خویشتن نو
Open in Telegram
یادداشتهایی درباره خودشناسی و مفاهیم عمومی روانشناسی هانیه روزبهانی، دانشجوی دکتری روانشناسی اینستاگرام: Instagram.com/haniye_rouzbehani Khishtaneno.com تعیین وقت مشاوره و شرکت در کلاسها: +98 998 119 7676 @MsBeiramei
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 330
Subscribers
-124 hours
-37 days
+830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+10
in 0 channels
November '24
+26
in 0 channels
Get PRO
October '24
+14
in 0 channels
Get PRO
September '24
+23
in 0 channels
Get PRO
August '24
+85
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 2 channels
Get PRO
May '240
in 1 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 1 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1
in 0 channels
Get PRO
October '22
+25
in 0 channels
Get PRO
September '22
+25
in 0 channels
Get PRO
August '22
+29
in 0 channels
Get PRO
July '22
+44
in 0 channels
Get PRO
June '22
+32
in 0 channels
Get PRO
May '22
+24
in 0 channels
Get PRO
April '22
+22
in 0 channels
Get PRO
March '22
+23
in 0 channels
Get PRO
February '22
+19
in 0 channels
Get PRO
January '22
+30
in 0 channels
Get PRO
December '21
+26
in 0 channels
Get PRO
November '21
+43
in 0 channels
Get PRO
October '21
+45
in 0 channels
Get PRO
September '21
+61
in 0 channels
Get PRO
August '21
+54
in 0 channels
Get PRO
July '21
+30
in 0 channels
Get PRO
June '21
+52
in 0 channels
Get PRO
May '21
+47
in 0 channels
Get PRO
April '21
+50
in 0 channels
Get PRO
March '21
+39
in 0 channels
Get PRO
February '21
+35
in 0 channels
Get PRO
January '21
+53
in 0 channels
Get PRO
December '20
+2 478
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | 0 | |||
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | +2 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | +3 | |||
| 15 December | 0 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | +1 | |||
| 12 December | 0 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | +1 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | +1 |
Channel Posts
🔴 درخودماندگی فکری و تله اطمینان
✍ #هانیه_روزبهانی
یک اصطلاح جالبی هست در اختلالات شکل تفکر به نام «تفکر اوتیستیک»، به معنی درخودماندگی فکری که البته بهتنهایی نشانه یک اختلال روانشناختی نیست و ممکنه در افراد عادی هم گاهی اتفاق بیفته.
تفکر اوتیستیک یا درخودمانده به فرایند فکریای میگن که خودشیفتهوار و خودمحورانهست، تمرکزش روی درونه نه واقعیت بیرون و در افراد عادی بدون تشخیص اختلال بالینی، معمولا به این صورت خودش رو نشون میده که فرد سالها در محدوده تنگ باورها و آموختههای قبلیش میمونه، استدلال منطقی نداره، نقد رو برنمیتابه و مسلما حاصلی هم جز تعصب و دگماتیسم نداره. احتمالا مثالهای زیادی به ذهن همهمون میاد، اما کمتر ممکنه به فرم تفکر خودمون شک کنیم.
این روزها اگر از خودم بپرسم بعد از چند سال تحصیل و کار در رشته روانشناسی، بزرگترین موهبت و دستاوردی که این مسیر برای من داشته چه بوده، شاید این باشه که بیآنکه الزاما بخوام، مجبور شدم فرم تفکر خودم رو بازبینی کنم. درواقع ذات پویای این رشته و آشنایی با دنیای درونروانی افراد مختلف و لایههای پیچیده روان انسان، اولین چیزی که _بهدرستی_ از من گرفت اطمینان بود.
«علم مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی» برای من یک تلنگر مداوم و مستمر بود که درخودماندگیهای فکری خودم در مسائل مختلف رو ببینم و تلاش کنم باورهام رو در مورد هرچیزی که به روان انسان مربوطه دوبارهسنجی و بازبینی کنم اما به قطعیت نرسم. اینقدر که این روزها سعی میکنم بهجای جمله «من به موضوعی باور یا اعتقاد دارم»، بیشتر بگم به یک مدل فکری «تمایل» دارم. انگار نفس باور داشتن ما رو وارد یک چرخه درخودماندگی و خودشیفتگی فکری جدید میکنه که دیگه چیزی جز تفکر خودت رو نه میبینی و نه میشنوی.
هرچند ادعای اندیشه آزاد برای روانی که تحتتاثیر صدها عامله، از ژنتیک و خانواده و فرهنگ گرفته تا خطاهای شناختی و مکانیسمهای دفاعی و...، شاید ادعای گزافی باشه، اما همین که سعی کنیم کمی به اطمینانهامون با دید تردید نگاه کنیم، شاید کمتر در دام تفکر اوتیستیک بیفتیم.
به مناسبت #روز_روانشناس
| 2 | 🔴دوره پیشرفته TA
🔴شروع دوره از دوشنبه ۱ آذر
📆 ۶ جلسه، روزهای شنبه و دوشنبه
⏰ساعت ۱۷:۳۰ الی ۲۰:۳۰
هزینه شرکت در دوره: ۸۰۰ تومان
☎️ اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
@MsBeiramei
09981197676
مباحث دوره پیشرفته:
🔸پیشنویس یا نمایشنامه زندگی و انواع آن
🔸تصمیمات پیشنویسی (بازدارندهها، مجوزها و رانهها)
🔸روندهای پیشنویسی
🔸ساخت دادن به زمان
🔸 انواع نادیده گرفتن
🔸نظام تخریبی
🔸روابط متقابل مکمل، متقاطع و دوپهلو
🔸انواع بازیهای روانی و تحلیل بازیها (فرمول بازیها، امتیازات هر بازی و تز و آنتی تز)
🔸مثلث کارپمن و مثلث تد | 1 697 |
| 3 | 🔴دوره تحلیل رفتار متقابل مقدماتی(غیرحضوری)
این دوره همراه با تمرینات گروهی آنلاین، نمایش و تحلیل فیلم و تمرینات هفتگی خواهد بود.
کلاس از طریق پلتفرم اسکای روم برگزار میشود.
روزهای شنبه و دوشنبه
شس جلسه
ساعت ۱۷:۳۰ الی ۲۰:۳۰
هزینه: ۸۰۰,۰۰۰ تومان
شروع دوره از ۱۲ مهر
شماره تماس برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام
09981197676
@msbeiramei | 937 |
| 4 | 🔴دوره تحلیل رفتار متقابل مقدماتی(غیرحضوری)
این دوره همراه با تمرینات گروهی آنلاین، نمایش و تحلیل فیلم و تمرینات هفتگی خواهد بود.
کلاس از طریق پلتفرم اسکای روم برگزار میشود.
روزهای شنبه و دوشنبه
شس جلسه
ساعت ۱۷:۳۰ الی ۲۰:۳۰
هزینه: ۸۰۰,۰۰۰ تومان
شروع دوره از ۱۲ مهر
شماره تماس برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام
09981197676
@msbeiramei | 784 |
| 5 | 🔴 نکتهای درباره توصیههای حکیمانه
✍️ #هانیه_روزبهانی
«عارف در دریایی شنا میکند که دیوانه در آن غرق میشود.»
این جمله از #جوزف_کمبل در کتاب #قدرت_اسطوره، مصادیق زیادی رو از تجربیات خودم و دیگران به خاطرم آورد. یکی از این مصادیق، جدی گرفتن افراطی توصیههای حکیمانه برای چگونه زندگی کردن بود.
مثلا یادمه یک بار با دوستی داشتیم درباره جرأتمندی و رفتار قاطعانه در احقاق حق صحبت میکردیم. میگفت من ترجیح میدم چیزی نگم تا به مرور زمان اون فرد خودش از رفتار من شرمنده بشه. وقتی گفتم خب شاید تغییری نکنه و به رفتار اشتباهش ادامه بده، اشاره کرد به جملهای از #حکمت_تائو با این مضمون که «مثل آب نرم باش و با لطافت بر سختی غلبه کن.» با خودم فکر کردم این توصیه شاید زیبا باشه اما برای فردی که همیشه به قول خودش در نشون دادن رفتار قاطعانه ضعیفه، نمیتونه مناسب باشه. در بهترین حالت این دستور کلی میتونه برای آدمی باشه که قاطعیت رو بلده اما انعطاف رو «انتخاب» میکنه. نه اینکه از این حکم کلی به عنوان سپری برای وارد نشدن به ترسهاش استفاده کنه؛ جدا از اینکه انعطافپذیری هم جا و مکان داره.
یا مثلاً فردی رو میشناختم که سالها نه کار میکرد و نه درآمدی داشت و اتفاقا خیلی هم اهل این تعالیم معنوی بود و یادمه یک بار میگفت هدف من دل کندن از وابستگیهای دنیویه و بعد هم این نقل قول رو از بزرگی شاهد میآورد که «اگر شادي شما به پول و ثروت وابسته باشه، هرگز با خود شاد نخواهيد بود.»
این توصیهها در اکثر موارد شاید زیبا و حتی منطقی باشند اما برای چه کسی؟ در چه سنی؟ با چه سابقه و پیشزمینه فرهنگی و روانشناختیای؟ برای فردی که حتی یک سال هم تجربه کسب درآمد نداشته صحبت کردن از عدم دلبستگی به مادیات و دنبال پول نبودن به نظر میاد که خیلی زوده و «احتمال داره» ناشی از مکانیسم دفاعی دلیلتراشی و توجیه برای روبهرو نشدن با اضطراب باشه.
در آخر اینکه گاهی زیاد میبینم فردی در یک مشکل در زندگی سالها در جا میزنه به خاطر اینکه یک حکم کلی سنجیدهنشده رو سرلوحه زندگیش کرده. استفاده از این توصیهها و حکمتها شاید برای یک شناگر ماهر زندگی _که کمبل اسم عارف رو روش میذاره_ بتونه مفید باشه اما فردی که تازه میخواد پاش رو داخل آب بذاره، ممکنه با همین توصیهها غرق بشه. فردی که خودشناسی نکرده، کماطلاع، کمتجربه و حتی کمسن و ساله با همین توصیههای کلی حکیمانه که شاید بیشتر به قول یونگ به درد نیمه دوم عمر بخوره، ممکنه فرصتهای نیمه اول زندگیش رو از دست بده.
@haniye_rouzbehani | 1 228 |
| 6 | sticker.webp | 1 |
| 7 | 🔴 یکبار سوگواری بهتر از یک عمر افسردگی ست
✍#هانیه_روزبهانی
استاد داشت درباره موضوع ناامیدی در درمان متمرکز بر هیجان میگفت:
«ما ناامیدی سازگار هم داریم. مثلا اینکه من کاملا ناامید بشم از فردی که نمیتونه نیازهای عاطفی من رو ارضا کنه و قبول کنم که این رابطه دیگه کار نمیکنه. اگر این رو بتونیم بپذیریم خیلی از افسردگیها دیگه پیش نمیاد. اما آدمها چون این ناامیدی رو نمیتونن بپذیرن، میمونن و ادامه میدن که شاید یه روزی، یه جایی، دوباره همه چیز درست بشه. اما اگر فرد واقعیت رو بپذیره، سوگواریش رو میکنه و رها میکنه. یک بار سوگواری کردن بهتر از یک عمر افسردگیه.»
داشتم فکر میکردم کاش به جای این همه نصیحتهای کلیشهای درباره امید، کسی هم درباره ناامیدی به ما میگفت، «ناامیدی سازنده». درباره اینکه چه وقت باید یک واقعیت تلخ رو پذیرفت و براش سوگواری کرد.
سوگ حلنشده فقط بعد از ازدست دادن یک عزیز نیست، سوگ حلنشده میتونه درباره همون شغل یا رشتهای باشه که فردی سالها بدون علاقه توش فعالیت کرده و از روی اجبار ادامه میده، چون نمیخواد یک بار برای همیشه بپذیره که سالها راه رو اشتباه اومده و برای این تجربه دردناک سوگواری کنه.
سوگ حل نشده میتونه در رابطه با والدینی باشه که نتونستن اونطور که باید نیازهای عاطفی و مراقبت و ایمنی فرزندشون رو ارضا کنن و فردی که الان همچنان پر از خشم یا غمه و نمیتونه این واقعیت دردناک رو بپذیره، براش اشک بریزه تا بتونه رها کنه و از این به بعد برای خودش یک والد مجدد باشه.
درست ناامید شدن، درست شکست خوردن و درست سوگواری کردن به ما قدرت میده که بتونیم تغییر ایجاد کنیم،
به جای اینکه یک عمر تابوت یک رابطه مرده یا یک آرزوی محال رو دست بگیریم و با خودمون به این سو و آن سو ببریم و ایکاشگویان باقی زندگی رو هم سپری کنیم.
و درنهایت «یک بار سوگواری کردن»، به معنای یک اتفاق آنی و لحظهای نیست، بلکه خیلی اوقات ممکنه به یک پروسه رواندرمانی طولانی مدت نیاز داشته باشه. ممکنه زمان و انرژی روانی زیادی صرف بشه اما دستکم میتونه ما رو از یک افسردگی همیشگی نجات بده.
پ ن ۱: نقل قول از آقای دکتر ذوالفقارینیا در دوره درمان متمرکز بر هیجان
پ ن ۲: «شهامت سوگواری کردن به جای فرو مردن در یک حالت مستمر افسردگی»، یکی از محورهای موضوعی دومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران بود.
@haniye_rouzbehani | 1 098 |
| 8 | 🔴 راویها و روایتها، از خبرنگاری تا روانشناسی
✍ #هانیه_روزبهانی
هفدهم مرداد ماه روز خبرنگار بود. حرفهای که در گذشته حدودا چهار سال بهش مشغول بودم.
من از سال ۹۲ تا ۹۶ دبیر تحریریه مجله موفقیت بودم و برای من فرصت بسیار مغتنمی بود که با افراد مختلفی اعم از روانشناسان تا صاحبان کسبوکار آشنا بشم و گفتگو کنم. ما در مجله موفقیت، همونطور که از اسمش پیداست، دنبال معرفی افرادی بودیم که از دید جامعه موفق محسوب میشدند و خوشبختانه طبق تعریفهای کلیشهای، موفقیت رو فقط در پیشرفت مالی یا شغلی یا شهرت نمیدیدیم. از فردی که تونسته اعتیاد به مواد رو ترک کنه و انجمنی برای کمک به همدردان خودش تأسیس کنه مصاحبه میگرفتیم تا فعال محیط زیست خارجی که ده سال با دوچرخه دنیا رو گشته بود تا به مردم این پیام رو بده که برای زندگی فقط به غذا احتیاج داریم نه پول! ما گفتگو میکردیم؛ از روانشناسان دانشگاهی گرفته تا هنرمندان، از صاحبان استارتآپهای بزرگ که الان تقریبا همه ما مشتریشون محسوب میشیم تا آقای خوشنویسی که کنار خیابان شریعتی روبهروی اتومجتبی در سرما و گرما مینشست و خطاطی میکرد و حسابی هم از شغل و درآمدش راضی بود. شاید فضای این مجله از دید بعضیها یک فضای روشنفکری فرهیختهمآبانه نبود_که البته هدف ما هم این نبود_ اما این فضا در اون دوران برای من نزدیکترین تماس رو با واقعیت زندگی داشت. نزدیکترین تماس با آدمهای واقعی که میخواستند تغییر کنند و قصه تغییرشون رو روایت کنند.
الان که به گذشته فکر میکنم میبینم بزرگترین چیزی که این شغل به من یاد داد این بود که فهمیدم هر آدمی زمانی خودش رو موفق میدونه که قصه یا روایت زندگیش رو دوست داره و میخواد اون رو با اشتیاق برای همه تعریف کنه و مهمتر از همه وقتی این روایت اصیله و کپی از دست دیگران نیست براش مهم نیست که از دید دیگران الزاما موفق به نظر میاد یا نه. مهم خودشه که داستان زندگیش رو اونجور که دوست داشته ساخته.
این «تغییر روایت» همون چیزیه که در حال حاضر یکی از اهداف بزرگ رواندرمانیه و من همچنان در حرفه روانشناسی دارم روایت میشنوم و تلاش میکنم که راوی بتونه قصههاش رو در جهت سالم و سازنده تغییر بده.
امیدوارم همه ما بتونیم قصهای برای زندگیمون بنویسیم که اول از همه خودمون دوستش داشته باشیم.
https://www.instagram.com/p/CSUzGh0g26w/?utm_medium=copy_link | 971 |
| 9 | 🔴 تنشهای زندگی و سلامت روانی
✍ #هانیه_روزبهانی
استادی داشتیم که میگفت همیشه به روایتهای افراد از شکستهایشان خوب توجه کنید. ما معمولا در این روایتها فقط در پی کشف و بررسی اشتباهات و ضعفها هستیم اما اتفاقا گاهی باید به این توجه کرد که یک فرد چقدر هدفش را جسورانه انتخاب کرده و چقدر حاضر شده که با انتخاب یک هدف دشوار، خودش را به چالش بکشد و برای رسیدن به آن خطر کند. کسی که میگوید من هیچوقت شکست نخوردهام، نشانه توانمندیش نیست، بلکه نشانه این است که فرد بسیار محتاطیست و همیشه اهداف محافظهکارانهای برای خودش انتخاب کرده است. کسی که در زندگیاش شکست را تجربه نمیکند، کسی ست که هیچگاه مرزهای تواناییاش را از حدی که همیشه بوده، جلوتر نبرده است.
یکی از نیازهای اساسی روانشناختی ما که به نیازهای رشد معروف است، نیاز به شایستگی ست. ما نیاز داریم که برای احساس شایسته بودن، خودمان را به چالش بکشیم. نیاز داریم که برای ارضای این نیاز از پس تکالیف دشوار بربیاییم. جالب است که این خصوصیت را حتی در بچهها هم میبینیم که دوست دارند توانایی خودشان را بسنجند و برای خودشان چالش دشوار ایجاد کنند؛ مثل برعکس بالا رفتن سرسره یا دوتا یکی کردن پلهها! تکلیف آسان برای ما کسالتبار است، زیرا سیستم عصبی ما نسبت به تجربه شایستگی حساس است و به آن واکنش مثبت نشان میدهد.
برخلاف آنچه تصور میکنیم، زندگی راحت و خالی از چالش و تنش، زندگی محتاطانه، بدون خطر کردن و تجربه شکست، شاید در کوتاهمدت خوشایند و امن باشد اما در طولانیمدت زندگی راضیکنندهای نخواهد بود.
اما آنچه که باید به آن توجه کنیم این است که اگر تکالیف و اهدافی که برای خود در حوزههای مختلف شغلی، تحصیلی، مالی و... تعیین میکنیم خیلی فراتر از توانایی امروز ما باشد، درگیر کمالطلبی و فشارهای روانی ناشی از آن خواهیم شد و اگر تکالیف زندگی امروزمان پایینتر از توانمندیهای بالقوهمان باشد هم احساس رضایت نخواهیم کرد و به مرور دچار احساس رخوت خواهیم شد. بنابراین پیدا کردن سطح دشواری معقول برای اهدافی که انتخاب میکنیم و ایجاد تنش ناشی از آن، میتواند در بهبود کیفیت سلامت روانی ما اثرگذار باشد.
به قول ویکتور فرانکل « بهداشت روانی مستلزم تجربه مقداری تنش است. تنش ناشی از چیزی که به آن رسیدهایم و چیزی که باید به آن برسیم.»
@haniye_rouzbehani | 1 872 |
| 10 | 🔴دوره پیشرفته TA
🔴شروع دوره از شنبه ۱ خرداد
📆۹ جلسه، روزهای شنبه و دوشنبه
⏰ساعت ۱۸ الی ۲۰
💻این دوره از طریق پلتفرم اسکای روم برگزار میشود
هزینه شرکت در دوره: ۶۰۰ تومان
☎️ اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
@MsBeiramei
09981197676 | 922 |
| 11 | 🔴 شهامت متوسط بودن
✍ #هانیه_روزبهانی
میگفت بعد از سالها به خودم جرات دادم که متوسط بودن را «انتخاب کنم». فکر میکنم این مهمترین انتخاب زندگیام است.
حالا میخواهم یک استاد دانشگاه متوسط باشم.
یک پژوهشگر خیلی معمولی.
یک کتاب متوسط هم بنویسم. عجلهای ندارم. شاید چند سال دیگر، وقتی آهسته و پیوسته پژوهشهایم به جایی رسید.
اما حالا میخواهم تمام ابعادی را که فراموش کردهام، زندگی کنم. دنیایی را که در سودای خاص و سرآمد بودن سالها ندیدهام، ببینم.
تازه فهمیدهام هدفهایی که سالها برایشان تلاش کردهام، اصلا هدفهای من نبوده است؛ حالا فهمیدهام من سالها سراسیمه به دنبال هدفهای دیگری دویدهام، هدفهای مادر، پدر، استادان دانشگاه، جامعه و ... و من برای اینکه کمی احساس خوب و کافی بودن کنم، بایدهایی را پذیرفتهام یا برای خود ساختهام که هرگز از آن من نبوده است.
حالا میفهمم دستاورد الزاما آن چیزی نیست که از بیرون دیده میشود، بلکه آن چیزی ست که تجربه کردهام و اگر این باشد چقدر جیب من از دستاوردهای درونی خالی ست. حالا میبینم که برای چیزی شدن، بودن را کُشتهام و زندگی، این هدیه هر روزه را باز نکرده پس فرستادهام!
میگفت اما حالا میخواهم شهامت داشته باشم که «نعمت معمولی بودن» را دریابم و بعد از سالها زندگیِ بیهراس را تجربه کنم. بیهراس از متمایز نبودن. بیهراس از کمدستاورد بودن. حالا میخواهم ببینم اگر از دید دیگری «کسی نباشم»، واقعا من چه کسی هستم؟!
پینوشت: تا به حال برای سرآمد و متمایز بودن، زندگی را از دست دادهاید؟
از #گفتگوهای_دوستانه
@haniye_rouzbehani | 1 622 |
| 12 | 🔴روانشناسی، حرفهای شاعرانه
(به مناسبت نهم اردیبهشت، روز روانشناس)
✍️ #هانیه_روزبهانی
مدتها پیش دوست همرشتهای قدیمیام را بعد از سالها دیدم. گفت: «از بچههای دانشکده شنیدهام ادبیات رو رها کردی و رفتی سراغ روانشناسی». گفتم: «آره؛ خیلی وقته». با افسوس گفت: «چه حیف! ولی تو یک زمانی قرار بود شاعر بزرگی بشی!» گفتم: «روانشناسی و رواندرمانگری هم یک جور شاعریه. هنوز هم دوست دارم شاعر خوبی بشم».
....
روانشناسی از دید من واقعا یک حرفه هنری است و از همه بیشتر شبیه «هنر شاعری»ست و رواندرمانگری مثل سرودن یک شعر. شعری که بی چاشنی عشق به دل نمینشنید. حرفهای که اگر از قلب تو نجوشیده باشد، تکنیکها و تحلیلها و راهکارهایش هم مثل «شعرِ کوششی» نچسب و باورناپذیر است. شعری که اعتبارش به اصالتش است نه به شعار سر دادن و کلیشهگویی.
شعری که گاهی «بیواژه» سروده میشود؛ شعری که در آن هر قطره اشک یک کلمه است. هر بغض، هر مکث، هر سکوت، هر لبخند، یک واژه ست.
شعری که مزین به آرایههاست. استعارههایی که از دل تنگناهای ناگزیر زندگی برآمدهاند. استعارههایی که در این فرایند خلق میکنیم تا رنجهای زندگی را بهتر بفهمیم یا به آن معنا ببخشیم.
رواندرمانگر، شاعری ست که قافیههای شعرش را از دل هر هیجان فروخفته، از دل رنجهای ناگفته و رازهای در سینه مانده، کشف میکند.
رواندرمانگر، شاعری ست که در پی پیدا کردن و تصحیح «وزن» دنیای فردی ست که از ریتم خارج شده است، تلاش دوسویهای برای دوباره موزون شدن. تلاشی برای یافتن آن هجای کم یا اضافی که نوای زندگی فرد را ناخوش و گوشخراش کرده ست.
شاعری که تخیل میکند برای خلق روایتی جدید، تصویری تازه و برداشتی نو از غمهای کهنه؛ اما تخیلش از جنس خیالبافی نیست؛ چراکه میداند «واقعیت، برداشت ما از واقعیت است».
و اما در نهایت این شعر، تنها شعر من نیست، شعر ماست. آنچه در این فرایند زاده و سروده میشود یک خلق مشترک است. یک «همآفرینی برای تغییر» ست. یک همآفرینی برای موزون شدن...
آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم
هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم
#روز_روانشناس مبارک
@haniye_rouzbehani | 1 333 |
| 13 | 🔴دوره مقدماتی TA
🔴شروع دوره از دوشنبه ۳۰ فروردین
📆هشت جلسه، روزهای شنبه و دوشنبه
⏰ساعت ۱۸ الی ۲۰
💻این دوره از طریق پلتفرم اسکای روم برگزار میشود
هزینه شرکت در دوره: ۵۵۰ تومان
ده درصد تخفیف برای ثبتنام تا ۲۷ فروردین
☎️ اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
@MsBeiramei
09981197676 | 1 394 |
| 14 | 🔴هدفگذاری واقعبینانه در سال جدید
✍ #هانیه_روزبهانی
معمولا این روزها وقتی تقویم و پلنر یا دفتر برنامهریزی میخریم و مشغول نوشتن برنامهها و اهدافمون میشیم، ممکنه درسهایی رو که از هدفگذاریهای سالهای پیش گرفتیم بهراحتی فراموش کنیم. اما فکر میکنم سالی که گذشت بیشتر از هر سالی به ما یادآوری کرد که قرار نیست همهچیز مطابق برنامههای ما پیش بره. برای همین شاید بهتر باشه در برنامهریزی و هدفگذاری این بار کمی متفاوتتر عمل کنیم.
این موضوع من رو یاد چند تکنیک درمانی در روانشناسی انداخت. در رویکرد «گشتالت» برای افرادی که خیلی خودگویی منفی و خودانتقادی دارن توصیه میشه از تکنیک «خودگویی حامیانه» استفاده کنند. یعنی جملات تشویقکننده به خودشون بگن اما با این تفاوت که این جملات با واقعیت اینجا و اکنون زندگی فرد همخوان هستند. مثلا اگر کسی دائم به خودش میگه من هیچ کاری رو نمیتونم درست انجام بدم، گفتن اینکه من میتونم هر کاری رو عالی انجام بدم، مسلما چندان موثر نیست اما اگر بگه «من اغلب اوقات کارها رو خوب انجام میدم و گاهی اوقات هم اشتباه میکنم» واقعبینانه و قابل باوره و میتونه اثرگذاری بیشتری داشته باشه.
یا باز تکنیک جالب درمانی دیگهای در رواندرمانی آدلری هست با عنوان «نوشتن زندگینامه رو به آینده». یعنی درمانگر به فرد میگه بنویس که دوست داری بقیه زندگیت چه جوری پیش بره و اگر فرد کمالطلبی منفی داشته باشه میگه حالا زندگینامهت رو جوری بنویس که چهار تا اشتباه هم توش باشه، چهار تا شکست هم بخوری، برای اینکه کمک کنه ذهنش برای کامل نبودن آماده باشه.
فکر میکنم بد نباشه ما هم در هدفگذاری و برنامهریزی برای سال جدید از این تکنیکها ایده بگیریم. ما هم باید قبول کنیم که در سال جدید قراره روزهای بد هم باشه، قراره اشتباه هم بکنیم، ممکنه اتفاقات غیرمنتظره ناخوشایند هم بیفته که برنامههای اول سالمون رو به هم بزنه.
این جوری در عین اینکه برای تحقق اهدافمون تلاش میکنیم برای محقق نشدن بعضی دستاوردها هم از نظر ذهنی و روانی آماده هستیم و پایان سال کمتر حس نارضایتی میکنیم.
امیدوارم سال جدید مسیر زندگی برای همه، هموارتر باشه اما بتونیم از پس روزهای سخت هم بربیاییم واز پیچها و گردنههای تندش هم به سلامت عبور کنیم و شکستها رو هم در کنار موفقیتها پاس بداریم و ازشون بیاموزیم.
سال نو مبارک🌱
@haniye_rouzbehani | 2 070 |
| 15 | 🔴 اگر میشد روان را دید...
✍️ #هانیه_روزبهانی
هر چی بوق و چراغ میزدم کنار نمیرفت. در لاین وسط بزرگراهی پشت ماشینی که با سرعت خیلی کمی میروند، گیر افتاده بودم. مسیر سبقت خالی نمیشد و نمیفهمیدم چرا با اینکه جا داره کنار نمیره. پشت سر من هم کمکم ترافیک شد و بوقهای ممتد ماشینهای پشت سر کلافهم کرده بود. حسابی عصبانی شده بودم. حتی اگر ماشینش هم خراب بود باز دلیلی نداشت اتوبان رو بند بیاره و میتونست از کنار برونه. بالاخره بعد از چند دقیقه تونستم سبقت بگیرم و لحظهای که از کنار ماشینش رد شدم، با خشم نیمنگاهی به راننده انداختم که «چرا کنار نمیری؟» اون لحظه رو هیچوقت فراموش نمیکنم. دیدم راننده یک فرد کوتاه قامته که پشت فرمون «ایستاده» بود و شاید به زحمت حتی پاش به پدال گاز میرسید، با چهرهای رنگپریده، نگاهی ترسیده و دستانی که انگار به فرمون قفل شده بود. همین نیمنگاه باعث شد در کسری از ثانیه اون حجم از عصبانیت محو بشه و تبدیل بشه به همدلی، شفقت و حتی احساس شرم که چرا اینقدر بیطاقت و کمتحمل بودم! فهمیدم چیزی بود که من از پشت سر اصلا نمیتونستم متوجهش بشم ولی وقتی در کنارش قرار گرفتم دیدم که اون فرد شرایط عادی نداشت و خودش چقدر تحت فشار بود.
چندین سال پیش این تجربه کوتاه چند دقیقهای در یک بزرگراه برای من یک تلنگر شد. اینکه چطور با گرفتن اطلاعات بیشتر میشه در لحظه هیجانات و احساسات ما با چنین سرعتی تغییر کنند. از چرخه رویداد، افکار، احساس و رفتار زیاد شنیده بودم اما هیچوقت این چرخه رو در مدت زمانی اینقدر کوتاه و اینقدر پررنگ تجربه نکرده بودم. البته اینکه چرا فردی با چنین شرایطی رانندگی میکرد و ممکن بود برای دیگران خطری ایجاد کنه رو نمیدونم، اما برای من نکته مهم این بود که این وضعیت دلیلی داشت که من نمیدیدم و بعد از دیدنش تا این حد حس من تغییر کرده بود.
اون موقع فکر کردم من شرایط جسمی یک فرد رو دیدم و بهش حق دادم، اما چیزهایی که نمیشد دید چی؟ اگر میتونستم روان آدمها رو ببینیم چقدر بهشون حق میدادم؟ اگر روان اینقدر نادیدنی و انتزاعی نبود، اگر میشد روان رو دید، اگر می شد با یک نیم نگاه، زخمها، ناکامیها، گرههای روانی و گذشته آدمها رو دید، شاید به همین سرعت، در کسری از ثانیه، احساسات منفی ما نسبت به آدمها تغییر میکرد. اگر میشد روان رو دید شاید میتونستیم در کسری از ثانیه همه رو ببخشیم. نه تنها ببخشیم، بلکه شاید میتونستیم روزی با تمام وجود با هم همدلی کنیم.
#همدلی #شفقت #بخشش
@haniye_rouzbehani | 2 590 |
| 16 | 🔴دردسرهای نسخه جدید «من»!
✍️ #هانیه_روزبهانی
نمیدونم تا به حال این موضوع رو تجربه کردید یا نه، اینکه تغییرات مثبت ما گاهی اطرافیانمون رو میترسونه یا حتی به مذاق نزدیکترین افراد زندگیمون خوش نمیاد و با بازخورد منفی اونها مواجه میشیم.
والدینی که شاید به صورت نیمههشیار از حرکت فرزندانشون به سمت استقلال خوشحال نمیشن، همسرانی که از پیشرفت مالی یا تحصیلی شریک زندگیشون واهمه دارند، مدیرانی که از پیشرفت شغلی کارمندانشون میترسند یا رفقایی که سالها به دیدن چهره ضعیف و «خشنودکننده دیگران» در دوستی عادت کردن و حالا با تغییرات جدید مدام میگن که: تو دیگه آدم سابق نیستی و قبلا انگار مهربونتر و گرمتر بودی.
خیلی اوقات در فرایند رشد و خودشناسی این بازخوردهای منفی به تغییرات مثبت، چالشهای جدی ایجاد میکنه. مثلا وقتی به مبحث نقشهای ناجی و قربانی میرسیم، خیلیها اولین چیزی که می پرسند اینه که اگر من از الگوی ناجیگری خارج بشم، اگر راحتتر نه بگم و در جایی که لازمه خودمو در اولویت قرار بدم، خیلی از روابط من ممکنه تیره و تار بشه و مقبولیتم رو از دست بدم.
شاید بشه گفت موضوع مقاومت محیط در برابر تغییرات افراد، به صورت جدیتر، در رویکردهای «خانوادهدرمانی» از سالها پیش مورد توجه قرار گرفته بود. اینکه در یک سیستم مثل خانواده میل به حفظ ثبات (حتی به صورت مرضی) وجود داره و چون تغییر یک فرد میتونه کل یک سیستم رو تغییر بده، اون نظام دربرابر این تغییر حتی مثبت مقاومت میکنه. موضوعی که باعث شد درابتدای شکلگیری خانوادهدرمانی توجه روانشناسان به این موضوع جلب بشه این بود که میدیدن به محض اینکه حال فرد بیماری در خانواده رو به بهبود میره، وضعیت روانی عضو دیگهای به هم میریزه و انگار حفظ تعادل و ثبات این خانواده همیشه در گرو داشتن یک فرد مشکلداره. حالا این موضوع خارج از سیستم خانواده هم گاهی در سایر تعاملات ما صدق کنه.
بنابراین خیلی اوقات طبیعیه که «نسخه جدید» ما، برای اطرافیان ما خوشایند نباشه و نسخه قدیمی رو ترجیح بدن.
اینجا به نظرم بهتره دو نکته رو در نظر بگیریم؛
اول اینکه در اعمال تغییرات هم یک راه میانه رو پیش بگیریم، نه اینقدر تند و دفعی که دیگران فرصتی برای هماهنگ شدن با این تغییرات نداشته باشن و احساس ناامنی کنن، نه اینقدر نرم و نامحسوس و محتاطانه که عملا تغییر خاصی نکنیم.
و دیگر اینکه بخشی از بازخوردهای منفی رو هم باید به عنوان هزینه رشد و تغییر بپذیریم و قبول کنیم برای خارج شدن از یک الگوی معیوب، دستکم مدت کوتاهی رضایت و تایید عدهای را از دست خواهیم داد.
@haniye_rouzbehani | 2 047 |
| 17 | 🔴تو هم اگه همت کنی میتونی؟!
✍️ #هانیه_روزبهانی
در دوران مدرسه ازمون انتظار داشتن که توی همه درسها خوب باشیم. تکالیف یکسان بود و سیستم ارزیابی یکسان. گرفتن نمره کامل وظیفه بدیهی بود و نمره کم هم فقط ربط داشت به درس نخوندن و تلاش کم خودمون. حالا این روزها گاهی میبینیم این الگوی کهنه حتی به آموزشهای آزاد در حیطههای مختلف مثل کسبوکار هم سرایت کرده. مثلا بعضیها با نیت انگیزهبخشی، دستاوردهای مالی خودشون رو عمومی میکنند و بعد تاکید میکنند که ما هم از صفر شروع کردیم و به اینجا رسیدیم، پس «تو هم اگه همت کنی میتونی»!
ولی این پیام از نظر روانشناختی نمیتونه پیام صحیحی برای انگیزه دادن باشه. تقلیل دادن همه عوامل موثر بر موفقیت به تلاش فردی، باعث میشه ما خیلی عوامل مهم دیگه رو نادیده بگیریم و همین ممکنه به بعضی افراد بیشتر احساس گناه بده که اگر هنوز از دید خودشون دستاورد چشمگیری ندارند یعنی فقط تلاششون کم بوده.
برای مثال در مورد موفقیت مالی «نقطه صفر» فقط بیپولی نیست! آدمها براساس صفات شخصیتی، میزان سلامت جسمی و روانی، کیفیت خُلق، میزان هوش و حتی طرحواره های روانشناختیشون نقطه شروعشون در کسبوکار با هم خیلی متفاوته.
تحقیقات زیادی در دنیا درباره عوامل روانشناختی موثر بر میزان موفقیت و حتی سطح درآمد افراد صورت گرفته و عوامل زیاد دیگهای هم شناسایی شدند که بیشتر ریشه زیستی وسرشتی دارند؛ مثلا سطح «توجه و تمرکز» که از عوامل پیشبین موفقیت شغلی و تحصیلیه، تا حد زیادی ژنتیک هست. یا طبق نظر رابرت #کلونینجر در نظریه زیستی شخصیت، عامل «پشتکار و مداومت» در شخصیت افراد جنبه قوی بیولوژیک و ژنتیکی داره.
بنابراین ما نه تنها نقطه صفرمون با هم خیلی متفاوته، بلکه بر اثر این تفاوت ها «سقف همت» و تلاشمون هم با هم فرق داره، چون انرژی روانی و جسمی آدمها یکسان نیست.
و در نهایت بنابر این عوامل «سقف دستاورد» آدمها هم نمیتونه یکی باشه. مثلا چیزی که سقف دستاورد یک فرد با هوش و تمرکز و پشتکار و کیفیت خُلق بالاست، نمی تونه سقف دستاورد کسی باشه که تو تمام این متغیرها از نظر زیستی ضعیفه. یا اون فرد باید هزینه جسمی و روانی خیلی زیادتری رو برای رسیدن به این جایگاه بده. البته که تمام این ویژگیها رو میشه رشد و ارتقا داد، ولی اینکه چقدر و در چه مدت زمانی، از فرد به فرد متفاوته.
خلاصه اینکه انگیزهبخشی خوبه اما عمومی کردن دستاوردهای شخصی و معیار قرار دادنش برای همه آدما به نظر خیلی سازنده نمیتونه باشه و می تونه مخاطبان رو در قضاوت واقعبینانه و صحیح از دستاوردهاشون دچار اشتباه کنه.
@haniye_rouzbehani | 2 095 |
| 18 | 🔴نگاهی به موضوع لیاقت در روابط
✍️ #هانیه_روزبهانی
«هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود»
این جمله رو که ظاهراً از گابریل گارسیا مارکز هست، در شبکههای اجتماعی زیاد میبینیم و البته طبق معمول کامنتهای زیرش پر از لعن و نفرین به یار نالایق سابقه! حتی بعضیها این جمله رو به عنوان یک قانون در رابطه میبینند. برای همین گفتم شاید بد نباشه کمی به بحث «لیاقت» در روابط بپردازیم. زیاد میشنویم که بعد از پایان یک رابطه، یکی از طرفین میگه اون اصلا لیاقت آدمی مثل من رو نداشت!
شاید به عنوان یک مکانیسم دفاعی بخواهیم با انتخاب یک «موضع خودشیفتهوار» از خودمون، انتخابمون و نقشمون در رابطه سلب مسئولیت کنیم و خودمون رو تسکین بدیم، اما اگر کمی اهل خودشناسی باشیم میفهمیم که این یک موضع بالغانه نیست که تا وقتی در یک رابطه شاد بودیم (یعنی تمام نیازهای زیستی و روانی ارضا شده بود) طرف بالیاقت تلقی بشه و اگر غمگین یا خشمگین یا ترسیده بودیم طرف مقابل بیلیاقت بشه. اگه اینطوری باشه که انگار هیجانات ما تبدیل میشه به «دستگاه لیاقتسنج» و میتونیم بر اساس تجربه میزان هیجانات منفی به دیگران نمره لیاقت بدیم.
اگر در رابطهای اشک کسی دراومده! به هزار و یک دلیل میتونه باشه؛ اول اینکه آدمها برای برطرف کردن نیازهای روانشناختی و زیستی مختلفی وارد رابطه میشن و خیلی طبیعیه که در ارضای این نیازها با هم دچار تعارض میشن. این تعارضها ممکنه در ما هیجانات مختلف منفی مثل خشم، غم، ترس و ... رو برانگیخته کنه و هیچ اشکالی هم نداره اگه مثلا کسی در تجربه هیجان غمش گریه کنه و بعد پاشه ببینه برای حل تعارض باید چی کار کنه؟ چی رو میشه با گفتگو حل کرد و چه چیزی رو فقط باید به عنوان تفاوتهای فردی پذیرفت.
دوم اینکه اگر کسی «مدام» در یک رابطه غمگین و ناراضیه، میتونه دلیلش عزت نفس پایین باشه، تنظیم هیجانی ضعیف باشه، نابالغ بودن، زودرنجی و تحریکپذیری یا بلد نبودن مهارتهای ارتباطی و حل مسئله باشه.
سوم اینکه اگه کسی «خودخواسته» وارد رابطهای شده که اساسا ناکامکننده و آسیبرسانه، مثلا طرف مقابل اختلال روانی یا مشکلات اخلاقی داره، دلیلی در سطح ناخودآگاه وجود داشته که این فرد رو انتخاب کرده و درواقع شاید همین مدام غمگین و قربانی بودن بخشی از نمایشنامه روانی فرده و بازنوازی همون احساسات ناخوب دوران کودکی که حالا در یک رابطه عاطفی با یک سوژه جدید داره تکرار میشه. مسلما در این صورت نیاز به ریشهیابی و درمان هست و این که من خودم رابطه ای رو انتخاب کردم که دائم گریه کنم ربطی به لیاقت طرف مقابل نداره.
یا ممکنه دلیلش این باشه که دو تیپ شخصیتی کاملا متضاد با نیازهای متعارض هستند که اصلا برای رابطه طولانیمدت برای هم مناسب نیستند و نمیتونن نیازهای هم رو درک و ارضا کنند. دیگه باید اینجا تصمیم بگیرند که این رابطه اشتباه رو ادامه بدن یا نه.
و البته خیلی دلایل دیگه هم وجود داره اما هیچ کدوم اینها ربطی به این موضوع نداره که من لایقم و طرف مقابل نالایق. ما مرکز عالم نیستیم که اگر رابطه موفقی نداشتیم یا فرد مناسبی انتخاب نکردیم به طرف مقابل برچسب بیلیاقت بزنیم. شاید این نوع نگاه به مسئله به عنوان یک مکانیسم دفاعی موقتا سطح اضطراب رو پایین بیاره اما چون یک نگاه توام با حقبهجانبی، مسئولیتگریزی و خودفریبیه، کمک نمیکنه مسئله هیچوقت ریشهای حل بشه و این داستان همچنان با سوژههای «نالایق» بعدی ادامه پیدا میکنه.
@haniye_rouzbehani | 1 943 |
| 19 | 🔴 تشنهجگر و غریق آبیم
✍#هانیه_روزبهانی
اول اینکه پارسال در همایش روز جهانی پادکست که شنوتو برگزار کرده بود، آماری از پرمخاطبترین پادکستهای ایرانی بر اساس موضوع ارائه دادن و جالب اینجا بود که پادکستهای مرتبط با شعر و ادبیات با اختلاف زیاد، در رتبه اول بود! و این چه خبر خوبیه، اینکه ما مردم ادبدوستی هستیم و هنوز هم با تمام تنگناهای این روزگار از شعر و قصه غافل نمیشیم.
دوم اینکه چند وقتیه با یکی از دوستان ادبشناسم در حال جمعآوری حکایات و قصهها و اشعاری هستیم که قابلیت تحلیل روانشناختی دارن. گاهی حیرتزده میشم از اینکه چطور یک مفهوم پیچیده روانشناسی در یک بیت خلاصه شده یا چطور میشه ابعاد ظریف یک رویکرد درمانی رو در قالب یک حکایت از گلستان و بوستان، منطقالطیر یا چهار مقاله نظامی عروضی توضیح داد. هر چند در سالهای اخیر کارهای میانرشتهای در زمینه پیوند ادبیات با سایر شاخههای علوم انسانی کم انجام نشده اما همچنان فکر میکنم با وسعت و غنای بسیار ادبیات فارسی هنوز از بخش اعظمی از این گنجینه پربار غافل موندیم.
سوم اینکه نمیدونم چرا وقتی وارد تخصص رشتههای مختلف میشیم، به جای اینکه یاد بگیریم از ادبیات فارسی چطور برای رشد و آموزش بیشتر در اون رشته استفاده کنیم و با استفاده از معادلهای فارسی درست به ادبیات اون رشته غنا بدیم، کلا زبان مادری رو هم فراموش میکنیم و فارسیمون هم ضعیف میشه! و کمکم کلماتی که معادلهای فارسی زیبایی دارن رو هم بدون هیچ توجیهی به انگلیسی میگیم. گاهی اوقات در بعضی جلسات تخصصی روانشناسی فکر میکنم اگر یک انگلیسی زبان در این جلسه حضور داشت بیشتر از محتوا سر در میآورد تا یک فارسی زبان.
و در آخر اینکه شعر و داستان، زبان مشترک ماست و میتونه همون پلی باشه که فاصله بین مردم عادی و متخصصان رشتههای علوم انسانی، از روانشناسی و جامعهشناسی گرفته تا تاریخ و فلسفه رو پر کنه. ما هنوز این زبان رو دوست داریم و میفهمیم. اما روی گنجی نشستهایم که حتی اگر بهایش را بدانیم، بهاندازه کافی از آن خرج نمیکنیم. به قول نظامی:
تشنهجگر و غریق آبیم
شبکور و ندیم آفتابیم
@haniye_rouzbehani | 1 981 |
| 20 | 🔴 حرف باد هوا نیست!
✍️ #هانیه_روزبهانی
(بازنشر، به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان)
فروید میگوید: «تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.» انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها بهاندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود. کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم. یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست... .
یادمان باشد قبل از پرتاب سنگها، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست! حرف باد هوا نیست، حرف آسیب میزند. حرف میشکند، میکُشد و زنده میکند. با همین کلمات به قول حمید مصدق «میتوانی تو به من زندگانی بخشی، یا بگیری از من آنچه را میبخشی»
کلمات را بهدقت، بااحتیاط و مشفقانه انتخاب کنیم.
خشونت کلامی هم زخم به جا میگذارد. اگر نمیبینیمشان، دلیل بر نبودنشان نیست.
#خشونت_کلامی
#خشونت_علیه_زنان
#wordscankill
@haniye_rouzbehani | 2 516 |
