مرجــع مکالمــه انگلیسی
Open in Telegram
آکــادمی زبــان لینگـونکس (پایـه تا آیلتس) آموزش زبان انگلیسی با موزیک، فیلم، پادکست ● کمکت می کنیم از کجا شروع کنی و چطور یاد بگیری ● دوره ها، کلاس ها، مشاوره رایگان🔻 @lingonex_admin https://www.instagram.com/lingonex
Show more2 233
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1330 days
Posts Archive
فرق حروف اضافه into و in to
🔻 کلمات in و into هر دو حروف اضافه هستند.
🔹 ولی گاهی اوقات in قبل از to به عنوان بخشی از phrasal verb قرار می گیرد.
🔹 و گاهی اوقات in قبل از to مصدری قرار می گیرد.
🔸 I fell into a trap.
🔹 I fell in to my new routine easily.
🟢 حرف اضافه in بخشی از فعل سه قسمتی fall in to.
🔸 I came into the room.
🔹 Icame in to tell you something.
🟢 حرف اضافه in قبل از to مصدری
🆔@lingonex
🟡 یک وقتایی میگیم مثلا "اره اون کتاب، اون رستوران، و....خوبه ولی این یک چیز دیگه ست چه جوری به انگلیسی بگیم؟
🔶A cut above the rest
👉🏻Def: better in quality than most others
📒This new restaurant is a cut above the rest.
🆔@lingonex
💢Vocabulary
👈🏻 کلمات زیر بیانگر تاکید هستند
🎨Without a doubt. بدون تردید
🎨Obviously آشکارا ، معلوم بودن که
🎨 Clearly. به وضوح ، مسلما
🎨Evidently. از قرار معلوم ، ظاهرا
🎨Actually. در حقیقت ، واقعا
🎨 In fact. در واقع ، در حقیقت
🎨certainly به طور مسلم
🎨Definitely. حتما ، قطعا
🎨Extremely. بى نهایت ، بسیار
🎨 Indeed در واقع، راستی
🎨Absolutely. مسلما ، حتما
🎨Positively. قطعا، بي تردید
🎨Unquestionably. بى گمان ،مسلما
🆔@lingonex
💢Vocabulary
⭕️The difference between
Talk To & Talk With
👉The both mean to speak and chat with People.
🔶When you Talk To someone, it shows that you Talk More than the person in front of you and he's Usually Quiet while your talking.
🔶When you Talk With, it shows that you Both speak and There is an Active chat.
👱🏻I hate the time, when someone talks to me and I have no choice but to listen to them.
🧑🏻 While scientists come together, they often talk with each other and exchange their new ideas.
🆔@lingonex
💢Conversation
⭕️Big Auto Accident
🧑🏻ALICE: "Hi Mary. What's wrong?"
👱🏻♀MARY: "Oh hi Alice. I just got back from the hospital.
🧑🏻 ALICE: "Is something wrong?"
👱🏻♀MARY: "My son was in an auto accident last night."
🧑🏻ALICE: "Oh dear. I'm sorry to hear that. Was he seriously injured?"
👱🏻♀MARY: "Yes. He broke both of his legs and his ribs."
🧑🏻ALICE: "That's awful!"
👱🏻♀MARY: "I know. He just got his driver's license a month ago."
🧑🏻 ALICE: "How scary for him."
👱🏻♀MARY: "It wasn't his fault though. He was hit by a drunk driver.
🧑🏻 ALICE: "That's terrible!"
👱🏻♀MARY: "I'm so angry about it! My son could've been killed by an irresponsible driver."
🧑🏻 ALICE: "You're right! Did they catch the other driver? Was he or she injured?"
👱🏻♀MARY: "Yeah, he was arrested. He wasn't injured.
🧑🏻 ALICE: "Do you think he will go to jail?"
👱🏻♀ MARY: "I don't know. I'm just worried about my son right now."
🧑🏻ALICE: "Can I help you with anything?"
👱🏻♀ MARY: "Well, I just came home to get a change of clothes. I'm going to go back to the hospital soon. Would you be able to feed our cats tonight?"
👱🏻♀ALICE: "Of course. Please let me know if there is anything else I can help you with."
🧑🏻MARY: "Thanks Alice."
👱🏻♀سلام مری، چی شده؟
🧑🏻اوه سلام آلیس. همین چند لحظه پیش از بیمارستان برگشتم.
👱🏻♀ مشکلی پیش اومده؟
🧑🏻 پسرم دیشب تو یه تصادف ماشین بود.
👱🏻♀ اوه عزیزم. از شنیدنش متأسفم. آیا به طور جدی آسیب دید؟
🧑🏻 آره. هر دو پا و همینطور دنده هاش شکستند.
👱🏻♀وحشتناکه!
🧑🏻می دونم. گواهی نامه رانندگیش رو یه ماه پیش گرفته بود.
👱🏻♀چقدر اتفاق ترسناکی براش بوده.
🧑🏻اما تقصیر پسرم نبود. با یه راننده مست تصادف کرد.
👱🏻♀وحشتناکه!
🧑🏻خیلی بابتش عصبانیم! امکان داشت پسرم توسط یه راننده بی مسئولیت کشته بشه.
👱🏻♀ راست می گی! آیا راننده دیگه رو گرفتند؟او هم آسیب دید؟
🧑🏻آره، دستگیر شد. آسیب ندیده بود.
👱🏻♀گمان می کنی به زندان میره؟
🧑🏻 نمی دونم. فقط در حال حاضر نگران پسرم هستم.
👱🏻♀ کمکی از دستم برمیاد برات بکنم؟
🧑🏻خوب، من اومدم خونه تا لباسامو عوض کنم. زودی به بیمارستان برخواهم گشت. می تونی امشب به گربه هامون غذا بدی؟
👱🏻♀البته. اگه چیز دیگه ای هم هست که بتونم کمکی بکنم لطفاً بهم بگو.
🧑🏻 ممنونم آلیس.
🆔@lingonex
💢Point
👈🏻هنگامی که بخواهیم بگوییم برای انجام فلان کار دقیقاً بهمان مقدار زمانی (دقیقه، ساعت و ...) صرف شده است یا انتظار میرود که صرف شود، از قید "flat"، درست بعد از زمان ذکرشده، استفاده میکنیم.
🧑🏻لباس پوشیدنم دقیقاً پنج دقیقه طول کشید.
🧑🏻I got dressed in five minutes flat.
👱🏻درست ظرف ۱۰ دقیقه رسید خانه.
👱🏻She was at home in 10 minutes flat.
🧑🏻فقط دو ساعت طول کشید تا نظافت اتاق را تمام کنم.
🧑🏻I finished cleaning the room in two hours flat.
⭕️تاکید این قید بر سرعت انجام آن کار و کوتاهبودنِ زمان صرفشده است.
این قید عمدتاً در موقعیتهای غیر رسمی استفاده میشود.
🆔@lingonex
💢5 Ways to express your love:
🧑🏻1. You light up my life.
👱🏻2. You make my heart skip a beat.
🧑🏻3. You are the best thing that ever happened to me.
👱🏻4. I adore you for who you are! Always stay the same! I love you.
🧑🏻5. You are very adorable and kind. My life has brightened up since you came.
🆔@lingonex
💢Grammar
⭕️The difference between because & because of
👈🏻بعد از because نیاز به فاعل و فعل داریم. به عنوان مثال اگر بخواهید بگویید “چون باران بارید بیرون نرفتیم” باید جمله به شکل زیر باشد:
👱🏻We didn’t go out because it rained.
👈🏻که در این جمله "it" و "rained" به ترتیب همان فاعل و فعلی هستند که پس از "because" آمده اند. دقت کنید نمی توانیم بگوییم:
🧑🏻We didn’t go out because rain.
⭕️در مورد "because of" موضوع متفاوت است. بعد از "because of" باید یک اسم یا عبارت اسمی و یا یک فعل در حالت "ing" بکار ببرید. حال ببینید چطور می توان همان مثال “چون باران بارید بیرون نرفتیم” را با "because of" گفت:
👱🏻We didn’t go out because of rain.
در جمله بالا بعد از" because of" از اسم (rain) استفاده شده است. اگر بخواهیم م روی توانیم از فعل "ing" دار استفاده کنیم:
🧑🏻We didn’t go out because of raining.
🆔@lingonex
💢Grammar
⭕️The difference between because & because of
👈🏻بعد از because نیاز به فاعل و فعل داریم. به عنوان مثال اگر بخواهید بگویید “چون باران بارید بیرون نرفتیم” باید جمله به شکل زیر باشد:
👱🏻We didn’t go out because it rained.
👈🏻که در این جمله "it" و "rained" به ترتیب همان فاعل و فعلی هستند که پس از "because" آمده اند. دقت کنید نمی توانیم بگوییم:
🧑🏻We didn’t go out because rain.
‼️در مورد "because of" موضوع متفاوت است. بعد از "because of" باید یک اسم یا عبارت اسمی و یا یک فعل در حالت "ing" بکار ببرید. حال ببینید چطور می توان همان مثال “چون باران بارید بیرون نرفتیم” را با "because of" گفت:
👱🏻We didn’t go out because of rain.
در جمله بالا بعد از" because of" از اسم (rain) استفاده شده است. اگر بخواهیم م روی توانیم از فعل "ing" دار استفاده کنیم:
🧑🏻We didn’t go out because of raining.
🆔@lingonex
🟡silver surfer
👉🏻Meaning : an old person who uses the Internet.
شخص مسنی که زیاد از اینترنت استفاده میکند
🧑🏻Uncle Bob is a silver surfer. He uses the Internet every day, although he’s almost 70
🆔@lingonex
🆔@lingonex
🟢Short Story
👉🏻 Once upon a time, there was a poor orphan boy called Dik Whittington. The people in his village believed that the streets of London were paved with gold. So Dik decided to travel there and become a rich man. Dik walked for many days, but when he arrived in London there were no streets of gold! Tired and hungry, he fell asleep on the steps of a great house.
The house belonged to a rich businessman who found Dik and gave him a job cleaning the kitchen. Dik worked very hard and was happy. He had enough to eat and at night he could sleep by the fire. There was a problem though! At night, rats ran around the kitchen and kept him awake.
So Dik went out and found the fastest rat-catching cat in London! The cat caught all the rats that came into the house and Dik could sleep at night. The businessman heard about the amazing cat and asked Dik if he could take it on his ship to catch rats on his next journey. Dik agreed, but was very sad to see the cat go.
While the businessman was away, the other servants were very mean to Dik, so Dik decided to run away. But as he was leaving, one of the great church bells rang. It seemed to say, ‘Turn back, Dic Whittington, Mayor of London!’ So Dik came back to the house and soon the businessman returned. He was very happy because Dik’s cat had caught all the rats on the ship. He gave Dik a reward and promoted him to his assistant.
Dik worked hard for the businessman and learned everything he could. Eventually he married the businessman’s daughter and started a very successful business of his own. And, yes, he did become Mayor of London!
🟡دیک ویتینگتون
👈🏻 روزی روزگاری در زمان های قدیم پسری یتیم به نام دیک ویتینگتون بود.
در ده آنها مردم به این اعتقاد داشتند که خیابان های لندن پر از سکه های طلاست، بنابراین دیک تصمیم گرفت که برای پولدار شدن رهسپار لندن شود.
دیک روزهای متوالی را پیاده روی کرد، اما وقتی که به لندن رسید، دید ای دل غافل خیابان ها سنگفرش شده اند و تمیز هستند اما، طلایی وجود ندارد، خسته و کوفته، کنار یک خانه مجلل نشست و همانجا هم خوابش برد.
خانه مجلل متعلق به یک تاجر موفق بود، او دیک رو درمانده دید و او را برای تمیز کردن آشپزخانه استخدام کرد، دیک بسیار سخت کوش بود و البته خوشحال هم بود زیرا هم غذا به اندازهی کافی برای خوردن داشت و هم جای خواب مناسب کنار شومینه داشت.
اما با همه اینها مشکلی بر سر راه دیک وجود داشت، آشپزخانه پر از موش های مزاحم و موذی بودند که نمیذاشتند دیک شب ها بدرستی بخوابد.
بنابراین دیک رفت بیرون و سریعترین گربهی لندن را در گرفتن موش پیدا کرد و به خانه آورد و بعدش توانست شب ها را با خیالی آسوده بدون موش های مزاحم بخوابد.
تاجر دربارهی گربه دیک حرفایی شنیده بود برای همین از دیک پرسید که آیا می شود که گربه رو برای سفر کاری با خودم ببرم که موش های توی کشتی رو بگیرد؟
دیک قبول کرد اما خیلی ناراحت بود که گربه اش از او جدا می شود.
اما به محض اینکه تاجر رهسپار سفر شد، دیگر مستخدمین آن خیلی رفتار مناسبی با دیک نداشتند و او را اذیت کردند بنابراین دیک تصمیم گرفت که خانه را ترک کند، اما وقتی که او میخواست که همه چیز را ترک کند، کلیسای آنجا شروع به زنگ زدن کرد که بنظر می رسید همه زنگوله ها با هم میگویند که نرو دیک، برگرد دیک قهرمان برگرد شهردار شهر لندن.
از همین رو دیک تصمیم گرفت که به خانه برگرد، هنگامی که به خانه برگشت دید مرد تاجر هم از سفر برگشته خیلی خوشحال شد از این اتفاق زیرا گربه اش دوباره برگشته بود. تاجر از دیک خیلی تشکر کرد و به او پاداش داد و از او خواست که او را در کارهایش کمک کند و همکار او شود.
دیک شب و روز به سختی کار میکرد و مواردی را که نیاز بود یاد بگیرد به سرعت هر چه تمامتر یاد میگرفت، سرانجام دیک قصه ما با دختر تاجر ازدواج کرد و تجارت شخصی خود را با توجه به چیزهایی که یاد گرفته بود شروع کرد، و بله همان طور که زنگوله ها به او گفته بودند او شهردار لندن شد.
🆔@lingonex
