en
Feedback
💧آیه‌های بارانی💧

💧آیه‌های بارانی💧

Open in Telegram

ارتباط با ادمین: @ayatebarani

Show more
2 398
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1530 days
Posts Archive
🏴 ‌گرامی باد یاد و خاطره‌ی شاعرِ آزادی‌خواهِ معاصر، زنده‌یاد سیاوش کسرایی.🖤🙏🌸 [ زاده‌ی ۵ اسفند ۱۳۰۵ -  اصفهان درگذشته‌ی ۱۷ بهمن ۱۳۷۴ - اتریش] 🎧 وطن 🗣 همایون شجریان 🎼 سعید فرج‌پوریسیاوش کسرایی وطن! وطن! نظر فکن به‌ من که من به هر کجا غریب‌وار که زیرِ آسمان دیگری غنوده‌ام همیشه با تو بوده‌‌ام همیشه با تو بوده‌‌ام اگر که حال پرسی‌اَم تو نیک می‌شناسی‌اَم من از درونِ غصّه‌ها و قصّه‌ها برآمدم چه غم‌گنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به رویِ بحرِ بی‌کناره‌ات که در خروش آمدی به جنب‌و‌جوش آمدی به اوج رفت موج‌های تو که یاد باد اوج‌های تو کنون اگر که خنجری میانِ کتفِ خسته‌ام اگر که ایستاده‌ام و یا زِ پا فتاده‌ام برای تو، به راهِ تو، شکسته‌‌ام سپاه عشق در پِی است شرار و شورِ کارساز با وی است دریچه‌هایِ قلب باز کن سرودِ شب شکافِ آن ز چارسویِ این جهان کنون به گوش می‌رسد من این سرودِ ناشنیده را به خونِ خود سروده‌ام وطن! وطن! وطن! وطن! تو سبزِ جاودان بمان که من پرنده‌ای مهاجرم که از فرازِ باغِ با صفایِ تو به دوردستِ مِه‌گرفته پَر گشوده‌ام وطن! وطن! وطن! وطن! تو سبزِ جاودان بمان تو سبزِ جاودان بمان 🆔 @ayehayebarani

🌸 به فراخورِ زادروزِ موسیقی‌دان و ردیف‌دانِ برجسته، خواننده‌یِ ماندگارِ موسیقی و مردِ حنجره طلاییِ آوازِ ایران زمین، زنده‌یاد استاد علی‌اکبر گلپایگانی [ گلپا ].❤️🙏🌸 [ زاده‌یِ ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ - تهران درگذشته‌یِ ۱۳ آبان ۱۴۰۲ - تهران] 🎧 وطن 🗣 علی‌اکبر گلپایگانی [ گلپا ] 🎼 جهانبخش پازوکی اردلان سرفراز دلم از تنهاییِ تو حتّا یک‌نفس جدا نیست گِله سر کن که می‌دونم گِله­‌هات یکی دوتا نیست ای وطن ای ریشه‌ی من عشقِ من اندیشه‌ی من گور من گهواره‌ی من قلبِ پاره پاره‌ی من بگو از اونا که رفتن تو رو بی صدا شکستن بگو از اونا که موندن دلتو این‌جا شکستن با همه عذابِ دیروز دل به فردای تو بستن توی این روزای خوبَم می­‌بینی که با تو هستن اما من نه اهلِ سودام نه به فکرِ تَرکِ این‌جام اهلِ تو از ریشه‌ی تو خاک تو خونِ تو رگ هام ای وطن ای ریشه‌ی من عشقِ من اندیشه‌ی من گور من گهواره‌ی من قلبِ پاره پاره‌ی من... 🆔️ @ayehayebarani

🌸 به فراخور زادروز حقوق‌دان، استاد دانشگاه و شاعر معاصر، زنده‌یاد حمید مصدّق.❤️🙏🌸 [‌زاده‌ی ۹ بهمن ۱۳۱۸- شهرضا درگذشته‌ی هفتم آذر ماه ۱۳۷۷- تهران] 🎵 چه‌کسی می‌خواهد من و تو، ما نشویم؟ 🎙✍ حمید مصدّق چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم خانه‌اَش ویران‌باد! من اگر ما نشوم، تنهایم تو اگر ما نشوی، خویشتنی از کجا که من و تو شورِ یک‌پارچگی را در شرق باز برپا نکنیم؟ از کجا که من و تو مُشتِ رسوایان را وا نکنیم؟ من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می‌خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمن بستیزد؟ چه کسی پنجه در پنجه‌یِ هر دشمنِ دون آویزد؟ دشت‌ها نامِ تو را می‌گویند کوه‌ها شعرِ مرا می‌خوانند کوه باید شد و ماند، رود باید شد و رفت، دشت باید شد و خواند. در من این جلوه‌یِ اندوه زِ چیست؟ در تو این قصّه‌یِ پرهیز، که چه؟ در من این شعله‌یِ عصیانِ نیاز در تو دَم‌سردی پاییز، که چه؟ حرف را باید زد درد را باید گفت سخن از مِهرِ من و جورِ تو نیست سخن از متلاشی شدنِ دوستی است و عبث بودنِ پندارِ سُرورآورِ مهر. سینه‌ام آینه‌ای‌ست، با غباری از غم تو به لب‌خندی از این آینه، بزدای غبار... 🆔 @ayehayebarani

🌸 به فراخورِ زادروز نوازنده، آهنگ‌ساز و خواننده‌یِ آگاه و مردمی، زنده‌یاد فریدون فروغی.❤️🙏🌸 [ زاده‌ی ۹ بهمن ۱۳۲۹ - تهران درگذشته‌ی ۱۳ مهر ۱۳۸۰ - تهران ] 🎧 قوزکِ پا 🎼🗣 فریدون فروغی 🎹 منوچهر چشم‌آذر مسعود امینی دیگه این قوزکِ پام، یاریِ رفتن نداره لبای خشکیده‌م حرفی، واسه گفتن نداره چشای همیشه گریون، آخه شُستن نداره تنِ سردم دیگه جایی، برا خفتن نداره دیگه این قوزکِ پام، یاریِ رفتن نداره لبای خشکیده‌م حرفی، واسه گفتن نداره می‌خوام از دست تو از، پنجره فریاد بکشم طعم بی تو بودنو، از لب سردت بچشم نطفه‌ی باز دیدنت رو، توی سینه‌َم بکُشم مثل سایه پابه‌پا، من تو رو همرام نکِشم دیگه این قوزکِ پام، یاریِ رفتن نداره لبای خشکیده‌م حرفی، واسه گفتن نداره بذار من تنها باشم، می‌خوام که تنها بمیرم برم و گوشه‌ی تنهایی و غربت بگیرم من یه عمری‌ست که اسیرم، زیرِ زنجیرِ غمت دست و پام غرقه به‌خون شد، دیگه بسه موندنت دیگه این قوزکِ پام، یاریِ رفتن نداره لبای خشکیده‌م حرفی، واسه گفتن نداره دیگه این قوزکِ پام، یاریِ رفتن نداره 🆔 @ayehayebarani

برآی ای آفتاب صبحِ امید که در دست شب هجران، اسیرم ✍🏻 حافظ 🎥🎧 وطنِ من 🗣 ایرج بسطامی 🎼 پرویز مشکاتیانملک‌الشّعرای بهار [ ای خطّه‌ی ایرانِ مِهین، ای وطنِ من ای گشته به مِهرِ تو عجین، جان و تنِ من دور از تو گُل و لاله و سَرو و سمَنم نیست ای باغ و گُل و لاله و سَرو و سمنِ من ] 🍃🌸🍃 درودها روز نو، خجسته و فرخنده‌باد.❤️🙏🌸 🆔 @ayehayebarani

AnimatedSticker.tgs0.32 KB

🎧 زندگی 🗣 هایده 🎼🎹 صادق نوجوکی بیژن سمندر [ بیتِ آواز: ابوالحسن ورزی ] خدایا، خدایا، خدایا، تویِ دنیایِ بزرگت، پوسیدیم که! می‌خواستیم، می‌خواستیم، می‌خواستیم مثلِ این روزو نبینیم که دیدیم که! نازِ اون، بلایِ اون، حسرتِ دل، عذابِ عالَم، هر چی باید همه تک تک بکشن، ما کشیدیم که! زندگی می‌گن برایِ زنده‌هاست امّا خدایا، بس که ما دنبالِ زندگی دویدیم، بُریدیم که! وای بر ما، وای بر ما، خبر از لحظه‌یِ پرواز نداشتیم تا می‌خواستیم لبِ معشوق‌و ببوسیم، پریدیم که! "زندگی قصّه‌ی تلخی‌ست که از آغازش بس که آزرده شدم، چَشم به پایان دارم" چَشمی به هم زدیم و دنیا گذشت دنبالِ هم امروز و فردا گذشت دل می‌گه باز فردا رو از نو بساز ای دلِ غافل دیگه از ما گذشت! زندگی می‌گن برایِ زنده‌هاست امّا خدایا، بس که ما دنبالِ زندگی دویدیم، بُریدیم که!... 🆔 @ayehayebarani

🤍 گرامی‌باد یاد و خاطره‌یِ نوازنده، شاعر و ترانه‌سرایِ بزرگِ معاصر، زنده‌یاد دکتر بیژن سمندر.🕊🙏🌸 [ زاده‌ی ۱۱ خرداد ۱۳۲۰- شیراز درگذشته‌ی ۱۷ دی ۱۳۹۷- آمریکا]   زنده‌یاد سمندر، آفریننده‌یِ ترانه‌هایی ماندگارند که توسّطِ خوانندگانی چون: هایده، مهستی، ابی، ستّار، مارتیک، قمیشی، معین، اندی، حبیب، شهره، شهرام شب‌پره، شماعی‌زاده و....اجرا گردیده‌اند.   ترانه‌ی "مگه نه" از آثارِ اوست که توسّطِ استاد شجریان، خوانده شده است و دیگر ترانه‌ی او به نام"گلِ سنگ" از پُر‌اجراترین ترانه‌هاست. 🎧 کوهِ یخ 🗣 ابی 🎼 سیاوش قمیشی 🎹 منوچهر چشم‌آذربیژن سمندر تو سرزمینِ یخ‌ها پُر از سکوتِ غم‌ناک همیشه بادِ قطبی همیشه برف و کولاک رو سردیِ لبِ من ملالِ غم نشسته طوفانِ وحشیِ شب کوه یخ‌و شکسته کوهِ یخم من که رو آب شدم شناور داغِ حوادث می‌کنه آبم سراسر نه جنگلِ سبز نه باغ گل‌ها نه کوهِ سنگی نه دشتِ صحرا همیشه این‌جا کولاک و باده نه کلبه پیداست نه ختمِ جاده بهار رو این جا کسی ندیده زمینِ قطبی همه‌ش سپیده نه جنگل سبز نه باغ گل‌ها نه کوهِ سنگی نه دشتِ صحرا همیشه این‌جا کولاک و باده نه کلبه پیداست نه ختمِ جاده... 🆔 @ayehayebarani

بامدادان که بوسه‌یِ خورشید می‌چکد از فرازِ کوهِ بلند بر رخِ اولین شکوفه‌یِ باغ دخترِ صبح، می‌زند لب‌خند خفتگان را به بوسه می‌گیرد نورِ خورشید از دریچه‌یِ باز به امیدِ شکفتنِ گُلِ بخت زندگی باز، می‌شود آغاز بیژن سمندر 🎥🎧 گلِ سنگم 🗣 هایده 🎼 انوشیروان روحانیبیژن سمندر [ گُلِ سنگم چی بگم از دلِ تنگم مثِ آفتاب اگه بر من نتابی سردم و بی‌رنگم ] 🍃🌸🍃 درودها   روزِ نو و سال‌روز جاودانگی هنرمند برجسته، زنده‌یاد دکتر بیژن سمندر، گرامی باد. ❤️🙏🌸 🆔 @ayehayebarani

sticker.webp0.40 KB

🎧 در شبِ سردِ زمستانی 🎙 احمدرضا احمدی 🗣 محمّد نوری 🎼 فریبرز لاچینی نیما یوشیج در شبِ سردِ زمستانی کوره‌ی خورشيد هم، چون کوره‌ی گرمِ چراغِ من نمی‌سوزد. و به مانندِ چراغِ من نه می‌افروزد چراغی هيچ، نه فروبسته به يخ، ماهی که از بالا می‌افروزد. من چراغم را در آمد رفتنِ همسايه‌ام افروختم در يک شبِ تاريک، و شبِ سردِ زمستان بود، باد می‌پيچيد با کاج، در ميانِ کومه‌ها خاموش گم شد او از من جدا زين جاده‌ی باريک، و هنوزم قصّه بر ياد است وين سخن آويزه‌ی لب: که می‌افروزد؟ که می‌سوزد؟ چه کسی اين قصّه را در دل می‌اندوزد؟ در شب سردِ زمستانی، کوره‌ی خورشيد هم، چون کوره‌ی گرمِ چراغِ من، نمی‌سوزد. 🆔 @ayehayebarani

🎧 آی آدم‌ها 🗣🎸 سهیل نفیسینیما یوشیج آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک‌نفر در آب دارد می‌سپارد جان. یک‌نفر دارد که دست و پایِ دائم ‌می‌زند روی این دریای تند و تیره و سنگین... آی آدم‌ها که بر ساحل بساطِ دل‌گشا دارید! نان به سفره جامه‌تان بر تن یک‌نفر در آب می‌خوانَد شما را. موجِ سنگین را به دستِ خسته می‌کوبد باز می‌دارد دهان با چشمِ از وحشت دریده سایه‌هاتان را زِ راهِ دور دیده آب را بلعیده در گودِ کبود و هر زمان بی‌تابی‌اَش افزون می‌کند زین آب‌ها بیرون گاه سر گَه پا. آی آدم‌ها! او ز راهِ دور این کهنهِ جهان را باز می‌پاید می‌زند فریاد و امیدِ کمک دارد. آی آدم‌ها که رویِ ساحلِ آرام در کارِ تماشایید! موج می‌کوبد به روی ساحلِ خاموش پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش می‌رود نعره‌زنان وین بانگ باز از دور می‌آید: آی آدم‌ها آی آدم‌ها آی آدم‌ها آی آدم‌ها آی آدم‌ها... 🆔 @ayehayebarani

🤍 گرامی باد یاد و خاطره‌یِ شاعرِ جریان‌ساز  و بنیان‌گذارِ شعرِ نو، زنده‌یاد علی اسفندیاری نام‌وَر به نیما یوشیج🕊🙏🌸 [ زاده‌ی ۲۱ آبان ۱۲۷۶ - یوشِ مازندران درگذشته‌ی ۱۶ دی ۱۳۳۸ - تهران ] 🎵 آی آدم‌ها 🎙 احمد شاملو 🎼 فرهاد فخرالدّینی ✍ نیما یوشیج آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک‌نفر در آب دارد می سپارد جان. یک‌نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید. آن‌زمان که مست هستید از خیالِ دست یابیدن به دشمن آن‌زمان که پیشِ خود بی‌هوده پندارید که گرفت‌ستید دستِ ناتوانی را تا تواناییِ بهتر را پدید آرید آن زمان که تنگ می‌بندید برکمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک‌نفر در آب دارد می‌کند بیهوده، جان، قربان! آی آدم‌ها که بر ساحل بساطِ دل‌گشا دارید! نان به سفره، جامه‌تان بر تن، یک‌نفر در آب می‌خوانَد شما را. موجِ سنگین را به دستِ خسته می‌کوبد، باز می‌دارد دهان با چشمِ از وحشت دریده، سایه‌هاتان را زِ راهِ دور دیده، آب را بلعیده در گودِ کبود و هر زمان بی‌تابی‌اش افزون می‌کند زین آب‌ها بیرون گاه سر، گَه پا، آی آدم ها! او ز راهِ دور این کهنه جهان را باز می‌پاید، می زند فریاد و امیدِ کمک دارد آی آدم‌ها که روی ساحلِ آرام در کارِ تماشایید! موج می‌کوبد به روی ساحلِ خاموش پخش می‌گردد چُنان مستی به جای افتاده بس مدهوش می‌رود نعره‌زنان وین بانگ باز از دور می‌آید: آی آدم‌ها... و صدای باد هر دَم دل‌گزاتر در صدای باد بانگِ او رهاتر از میان آب‌های دور و نزدیک باز در گوش این نداها: آی آدم‌ها… Https://t.me/ayehayebarani

قوقولی‌قو!    خروس می‌خوانَد. از درون نهفت خلوتِ ده، از نشیب رهی، که چون رگِ خشک در تنِ مردگان دوانَد خون، می‌تند بر جدار سرد سحَر، می‌تراود، به هر سوی هامون. با نوایش، ازاو، ره آمده پُر مژده می‌آورَد به گوش، آزاد می‌نماید، رهش به آبادان، کاروان را، در این خراب‌آباد. نرم می‌آید، گرم می‌خواند، بال می‌کوبد، پر می‌افشاند. گوش بر زنگ کاروان صداش، دل، بر آوای نغز او بسته‌ست... نیما یوشیج 🎙 احمد شاملو 🍃🌸🍃 درودها روز نو و سال‌روز جاودانگی پدرِ شعر نو فارسی، زنده‌یاد نیما یوشیج، گرامی باد.❤️🙏🌸 🆔 @ayehayebarani

AnimatedSticker.tgs0.24 KB

🤍 گرامی باد یاد و خاطره‌ی خواننده‌ی پیش‌‌کسوت و برجسته، زنده‌یاد ملوک فرش‌فروش کاشانی نام‌ور به ملوک ضرّابی. 🕊🙏🌸 [ زاده‌ی  ۱ خرداد ۱۲۸۹- تهران درگذشته‌ی  ۱۵ دی ۱۳۷۸- تهران ] ملوک ضرّابی از سیزده سالگی فعّالیت‌های هنری‌اش را آغاز کرد و  مدتی نزد اقبال آذر آواز فرا گرفت و دیگر استادانش حسین طاهرزاده و حاجی‌خان ضرب‌گیر بودند. وی با تأسیس رادیو، به آن‌جا رفت و در بعضی از برنامه‌ها شرکت ‌کرد.   او در نمایش‌نامه‌های جامعه‌ی باربد به‌ سرپرستی اسماعیل مهرتاش هم‌کاری داشت و در خواندن تصنیف و آهنگ‌های ضربی ماهر بود و به همین خاطر به ضرّابی شهره شد. ضرّابی از کودکی به موسیقی علاقه‌مند بود، در جوانی به صورت مخفیانه با کمک یکی از دوستان و  یک آهنگ‌ساز  در استودیویی آوازش ضبط شد. وقتی این خبر به گوش پدرش رسید که صفحه‌ای به‌نام "عاشقم من منعم نکنید" را ضبط کرده، تصمیم گرفت دخترش را به هلاکت برساند.!   زنده‌یاد ضرّابی عاشقِ نیکوکاری و کمک به هم‌نوعان بود و چون فرزند نداشت، آن‌چه می‌توانست برای کودکان یتیم انجام می‌داد و آن‌ها را نزد خود می‌برد و به پرورش و تربیت آنان همّت می‌گماشت. اولین کنسرت ضرّابی در دبیرستان فیروز بهرام انجام گرفت که شروع فعّالیت‌های هنری او بود و شهرتش از آن‌جا آغاز شد.   اولین آثار او در ۱۳۰۶ با تارِ زنده‌یاد استاد نی‌داوود ضبط شده است. زنده‌یاد ضرّابی نخستین کسی‌ست که تصنیفِ "مرغ سحر" را بر روی صفحه‌ی گرامافون توسط کمپانی پولیفون ضبط کرد. ملوک ضرّابی را پیش‌گام ضربی‌خوانی در میان بانوان خواننده می‌دانند. او در سال‌های اوایل دهه‌ی سی، تصنیف معروف "رعنا" را خواند که  بارها و بارها روی صفحه‌ی گرامافون بازتولید شد.   ملوک ضرّابی زنِ بسیار جسوری بود و از نخستین هنرپیشه‌های زنی بود که روی صحنه تأتر ظاهر شد و صحنه‌هایی چون خسرو شیرین، عدالت و لیلی و مجنون را اجرا کرد. آرام‌گاه وی در قطعه‌ی ۴۸ بهشت زهرا است.🕊❤️🤍 🎧 مرغِ سحر [ متن کامل، بخش‌های یکم و دوم ] 🗣 ملوک ضرّابی 🎼🪕 مرتضا نی‌داوودمحمّدتقی بهار [ ملک‌الشُّعرا ] مرغِ سحر ناله سر کن داغِ مرا تازه‌تر کن زآهِ شرربار این قفس را بَرشکن و زیر و زِبَر کن بلبل پَربسته زِ کنجِ قفس درآ نغمه ی آزادیِ نوعِ بشر سَرا وز نفسی عرصه ی این خاکِ توده را پُر شرر کن ظلمِ ظالم، جورِ صیاد آشیانم داده بر باد ای خدا! ای فلک! ای طبیعت! شامِ ما شامِ ما را سحر کن نوبهار است، گُل به بار است ابرِ چشمم ژاله‌بار است این قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس ای آهِ آتشین! دستِ طبیعت گُلِ عمرِ مرا مچین جانبِ عاشق، نگه ای تازه گل! از این بیش‌تر کن، بیش‌تر کن، بیش‌تر کن مرغِ بی‌دل، شرحِ هجران مختصر، مختصر، مختصر کن عمرِ حقیقت به‌ سر شد عهد و وفا بی‌ سپر شد ناله‌ی عاشق‌، نازِ معشوق هر دو دروغ و بی‌اثر شد راستی و مِهر و محبّت فسانه شد قول و شرافت همگی از میانه شد از پیِ دزدی، وطن و دین بهانه شد دیده تَر شد ظلمِ مالک‌، جورِ ارباب زارع از غم گشته بی‌تاب ساغرِ اغنیا پُر مِیِ ناب جامِ ما پُر ز خونِ جگر شد ای دلِ تنگ ناله سر کن از قوی‌دستان حذر کن از مساوات صرف‌نظر کن ساقی گُل‌چهره بده آبِ آتشین پرده‌ی دلکش بزن ای سازِ دل‌نشین ناله برآر از قفس ای بلبلِ حزین کز غم تو، سینه‌ی من‌، پُر شرر شد کز غم تو، سینه‌ی من‌، پُر شرر پُر شرر شد Https://t.me/ayehayebarani

بلبل پَربسته زِ کنجِ قفس درآ نغمه‌ی آزادیِ نوعِ بشر سَرا وز نفسی عرصه‌یِ این خاکِ توده را پُر شرر کن ظلمِ ظالم،     جورِ صیّاد، آشیانم      داده بر باد ای خدا!    ای فلک!      ای طبیعت! شامِ ما    شامِ ما را سحر کن...ملک‌الشُّعرای بهار 🗣 ملوک ضرّابی 🎼 مرتضاخان نی‌داوود 🍃🌸🍃 درودها روزِ نو و سال‌روز جاودانگی خواننده‌ی پیش‌کسوت و پیش‌رو، زنده‌یاد ملوک ضرّابی گرامی باد.❤️🙏🌸 🆔 @ayehayebarani

AnimatedSticker.tgs0.35 KB