد که مجازات تنبیه یک دانش آموز توسط معلم رو علنی کنه، پی می برم که کجای کاریم. یعنی کار ما به جایی رسیده که یه خبرنگار نه جرات سوال از یه اختلاسگر رو داره نه قاچاقچی رو نه سازمانهای سارق و رباخوار رو ولی در برابر آموزش و پرورش این همه مدعیه، پی می برم که تو جامعه ای که معلم زیر سوال بره، چه کسانی حیات خلوتی تو این جامعه برای خودشون پیدا می کنن.
یا وقتی که می شنوم والدین یک دانش آموز بخاطر نگفتن نام خانوادگی بچه شون توسط معلم اونهم توی کلاس ، به مدیر مدرسه شکایت کردن (بخاطر شکستن غرور فرزندشون!!!) متاسف میشم. والدین امروز دوست دارند فرزندشون اجازه داشته باشه موهاشو به هر مدلی که دوست داره در بیاره. گوشی بیاره تو کلاس و ...
با چنین وضعیتی فرزندانی پرورش خواهیم داد که نه ادب سرشان خواهد شد و نه قانونمندی، نه حد و مرزی ، نه احترام و ادب بزرگتری، نه تعهدی برای اجتماع و نه تعهدی نسبت به حفظ خانواده و زن و بچه و کشور و ...
و تا چنین باد!!
عاقبت ما مشحون از رنج خواهد بود و تاریک و ...
✍ فروردین 97، مزبان حبیبی
🔵محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده ی کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو
🔹یک تکه کوتاه از کتاب استاد محمد بهمن بیگی :
در ایل ما گوسفندان را داغی روی صورت یا گوش شان می گذاشتند تا اگر گم شدند یا دزدیده شدند بتوان ردی از آنها گرفت
نشانی از آهن داغ که پشم و پوست و گوشت را می سوزاند و ضجه گوسفند بیچاره را به فلک می رساند و آن نشان تا همیشه خدا پیدا بود
کاش همین داغ را روی دزدها می گذاشتند تا میان آدمها گم نمی شدند!!!
و گرنه گوسفند بیچاره هیچ گناهی نداشت
ما از ترس آدم ها گوسفندان را داغ می کردیم..."
https://t.me/shafaf_chb
پادکست هوپوکست - حضور در لحظه
اگر به مدت طولانی خود را در لحظه ی حال قرار دهید حالتی از آرامش و سبکی به سراغ شما می آید. افرادی که دائما خود را در لحظه ی حال حفظ می کنند تغییرات عمده ای در زندگی خود احساس می کنند.
مثلا با وجود اینکه حجم کاری بالایی دارند، بدون عجله و با حواس جمع و با توجه به حرکت تنفس و با حضور در لحظه به کارهاشون رسیدگی کرده و دچار کمبود وقت هم نمیشوند و در اخر روز همه چیز کاملا به موقع و بجا انجام شده و هیچ خطا یا کمبودی نیز اتفاق نیفتاده است.
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ۴١
✍سید سعید حسینی تشنیزی
زگهواره تا گور دنبال پست و منافع شخصی باش
بعد از انتقادات زیادی که از برخی احزاب و افراد مطرح شد به نظر می رسید شاید برخی از احزاب در شیوه و عملکرد خود بازنگری انجام دهند اما متاسفانه به گواه آگاهان مشاهده گردید که تعدادی ازین احزاب تک نفره و چند نفره با تنظیم لیستهایی که اکثرا شامل بازنشستگان و رفقای سابق بودند خواستار این شدند که دوستان نزدیک را حتی بعد از بازنشستگی در هیات مدیره های شرکتهای مختلف قرار داده و داستان اینکه چرا این دوستان و آقایان اینهمه منفعت طلب هستند را کسی غیر خودشان نمی داند، این احزاب به جای اینکه کادر و نیروسازی کنند دوباره با دادن یک بیانیه که بیشتر جنبه ماستمالی داشت و مرغ پخته از میزان دروغهای آن خنده اش می گرفت شروع به ادامه همان روند قبلی نموده و اتفاقا این بار بیشتر از پیش وارد فاز منفعت طلبی شدند، گویا قرار نیست هیچ اصلاحی در این احزاب صورت گیرد و حداقل در این فرصت دولت اصلاح طلبان یکی دو نفر جدید به تعداد افراد خود اضافه کنند البته با توجه به وجهه دبیران برخی ازین احزاب تک نفره و چند نفره هیچ جوان سالمی با این آقایان هم راستا نخواهد شد.
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ۴٠
✍سید سعید حسینی تشنیزی
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند چون به دیدار می روند درخواست دیگر می کنند.
ابتدا این مقاله قدیمی و تحلیل حدود 7 سال پیش را از بهداد بخوانید 👇👇👇👇👇👇👇👇👇
⚫️🔴⚫️
جامعه کر و کور و لال و آروغ های بوگندو و بد صدای مدعیان
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🎤 استاد جامعه شناسی پرسید بچه ها! اگر معلمی در کلاس آروغ بزند! آیا باز می تواند در آن کلاس به کارش ادامه دهد؟
پاسخ روشن بود. دوستان گفتند نه تنها از کلاس بلکه از مدرسه هم باید برود.
استاد دوباره پرسید حالا اگر معلمی در کلاس دانش آموزان کر و لال هستند آروغ بزند چه؟
گفتند: مشکلی پیش نمی آید.
استاد لبخندی زد و گفت: حالا فهمیدید چرا در برخی جوامع هیچ مدیری استعفا نمی کند؟ در این جوامع عده ای لال اند! عده ای کور اند و عده ای کر!
شاید برای ما همیشه سوال باشد در حالی که ما درگیر نان شبانه و ترافیک روزانه و تورم سالانه هستیم، چرا این قدر روشنفکران دم از شفافیت و گردش آزاد اطلاعات؛ دم از آزادی بیان، احزاب مستقل و رسانه های آزاد می زنند؟ شاید ما فکر کنیم که این ها از سر شکم سیری حرف های روشنفکرانه می زنند و به فکر آب و نان شب مردم نیستند. دقیقا مساله همین جاست که بی آبی و بی نانی ما ریشه در همین دغدغه های آنان دارد. تلاش آنان این است که ما کر و کور و لال نباشیم.
کر و کوری اجتماعی بدان معناست که یک جامعه از پشت پرده جریانات بی خبر است. از بند و بست ها، بده بستان ها و معاملات کثیف و تعاملات پنهانی. شفافیت و گردش آزاد اطلاعات باعث می شود که جامعه کر و کور نباشد. بفهمد، تحلیل کند.
✍بهداد
و اما چرا سپهر سیاسی استان و خصوصا احزاب اصلاح طلب دچار یک دور باطل منفعت طلبی و گعده های خطرناک است پاسخ مشخص است افرادی که می بینید توی گروهها دارند ژست ظاهرالصلاح و پاک می گیرند وقتی به خلوت و محضر می روند درخواستهای شاخداری مطرح می کنند که در توبره هیچ عطاری پیدا نمی شود، در این آروغ زدن های ناهنجار اینگونه فعالین فاقد سواد و بینش و حتی فاقد حد و اندازه های اخلاقی وقتی با آبروداری و سکوت دیگران و زحمتکشان و باسوادان عرصه سیاست و فرهنگ و رسانه همراه شده نتیجه ای جز باب شدن رفتارهای طلبکارانه و خودبزرگ بینی های دیوانه وار نداشته که باعث به گند کشیدن فضای اصلاح طلبی، حزبی و رسانه ای شده است، امیدوارم عقلای این عرصه ها مانند داستان آموزش و پرورش که دوستان به اجماع رسیدند با ورود به این معضل تا دیر نشده بتوانند کاری بکنند وگرنه داستان همان ضرب المثل است که از قدیم الایام می گویند آبرو دارها از آبروی خود می ترسند بی آبروها می گویند از ما می ترسند.
پ ن: از مصداق ها بگذریم که زیاد است و دائم در حال دُر افشانی هستند ...
https://t.me/shafaf_chb
پادکست سبکتو - عزت نفس اطرافیانتان
آیا به دنبال ایجاد تغییر در زندگی اطرافیانتان هستید؟ به آنها عزت نفس دهید
https://t.me/shafaf_chb
اپیزود چهلونهم - سالبلعیدگی(۱)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تماشای کودکی و تأکید بر آن، ثمره زندگی با سری برگشته به پشت است! یعنی ما همواره روزهای خوب زندگی را پشت سر میدانیم و برای زیستنیشدنِ زندگی به آن نظر میاندازیم. حالا فرض کنید که بخواهیم این قاعده را دگرگون کنیم و زندگی را نه با نگاه به پشت سر، بلکه با نگاه به پیشرو روایت کنیم. اینجاست که کهنسالی بهعنوان یک افق، در دیدرس ما قرار خواهد گرفت. اپیزود چهلونهم انسانک سرآغاز سلسله بحثهایی پیرامون سالبلعیدگی است که برای جوانان امروز و کهنسالان فردا تقدیم میشود.
تصویرگری این اپیزود توسط درسا امرایی به انجام رسیده و از موسیقیهایی با هنرمندی آرمان گرشاسبی و وصال علوی در آن بهرهبرداری شده.
این اپیزود در کانال تلگرام انسانک قابل دانلود خواهد بود. برای درج نظرات و پیشنهادهای شما؛ مثل همیشه وبسایت انسانک بر شما گشوده است
https://t.me/shafaf_chb
پادکست سبکتو - برنامه پیادهروی روزانه آسان و ساده
با بیشتر افراد موفق که صحبت میکنیم، میبینیم که پیادهروزی روزانه بخش ثابتی از سبک زندگی روزانه آنهاست. فرقی نمیکند که او در رشته هنر مشغول باشد یا صاحب یک کسب و کار! همه آنها پیادهروزی را یکی از رمزهای موفقیت خودشان میدانند. اما چطور پیادهروی را شروع کنیم؟ و چطور یک برنامه ساده و آسان برای خودمان داشته باشیم؟ اصلا چطور پیادهروی کنیم که بیشترین بهره را از آن ببریم؟
https://t.me/shafaf_chb
پادکست جافکری - چگونه تغییر کنیم؟
آلبرت انيشتين ميگه انجام یک کار مشابه برای بارها و بارها و انتظار نتايج متفاوت رو داشتن، حماقته. اكثرمون ميدونيم تغيير لازمه ی رشده و براي رسيدن اهداف مون بايد تغيير كنيم. اما چرا، ما که با انگیزه اهداف مون رو مشخص کردیم و تصميم گرفتیم تغيير كنيم، نتیجه نميگيرم؟ چرا تغيير نميكنيم؟ تو اين اپيزود نكات كاربردى رو بررسي ميكنيم كه خانم كيتي ميلكمن استاد علوم رفتاري در دانشگاه پنسيلوانيا از نتايج پژوهش هايش طي يك دهه دريافت كرده.
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ٣٩
احزاب منفعتی و پیمانکاری های حزبی
اخیرا مشاهده گردیده شورای خودخوانده احزاب تک نفره و چند نفره استان چهارمحال و بختیاری بصورت خودجوش خودشان را مکلّف نموده که در انتصابات استان چهارمحال و بختیاری نظر داده و نقش ایفا کند و مراتب ناراحتی خود را از انتصابات ابراز نموده است، البته همه می دانند که این شورا در مورد خود شخص استاندار نیز نظر مثبتی نداشت و تعداد کثیری از این دوستان با هدایت رئیس همین شورا و همراهی همشهریان کعبه آمال خود را در استانهای نزدیک پایتخت جا گذاشته و از سر اجبار به استان برگشته اند حال اینکه این آقایان مصداق ضرب المثل خودگویی و خود خندی شده اند که خودشان برای خودشان تکلیف تعیین کرده و خودشان را مسول پیگیری آن می نمایند و چنانکه همه می دانند بیشتر این احزاب تعداد اعضایشان از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند و در حالیکه مدعی نمایندگی مردم یک استان هستند و کسی نمی داند این وکالت مادام العمر را از کجا آورده اند و چرا اولین اصول تحزب که تغییر دبیر و انتخابات درون حزبی می باشد در این احزاب معنایی ندارد و آنچنان به این احزاب چسبیده اند که با فوت دبیر حزب عملا آن حزب منقرض می شود، اصلاح طلبان واقعی و مردم خوب می دانند برخی از مسئولان این احزاب با حربه هایی اینچنینی قصد دارند با تحت فشار گذاشتن مدیران ارشد به پیمانکاری ها یا انحصارات خاص خود برسند بزودی نمونه ای ازین پیمانکاری ها و انحصارها شفاف سازی خواهد شد، کانال شفافیت هشدار می دهد سران و دبیران احزاب تک نفره یا چند نفره اگر بخواهند از حدود خود که کار حزبی است وارد فاز سیاسی کاری و لابیگری و فشار برای معامله گری شوند مواردی را منتشر کند که افکار عمومی استان متوجه شوند برخی از این احزاب در واقع بنگاه معاملاتی و پیمانکاری هستند.
پنجشنبه ١١ بهمن ١۴٠٣
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت روز ۴
✍سید سعید حسینی تشنیزی
شورای سیاستگذاری و شورای احزاب یا شورای سلطنتی مادام العمر؟
شورای احزاب و شورای سیاستگذاری اصلاح طلب استان چهارمحال و بختیاری که معمولا بصورت فصلی و موسمی فعال می شود متاسفانه از مختصات شوراهای واقعی دموکراتیک و اصلاح طلبانه بسیار دور شده است اولین خصوصیت یک شورای سیاستگذاری فراگیر بودن آن است حال آنکه این شورا عملا ترکیبش همان شورای احزاب تک نفره و خانوادگی می باشد که همان احزاب نیز بصورت مادام العمر و یا موروثی اداره می شوند، در این شورای سیاستگذاری از یک یا دو شهرستان تعداد بالای ١١ رای وجود دارد و حداقل از چندین شهرستان هیچ نماینده یا حزبی وجود ندارد به عنوان مثال مرکز استان چهارمحال و بختیاری هیچ نماینده ای نه در شورای احزاب و به طبع آن در شورای سیاستگذاری ندارد همچنین تشکل ها، بانوان و جوانان هیچ جایگاهی در شورای سیاستگذاری ندارند، اما دومین شاخصه ای که این شورا را بیشتر به شورای سلطنتی تبدیل کرده سیطره یک یا چند شخص خاص بر کلیه اشخاص و احزاب می باشد به نحوی که تصمیمات بقیه احزاب تابعی از اوامر ایشان می باشد و بقیه احزاب گوش به فرمان و دنباله روی بیش نیستند، نکته بعدی موسمی بودن این شوراها می باشد بعنوان مثال قبل از انتخابات ریاست جمهوری این شوراها بصورت خودجوش تشکیل جلسه دادند و همان همیشگی را برای ریاست ستاد تعیین نمودند که وقتی با مقاومت بدنه اصلی اصلاح طلبان استان چهارمحال و بختیاری مواجه شدند مجبور شدند کوتاه بیایند اما با پایان ماراتن انتخابات بیکار ننشسته ، از همه بدتر اینکه این شورای ٢١ نفره سلطنتی و موروثی و مادام العمر گویا قرار است تا ابد برای یک جمعیت یک میلیون و ٢٠٠ هزار نفری استان چهارمحال و بختیاری تصمیم گیری و همان همیشگی ها که دوران روحانی وضعیت فلاکت باری را برای استان چه در اقتصاد چه در تاراج آب چه در مورد نیروهای اصلاح طلب رقم زدند دوباره با حربه شورای احزاب و شورای سیاستگذاری اصلاح طلب استان چهارمحال و بختیاری تکرار کرده و دولت سوم روحانی را تشکیل دهند گویا گذشتن از پست و مقام برایشان آنچنان سخت است که حاضرند مثل قبل اخلاق، اصلاح طلبی و حتی کل مردم استان را زیرپا بگذارند تا به مطامع شخصی خود برسند. حال سوال اینجاست این شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان استان چهارمحال و بختیاری است یا شورای سلطنتی؟
#نه_به_قدرتطلبی
#برای_ایران
اگر می خواهید آخرین تحولات را دنبال کنید با ما همراه شوید
👇👇👇👇👇
https://t.me/shafaf_chb
https://t.me/shafaf_chb
Repost from شفافیت با اصلاحات
یادداشت روز ۴
✍سید سعید حسینی تشنیزی
شورای سیاستگذاری و شورای احزاب یا شورای سلطنتی مادام العمر؟
شورای احزاب و شورای سیاستگذاری اصلاح طلب استان چهارمحال و بختیاری که معمولا بصورت فصلی و موسمی فعال می شود متاسفانه از مختصات شوراهای واقعی دموکراتیک و اصلاح طلبانه بسیار دور شده است اولین خصوصیت یک شورای سیاستگذاری فراگیر بودن آن است حال آنکه این شورا عملا ترکیبش همان شورای احزاب تک نفره و خانوادگی می باشد که همان احزاب نیز بصورت مادام العمر و یا موروثی اداره می شوند، در این شورای سیاستگذاری از یک یا دو شهرستان تعداد بالای ١١ رای وجود دارد و حداقل از چندین شهرستان هیچ نماینده یا حزبی وجود ندارد به عنوان مثال مرکز استان چهارمحال و بختیاری هیچ نماینده ای نه در شورای احزاب و به طبع آن در شورای سیاستگذاری ندارد همچنین تشکل ها، بانوان و جوانان هیچ جایگاهی در شورای سیاستگذاری ندارند، اما دومین شاخصه ای که این شورا را بیشتر به شورای سلطنتی تبدیل کرده سیطره یک یا چند شخص خاص از یک فامیل بر کلیه اشخاص و احزاب می باشد به نحوی که تصمیمات بقیه احزاب تابعی از اوامر ایشان می باشد و بقیه احزاب گوش به فرمان و دنباله روی بیش نیستند، نکته بعدی موسمی بودن این شوراها می باشد بعنوان مثال قبل از انتخابات ریاست جمهوری این شوراها بصورت خودجوش تشکیل جلسه دادند و همان همیشگی را برای ریاست ستاد تعیین نمودند که وقتی با مقاومت بدنه اصلی اصلاح طلبان استان چهارمحال و بختیاری مواجه شدند مجبور شدند کوتاه بیایند اما با پایان ماراتن انتخابات بیکار ننشسته و در حالیکه مسؤلین واقعی ستاد در حال تقدیر و تشکر از مسؤلین و زحمتکشان کمیته ها بودند ایشان شبانه با دو طومار و صورتجلسه ای که از قبل با عناوین شورای احزاب و شورای سیاستگذاری اصلاح طلب استان چهارمحال و بختیاری تهیه کرده بودند با لیست چند نفره برای معرفی استاندار به سمت تهران حرکت نمودند تا حدی که خود آقایان ستاد مرکزی تهران بهت زده مراتب را از رئیس ستاد استان چهارمحال و بختیاری استعلام نمودند و واکنش همراه با تعجب ایشان را نیز در پی داشت، از همه بدتر اینکه این شورای ٢١ نفره سلطنتی و موروثی و مادام العمر گویا قرار است تا ابد برای یک جمعیت یک میلیون و ٢٠٠ هزار نفری استان چهارمحال و بختیاری تصمیم گیری و همان همیشگی ها که دوران روحانی وضعیت فلاکت باری را برای استان چه در اقتصاد چه در تاراج آب چه در مورد نیروهای اصلاح طلب رقم زدند دوباره با حربه شورای احزاب و شورای سیاستگذاری اصلاح طلب استان چهارمحال و بختیاری تکرار کرده و دولت سوم روحانی را تشکیل دهند گویا گذشتن از پست و مقام برایشان آنچنان سخت است که حاضرند مثل قبل اخلاق، اصلاح طلبی و حتی کل مردم استان را زیرپا بگذارند تا به مطامع شخصی خود برسند. حال سوال اینجاست این شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان استان چهارمحال و بختیاری است یا شورای سلطنتی؟
#نه_به_قدرتطلبی
#برای_ایران
اگر می خواهید آخرین تحولات را دنبال کنید با ما همراه شوید
👇👇👇👇👇
https://t.me/shafaf_chb
Repost from شفافیت با اصلاحات
یادداشت روز ١٣
✍سید سعید حسینی تشنیزی
لزوم بازنگری در احزاب
با بازگشت امیدهایی به تقویت تحزب در سپهر سیاسی کشور جنبش تازه ای در احزاب در سطح ملی و منطقه ای را افتاد که اولین ثمره آن قوت گرفتن نقش احزاب در تصمیم گیری های مختلف است اما احزاب به خودی خود ممکن است در دوران رکود دارای نقایصی باشند که بازنگری و اصلاح این موارد شایان ذکر است :
١_احزاب نمی توانند متشکل از یک نفر باشند اصولا حزب تک نفره یا حتی دو سه نفره بیشتر شبیه دیکتاتوری یا نهایتا یک گعده دورهمی است که فقط قرار است برای آن شخص یا چندنفر منافعی را تامین کند، لذا آنهایی که از تحزب حرف می زنند و حزب تک نفره یا دو سه نفره را یدک می کشند بیشتر منفعت طلب هستند تا حزبی.
٢_احزاب باید پویا باشند یعنی اینکه در داخل خود حزب می بایست رقابت، تغییر و اختلاف نظر و گفتمان وجود داشته باشد و ارکان حزب قابلیت رای گیری و تغییر را داشته باشند.
٣_احزاب نباید تسلیم و مقهور تصميمگيري احزاب یا افراد دیگر باشند بارها دیده شده احزاب در شوراها عملا دنباله رو یک فرد یا یک حزب دیگر هستند و حتی خلاف مصالح هم حزبی های خود رفتار می کنند.
موارد بسیاری وجود دارد که لزوم تغییرات و بازنگری در ساختار خود احزاب را لازم و ضروری به نظر می آورد اما متاسفانه در سطح استان کماکان شاهد وجود احزاب تک نفره و یا دیکتاتوری های خرد در قالب احزاب هستیم که بطور کلی کارکرد این احزاب و در سطح بالاتر شورای احزاب را زیر سوال می برد.
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ٣٨
✍سید سعید حسینی تشنیزی
ستادی های ترک تشریفات
وقتی حرف از اصلاح طلبی می شود نمونه ای از اصلاح طلبان وجود دارند که عادت دارند در بازار بی رقیب ترک تشریفات و یا اینکه هیچ شرکت داخلی در استان چهارمحال و بختیاری نیست وارد فاز آسانسوری تمامیت خواهی شوند و بدون رقیب ترک تازی کنند حال اینکه به همین یک جا هم بسنده نمی کنند و بین خودشان آنقدر اختلاف وجود دارد که از مقامات استانی درخواست های غیرمعقولانه داشته و در صورتی که احیانا به ایشان بی توجهی شود وارد فاز تخریب شده و به اسم انتقاد دلسوزانه شروع به زیاده خواهی می کنند نکته بدتر اینکه در حالی که با واسطه های فراوان وارد فاز دست به دامان شدن جهت یک ملاقات حضوری می شوند اما اینطرف و آنطرف می گویند با کمک فلان نماینده ادوار تا یکسال نشده همه استان را کن فیکون می کنیم حال اینکه همه درخواستهای غیراستاندارد آنها حول یک مینی استاندارد چرب و چیلی می گردد.
گروه دومی هم وجود دارند که از یکطرف ادعای دوستی و رفاقت دارند و از آنطرف رازهای دوستان خود را افشا می کنند و عادت به دودوزه بازی دارند،از یکطرف پای همه لیستهای رفقا و همشهریان امضا می زنند از آنطرف برای رقبا چانه زنی می کنند، تلفن مقامات ارشد استان از دست اینها روزگار ندارد و از همشهریان تا رفقا تا همسر خود را برای پستهای مختلف آنقدر مطرح می کنند که گویا دیگرانی در استان چهارمحال و بختیاری وجود ندارند.
شفافیت بزودی کالبد شکافی بیشتری از منتقدان به اصطلاح دلسوز ارائه خواهد داد و در صورت ادامه روند این دلسوزان شفافیت نیز دلسوزانه با شفافیت بیشتر عمق دلسوزی و امتیازات دلسوزانه این دوستان را منتشر خواهد کرد.
#آسانسور_سقوط
#استاندارد_دوگانه
#زیاده_خواه
#دودوزه_باز
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ٣٨
✍سید سعید حسینی تشنیزی
ستادی های ترک تشریفات
وقتی حرف از اصلاح طلبی می شود نمونه ای از اصلاح طلبان وجود دارند که عادت دارند در بازار بی رقیب ترک تشریفات و یا اینکه هیچ شرکت داخلی در استان چهارمحال و بختیاری نیست وارد فاز آسانسوری تمامیت خواهی شوند و بدون رقیب ترک تازی کنند حال اینکه به همین یک جا هم بسنده نمی کنند و بین خودشان آنقدر اختلاف وجود دارد که از مقامات استانی درخواست های غیرمعقولانه داشته و در صورتی که احیانا به ایشان بی توجهی شود وارد فاز تخریب شده و به اسم انتقاد دلسوزانه شروع به زیاده خواهی می کنند نکته بدتر اینکه در حالی که با واسطه های فراوان وارد فاز دست به دامان شدن جهت یک ملاقات حضوری می شوند اما اینطرف و آنطرف می گویند با کمک فلان نماینده ادوار تا یکسال نشده همه استان را کن فیکون می کنیم حال اینکه همه درخواستهای غیراستاندارد آنها حول یک مینی استاندارد چرب و چیلی می گردد.
#آسانسور_سقوط
#استاندارد_دوگانه
#زیاده_خواه
#دودوزه_باز
یادداشت شماره ٣٧
✍سید سعید حسینی تشنیزی
کالبد شکافی منتقدان دلسوز در استان چهارمحال و بختیاری
مدتیست دوباره گروهی تمامیت خواه در حقیقت همان هایی که در دو دولت روحانی با واسطه یا بی واسطه اوایل شروع به نقد و تخریب کردند و بعدها شدند حامیان و دست به فحشان و برای حمایت از هر مسؤلی و برای بستن دهن هر منتقدی شروع به هتاکی و توهین می کردند و طی سه سال دولت مرحوم رئیسی گویا مفقودالاثر شده بودند حال می بینیم که دوباره سر برآورده و با انواع لطائف الحیل دنبال باج خواهی و تمامیت خواهی به شیوه قدیمی هستند و وقتی می بینند کسی در مقابل این زیاده خواهی می ایستد با تهمت و افترا دنبال از میدان به در کردن حریف بوده و گویا عادت کرده اند به اینکه با رذالت و کثافت کاری حرف خود را پیش ببرند حال اینکه گویا اطلاع ندارند که اعمال و رفتار و خواسته های ایشان را همه اطلاع داشته و آنقدر در این تمامیت خواهی و پررویی زیاده روی کرده اند که هیچکس برایشان تره خرد نمی کند، در این میان آدم دلش به حال نوکران و غلام غورچی های درجه دو اینها می سوزد که در ازای یه مقدار ناچیز که جلوشان پرت می کنند برایشان رپرتاژ می روند فکر می کنند چون ذغال فروش هستند می توانند همه را سیاه کنند.
#ذغال_فروش_بازار
#زیاده_خواهان
#چانه_زن_همیشگی
https://t.me/shafaf_chb
یادداشت شماره ٣٧
✍سید سعید حسینی تشنیزی
کالبد شکافی منتقدان دلسوز در استان چهارمحال و بختیاری
مدتیست دوباره گروهی تمامیت خواه در حقیقت همان هایی که در دو دولت روحانی با واسطه یا بی واسطه اوایل شروع به نقد و تخریب کردند و بعدها شدند حامیان و دست به فحشان و برای حمایت از هر مسؤلی و برای بستن دهن هر منتقدی شروع به هتاکی و توهین می کردند و طی سه سال دولت مرحوم رئیسی گویا مفقودالاثر شده بودند حال می بینیم که دوباره سر برآورده و با انواع لطائف الحیل دنبال باج خواهی و تمامیت خواهی به شیوه قدیمی هستند و وقتی می بینند کسی در مقابل این زیاده خواهی می ایستد با تهمت و افترا دنبال از میدان به در کردن حریف بوده و گویا عادت کرده اند به اینکه با رذالت و کثافت کاری حرف خود را پیش ببرند حال اینکه گویا اطلاع ندارند که اعمال و رفتار و خواسته های ایشان را همه اطلاع داشته و آنقدر در این تمامیت خواهی و پررویی زیاده روی کرده اند که هیچکس برایشان تازه خرد نمی کند، در این میان آدم دلش به حال نوکران و غلام غورچی های درجه دو اینها می سوزد که در ازای یه مقدار ناچیز که جلوشان پرت می کنند برایشان رپرتاژ می روند فکر می کنند چون ذغال فروش هستند می توانند همه را سیاه کنند.
#ذغال_فروش_بازار
#زیاده_خواهان
#چانه_زن_همیشگی
یادداشت شماره ٣۶
✍سید سعید حسینی تشنیزی
گذری بر انتصابات استان چهارمحال و بختیاری
بدون شک هیچ عملکردی صدرصدی نیست اما آنچه در این مدت از انتصابات مدیریتی استان چهارمحال و بختیاری نظر را جلب می کند دو موضوع است، اول شناخت خوب مدیریت ارشد استان چهارمحال و بختیاری جناب مهندس مردانی از افراد و گروههای مختلف که باعث شده کمترین ایراد بر این انتصابات وارد باشد و دوم شایسته گزینی و در عین حال ملاکهای کاری و شغلی بعنوان ملاک اصلی گزینش ها در استان حال اینکه فلان شخص فلان تفکرش در فلان جا با ما یا دیگری همخوانی نداشته را نمی توان بعنوان ملاک در نظر گرفت وقتی که در راس دولت جناب آقای دکتر پزشکیان حرف از وفاق و همدلی برای رسیدن به پیشرفت می زند نمی توان همه را با چوب تنگ نظری از پیش راند و با مسائل تخصصی نیز سیاسی برخورد کرد آنچه که مشخص است بیشتر توجه و تمرکز بر پیشرفت استان با مهره چینی های هوشمندانه و دقیق است که باز هم تاکید می کنم ممکن است در جاهایی نقدهایی هم وارد باشد اما به جرات می توان گفت دو شاخص شناخت کافی و تخصص مد نظر استاندار محترم بوده و این یک نکته مهم در رسیدن به پیشرفت بیشتر و بهتر برای استان چهارمحال و بختیاری است اما یک نکته دیگر اینکه حالا چرا برخی افراد در بیشتر موارد در حال نقد و حتی تخریب هستند، داستان از دو حالت خارج نیست یا اینکه دایه مهربانتر از مادر هستند و یا اینکه منافعشان در خطر است، گروه اول معمولا از روی ندانستن و یا متوجه نبودن برخی امور وارد این فاز می شوند اما گروه دوم مدتهاست عادت به منفعت طلبی دارند و به دنبال ضربه زدن و تخریب دیگرانی هستند که منافع شخصی ایشان را تامین نمی کنند و شخص استاندار هم با اشرافی که دارند می دانند که داستان چیست لذا حتی به قیمت آماج حملات و تخریب این افراد نیز حاضر به باج دادن و تحمیل نظرات این منفعت طلبان نبوده و نیستند.
https://t.me/shafaf_chb
https://t.me/shafaf_chb
