en
Feedback
کانال رسمی شهر کارچان

کانال رسمی شهر کارچان

Open in Telegram

از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔

Show more
2 121
Subscribers
-124 hours
+57 days
+1730 days
Posts Archive
💢با سلام در خصوص جوایز مسابقه آرامش بهاری توسط هیئت امنا امام زاده مرضیه خاتون (س) ، به اطلاع می رسانیم به ده نفر از برندگان مسابقه به قید قرعه هر نفر مبلغ پنج میلیون ریال تقدیم خواهد شد . مبلغ مذکور توسط خیّر محترم ، ویژه همین مسابقه تهیه شده است . ان شاءالله خداوند امواتش را رحمت و به ایشان برکت دهد. 💢بزن روی لینک💢 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/emamzademarziehkhaton

📢 شما برنده این مسابقه هستید...‌‌🌸🌷 📝 مسابقه آرامش بهاری..... زمان برگزاری : ۴ فروردین ماه ۱۴۰۴ از طریق کانال ارتباطی اما
📢 شما برنده این مسابقه هستید...‌‌🌸🌷 📝 مسابقه آرامش بهاری..... زمان برگزاری : ۴ فروردین ماه ۱۴۰۴ از طریق کانال ارتباطی امام زاده مرضیه خاتون(س) ان شاءالله به پنج نفر از خواهران و پنج نفر از برادران به قید قرعه جوایزی تقدیم خواهد شد... 🎁🎁🎁🎁 🌺کانال امامزاده مرضیه خاتون (س) 🌺 💢بزن روی لینک💢 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/emamzademarziehkhaton

فروشگاه ولیعصر آماده ارائه کالابرگ کودکان بین ۵ ماه تا ۵ سال می باشد. کد استعلام کالابرگ #۱۴۶۳*۵۰۰* آدرس: کارچان خیابان ولیعص
فروشگاه ولیعصر آماده ارائه کالابرگ کودکان بین ۵ ماه تا ۵ سال می باشد. کد استعلام کالابرگ #۱۴۶۳*۵۰۰* آدرس: کارچان خیابان ولیعصر نبش کوچه بهار چهار فروشگاه مواد غذایی ولیعصر ♦️ 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#دعای_بیست_ودومین_روز_ماه_مبارک_رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِکَ واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین. خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن برکاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسکنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت کننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان. 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

☕️سلام ☃️صبحتون بخیر و شادی ☕️امیدوارم دراین روز زیبا ☃️کلبه دلتون گرم باشه ☕️چراغ امیدتون روشن ☃️وجودتون سبزوسلامت ☕️لبتون همیشه خندون ☃️ودعای خیرهمراه زندگیتون ☕️الهی همیشه زندگیتون ☃️پرازعشق ومحبت باشه

sticker.webp0.54 KB

💢 با سلام به اطلاع همشهریان عزیز میرساند افتتاح مسابقات جام نوروز فردا ساعت 8:30 صبح در زمین چمن مصنوعی شهدای شهر کارچان برگزار میشود. لطفاً اطلاع رسانی کنید. ‌‌‌📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

💢 با سلام به اطلاع همشهریان عزیز میرساند افتتاح مسابقات جام نوروز فردا ساعت 8:30 صبح در زمین چمن مصنوعی شهدای شهر کارچان برگزار میشود. لطفاً اطلاع رسانی کنید. ‌‌‌📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

با سلام زمین ۴۰۸ متر نقشه برداری شده کوچه در اومده ۳۲۲متر مونده واقع در خیابان محسن اباد. کوچه ۸ متری روبه روری بلوک زنی
+3
با سلام زمین ۴۰۸ متر نقشه برداری شده کوچه در اومده ۳۲۲متر مونده واقع در خیابان محسن اباد. کوچه ۸ متری روبه روری بلوک زنی

با سلام خونه براتوبان شهر کارچان بر اتوبان سند تک برگ سال ساخت ۷۴ با سازی شده دستشویی بیرون و داخل خونه حموم . دوخوابه . ۲۰۰
+3
با سلام خونه براتوبان شهر کارچان بر اتوبان سند تک برگ سال ساخت ۷۴ با سازی شده دستشویی بیرون و داخل خونه حموم . دوخوابه . ۲۰۰ متر زمین بر خونه ۸ متر . ۱۲۰ متر بنا ۸۰ متر حیاط

‌‌‌📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
‌‌‌📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.55 KB

رمضان در کارچان قدیم؛ ماه رمضان در کارچان حال و هوای خاصی داشت. از همان لحظه‌ای که نوای سحرخوانی نوجوانان از پشت‌بام‌ها بلند می‌شد و در کوچه‌های خاموش طنین می‌انداخت، دل‌ها آرام آرام برای روزه‌داری آماده می‌شدند. عام شعبان، با طبل مخصوص خود، خواب را از چشم‌ها می‌ربود و مردمان را برای سحری بیدار می‌کرد. اما اگر کسی هنوز در خواب بود و چراغ خانه‌ای خاموش می‌ماند، همسایه‌ها دق‌الباب می‌کردند تا مبادا کسی بی‌سحری روزه بگیرد. با اذان عمو مشت حسین، مردم راهی مسجد می‌شدند و نماز صبح را به امامت آقای شیخی اقامه می‌کردند. این نماز جماعت، نه فقط یک عبادت، بلکه محفلی بود برای دیدار، گفتگو و حل مشکلات. امام جماعت، معتمد همه بود؛ از حل اختلافات خانوادگی گرفته تا نزاع‌های زمین و آب، همه چیز را با تدبیر و انصاف سر و سامان می‌داد. حتی در امور عمرانی روستا، خود آستین بالا می‌زد و مثل یک کارگر ساده، عبا و ردا را کنار می‌گذاشت و بیل به دست می‌گرفت. ظهرها، بعد از نماز جماعت، آقای خیرآبادی دعای ماه رمضان را با ضرب‌آهنگی خاص و لحنی دلنشین می‌خواند. سپس، امام جماعت مختصری سخنرانی می‌کرد و مردم را با احکام شرعی آشنا می‌ساخت. علاقه مردم به روحانی مسجد، چنان زیاد بود که ده‌ها نفر در نوبت بودند تا برای افطار و شام از او پذیرایی کنند. شب‌های احیا، رنگ و بوی دیگری داشت. دعای جوشن کبیر توسط دایی حسین عام مرتضی، حاج محمدعلی کارچانی، حاج محمدعلی اکبری،لطفی نژاد، حاج محمدآقا غفاری، دایی نعمت اله و دیگر بزرگان روستا قرائت می‌شد و مردم در دل شب، با قرآن بر سر، دست‌هایشان را به آسمان بلند می‌کردند. پس از مراسم، عام کلاجعفرآقا، عام خداداد و دایی غلامحسن که از قبل کتری‌های چای را روی منقل‌های بزرگ دم کرده بودند، با لبخندی گرم، چای تازه به دست روزه‌داران می‌دادند. در همه این مراسم‌ها، نوجوانان نقش پررنگی داشتند. از مکبری نماز جماعت گرفته تا توزیع قند و خرما، هرکدام به سهم خود، در فضای معنوی مسجد شریک بودند. ادب و معنویت، رکن اصلی تربیت مسجدی بود. جایگاه‌ها مشخص بود؛ ریش‌سفیدان در صف‌های نخست می‌نشستند، جوان‌ترها عقب‌تر، و احترام به بزرگ‌ترها از اصولی بود که همه رعایت می‌کردند. رمضان در کارچان، فقط یک ماه روزه‌داری نبود؛ جشنی بود از همدلی، محبت و پیوندی که مردمان را بیش از همیشه به یکدیگر نزدیک می‌کرد. در سالروز شهادت امیرالمؤمنین، مردم کارچان به رسم دینی و معنوی خود، برای زیارت امامزادگان مدفون در روستای شهسواران به آن‌جا می‌رفتند. صاحبان وسایل نقلیه با دلی پر از محبت، ایاب و ذهاب را به رایگان و در چندین نوبت تا میانه روز برای مردم انجام می‌دادند، تا همه بتوانند در این سفر معنوی شریک شوند و به یاد مولای متقیان در آن روز عزیز، دل‌ها را بگشایند. عصر روز بیست و نهم ماه رمضان، در حالی که مردم همچنان در انتظار رویت هلال ماه بودند، ده‌ها نفر از پشت بام‌ها به آسمان چشم می‌دوختند، تا شاید نشانی از ماه نو بیابند. اکثر آنها موفق نمی‌شدند، اما همچنان با گوش به رادیو، دل به اخبار می‌سپردند. گاهی تا نزدیک ظهر روز سی‌ام، روزه می‌گرفتند، و سپس خبری از مراجع می‌رسید که ماه در شامگاه شب گذشته رویت شده است. عام مشت حسین، با صدایی دلنشین و اذانی که تنها خودش قادر به فریاد کردن آن بود، بام مسجد را به بانگ عید می‌آراست و نماز عید با شکوهی بی‌نظیر برگزار می‌شد. این بزم بزرگ و معنوی، پایانی شایسته برای ماهی پر از عبادت و نور بود. عبدالرضا حاج علی بیگی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 📡 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

نوستالژی #این_داستان_گرگم_به_گله در گذشته‌ای نه‌چندان دور، رسوم و آیین‌های بسیاری در حاشیه‌ی جشن‌های نوروز برگزار می‌شد که امروزه غبار فراموشی بر آن‌ها نشسته است. یکی از این سنت‌های قدیمی که در شهر ما به‌مرور زمان از یادها رفته و در پستوی خاطرات محو شده، "گرگم به گله" بود. ماجرا از این قرار بود که زنان و دختران روستا، از عصر روز نخست فروردین تا غروب پنجمین روز عید، در کوچه‌ای که از منزل مرحوم حاج نعمت حاج علی تا خانه‌ی عمو غلامحسین (پدر حاج غلامعلی مغازه‌دار) امتداد داشت، گرد هم می‌آمدند. اینجا نه‌تنها محلی برای دیدار و گفت‌وگو بود، بلکه صحنه‌ای برای جشن، نشاط، بازی و تفریح نیز به شمار می‌رفت. در طول این پنج روز، کوچه حریمی اختصاصی برای بانوان می‌شد و ورود مردان و پسران، قدغن بود! هر کس که قصد شکستن این حریم را داشت، با واکنش قاطع زنان مواجه می‌شد و گاه حتی کار به برخورد فیزیکی هم می‌کشید. طناب‌بازی، عمو زنجیرباف، وَرجِست و دَلکه از سرگرمی‌های محبوبی بودند که میان زنان و دختران رواج داشت. "گرگم به گله" فرصتی بود برای زنانی که یک سال را در پای دار قالی یا در هیاهوی رسیدگی به دام و مزرعه گذرانده بودند تا چند روزی را در میان دوستانشان با شادی و خنده سپری کنند. اما این روزهای پرشور، فقط مختص زنان نبود. در همان ایام، پسران نوجوان و جوانان نیز گرداگرد جوی قنات (لوجوق) و حمام عمومی به کسب‌وکار و سرگرمی‌های خود مشغول بودند. یکی، کنار خیابان، با یخچال کائوچویی، بستنی و الاسکا می‌فروخت و جمعی را دور خود جمع کرده بود. دیگری، تفنگ بادی را به دست گرفته و بساط نشانه‌زنی به راه انداخته بود. البته، هیچ‌کس موفق به زدن هدف نمی‌شد! شایعه بود که لوله‌ی تفنگ را عمداً کج کرده‌اند تا کسی جایزه نبرد. کمی آن‌سوتر، نوجوانی از اهالی روستا پشمک می‌فروخت و کودکان، مشتاقانه در صف خریدش ایستاده بودند. در چشمان مردم، شور زندگی موج می‌زد. همه تلاش می‌کردند با لباس‌های نو و آراسته در محفل "گرگم به گله" ظاهر شوند. پسران جوان، که در دل سودای ازدواج داشتند، این گردهمایی را فرصتی طلایی برای یافتن همسر آینده‌ی خود می‌دیدند. البته، نقش اصلی در این پیوندها را مادران ایفا می‌کردند! این اجتماع، در آن روزگارِ سنتی و محدود، فرصتی نادر بود تا دختران و پسران، پیش از مراسم رسمی خواستگاری، نگاهی به هم بیندازند. روایت‌هایی که از خواستگاری‌های پس از نوروز نقل می‌شد، مهر تأییدی بر این واقعیت بود. اما "گرگم به گله" فقط به پنج روز نخست عید خلاصه نمی‌شد! عصر روز سیزده‌بدر، این قافله‌ی پرشور برای آخرین بار به محل "گرگم به گله" بازمی‌گشت. این آخرین اجتماع، تا غروب ادامه داشت؛ لحظات پایانی جشن، پر از خنده، بازی و نشاط بود. اما با فرارسیدن شامگاه، همگان به خانه‌هایشان بازمی‌گشتند، آماده می‌شدند، و سال جدید را با امید و تلاش آغاز می‌کردند. افسوس که با ظهور تلویزیون، فناوری‌های جدید و تغییر سبک زندگی، این رسم دل‌نشین به تاریخ پیوست و حالا تنها در حافظه‌ی جمعی کارچانی‌ها، چون رؤیایی محو، زنده است. "گرگم به گله"، قصه‌ای از روزگاری که دیگر بازنخواهد گشت... عبدالرضا حاج‌علی‌بیگی کانال رسمی شهرکارچان •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 📡: @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•