سازمان پژوهشگران ایرانی سبزاندیش (سپاس)
Open in Telegram
سازمان پژوهشگران ایرانی سبزاندیش (سپاس) Instagram: https://instagram.com/sepas_news?igshid=27tkzb11bsve YouTube: https://youtube.com/channel/UCGFhp0XVvWLUkpJwdlsDTsQ Podcast on Anchor: https://anchor.fm/sepas راه ارتباط با ما: sepasnews.info@gmail.com
Show more1 321
Subscribers
-224 hours
-77 days
-530 days
Posts Archive
✾
✅ نگاهی به چند تجربه احیای اقتصادی پس از جنگ
✍🏻 مهران ارژنگ
🔸اهمیت احیای اقتصادی پس از جنگ تنها در آباد کردن ویرانیها خلاصه نمیشود. احیای طبقه متوسط بهعنوان زیرساخت رشد و توسعه جوامع و دشوار شدن بازگشت حمله خارجی در اثر ایجاد ارتباطات بینالمللی برآمده از توسعه، شاید کلیدیترین دلیل برای اهمیت احیای اقتصادی باشد.
🔸رشد و احیای شگفتانگیز اقتصاد آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم که به «معجزه اقتصادی» شهرت یافت، حاصل یک عامل منفرد نبود؛ بلکه ترکیبی از اصلاحات داخلی، شرایط بینالمللی، سرمایه انسانی و چارچوب نهادی مناسب بود.
🔸اصلاحات پولی سال ۱۹۴۸ و جایگزینی رایشمارک بیارزش با دویچهمارک، بازار سیاه را تا حد زیادی از میان برد، اعتماد به پول ملی را بازگرداند و زمینه محاسبه اقتصادی سالم را فراهم کرد. در کنار آن، استقلال بانک مرکزی، سیاست پولی منضبط و کنترل تورم، اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را افزایش داد.
🔸«اقتصاد بازار اجتماعی» در آلمان، ترکیبی از بازار آزاد، رقابت و حمایت اجتماعی بود. آزادسازی قیمتها، کاهش مالیاتها و حذف مقررات دستوپاگیر، انگیزه تولید و سرمایهگذاری را افزایش داد. ظرفیت صنعتی باقیمانده، نیروی کار ماهر و بعدها ورود کارگران مهاجر نیز در رشد اقتصاد نقش مهمی داشتند.
🔸فرهنگ همکاری کارگر و کارفرما، نظام همتصمیمی، هماهنگی افزایش دستمزدها با رشد بهرهوری و نقش بنگاههای کوچک و متوسط نیز از عوامل پایداری رشد آلمان بودند. ادغام در بازار اروپا و گسترش صادرات، اقتصاد آلمان غربی را بیش از پیش تقویت کرد.
🔸محدودیتهای نظامی آلمان غربی در سالهای نخست پس از جنگ نیز باعث شد بار بودجه نظامی کمتر باشد و منابع عمومی بیشتری برای بازسازی زیرساختها، آموزش و سرمایهگذاری مولد باقی بماند. بنابراین احیای آلمان را نمیتوان صرفاً به کمک خارجی و طرح مارشال نسبت داد؛ بدون اصلاحات پولی، آزادسازی بازار، نیروی کار ماهر و دسترسی به بازارهای جهانی، این کمکها نمیتوانست به رشد پایدار تبدیل شود.
🔸در ویتنام، نقطه عطف احیای اقتصادی، اصلاحات «دوی موی» از سال ۱۹۸۶ بود. ویتنام با کنار گذاشتن تدریجی اقتصاد دستوری، آزادسازی قیمتها، کاهش یارانهها، اجازه فعالیت به بخش خصوصی و اصلاحات کشاورزی، مسیر تازهای را آغاز کرد. افزایش تولید برنج باعث شد این کشور از واردکننده برنج به یکی از بزرگترین صادرکنندگان آن تبدیل شود.
🔸تصویب قانون سرمایهگذاری خارجی، ایجاد مناطق صنعتی و اقتصادی ویژه و ورود شرکتهای خارجی، زمینه گسترش تولید صادراتی را فراهم کرد. عضویت در آسهآن و سازمان تجارت جهانی و همچنین لغو تحریمهای آمریکا و عادیسازی روابط، دسترسی ویتنام به بازارهای بزرگ جهان را توسعه داد.
🔸ثبات اقتصاد کلان، کنترل تورم، توسعه زیرساختها، اصلاح فضای کسبوکار و استفاده از نیروی کار جوان و ارزان نیز از عوامل اصلی رشد ویتنام بودند. رشد ویتنام عمدتاً نتیجه اصلاحات تدریجی اما مستمر به سمت اقتصاد بازار، جذب سرمایه خارجی، ادغام در تجارت جهانی و بهرهگیری از نیروی کار و موقعیت جغرافیایی بود.
🔸در سیرالئون نیز پس از پایان جنگ داخلی، نخستین شرط احیای اقتصادی بازگشت امنیت و اعتماد عمومی بود. حضور نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و برنامه خلع سلاح و ادغام مجدد جنگجویان زمینه فعالیت اقتصادی را فراهم کرد؛ زیرا بدون امنیت، سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی عادی ممکن نبود.
🔸اصلاحات اقتصادی و حکمرانی، کنترل تورم، اصلاح بخش معدن و احیای کشاورزی از عوامل بعدی بازسازی سیرالئون بودند. پیوستن به «فرآیند کیمبرلی» قاچاق الماس را کاهش داد و بازگشت مردم به کشاورزی نیز به بهبود امنیت غذایی و درآمد مناطق روستایی کمک کرد.
🔸کمکهای خارجی برای بازسازی جادهها، مدارس، مراکز بهداشتی، بنادر و شبکه برق و همچنین بخشودگی بخش بزرگی از بدهی خارجی، منابع بیشتری برای سرمایهگذاری عمومی فراهم کرد. با این همه، رشد سیرالئون به دلیل وابستگی شدید به معدن و کمک خارجی شکننده باقی ماند و در برابر شوکهایی مانند ابولا و کاهش قیمت جهانی مواد معدنی آسیبپذیر بود.
🔗 [نگاهی به چند تجربه احیای اقتصادی پس از جنگ ]
ـــــــــــــــــــــــــــ
#مهران_ارژنگ
#ایران
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ جنگ علیه ایران در آینه رسانههای آلمان؛ از نقد سیاست آمریکا تا پیامدهای تحریم
✍🏻 سپهر مدبر
🔸این گزارش با مرور شماری از مقالات و تحلیلهای اخیر رسانههای آلمان، از جمله ARD/Tagesschau، Frankfurter Rundschau، nd.DerTag و Junge Welt، به بررسی چگونگی ارزیابی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای آن و سیاست فشار و تحریم میپردازد. این رسانهها از نظر جایگاه و گرایش سیاسی یکسان نیستند و مطالب بررسیشده را نیز نمیتوان نماینده تمام فضای رسانهای آلمان دانست.
🔸یکی از نکات قابل توجه در این مطالب، تغییر جهت بخشی از پرسشهای رسانهای است. پرسش دیگر تنها این نیست که ایران در این جنگ چه اندازه آسیب دیده است؛ بلکه این پرسش نیز برجسته شده که آمریکا و اسرائیل پس از ماهها جنگ دقیقاً چه دستاورد سیاسی پایداری به دست آوردهاند؟ آیا تغییر حکومت رخ داده، برنامه هستهای از میان رفته، امنیت منطقه افزایش یافته و یا موقعیت آمریکا در منطقه تقویت شده است؟
🔸در یکی از صریحترین این تحلیلها، ARD/Tagesschau در یادداشتی با عنوان «ترامپ قدرت آمریکا را بر باد داده است» استدلال میکند که واشنگتن هشدارهای کارشناسی درباره پیامدهای جنگ با ایران را نادیده گرفته و اکنون خود با تبعات راهبردی آن مواجه شده است. نویسنده مینویسد: «ابرقدرت آمریکا با یک قدرت منطقهای درجهدو درگیر شد و در این رویارویی دست پایین را پیدا کرد.» این تحلیل همچنین نسبت به کارآمدی بازگشت به تحریمهای شدید ابراز تردید میکند.
🔸فرانکفورتر روندشاو نیز با بررسی اهداف اولیه جنگ، از نبود یک راهبرد روشن برای خروج سخن میگوید و معتقد است تغییر جهت از فشار نظامی به تشدید «جنگ اقتصادی» الزاماً حکومت ایران را وادار به عقبنشینی نمیکند. این روزنامه با اشاره به افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید در ایران تأکید میکند که بار اصلی این فشار بر دوش مردم عادی قرار گرفته و آن را صریحاً «مجازات جمعی» توصیف میکند.
🔸در گزارش دیگری، Tagesschau به این نتیجه میرسد که اگر یکی از اهداف جنگ تغییر ساختار قدرت در ایران بوده، تحولات سیاسی الزاماً در مسیر مطلوب واشنگتن و تلآویو حرکت نکرده است؛ بلکه نیروهای تندروتر در ساختار قدرت ایران نفوذ بیشتری یافتهاند. این گزارش همچنین یادآوری میکند که حملات اولیه آمریکا و اسرائیل از منظر حقوق بینالملل با انتقاد جدی مواجه بوده است.
🔸نکته مشترک مهم در بخش قابل توجهی از این مطالب آن است که انتقاد از جنگ به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. برخی از همین رسانهها همزمان سرکوب داخلی، اعدامها و سیاستهای جمهوری اسلامی را نیز نقد میکنند. از این منظر، میتوان هم مخالف سرکوب و نقض حقوق مردم در داخل ایران بود و هم این استدلال را رد کرد که چنین وضعیتی، جنگ خارجی و تحمیل هزینه بیشتر بر جامعه ایران را مشروع میکند.
🔸با طولانیشدن جنگ، پیامدهای آن برای خود غرب نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است: کاهش ذخایر نظامی آمریکا، آسیب به اعتبار واشنگتن در کشورهای خلیج فارس، افزایش امکان نفوذ چین، تأثیر جنگ بر حمایت نظامی از اوکراین و افزایش قیمت انرژی در اروپا. لارس کلینگبایل، معاون صدراعظم آلمان، نیز جنگ ترامپ علیه ایران را «غیرمسئولانه» خوانده و خطاب به آمریکا گفته است: «این جنگ را پایان دهید.»
🔸در یک جمعبندی، این مطالب را نمیتوان نشانه «حمایت رسانههای آلمان از جمهوری اسلامی» دانست. آنچه بیش از گذشته مورد پرسش قرار گرفته، منطق جنگ و سیاست فشار حداکثری است: آیا بمباران میتواند آزادی و ثبات ایجاد کند؟ آیا تغییر حکومت را میتوان از خارج تحمیل کرد؟ و اگر تحریمهای طولانی ساختار سیاسی ایران را تغییر نداده، اما هزینه گستردهای بر مردم تحمیل کرده است، تشدید همان سیاست چه دستاورد تازهای خواهد داشت؟
🔸شاید مهمترین نتیجه این مجموعه تحلیلها همین باشد: مخالفت با جنگ خارجی و تحریم گسترده مردم ایران، الزاماً به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست؛ همانگونه که مخالفت با جمهوری اسلامی نیز نباید به معنای پذیرش جنگ و مجازات جمعی مردم ایران باشد.
🔗 [جنگ علیه ایران در آینه رسانههای آلمان؛ از نقد سیاست آمریکا تا پیامدهای تحریم ]
ـــــــــــــــــــــــــــ
#سپهر_مدبر
#ایران
#رسانههای_آلمان
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ از اعدام تا پلمب کافهها؛ چرا فشارهای امنیتی افزایش یافته است؟
✍🏻 فاطمه گوارایی
🔸در ماههای اخیر مجموعهای از اقدامات امنیتی، قضایی و محدودکننده در حوزههای مختلف اجتماعی و سیاسی در ایران افزایش یافته است؛ اقداماتی که اگرچه در ظاهر موضوعات متفاوتی را هدف قرار میدهند، اما در یک چارچوب کلی قابل فهم هستند: تلاش برای کنترل عرصه عمومی، افزایش هزینه کنش اعتراضی و محدود کردن شبکههای ارتباطی جامعه.
🔸این روند تنها به برخوردهای قضایی یا امنیتی محدود نیست، بلکه حوزههای مختلفی همچون اجرای احکام اعدام، صدور احکام سنگین برای فعالان مدنی، محدودسازی فضاهای عمومی شهری، فشار بر زنان، کنترل فضای مجازی و محدود کردن فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی را دربر میگیرد.
🔸یکی از مهمترین نشانههای افزایش رویکرد امنیتی، تشدید اجرای احکام قضایی، بهویژه احکام اعدام و صدور مجازاتهای سنگین برای طیفی از متهمان است. فراتر از جنبه قضایی، این روند یک کارکرد سیاسی نیز پیدا میکند: ایجاد بازدارندگی از طریق افزایش هزینه اعتراض.
🔸پلمب کافهها، رستورانها، مراکز فرهنگی و برخی فضاهای شهری، اگرچه گاه با استناد به مسائل صنفی یا قانونی توجیه میشود، اما در بسیاری از موارد در پیوند با موضوعاتی مانند حجاب، سبک زندگی و کنترل رفتارهای اجتماعی قرار میگیرد.
🔸مکانهایی مانند کافهها به عنوان «فضای سوم» شناخته میشوند؛ یعنی فضاهایی میان خانه و محل کار که امکان گفتوگو، شکلگیری روابط اجتماعی و تعامل غیررسمی شهروندان را فراهم میکنند. بنابراین محدود کردن این فضاها فقط تعطیلی چند واحد صنفی نیست؛ بلکه میتواند به معنای محدود شدن بسترهای طبیعی شکلگیری سرمایه اجتماعی باشد.
🔸پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، مسئله رابطه حکومت با بدن، پوشش و انتخاب فردی زنان به یکی از مهمترین شکافهای اجتماعی تبدیل شد. ادامه برخوردهای قضایی، احضارها و فشارهای اجتماعی علیه برخی زنان، هنرمندان و فعالان مدنی نشان میدهد که این حوزه همچنان یکی از میدانهای اصلی منازعه اجتماعی است.
🔸در جهان امروز، فضای مجازی بخش مهمی از عرصه عمومی است. به همین دلیل، کنترل اینترنت، محدودسازی پلتفرمها و افزایش نظارت بر فعالیتهای آنلاین به یکی از ابزارهای مهم مدیریت سیاسی تبدیل شده است.
🔸برای توضیح این رویکرد میتوان چند عامل را مورد توجه قرار داد: ایجاد بازدارندگی، جلوگیری از شکلگیری شبکههای اجتماعی مستقل، مدیریت بحران در شرایط تنش داخلی و خارجی، حفظ انسجام نیروهای حامی و خطای محاسباتی درباره علت نارضایتیها.
🔸یکی از مهمترین نقدها به این رویکرد آن است که ممکن است ساختارهای سیاسی علت نارضایتی جامعه را در «کمبود برخورد» ببینند، نه در عوامل اصلی مانند مشکلات اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی، محدودیتهای اجتماعی و شکاف میان جامعه و حکومت.
🔸افزایش فشارهای امنیتی ممکن است در کوتاهمدت به کاهش اعتراضات آشکار منجر شود، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که سرکوب به تنهایی نمیتواند مسائل عمیق اجتماعی را حل کند.
🔸وقتی فاصله میان جامعه و حکومت افزایش مییابد، محدود کردن فضاهای عمومی، کاهش امکان گفتوگو و افزایش هزینه کنش اجتماعی ممکن است به جای حل بحران، نارضایتیها را انباشتهتر کند.
🔸آیا کنترل بیشتر میتواند جایگزین پاسخگویی سیاسی و بازسازی اعتماد اجتماعی شود؟ یا آن که تنها زمان بروز بحران بعدی را به تأخیر میاندازد؟
📎 متن کامل یادداشت:
[از اعدام تا پلمب کافهها؛ چرا فشارهای امنیتی افزایش یافته است؟]
ـــــــــــــــــــــــ
#فاطمه_گوارایی
#سپاس_نیوز
@iranfardamag
@Sepas_news
✾
✅ از اعدام تا پلمب کافهها؛ چرا فشارهای امنیتی افزایش یافته است؟
✍🏻 فاطمه گوارایی
🔸در ماههای اخیر مجموعهای از اقدامات امنیتی، قضایی و محدودکننده در حوزههای مختلف اجتماعی و سیاسی در ایران افزایش یافته است؛ اقداماتی که اگرچه در ظاهر موضوعات متفاوتی را هدف قرار میدهند، اما در یک چارچوب کلی قابل فهم هستند: تلاش برای کنترل عرصه عمومی، افزایش هزینه کنش اعتراضی و محدود کردن شبکههای ارتباطی جامعه.
🔸این روند تنها به برخوردهای قضایی یا امنیتی محدود نیست، بلکه حوزههای مختلفی همچون اجرای احکام اعدام، صدور احکام سنگین برای فعالان مدنی، محدودسازی فضاهای عمومی شهری، فشار بر زنان، کنترل فضای مجازی و محدود کردن فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی را دربر میگیرد.
🔸یکی از مهمترین نشانههای افزایش رویکرد امنیتی، تشدید اجرای احکام قضایی، بهویژه احکام اعدام و صدور مجازاتهای سنگین برای طیفی از متهمان است. فراتر از جنبه قضایی، این روند یک کارکرد سیاسی نیز پیدا میکند: ایجاد بازدارندگی از طریق افزایش هزینه اعتراض.
🔸پلمب کافهها، رستورانها، مراکز فرهنگی و برخی فضاهای شهری، اگرچه گاه با استناد به مسائل صنفی یا قانونی توجیه میشود، اما در بسیاری از موارد در پیوند با موضوعاتی مانند حجاب، سبک زندگی و کنترل رفتارهای اجتماعی قرار میگیرد.
🔸مکانهایی مانند کافهها به عنوان «فضای سوم» شناخته میشوند؛ یعنی فضاهایی میان خانه و محل کار که امکان گفتوگو، شکلگیری روابط اجتماعی و تعامل غیررسمی شهروندان را فراهم میکنند. بنابراین محدود کردن این فضاها فقط تعطیلی چند واحد صنفی نیست؛ بلکه میتواند به معنای محدود شدن بسترهای طبیعی شکلگیری سرمایه اجتماعی باشد.
🔸پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، مسئله رابطه حکومت با بدن، پوشش و انتخاب فردی زنان به یکی از مهمترین شکافهای اجتماعی تبدیل شد. ادامه برخوردهای قضایی، احضارها و فشارهای اجتماعی علیه برخی زنان، هنرمندان و فعالان مدنی نشان میدهد که این حوزه همچنان یکی از میدانهای اصلی منازعه اجتماعی است.
🔸در جهان امروز، فضای مجازی بخش مهمی از عرصه عمومی است. به همین دلیل، کنترل اینترنت، محدودسازی پلتفرمها و افزایش نظارت بر فعالیتهای آنلاین به یکی از ابزارهای مهم مدیریت سیاسی تبدیل شده است.
🔸برای توضیح این رویکرد میتوان چند عامل را مورد توجه قرار داد: ایجاد بازدارندگی، جلوگیری از شکلگیری شبکههای اجتماعی مستقل، مدیریت بحران در شرایط تنش داخلی و خارجی، حفظ انسجام نیروهای حامی و خطای محاسباتی درباره علت نارضایتیها.
🔸یکی از مهمترین نقدها به این رویکرد آن است که ممکن است ساختارهای سیاسی علت نارضایتی جامعه را در «کمبود برخورد» ببینند، نه در عوامل اصلی مانند مشکلات اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی، محدودیتهای اجتماعی و شکاف میان جامعه و حکومت.
🔸افزایش فشارهای امنیتی ممکن است در کوتاهمدت به کاهش اعتراضات آشکار منجر شود، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که سرکوب به تنهایی نمیتواند مسائل عمیق اجتماعی را حل کند.
🔸وقتی فاصله میان جامعه و حکومت افزایش مییابد، محدود کردن فضاهای عمومی، کاهش امکان گفتوگو و افزایش هزینه کنش اجتماعی ممکن است به جای حل بحران، نارضایتیها را انباشتهتر کند.
🔸آیا کنترل بیشتر میتواند جایگزین پاسخگویی سیاسی و بازسازی اعتماد اجتماعی شود؟ یا آن که تنها زمان بروز بحران بعدی را به تأخیر میاندازد؟
📎 متن کامل یادداشت:
[از اعدام تا پلمب کافهها؛ چرا فشارهای امنیتی افزایش یافته است؟]
ـــــــــــــــــــــــ
#فاطمه_گوارایی
#سپاس_نیوز
@iranfardamag
@Sepas_news
✾
✅ تأملاتی درباره اوضاع جاری
✍🏻 محسن کدیور
🔸در شرایط «نه جنگ و نه صلح»، مبرمترین وظیفه ملی، اخلاقی و دینی فراهم کردن شرایط استقرار صلح و ثبات با رعایت کامل منافع ملی است. کوبیدن بر طبل جنگ و انتقام، با توجه به مقدورات و اصل هزینه و فایده و نیز تعالیم دینی و مذهبی، خلاف عقل و نقل است.
🔸محاصره اقتصادی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، که هدفش در درجه نخست مردم عادی و غیرنظامیان کشور است، فشار مضاعفی را بر ملت ایران، خصوصاً اقشار کمدرآمد و طبقه متوسط وارد کرده است. کاهش درآمدهای نفتی، تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و آب رفتن سفره مردم واقعیتهایی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت.
🔸دفاع از خاک ایران در مقابل تجاوز اسرائیل و آمریکا هرگز به معنای تأیید نظام جمهوری اسلامی و عملکرد ضعیف آن در سیاست داخلی و خارجی نیست. نمیتوان ضعفهای ساختاری و سوءعملکرد در حاکمیت قانون، عدالت، آزادیهای سیاسی و اجتماعی، دموکراسی و تأمین رفاه مردم را نادیده گرفت.
🔸جنگ باعث شد مطالبات برحق اکثریت مردم در مورد حاکمیت قانون، عدالت، دموکراسی و آزادیها به محاق برود. به محض پایان جنگ، مردم به دنبال پیگیری حقوق از دسترفته خود خواهند بود.
🔸بازگشت امن به وطن «حق» قانونی همه شهروندان ایرانی است، «امتیاز»ی نیست که دولت بخواهد به کسی اعطا کند. حاکمیت قانون یعنی ضابطهمندی ورود و خروج به کشور، بدون نیاز به تهیه فهرست افراد شاخصی که میتوانند بازگردند.
🔸امیدوارم محرومیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از بین برود و همه ایرانیان بتوانند با آزادی و امنیت در سرزمین خودشان فعالیت کنند و با شکوفایی اقتصادی و توسعه متوازن، شاهد سربلندی و رفاه نسبی همه هموطنان باشیم.
🔗👈🏻 متن کامل و فایل PDF
ـــــــــــــــــــــــ
#محسن_کدیور
#برای_ایران
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ روایت چند دیدار با شادروان دکتر ابراهیم یزدی
✍🏻 رضا حاجی
🔸در نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی، فرصتی دست داد تا بار دیگر چند خاطره از دیدارها و گفتوگوهایی را که در طول سالیان با او داشتهام مرور کنم. خاطرات من از دکتر یزدی، خاطرات یک دوست یا همکار سیاسی نزدیک نیست؛ بلکه روایت چند دیدار و گفتوگو در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران است؛ دیدارهایی که هر یک، بهتدریج، وجهی تازه از شخصیت و منش سیاسی او را برایم آشکار کردند.
🔸دیدار مهمتر ما چند سال بعد و در پی درگذشت مرحوم مهندس مهدی بازرگان شکل گرفت. پاسخ ما روشن بود: بله؛ طبیعی است که میخواهیم نام و یاد او زنده بماند.
دکتر یزدی گفت:
«اگر میخواهید بازرگان زنده بماند، باید نقد شود؛ زیرا اگر آب در جایی بماند، میگندد و از بین میرود.»
آن گفتوگو به من آموخت که نقد، اگر منصفانه، مستدل و مسئولانه باشد، نه تنها دشمنی با یک شخصیت یا جریان فکری نیست، بلکه میتواند یکی از مهمترین عوامل زنده ماندن، پالایش و تعالی آن باشد.
🔸اکنون که نهمین سال از درگذشت دکتر ابراهیم یزدی میگذرد، وقتی این خاطرات پراکنده را کنار یکدیگر میگذارم، بیش از هر چیز چند ویژگی او در ذهنم برجسته میشود: جدیت، هوشمندی، خونسردی در برابر نقد، توانایی شنیدن سخن مخالف و کوشش برای دیدن مسائل در افقی وسیعتر از واکنشهای لحظهای.
🔸سالها بعد، در تهران، تنها یک جمله او درباره ضرورت نقد بازرگان کافی بود تا نگاه من به نقد سیاسی ــ و شاید حتی به بخشی از زندگی ــ تغییر کند.
و در سال ۱۳۷۹، در شهر کلن، بار دیگر شاهد بودم که چگونه در برابر خشم، تندی و داوریهای قطعی سیاسی، میکوشید مسئله را در زمینهای تاریخیتر و گستردهتر ببیند و از واکنشهای صرفاً لحظهای فاصله بگیرد.
🔹«گاه بخشی از ارزش و میراث یک سیاستمدار در اثری است که بر ذهن و نگاه کسانی میگذارد که با او روبهرو شدهاند؛ در پرسشی که در ذهن آنان باقی میگذارد، در جملهای که سالها بعد همچنان به یاد آورده میشود، یا در زاویه دیدی که پس از یک گفتوگوی کوتاه تغییر میکند.»
برای من، دکتر ابراهیم یزدی از جمله آن سیاستمدارانی بود که چنین اثری از خود بر جای گذاشت.
📎 متن کامل یادداشت:
[روایت چند دیدار با شادروان دکتر ابراهیم یزدی]
ـــــــــــــــــــــــــــ
#ابراهیم_یزدی
#رضا_حاجی
#نهضت_آزادی_ایران
#سپاس_نیوز
@Nehzatazadiiran
@Sepas_news
✾
✅ هشدارهایی که جدی گرفته نشد
✍🏻 آذر منصوری
🔸اگر بیانیه ۱۱ مادهای جبهه اصلاحات ایران پس از جنگ ۱۲ روزه جدی گرفته میشد و بهجای تخریب، اتهامزنی و امنیتیکردنِ پیشنهادهای آن، بهعنوان یک نقشه راه ملی مورد گفتوگو و اقدام قرار میگرفت، به باور من امروز ایران میتوانست در نقطهای متفاوت ایستاده باشد. آن بیانیه هشدار میداد که تداوم وضع موجود، کشور را از درون فرسوده و از بیرون در معرض تهدیدهای بزرگتر قرار میدهد؛ و بر آشتی ملی، بازگشت به مردم، کاهش شکافهای اجتماعی، اصلاحات ساختاری و گشودن مسیر دیپلماسی برای رفع تحریمها تأکید داشت.
🔸امروز با نگاه به حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دی و سپس جنگ ۴۰ روزه، شهادت رهبر، فرماندهان نظامی و شهروندان بیگناه، باید با صداقت از خود بپرسیم: آیا مسیر دیگری وجود نداشت؟ پاسخ من روشن است: چرا، وجود داشت.
🔸اگر پیش از آنکه نارضایتیها به خشم و خشم به خشونت بدل شود، صدای جامعه شنیده میشد؛ اگر شکاف میان حکومت و مردم با آشتی ملی، اصلاحات و تضمین حقوق شهروندی ترمیم میشد؛ اگر اقتصاد کشور از گروگان تحریم و تنشهای پرهزینه رها میگردید؛ و اگر سیاست خارجی بر پایه مذاکره عزتمندانه و تأمین منافع ملی تنظیم میشد، زمینه اجتماعی و سیاسی برای آن حوادث تلخ تا این اندازه فراهم نمیشد. همچنین کشوری برخوردار از پشتوانه گستردهتر اجتماعی و راهبردی فعال در کاهش تنش، در برابر تهدیدهای خارجی نیز آسیبپذیری کمتری داشت.
🔸این سخن بهمعنای نادیدهگرفتن مسئولیت دشمنان ایران در تجاوز و جنگ نیست. تجاوز، تجاوز است و خون هر ایرانی که بر زمین ریخته، مسئولیت مستقیم متجاوزان را سنگینتر میکند. اما دفاع از منافع ملی فقط نامیدن دشمن نیست؛ هنر سیاست، کاستن از هزینههایی است که ملت برای خطاهای خودی و دشمنی بیگانه میپردازد.
🔸چرا جنگطلبان نسخهای وارونه برای ایران پیچیدند؟ زیرا برخی، آگاهانه یا ناآگاهانه، امنیت را با تداوم بحران، اقتدار را با انسداد، و منافع ملی را با منافع جناحی و سازمانی خلط کردند. آنان بهجای کاهش فاصله دولت و ملت، بر طبل حذف و تخاصم کوبیدند؛ بهجای تبدیل قدرت اجتماعی ایران به سپر امنیت ملی، آن را فرسودند؛ و بهجای استفاده از دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ، هر صدای هشداردهنده را متهم کردند.
🔸امروز زمان تسویهحساب سیاسی نیست؛ اما زمان فراموشکردن نیز نیست. ایران به سیاستی نیاز دارد که حفظ جان مردم، استقلال کشور، تمامیت ارضی، توسعه اقتصادی، آشتی ملی و صلح عزتمندانه را اجزای یک راهبرد واحد بداند.
🔸از موضع دفاع از منافع ملی ایران میگویم: جنگطلبی نشانه شجاعت نیست؛ همانگونه که صلحطلبی نیز نشانه ضعف نیست. شجاعت واقعی آن است که ایران را از چرخه نفرت، تحریم، خشونت و جنگ بیرون آوریم.
🔸بیانیه ۱۱ مادهای جبهه اصلاحات، نسخه تسلیم نبود؛ هشدار پیشگیرانهای بود برای آنکه ایران، پیش از آنکه دیر شود، به مردم بازگردد و از مسیر پرهزینه تقابل، به راه عقلانیت، اصلاح و تأمین پایدار منافع ملی بازگردد. امروز نیز، با وجود همه خسارتها و سوگها، راه نجات ایران همچنان از همین مسیر میگذرد: بازگشت به مردم، اصلاح در داخل، صلح با عزت در خارج و دفاع مقتدرانه از ایران و منافع ملی آن
ـــــــــــــــــــــــــــ
#آذر_منصوری
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ یادمانده هایی از آشنایی با زنده یاد دکتر ابراهیم یزدی
✍🏻 حسن یوسفی اشکوری
🔸ما که در آن زمان با جدیت هرچه تمام تر اخبار مربوط به آیت الله خمینی را پیگیری می کردیم، خبردار شدیم که در مقطع مهم و بحرانی خروج خمینی از خاک عراق و سرگردانی آزار دهنده در مرز کویت و عراق، ابراهیم یزدی، که گویا طبق معمول به قصد دیدار با خمینی به عراق سفر کرده بود، در جریان قرار گرفت و به یاری آمد و پس از تبادل نظر و مشورت در نهایت خمینی و چند تن معدود از همراهانش را به فرانسه کوچ داد و مهمانان در حوالی پاریس در محله به نام نوفل لوشاتو ساکن شد.
🔸پس از بازگشت آیت الله خمینی به ایران در قامت رهبر بلامنازع انقلاب در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران، یزدی همچنان یکی از معتمدترین و اثرگذارترین یاران خمینی ایفای نقش کرد. به عضویت شورای انقلاب درآمد. مدتی به مقام وزارت خارجه در جمهوری اسلامی برکشیده شد. در ماجرای گروگان های آمریکایی، که از پائیز سال ۱۳۵۸ تا پائیز ۱۳۵۹ حدود ۴۴۴ روز به درازا کشید، یزدی نقش مهمی برای حل این مشکل پیچیده بین دولت جمهوری اسلامی و دولت آمریکا ایفا کرد.
🔸 در این گفتارها و شکوه ها دکتر یزدی سخنی گفت که همواره آن را به خاطر دارم و آن را در همان زمان در دفترچه یادداشت های روزانه ام یادداشت کرده ام. او با اشاره به سوابق خود و تبار نهضت آزادی و رجال آن و مقایسه آن ها با سوابق رقیبان و حاکمان و برخی گفتارها و رفتارهای ناصواب و غیر اخلاقی و غیر اسلامی آنان، گفت روزگار خواهد گذشت و زمان همه چیز را روشن و حل خواهد کرد. بعد خطاب به رقیبان افزود: شما در حافظه تاریخی مردم رفتنی هستید و ما خواهیم ماند. آنگاه از تمثیل رودخانه و سنگ های کف رودخانه استفاده کرد و گفت: شما آبی هستید که از بستر رودخانه می گذرید و ما کف رودخانه و سنگ های آن هستیم که خواهیم ماند».
📎متن کامل یادداشت [یاد نامه هایی از آشنایی با زنده یاد دکتر ابراهیم یزدی]
ـــــــــــــــــــــــــــ
#ابراهیم_یزدی
#حسن_یوسفی_اشکوری
#سپاس_نیوز
@Nehzatazadiiran
@Sepas_news
✾
✅ برای مردی که فرصت ها را می شناخت
✍🏻 محمد صابر
به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی🔸در فرهنگ نهضت آزادی ایران، بزرگداشت یک شخصیت، چه عضو نهضت باشد چه نباشد، ستایش و شخص پرستی و برتری بیمارگونه ی آن فرد نیست. در این فرهنگ، بزرگداشت شخص، بزرگداشت شخصیت، روش و منش زندگی اوست. 🔸به نوبه ی خود و از تجربه ی خود از دکتر یزدی می گویم؛ آنچه که من از او شناختم و برداشت من از دکتر یزدی، این حسن نادر است که به جوانان بها میداد و حتی در کهنسالی، روحیه ی جوانی را حفظ کرده بود و زبان گفتگو با جوانان را به خوبی میدانست. 🔸دکتر یزدی پس از انقلاب می توانست به پست و مقام های حکومتی دست پیدا کند و تنها شرط در این راه، عبور از اصول اخلاقی خود بود. کاری که دکتر یزدی هرگز به آن تن نداد و در کنار مهندس بازرگان و نهضت آزادی ایران ماند. 🔸زمانی که نهضت آزادی ایران شرافتمندانه و داوطلبانه از جنگ قدرت پرهیز نمود و حجت را بر انحصارگران روشن نمود، دکتر یزدی از آیت الله خمینی پیامی دریافت نمود که چرا به دیدار او نمیرود و میتواند درصورت جدایی از نهضت آزادی، به ریاست جمهوری نیز دست پیدا کند. (نقل به مضمون) 🔸اگر دکتر یزدی از نهضت آزادی جدا میشد و به جریانِ جذاب قدرت می پیوست، شاید سرنوشت ایران، لااقل در دههء 60 به گونه ای دیگر رقم میخورد اما دیگر آنچه از از روش و منش وی برجای مانده، چیزی برجای نمی ماند. گذشتن از قدرت، آن زمان که به راستی در دسترس است در توان هر فردی نیست. جذبه ی قدرت، بسیاری از کسانی را که در طول مسیر مبارزه با استبداد بودند، به یک مستبد جدید تبدیل نمود که آخرین نمونه ی آن علی خامنه ای است. 🔸دکتر یزدی مانند هر فرد کنشگر دیگری مخالفینی داشته و دارد اما وی در مبارزه با شکل جدید استبداد که بعد از انقلاب ظهور کرد، همچون سیاست کلی نهضت آزادی، روش علمی "گام به گام" را انتخاب نمود. گرچه نهضت آزادی ایران عملا از تاثیرگزاری بر قدرت کنار ماند، اما اینک مرجعی است برای تمیز دادن حق از باطل بدون آنکه خود را حق مطلق بداند. 🔸پس از فوت مهندس بازرگان وقتیکه دکتر یزدی به سمت دبیرکلی نهضت آزادی ایران انتخاب شد، سیاست نهضت به تدریج به اصلی رسید که اینک از اصول اصلی مبارزه با استبداد موجود است؛ اصل "اصلاحات جامعه محور". 🔸ناگفته پیداست که واژه ی "اصلاحات" دیگر جذبه ای برای جامعه ی ایرانی ندارد، اما این بار منفی و البته تصنعی، نه از خود اصلاحات، که از عملکرد کسانی است که خود را به کذب اصلاح طلب نامیده اند و می نامند و یا از عملکرد ناصواب برخی اصلاح طلبان است. اما زمان نشان داده که مسیر تکاملی مبارزه، اگر از تفنگ آغاز شد، گام به گام، به مسیری رسید و آن پرهیز از مقابله به مثل با استبداد و عمله مستبد است و آن خشونت پرهیزی است. 🔸شاید یکی از بزرگترین دستاوردهای دکتر یزدی در طول دبیرکلی نهضت آزادی، حفظِ بقا و موجودیتی بنام نهضت آزادی بوده باشد. آن زمان که در یکی از بازجوییهای بعد از سال ۸۸ از وی خواسته بودند از دبیرکلی نهضت استعفا و انحلال نهضت را اعلام کند، با پاسخ راسخ و نفی دکتر یزدی روبه رو شدند. 🔸جامعه ایران به جامعه ای نخبه کش شهرت یافته است. بی آنکه به ابتذال شخص پرستی گرفتار آیم، میتوان گفت دکتر یزدی ازجمله نخبگانی در حوزه ی سیاست بود که متاسفانه کشور از توانایی های او محروم ماند. 🔗 متن کامل مقاله [برای مردی که فرصت ها را می شناخت] ـــــــــــــــــــــــــــ #ابراهیم_یزدی #محمد_صابر #سپاس_نیوز @nedayeazadinet @Sepas_news
✾
✅ به مردم بازگردید!
✍🏻 رحیم قمیشی
🔸حاکمیت ما شاید اسلامی باشد، اما مردمی، هرگز نتوانسته باشد. جمهوریت یک تعارف بیشتر نبوده.
رئیس جمهور فریاد میزند بنزین نداریم، برق کم است، آب نیست، ایران در محاصره است باید مردم برای عبور از سختیها کمک کنند.
رئیس مجلس میگوید اگر مردم نباشند با همه سلاحها و قدرت نظامی کاری از پیش نمیرود. میگوید با مردمی فقیر هرگز نمیتوانیم ادعای پیروزی و موفقیت داشته باشیم.
رئیس بانک مرکزی میگوید به بانکها هجوم نیاورید، دلار و طلا نخرید، ما کوشش میکنیم ارزش پول ملی را حفظ کنیم.
رئیس شرکت ملی نفت میگوید مردم نگران بنزین نباشند، ما نیاز داخلی را هر طور شده فراهم میکنیم.
اما چرا کسی باور نمیکند! چرا کسی گوش نمیکند. کسی تره هم برای این صحبتها خرد نمیکند.
چرا!؟
🔸ما از جمهوریت، تنها یک نام را به عاریت گرفتهایم. ما از مردمی بودن تنها شعارش را دادیم. از به فکر مردم بودن، تنها حرفش را زدیم. عمل مان چیز دیگری بود.
رئیس جمهور اعلام میکند هر کس راهی برای بهتر شدن وضعیت میشناسد بیاید جلو.
من یک راه خوب بلدم!
"به مردم برگردید"
اگر میتوانید...
راستش را به مردم بگویید.
بگویید بسیار کوتاهی کردهاید، بگویید چطور میخواهید جبران کنید. بگویید دستبوس تکتک مردم هستید. بگویید نمی گذارید حقشان پایمال شود و بگویید چطور نخواهید گذارد.
آیا با وجود باندهای نامرئی قدرت، اصلا میتوانید؟
🔸آنکه از مردم کمک میخواهد، باید مردمی باشد، اگر اسلامی بودن برایتان کافیست، خدا لابد کمکتان میکند. دیگر از مردم چیزی نخواهید!
بازگشت به مردم و صداقت، تنها راه عبور از همه بحرانهاست، عبور از خطرات خارجی و داخلی. عبور از بحرانهای اقتصادی.
شما اگر مردمی باشید، کافیست بخواهید همه دو روز در هفته از خودرو استفاده نکنند، سفرهای اضافی نروند. نیمی از کشور همراهی خواهد کرد. ولی چون مردمی نیستید، حتی از مطرح کردنش هم میترسید.
کافیست از مردم بخواهید مصرف برق را کم کنند، اگر درصد زیادی از مصرف پایین نیامد، یعنی مردم قبولتان ندارند!
شما اگر مردمی باشید، با یک خواهشتان کلی تغییر ایجاد میشود. به میان مردم بیایید در امن و امانید، ولی چون مردمی نیستید، باید به هزار سوراخ پناه ببرید و باز هم بترسید.
مرگ یک مرگ است، چرا از آن میترسید؟
ما در جبهه میگفتیم "مرگ اگر مرد است، گو نزد من آی، تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ...
چه شد که حالا مرگ شده ننگ، شده شکست!
🔸البته که هزار کار عقب افتاده داریم. البته که عقلانیت باید به مدار تصمیمگیریها برگردد. باید افراد ناتوان با افکار کهنه، همه کنار بروند، باید تنگ نظریها تمام شود، خودی و ناخودی نباشد، آزادی مردم تضمین شود، اقتصاد تقویت شود، شبح جنگ دور شود، رابطه با جهان بهتر شود. البته که کارها باید به افراد کاردان سپرده شوند، دست دزدها از خزانه قطع شود، همه چیز باید شفاف شود، رسانهها باید بتوانند همه دزدیها و ظلمها را افشا کنند...
اما کلید همه اینها یک چیز است؛
بازگشت به مردم
🔸اگر توانستید اعتماد مردم را بدست بیاورید
اگر توانستید با یک خواهش مردم را قانع کنید کاری کنند
اگر توانستید به مردم بقبولانید با آنها هستید
به فکر آنها هستید، خود را خدمتگزار آنها میدانید. اگر توانستید در عمل نشان دهید جز بزرگی مردم ایران چیزی نمیخواهید و حاضر نیستید آن را با چیزی ولو "مصلحت تداوم نظام" و ادامه قدرتتان، معامله نکنید، شاید راهی برای نجات باشد
اگر نتوانستید، شما رفوزهاید.
استعفا دهید محترمانه میروید
ندهید، نامحترمانه!
هزار سخنرانی کنید، هیچ چیز تغییر نمیکند.
شما تا مردمی نشوید تا به قدرت مردم ایمان نیاورید، تا از عرش به فرش پایین نیایید، تا نیایید میان مردم، تا بابت همه کوتاهیها از آنها عذرخواهی نکنید، هرگز موفق نخواهید شد.
نه خودتان را خسته کنید نه مردم را.
نه برای دنیا شاخ و شانه بکشید، نه برای مردم
هیچ راهی نیست، جز بازگشت به مردم...
و خواهش از آنها که ببخشند
و خودشان راه را تعیین کنند
اگر جنگ خواستند، جنگ
اگر صلح خواستند، صلح
اگر ادامه همین راه را خواستند ادامه
اگر تغییر خواستند، تغییر
هر کس هر راهی پیشنهاد کند، دروغ گفته
دریای مردم را دریابید
ایران مردمی بزرگ و با گذشت دارد
حتما میبخشند
اگر ببینند حاضرید همراه آنها شوید
🔸ما میدانیم راه سخت است و مقصد دور
میدانیم باید رنج و مرارت بکشیم برای استقلال و پیشرفت
میدانیم دنیا، دنیای رقابت است
باید کم نگذاریم
باید آجر آجر کشور را ساخت
اما اگر فکر میکنید با چهار تا سردار و آخوند
و با دعا و استغاثه و داستانهای ماورایی
میشود کشور را ساخت
و به آینده امیدوار بود
چقدر در اشتباهید...
ـــــــــــــــــــــــــــ
#رحیم_قمیشی
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ تأملی عبرت آموز در رخداد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
✍🏻حسن یوسفی اشکوری
🔸اخیرا موفق شدم که پس از سال ها کتاب «نگاهی به شاه» اثر عباس میلانی را بخوانم. خرسندم که این اثر را خواندم. در نظر داشتم گزارشی از این کتاب خوب ارائه دهم ولی تا کنون موفق نشدم. شاید هم هیچ وقتی موفق نشوم. اما، همان گونه که تا کنون به همه شفاهی توصیه کرده ام، از این طریق به همه سفارش می کنم که این کتاب پژوهشی را بخوانند که خواندنی است. هرچند در آن جای مناقشه کم نیست.
🔸اکنون فقط به یک نکته اشاره می کنم. میلانی در فصول مختلف این کتاب بارها به مناسبت یادی از دکتر مصدق و دوران نخست وزیری اش و نیز اختلافات او در مقام نخست وزیری با محمدرضا شاه کرده و از جمله به تفصیل در باره رخداد مهم ۲۸ مرداد سخن گفته است. در اینجا صرفا به نقل مستقیم چند سطر از این کتاب در این ارتباط بسنده می کنم؛ داوری با شما خوانندگان:
در صفحه ۱۹۶ آمده است که: «کرمت روزولت عامل سیا که مسئولیت عملیات براندازی علیه مصدق را بر عهده داشت و به همین دلیل به ایران سفر کرده بود . . .».
🔸در فصل دهم با عنوان «تیپای آژاکس»، صفحه ۲۲۱، به نکته بس مهمی اشاره می شود. در آنجا آمده است: «در واپسین ساعات روز دوم اقامتش [اقامت روزولت] در ایران، شاه با کرمت هم دیدار کرد. لحظاتی بعد از ورود روزولت به اتاقی که دیدار در آن صورت گرفت، «و پیشخدمتانی با لباس رسمی (فراک) وارد شدند و سینی ها در دست داشتند که در هر کدام گیلاس هایی ودکا و ظرف خاویار به چشم می خورد». «بنابر روایت روزولت، شاه سخنان خود را با این عبارت آغاز کرد که «من تخت سلطنتم را به خدا، به مردمم، به ارتشم و به شما [روزولت – آمریکا] مدیونم» به گفته روزولت شاه در عین حال خبر داد که مصدق را به محاکمه خواهد کشاند و او را «به سه سال زندان» محکوم خواهد کرد و سپس او را «آزاد» خواهد گذشت که در «درون دهکده خود، و نیز بیرون از آن، زندگی کند». بنا بر ادعای روزولت شاه به او تأکید کرد که وقتی فاطمی بازداشت شود «وحتما بازداشت خواهد شد» او را اعدام خواهند کرد».
با این حساب آیا هنوز عده ای (به هر دلیل و انگیزه)، بر این باورند که در ۲۸ مرداد ۳۲ عملیات براندازی سیا (البته با همدستی انگلیس) علیه دولت مصدق »قیام ملی» بوده و نه «کودتا»؟! در همین منبع به روشنی گزارش شده که براندازی مصدق، جدای از این که به لحاظ حقوقی و قانون اساسی شاه حق داشته حکم برکناری نخست وزیر را بدهد یا نه، با همدستی پنج عنصر داخلی و خارجی به سامان رسیده است: ام. آی. سیکس، سیا، شاه و دربار، بخشی از روحانیون مخالف مصدق و مزدوران پول بگیر مانند برادران رشیدیان و شعبان جعفری ها.
🔸اما مهم تر از همه، گزارش بعدی به روشنی نشان می دهد که کودتاچیان با رهبری شاه از قبل تصمیم شان را در باره مصدق و وزیر خارجه اش فاطمی گرفته بودند؛ در این صورت دادرسی ارتش و دادگاه و محاکمه و احکام صادره صرفا پوششی بر اراده ملوکانه (و البته شرکاء) بوده است و بس. اندکی بعد دقیقا همان شد که اعلیحضرت از پیش به همکارش یعنی کرمت روزولت مأمور سیا و عملیات علیه مصدق اظهار کرده بود. اگر در آن زمان کسی خبر نداشت، اکنون دیگر راز مگو نیست. 🔸با این گزارش روشن می شود که، بر خلاف تصور عده ای جاهل و یا متجاهل، ریشه مخالفت و حتی دشمنی با آمریکا از کجاست و ریشه در کجاها دارد!
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!
۲۹ مرداد ۱۴۰۵
ـــــــــــــــــــــــــــ
#حسن_یوسفی_اشکوری
#مصدق
#سپاس_نیوز
@YousefiEshkewari
@Sepas_news
✾
✅ روایت یک کودتا
🔸سخنان آیت الله طالقانی درباره نقش فدائیان اسلام و کاشانی در کودتا ۲۸ مرداد علیه دولت مردمی دکتر مصدقـــــــــــــــــــــــ #مصدق_بزرگ_مرد_تاریخ_ایران #برای_نجات_ایران #آزادی #ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news
❇️《فرصت در تفاهمنامه ظهور پیدا کرده است. بعد از جنگ جهانی دوم هیچ سندی که به امضاء رئیس جمهوری آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل نداده و اینقدر تعهد برای خودش ایجاد نکرده. ما در موضع عزت به این تفاهم نامه رسیدیم....》
✔️گفتاری از سید محمد خاتمی در دیدار جمعی از اصحاب رسانهـــــــــــــــــــــــ #سید_محمد_خاتمی #ایران #سپاس_نیوز @khatamimedia @Sepas_news
✾
✅ احزاب اصلی اروپا در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه موضعی گرفتهاند؟
✍🏻سپهر مدبر
🔸این گزارش بر پایه بیانیه های رسمی احزاب، مواضع فراکسیونها و مذاکرات پارلمانی منتشر شده تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ تنظیم شده است. در مواردی که حزب بیانیه مستقل و صریحی منتشر نکرده، این موضوع در متن مشخص شده و موضع نمایندگان یا خط رسمی دولت مبنای ارزیابی قرار گرفته است.
🔸 نکته مشترک تقریباً همه این احزاب آن است که انتقاد از جنگ الزاماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. بیشتر جریانهای مخالف حمله، همزمان سرکوب معترضان، نقض حقوق زنان، برنامه هستهای و سیاست منطقهای جمهوری اسلامی را نیز محکوم کردهاند. اختلاف اصلی بر سر پرسشی دیگر است: آیا بمباران و تغییر حکومت از خارج میتواند به آزادی، امنیت یا ثبات منجر شود؟
🔸 در میان کشورهای بررسیشده، اسپانیا روشنترین و شدیدترین قطببندی حزبی را دارد. موضع دولت و حزب سوسیالیست کارگران اسپانیا، PSOE، نهفقط عدم مشارکت، بلکه محکومیت آشکار جنگ بوده است.
🔸 محافظهکاران در آغاز جنگ خواهان همراهی فعالتر با آمریکا بودند و بر لزوم قدرت نظامی، افزایش بودجه دفاعی و حفاظت از مسیرهای تجاری تأکید داشتند. اما با طولانیشدن جنگ، کمی بادنوک، رهبر حزب، از نبود راهبرد روشن و تغییر قواعد بازی از سوی آمریکا سخن گفت. موضع محافظهکاران از حمایت اولیه به نوعی حمایت مشروط تغییر کرده است: مقابله با جمهوری اسلامی و حمایت از متحدان، اما نه اطاعت بیچونوچرا از تصمیمهای ترامپ.
🔸 در یک جمعبندی کلی، اسپانیا روشنترین دولت مخالف جنگ را دارد؛ چپ فرانسه گستردهترین اجماع حقوقی علیه حمله را شکل داده است؛ آلمان محتاطترین شکاف را میان عدم مشارکت و تعهدات امنیتی غرب نشان میدهد؛ بریتانیا صحنه مناقشه بر سر پایگاهها و حدود همراهی با آمریکاست؛ و جمهوری ایرلند بیش از دیگران مسئله جنگ را با بیطرفی نظامی و استفاده از فرودگاه شانون پیوند زده است.
🔸 جنگ ایران، به این ترتیب، به آزمونی برای سیاست خارجی اروپا تبدیل شده است: آزمونی میان اتحاد با آمریکا و استقلال سیاسی، میان محکومیت جمهوری اسلامی و مخالفت با تغییر حکومت از طریق بمباران، و میان منطق قدرت نظامی و نظمی که اروپا سالها مدعی دفاع از آن بوده است.
🔗 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
[احزاب اصلی اروپا در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه موضعی گرفتهاند؟]
ـــــــــــــــــــــــــــ
#سپهر_مدبر
#سپاس_نیوز
@Nehzatazadiran
@Sepas_news
✾
✅ خانهمان آتش گرفته است
✍🏻 محمدجواد غلامرضاکاشی
🔸صد و اندی سال است در این دیار یکی اسلام گراست یکی چپ، یکی لیبرال و دیگری ناسیونالیست و توسعهگرا. اینهمه همیشه با هم در ستیز و رقابت بودهاند. با اینهمه در هر دوره تاریخی، اجماع نظری میان این سخنهای متعارض شکل گرفته که از دید همه آنها پنهان بوده است. همه تفاوتهای خود را میبینند اما به شباهتهای خود کورند. آن اجماع نظر پنهانی، عقل سیاسی آن دوران است.
🔸اجماع نظر پنهانی زور و توانی بیش از هر کدام از این صداهای رنگارنگ دارد. اجماع نظر پنهانی هر دوران، مادیت پیدا میکند و در یک وضعیت سیاسی متجلی میشود. البته آنچه در عمل مادیت پیدا میکند تا حدی تجلی آن اجماع پنهانی است تا حدی صورت کاریکاتوری آن عقلانیت. گاهی خیال میکنی واقعیت عقلانیتهای دورانی را به تمسخر گرفته است.
🔸همه متفکران و اهل نظر و هنرمندان دهههای سی و چهل و پنجاه ایران، به رغم اختلافات شدید، در استقلال سیاسی و عدالت اجماع نظر داشتند. آن اجماع نظر بود که در نظم جمهوری اسلامی مادیت پیدا کرد. حال باید بررسی کرد جمهوری اسلامی تا کجا تجلی آن عقلانیت بود تا کجا صورت تمسخر شده آن عقلانیت.
🔸از اواخر دهه شصت و بخصوص در دهه هفتاد، نیروهای لیبرال و چپ و ناسیونالیست و اسلامگرا، با یکدیگر در ستیز و رقابت بودند اما یک اجماع نظر پنهانی پیرامون دمکراسی میان آنها شکل گرفت. همه تحولات پس از دوم خرداد را ذیل این عقلانیت میتوان بررسید و همزمان به این سوال پاسخ داد: آنجه در فرایندهای انتخاباتی تحقق یافت تجلی آن عقلانیت بود یا صورت تمسخر آمیز آن؟
🔸امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟ به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خالی عمیق و تهی است.
اجماع نظری که به انقلاب پیوست همه ما را دست به کار سازمان دادن به یک حکومت ایدئولوژیک کرد. اجماع نظر دهه هفتاد، همه را دست به کار سازمان دادن به دمکراسی و توسعه سیاسی ساحت. اجماع نظر این روزها همه را دست به کار جنگ میکند. ما کمر به قتل یکدیگر میبندیم. گدازههای آتش به سمت یکدیگر پرتاب میکنیم. خانمان و سرمایههای پیشین را میسوزانیم. ما همه فرزندان دوران خود هستیم. دوران ما دوران زوال و انحطاط جمعی است.
🔸جنگ با شکست عقلانیت معطوف به دمکراسی در اواخر دهه نود آغاز شد. رویدادهای ۹۶ و ۹۸ هشدار خطرناک بود. در ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ آتش زبانه کشید و اینک با تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، صورتی فوق العاده خطرناک پیدا کرده است. جنگ از درون به بیرون و از بیرون به درون زبانه میکشد.
خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز.
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جواد_کاشی
#سپاس_نیوز
@mjavadkashi
@Sepas_news
✾
✅ جنگی که دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست
✍🏻 محمد عثمانی
🔸 بحران جاری میان ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً با منطق «چه کسی در جنگ پیروز شد؟» فهم کرد. مسئله اصلی اکنون این است که جنگ چه چیزی را در ساختار قدرت خاورمیانه تغییر داده است.
🔸 ایران نشان داد که اگرچه نمیتواند در یک جنگ متعارف با آمریکا برتری نظامی پیدا کند، اما قادر است هزینه جنگ را از سطح ایران به سطح اقتصاد جهانی و امنیت منطقه منتقل کند. همین انتقال هزینه، مهمترین ابزار قدرت تهران در مرحله کنونی است. در مقابل، آمریکا نیز نشان داده است که قدرت نظامی عظیمی برای وارد کردن ضربه به ایران دارد، اما میان «توانایی تخریب» و «توانایی حل مسئله ایران» فاصلهای بسیار بزرگ وجود دارد.
🔸 آمریکا قادر به ضربه زدن است، اما حل مسئله ایران برایش دشوار است؛ ایران قادر به افزایش هزینه جنگ است، اما پیروزی نظامی بر آمریکا برایش ناممکن است. این وضعیت معمولاً نه به پیروزی سریع، بلکه به مذاکره، جنگ فرسایشی یا نوعی آتشبس ناپایدار منتهی میشود.
🔸 تنگه هرمز در این معادله فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یک ابزار ژئوپلیتیک است. هرچه بحران در هرمز طولانیتر شود، جنگ از یک منازعه دوجانبه خارج و به مسئله اقتصاد جهانی تبدیل میشود. از این منظر، استراتژی ایران قابل فهم است: اگر نمیتوانی آمریکا را در میدان نظامی شکست دهی، هزینه جنگ را به متغیری تبدیل کن که واشنگتن نمیتواند بهسادگی نادیده بگیرد.
🔸 اما این استراتژی یک تناقض بنیادی دارد. هرچه ایران بیشتر از هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کند، کشورهای عرب خلیج فارس بیشتر به این نتیجه میرسند که امنیت آنان نمیتواند به رفتار تهران وابسته باشد. در نتیجه، ایران ممکن است در کوتاهمدت قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد، اما در بلندمدت به شکلگیری ائتلافهایی کمک کند که برای مهار خود ایران ساخته شدهاند.
🔸 پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را نباید صرفاً یک توافق نظامی تلقی کرد. اهمیت واقعی آن در این است که کشورهای منطقه به تدریج به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند امنیت خود را تنها به آمریکا بسپارند. بزرگترین پیام پیمان مکه برای تهران این نیست که سه کشور علیه ایران متحد شدهاند؛ بلکه این است که منطق امنیت منطقه از «امنیت آمریکایی» به سوی «امنیت چندقطبی منطقهای» حرکت میکند.
🔸 این تحول برای ایران هم تهدید است و هم فرصت. همان چیزی که زمانی «عمق استراتژیک ایران» نامیده میشد، ممکن است در آینده به «محیط پیرامونی ضدایرانی» تبدیل شود. قدرت منطقهای ایران میتواند همزمان با افزایش قدرت بازدارندگی، عمق سیاسی ایران را کاهش دهد. اگر کشورهای همسایه ایران به این نتیجه برسند که امنیتشان در گرو مهار تهران است، ایران ممکن است از نظر نظامی قدرتمندتر، اما از نظر سیاسی منزویتر شود.
🔸 ایران اگر بخواهد از جنگ اخیر یک دستاورد استراتژیک واقعی بیرون بکشد، نباید پیروزی را در «ادامه جنگ» جستوجو کند. باید آن را در تبدیل قدرت نظامی به سرمایه سیاسی جستوجو کند. تهران باید از خود بپرسد: آیا میخواهد برای همیشه کشوری باشد که همسایگانش از آن میترسند؟ یا میخواهد به کشوری تبدیل شود که همسایگانش به قدرت آن نیاز دارند؟
🔸 اگر جنگ همین امروز پایان یابد، ایران نمیتواند صرفاً بگوید «ما شکست نخوردیم» و آن را پیروزی تلقی کند. پیروزی استراتژیک زمانی رخ میدهد که ایران بتواند از این جنگ سه دستاورد به دست آورد: حفظ استقلال تصمیمگیری؛ جلوگیری از تبدیل شدن منطقه به ائتلافی منسجم علیه ایران؛ و تبدیل توان نظامی به توافق سیاسی و اقتصادی. اگر تهران فقط اولی را حفظ کند، در واقع جنگ را زنده مانده است، نه اینکه ضرورتاً پیروز شده باشد.
🔸 آینده خاورمیانه احتمالاً نه «ایرانمحور» خواهد بود و نه «آمریکامحور». بلکه چندقطبی، رقابتی و پرریسک خواهد بود.
🔸 مسئله اصلی ایران پس از جنگ دیگر صرفاً «چگونه آمریکا را شکست دهیم؟» نیست. مسئله بسیار بنیادیتر است: چگونه قدرت نظامی خود را به اعتماد منطقهای تبدیل کنیم؟
🔸 اگر ایران پاسخ مناسبی به این پرسش و آمریکا پاسخ مناسبی به پرسش خود پیدا کنند، جنگ میتواند سرآغاز یک نظم جدید باشد. اما اگر هیچیک پاسخ ندهند، منطقه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن جنگ پایان مییابد، اما صلح هرگز آغاز نمیشود.
🔗 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
[جنگی که دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست]
ـــــــــــــــــــــــ
#محمد_عثمانی
#ایران
#آمریکا
#خلیج_فارس
#تنگه_هرمز
#نظم_منطقهای
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ نظم منطقهای بدون ایران؟
✍🏻 نازنین شبانی
🔸 امضای پیمان دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، تنها چند روز زمان لازم داشت تا از سطح یک خبر دیپلماتیک فراتر رود و به موضوعی برای بحث درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه تبدیل شود. توافقی که براساس آن حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد، در برخی تحلیلهای غربی با ماده پنج ناتو مقایسه شده است؛ هرچند فاصله میان یک «تعهد سیاسی به دفاع مشترک» و یک ائتلاف نظامی عملیاتی همچنان قابل توجه است.
🔸 یکی از خطوط مشترک در تحلیلهای منتشرشده در رسانهها و محافل معتبر سیاست خارجی آمریکا و اروپا، کاهش تمایل قدرتهای منطقه به اتکای انحصاری به تضمینهای امنیتی ایالات متحده است. عربستان لزوما در حال جایگزینکردن آمریکا نیست؛ بلکه میکوشد امنیت خود را به یک ضامن خارجی محدود نکند. ترکیه با توان نظامی و صنایع دفاعی رو به رشد و پاکستان با ظرفیت نظامی و توان هستهای، دو ضلع متفاوت این سیاست تنوعبخشی را تشکیل میدهند.
🔸 برای ایران، اما ماجرا پیچیدهتر است. جمهوری اسلامی سالها بر این گزاره تأکید داشته که امنیت خلیج فارس و خاورمیانه باید به دست کشورهای خود منطقه تأمین شود و حضور قدرتهای فرامنطقهای یکی از عوامل ناامنی است. اکنون سه قدرت مهم مسلمان در حال ایجاد سازوکاری برای همکاری دفاعی بیشتر و افزایش ظرفیتهای مستقل منطقهای هستند؛ اما ایران در این سازوکار حضور ندارد. از همین رو، «فارین پالیسی» این تناقض را با این تعبیر برجسته کرده است: نظمی که ایران خواهان آن بود، ممکن است بدون ایران شکل بگیرد.
🔸 تقلیل پیمان مکه به یک «ائتلاف ضدایرانی» نیز تمام واقعیت را توضیح نمیدهد. بخشی از تحلیلهای غربی نشان میدهد که نگرانی اعضای این پیمان تنها متوجه ایران نیست و رفتار نظامی اسرائیل و افزایش آزادی عمل آن در منطقه نیز در محاسبات آنها نقش دارد. انتخاب ترکیه و پاکستان بهعنوان شرکای امنیتی ریاض میتواند نشانه جستوجوی مدلی باشد که در آن عربستان همزمان رابطه خود با واشنگتن را حفظ کند، در برابر تهران بازدارندگی ایجاد کند و استقلال عمل بیشتری در برابر اسرائیل داشته باشد.
🔸 حضور پاکستان، بهعنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای، یکی دیگر از دلایل توجه ویژه به این پیمان است. بااینحال، براساس آنچه تاکنون علنی شده، نمیتوان از وجود یک «چتر هستهای» رسمی برای عربستان یا ترکیه سخن گفت. در عین حال، حتی بدون یک تضمین رسمی هستهای، حضور پاکستان در یک پیمان دفاعی مشترک بهطور طبیعی بر محاسبات بازدارندگی سایر بازیگران منطقه تأثیر خواهد گذاشت.
🔸 تعبیر «ناتوی اسلامی» نیز در شرایط فعلی بیش از آنکه توصیفی دقیق باشد، یک استعاره سیاسی و رسانهای است. ناتو تنها بر یک تعهد دفاع متقابل بنا نشده، بلکه دارای ساختار فرماندهی، برنامهریزی مشترک، استانداردهای عملیاتی و دههها تجربه همکاری نظامی است. پیمان مکه فعلا در ابتدای چنین مسیری قرار دارد و هنوز روشن نیست سه کشور تا چه اندازه حاضر خواهند بود سامانههای دفاعی، اطلاعاتی و تصمیمگیری نظامی خود را در یک ساختار منظم و دائمی هماهنگ کنند.
🔸 بااینحال، حتی اگر پیمان مکه هرگز به سازمانی شبیه ناتو تبدیل نشود، میتواند نشانهای از آغاز مرحلهای تازه در نظم منطقهای باشد؛ مرحلهای که در آن قدرتهای میانی خاورمیانه و پیرامون آن بهدنبال استقلال راهبردی بیشتر، کاهش وابستگی به یک ضامن خارجی و ایجاد موازنه در برابر قدرتهای رقیب هستند.
🔸 برای ایران، شاید مهمترین پرسش نیز همینجاست: اگر خاورمیانه به سوی نظمی حرکت کند که در آن قدرتهای خود منطقه نقش بیشتری در تأمین امنیت داشته باشند، ایران چه جایگاهی در این نظم خواهد داشت؟ کاهش وابستگی منطقه به آمریکا میتواند با یکی از مطالبات دیرینه تهران همخوان باشد، اما تحقق همان ایده بدون مشارکت مؤثر ایران، معنایی کاملا متفاوت خواهد داشت.
🔸 خاورمیانه در حال ساختن نظم تازهای است؛ پرسش این است که ایران سازنده آن خواهد بود یا موضوع آن؟
📌 گزارش کامل «نظم منطقهای بدون ایران؟»
ـــــــــــــــــــــــــــ
#پیمان_مکه
#عربستان #ترکیه #پاکستان
#ایران
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
🎥 شعرخوانی قیصر امینپور
🌿 «بیا عاشقی را رعایت کنیم»
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز، از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم
بیایید تا عینِ عینالقضات
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
ـــــــــــــــــــــــ
#قیصر_امین_پور
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#عشق
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ هرمز را به بنبست تبدیل نکنیم
✍🏻 سپهر مدبر
🔸در بحثهای اخیر درباره آینده تنگه هرمز، این دیدگاه مطرح شده است که «تنگه هرمز اهرمی است در برابر تهدیدات نظامی و تحریمهای اقتصادی» و عادیشدن شرایط آن باید به دو امر گره بخورد: اطمینان از اینکه این مسیر برای تجهیز نظامی و تهدید امنیت ایران به کار گرفته نشود و نیز لغو محاصره اقتصادی و تحریمها.
🔸در اصل این استدلال حقیقت مهمی وجود دارد. ایران در شرایط تهدید نظامی و فشار اقتصادی دلیلی ندارد ابزارهای چانهزنی خود را بیقیدوشرط کنار بگذارد یا در برابر وعدههایی مبهم از ظرفیتهایش صرفنظر کند. ایران نباید داشتههای خود را ارزان واگذار کند. اما اهرم تا چه زمانی اهرم باقی میماند و از چه نقطهای ممکن است خود به بخشی از بحران تبدیل شود؟
🔸ارزش یک اهرم در مدت حفظ آن نیست؛ در دستاوردی است که از طریق آن حاصل میشود. اگر موقعیت هرمز بتواند احتمال تجاوز دوباره را کاهش دهد، به تثبیت آتشبس کمک کند، تضمینهای امنیتی ایجاد کند یا بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، این ظرفیت در خدمت منافع ملی قرار گرفته است. اما اگر حفظ وضعیت بحرانی خود به هدف تبدیل شود، باید پرسید: آیا همچنان اهرم در خدمت سیاست است، یا سیاست بهتدریج در خدمت حفظ اهرم قرار گرفته است؟
🔸این پرسش بهویژه درباره «لغو تحریمها» اهمیت دارد. اگر مقصود، رفع مجموعهای مشخص از محدودیتهای مرتبط با بحران جاری باشد، میتوان آن را در قالب توافقی مرحلهای و متقابل دنبال کرد. اما اگر عادیسازی یک بحران مشخص به حل یکباره همه منازعات و رفع تمامی شبکه تحریمها وابسته شود، نقطه خروج از بحران ممکن است چنان دور و نامعین شود که عملاً دستنیافتنی گردد. میان خواسته موجه و راهبرد مؤثر برای تحقق آن تفاوت وجود دارد.
🔸راه، نه واگذاری بیقیدوشرط اهرمهای ایران است و نه مشروطکردن پایان بحران به تحقق یکباره همه مطالبات. میتوان هر گام را به اقدامی مشخص، متقابل، قابل سنجش و قابل بازگشت گره زد؛ کاهش تنش در برابر کاهش فشار، عادیسازی بیشتر در برابر ترتیبات روشن امنیتی، و مراحل بعدی در برابر کاهش مشخص محدودیتهای اقتصادی.
🔸در عین حال، هرمز اهرمی نیست که هزینه استفاده از آن فقط متوجه یک طرف متخاصم باشد. اختلال طولانیمدت در این گذرگاه بر همسایگان، واردکنندگان انرژی، تجارت جهانی و در نهایت خود ایران نیز اثر میگذارد. قدرت واقعی فقط توان تحمیل هزینه نیست؛ توان مدیریت پیامدهای آن نیز بخشی از قدرت است.
🔸در نهایت، «ملی» در منافع ملی باید به ملت بازگردد. امنیت، استقلال و تمامیت ارضی در کنار اقتصاد، سرمایه انسانی، امنیت روانی، امکان توسعه و آینده نسلهای بعدی معنا پیدا میکند. نمیتوان هزینهای را که به طرف مقابل تحمیل میشود سنجید و هزینهای را که مردم ایران در قالب تورم، نااطمینانی، اختلال تجارت، فرار سرمایه یا مهاجرت میپردازند از معادله کنار گذاشت.
🔸دفاع از ایران با دائمیکردن وضعیت جنگی یکی نیست. ایران حق دارد از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کند، اما هدف دفاع باید کاهش احتمال جنگ آینده و افزایش امنیت کشور باشد؛ نه آنکه جامعه برای همیشه در منطق جنگ باقی بماند.
🔸تنگه هرمز میتواند بخشی از قدرت چانهزنی ایران باشد؛ اما نباید به بنبستی تبدیل شود که خروج از آن تنها پس از حل همزمان تمام منازعات ممکن باشد. سیاست فقط هنر داشتن و نگهداشتن اهرم نیست؛ هنر اصلی آن است که بدانیم چه زمانی و با چه ترتیبی باید اهرم را به امنیت، رفاه و دستاورد ملی تبدیل کرد.
🔗 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
[هرمز را به بنبست تبدیل نکنیم]
ـــــــــــــــــــــــ
#سپهر_مدبر
#تنگه_هرمز
#منافع_ملی
#سیاست_خارجی
#ایران
#سپاس_نیوز
@Sepas_news
✾
✅ پس از کشتار؛ بازاندیشی در راهبرد تغییر سیاسی در ایران
محمدعلی کدیور در مقالهی «پس از کشتار: بازاندیشی راهبرد در خیزش ایران» به این پرسش میپردازد که در برابر حکومتی با دستگاه امنیتی منسجم و قدرت سرکوب گسترده، چه راهبردی میتواند امکان تغییر سیاسی را افزایش دهد و در عین حال هزینهی انسانی را کاهش دهد.
به باور او، یکی از مسائل اصلی خیزش اخیر، شتاب حرکت از اعتراض تودهای به رویارویی مستقیم بود؛ در حالی که هنوز شبکههای سازمانی، اعتصابات گسترده و شکاف مؤثر در دستگاه قدرت شکل نگرفته بود. کدیور در مقایسه با انقلاب ۱۳۵۷ بر اهمیت «زمان» و ساخت تدریجی قدرت اجتماعی تأکید میکند.
او همچنین نسبت به اتکا به فروپاشی ناگهانی نیروهای امنیتی، مداخله خارجی و نادیدهگرفتن اهمیت انضباط خشونتپرهیز هشدار میدهد و در برابر الگوی «شورشمحور»، از رویکردی مبتنی بر سازمانیابی اجتماعی، ائتلافسازی و تقویت ظرفیت مستقل جامعه دفاع میکند.
جمعبندی مقاله در این جمله بهروشنی بیان شده است:
«هدف، صرفاً حذف ساختار سرکوبگر نیست؛ ساخت جامعهای است که بتواند خود را دموکراتیک اداره کند.»
📌 نویسنده: محمدعلی کدیور
📌 مقاله: «پس از کشتار: بازاندیشی راهبرد در خیزش ایران»
ـــــــــــــــــــــــ
#محمدعلی_کدیور
#دموکراسی
#جنبش_اجتماعی
#ایران
@Sepas_news
