کانال رسمی شهر کارچان
Open in Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
Show more2 082
Subscribers
-124 hours
-27 days
+330 days
Posts Archive
توجه توجه
هم اکنون توزیع مرغ منجمد
💢توزیع مرغ منجمد دولتی(شمال)
آدرس :کارچان خیابان ولیعصر جنب آژانس اتحاد، سوپر گوشت دانیال
شماره تماس :09189663212
یزدی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»
💢نهم اردیبهشت ماه در تقویم رسمی کشور با عنایت به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره مصادف با روز نهم اردیبهشت ماه سال59 بعنوان روز ملی شوراها ثبت گردیده و شورا یک اصل عقلی است که در آموزه های دین اسلام و در کتب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است امام خمینی رحمه الله علیه بر مبنای همین اصل و در چهارچوب هدف خود با استبداد و خود رایی فرمانروایان به مبارزه برخواست وتحقق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت شان را بعنوان یک هدف ایجابی برگزید و باعنایت به اصل ششم قانون اساسی اداره امورکشور را برآرای عمومی مبتنی کرده و روش آن را انتخابات قرارداد و انتخابات اعضای شوراهای اسلامی نیز بعنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت مردم و تجلی اراده عمومی بر این امر صحه نهاده است.
لذا بر خود واجب میدانم ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن روز ملی شورا از زحمات بی منت شوراهای اسلامی کارچان روستاهای بخش معصومیه -شورای اسلامی بخش تشکر و قدردانی نمایم و برای کلیه این عزیزان سلامتی و توفیقات روز افزون در آبادانی و سرافرازی میهن اسلامی از درگاه خداوند منان مسالت نمایم.
محمد محمدی
بخشدار معصومیه شهرستان اراک
🇮🇷روابط عمومی بخشداری معصومیه شهرستان اراک🇮🇷
https://eitaa.com/joinchat/1228341602Cfc6442ab94
💢۹ اردیبهشت که به نام روز شوراها نامگذاری شده است فرصتی است برای قدردانی از اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا که با اندیشه و اتکا به خرد جمعی در جهت حل مشکلات در سطح روستا تلاش میکنند و با نظارت دقیق بر عملکرد دهیاری ها زمینه خدمترسانی مطلوب و هر چه بهتر به اهالی روستا را فراهم مینمایند.
این روز را به تمامی شوراهای عزیز بخش معصومیه و شهرکارچان تبریک گفته و آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
🌺 سلام
💞صبح زیبـاتون بخیر
🌺ان شاءالله که
💞جسم و جانتون سالم ..
🌺لبتون خندون..
💞خوبیهاتون پایدار...
🌺 لحظاتتون پر از برکت
💞و زندگی تون پر از
🌺 شادی و آرامــش باشه
زیبا و پراز خیر و برکت🌺
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#روز_شورا
«وأمْرُهُم شوري بينهم»
امروز صبح مسابقه دوستانه بین تیم شورای اسلامی شهرکارچان و پیشکسوتان کارچان برگزار شد.
💢برگزاری مسابقه فوتبال بین پیشکسوتان فوتبال و اعضای شورا کارچان بمناسبت روز شورا و تجلیل از پیشکسوتان شهرکارچان به همت آکادمی فوتبال کارچان با حضور مهندس ابراهیمی شهردارکارچان ،فرمانده پایگاه مقاومت بسیج شهید مصطفی خمینی کارچان ،اعضای شورای اسلامی ، در سالن شهدا برگزار شدکه در این بازی تیم شورای اسلامی کارچان توانست با نتیجه ۹ بر ۷ تیم حریف را شکست دهد.
#آکادمی_فوتبال_کارچان
#تربیت_بدنی_پایگاه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
❤️ داستان زیبا
پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش می لرزیدوچشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی رابرزمین انداخت وشکست.
پسروعروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند:باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قراردادند وپدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد .
بعد از این که یک بشقاب از دست پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را درکاسه چوبی بخورد هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت وهیچ نمی گفت.
یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد وگفت:پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت:دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!
یادمان بماند که : زمین گرد است..."
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
❤️ داستان زیبا
پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش می لرزیدوچشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی رابرزمین انداخت وشکست.
پسروعروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند:باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قراردادند وپدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد .
بعد از این که یک بشقاب از دست پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را درکاسه چوبی بخورد هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت وهیچ نمی گفت.
یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد وگفت:پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت:دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!
یادمان بماند که : زمین گرد است..."
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
