کانال رسمی شهر کارچان
Open in Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
Show more2 089
Subscribers
-524 hours
-77 days
-2030 days
Posts Archive
✅ دعوت مهندس علیرضا زمانی بخشدار معصومیه از آحادمردم شریف و ولایتمدار شهرکارچان و بخش معصومیه برای شرکت در راهپیمایی یوم الله۱۳ آبان (روز دانش آموز)
✍به گزارش روابط عمومی بخشداری معصومیه، متن پیام بشرح ذیل است :
بسم الله الرحمن الرحیم
یوم الله۱۳ آبان ،نماد و تابلوی مستحکم مبارزه با استکبارجهانی است.
این روز یادآور تبعید بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به ترکیه در۱۳ آبان۱۳۴۳، شهادت دانش آموزان مظلوم در۱۳ آبان ۱۳۵۷، تسخیرلانه جاسوسی در۱۳ آبان ۱۳۵۸و روز ملی مبارزه با استکبارجهانی است.
۱۳ آبان ، روزتجلی ارزشها و صدور پیام انقلاب اسلامی به مظلومان و ستمدیدگان درسراسرجهان، روز مبارزه با زیادهخواهی و بی عدالتیها و روزحضورگسترده و پرشور مردم فهیم و قدرشناس ایران اسلامی در محکومیت توطئههای شوم استکبارجهانی است و این روز به عنوان برگ زرینی در تاریخ مجاهدتهای ملت غیور ایران به ثبت رسیده است.
💢اینجانب یوم الله۱۳ آبان ، این روز تاریخی و سرنوشت ساز را به آحادمردم شریف و ولایت مدار بخش معصومیه به ویژه دانش آموزان و دانشجویان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و ضمن دعوت از مردم همیشه درصحنه بخش معصومیه برای حضورگسترده و باشکوه در مراسم راهپیمایی۱۳ آبان و اعلام انزجار از استکبار جهانی و محکومیت جنایت مستکبران عالم به ویژه جنایات آمریکا و رژیم صهیونسیتی نسبت به مردم مظلوم غزه ،ازخداوند متعال سربلندی و سعادت بیش از پیش ملت شریف ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی را خواستارم.
🇮🇷روابط عمومی بخشداری معصومیه شهرستان اراک🇮🇷
https://eitaa.com/joinchat/1228341602Cfc6442ab94
✅ دعوت مهندس علیرضا زمانی بخشدار معصومیه از آحادمردم شریف و ولایتمدار شهرکارچان و بخش معصومیه برای شرکت در راهپیمایی یوم الله۱۳ آبان (روز دانش آموز)
✍به گزارش روابط عمومی بخشداری معصومیه، متن پیام بشرح ذیل است :
بسم الله الرحمن الرحیم
یوم الله۱۳ آبان ،نماد و تابلوی مستحکم مبارزه با استکبارجهانی است.
این روز یادآور تبعید بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به ترکیه در۱۳ آبان۱۳۴۳، شهادت دانش آموزان مظلوم در۱۳ آبان ۱۳۵۷، تسخیرلانه جاسوسی در۱۳ آبان ۱۳۵۸و روز ملی مبارزه با استکبارجهانی است.
۱۳ آبان ، روزتجلی ارزشها و صدور پیام انقلاب اسلامی به مظلومان و ستمدیدگان درسراسرجهان، روز مبارزه با زیادهخواهی و بی عدالتیها و روزحضورگسترده و پرشور مردم فهیم و قدرشناس ایران اسلامی در محکومیت توطئههای شوم استکبارجهانی است و این روز به عنوان برگ زرینی در تاریخ مجاهدتهای ملت غیور ایران به ثبت رسیده است.
💢اینجانب یوم الله۱۳ آبان ، این روز تاریخی و سرنوشت ساز را به آحادمردم شریف و ولایت مدار بخش معصومیه به ویژه دانش آموزان و دانشجویان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و ضمن دعوت از مردم همیشه درصحنه بخش معصومیه برای حضورگسترده و باشکوه در مراسم راهپیمایی۱۳ آبان و اعلام انزجار از استکبار جهانی و محکومیت جنایت مستکبران عالم به ویژه جنایات آمریکا و رژیم صهیونسیتی نسبت به مردم مظلوم غزه ،ازخداوند متعال سربلندی و سعادت بیش از پیش ملت شریف ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی را خواستارم.
🇮🇷روابط عمومی بخشداری معصومیه شهرستان اراک🇮🇷
https://eitaa.com/joinchat/1228341602Cfc6442ab94
امشب قلب شهرمون داغدار غم بزرگیه.
از امشب، شهر ما رسماً رخت عزا پوشیده و کوچهها پر از پرچمهای مشکی شده. امشب، شب اول ایام فاطمیه است و کارچان تسلیتگوی مادر خوبیهاست.
وقتی این روزها تو محلهها کارچان قدم میزنی، یه عطر خاص به مشام میرسه. نه بوی دود و ترافیکه، نه بوی روزمرگی. یه بوی ملایم، یه عطر یاس...
انگار یاسهای قدیمی کوچه پس کوچههای کارچان دوباره شکفتن تا یادآوری کنن اخلاص و سادگی مجالس عزاداری، از دل حسینیهها و تکایای محلههای خودمون بلند شده و تو شهر پیچیده. این فضا بوی احترام میده.
حالا که این معنویت خاص، شهر ما رو در آغوش گرفته، بیایید ما هم حواسمون رو جمع کنیم. اجازه بدیم این عطر یاس روی رفتار و گفتار ما هم اثر بذاره.
باید این روزها، کارچان بوی آرامش بده. بوی ادب بده. بوی محبت بده.
تسلیت میگیم به همه اهالی محترم شهر کارچان.
عزاداریهاتون قبول درگاه حق.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
یکی دیگر جلو حمام خزینه قبلی تقریبا جلو مغازه حاج غلامرضا عام قاسم آقا که همیشه زیر این پل و روی آب خاشاک زیادی جمع میشد واز همین جا آب صاف به حوض داخل " حمام سرده" وصل می شد.
و اما نگهداری و مراقبت از این سرمایه گران قدر نیاز به محافظت و نگهداری داشت که مردی پر تلاش و دلسوز از شهرمان مش حسن صفری (حسن حاجی اقا) عصر روز قبل بالای پشت بام حمام رفته با صدای بلند چند بار تکرار می کرد و می گفت : " آهای مردم کارچان فردا گل رویونه(رسوب زدایی) .آهاااااااای ......" صبح زود تقریبا تمام مردان کارچان با بیل های خود شروع به رسوب زدایی جوی آب کرده که چقدر هم آب گل آلود می شد و بوی نامطبوعی از این رسوبات بلند می شد که بعد از زمان اندکی پس از لایه روبی آب چشمه مجددا زلال می شد اما تا یکی دو روزبعد هم بوی بد ناشی از رسوبات مشام آدم را می آزرد و اما صحنه قشنگی که در ذهن هر بیننده ای ضبط می شد؛ وجود ماهیهای زیبا که گویی با هم در حال رقص و شادی بودند . تعداد زیادی از این ماهی ها در سر چشمه خودنمایی می کردند اما در طول شب چون آب آرام بود مواد و شوینده داخل آب نبود تا صبح زود این ماهیها در سر تا سر جوی در حال شنا بودند. اما با پیدا شدن سر و کله افراد این ماهی ها دوباره به سمت سرچشمه رفته و تعداد کمی از آن ها دیده می شد. یادم هست یک روز صبح که چشمم به چشمه افتاد دیدم تعداد زیادی ماهی بر روی آب معلقند . بزرگ ترهامون با ناراحتی می گفتند. کسی شب مرگ ماهی داخل آب ریخته و ماهی های بیچاره به اون روز افتادند. داخل این جوی ها گاها تعداد کمی مارهای آبی بی آزار وتعداد زیادی زالو هم دیده می شد . چیز دیگری که در ذهنم هست شستن خامه های قالی توسط خانم ها کنار جوی آب بود .خامه ها را روی سنگ گداشته و روی آن چندین مرتبه آب ریخته و با یک تکه چوب که به آن(حلب کوب)می گفتند روی خامه ها زده تا شسته شده و رنگ اضافه از آن خارج شود که بعد از بافته شدن و شستشوی فرش ها رنگها داخل هم نشوند و ظاهر فرش را خراب نکنند .
بچهها در فصل تابستان تن به آب زده و مشغول شنا ( آبتنی )میشدند و معمولا" با مخالفت و سرو صدای بزرگتر ها همراه بود چون با ورجه وورجه بچه ها آب گل آلود شده و برای شستشو قابل استفاده نبود با این حال اما گاها" نوجوانان به دور از چشم بزرگترها و پنهانی برای شنای طولانی و بدون غر شنیدن به طرف دیگر جاده رفته که البته عبور از جاده خطر ناک بود و بعضا" حوادث تلخی را هم رقم می زد .
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
کانال رسمی شهر کارچان:
مشکات:
دلنوشته های یکی از خانم های همشهری(قسمت پنجم)
این قسمت: جوی ( جوق ) آب و تلاش برای محافظت همگانی از نعمت های خدادادی:
شاید شرحی که خواهد رفت تصورش برای خیلی از نوجوانان و جوانان دشوار باشد که روزگاری کارچان ما دارای جویی پر از آب زلال و غلطان و پر از ماهی های بزرگ و پر جنب و جوش _مثل شهر ونیز 😊 _ بود که کارچان را به دو قسمت این طرف آب و آن طرف آب_ تقسیم کرده بود . این جوی پر از آب از درب منازل گاها از داخل حیاط خانه ها در جریان بود . برای نمونه این جوی در مسیر خود از داخل حیاط حاج محمد آقا غفاری جنب مسجد جامع عبور می کرد و چه حیاط با صفایی بود با آن درختان سیب زیبا و اما پهنای این جوی ها ۳ یا ۴ متر و عمقی تا ۳ متر بوده که البته در زمان پدران و پدر بزرگان ما عمق این آب خیلی بیشتر هم بوده است . ابتدای آن که به چاه بالایی معروف بود ، سر چشمه محسوب میشد و زلال ترین آب را داشت و معمولا مادران در یک نوبت ابتدای صبح آب برای خوردن و پخت و پز و برای خانه می آوردند. در نوبت دوم عصرها گروه گروه دختران هم محلی با کوزه های سفالی ویا پارچ های مسی که بعدها این پارچ ها از جنس پلاستیک شد ، آب مورد نیاز برای خوردن و پخت و پز را به خانه می رساندند. البته این کار برای دختران و زنان جوان بعد از فارغ شدن از جیره قالی (منظور از جیره سهم بافت ۴۰ دور قالی بود که هر دختر باید در روز می بافت ) نوعی تفریح محسوب می شد ؛ چون در مسیر خانه تا چاه بالایی کلی با هم صحبت و بگو بخند می کردند .
عموما عصر ها جنب و جوش در روستا بیشتر می شد و مردم داخل خانه هایشان نمی ماندند
.کودکان مشغول بازی و زنان و مردان هم بر روی طاقچه های جلوی درب منزلشان در حال گفتگو با یکدیگر و جوانان هم معمولا با دوچرخه در حال آمد و شد بودند. پوشش دختران و زنان جوان آن دوره چادرهای گل دار زیبا با طرح و نقش های متفاوت و اما جنس برخی از روسریها حریر و برخی دارای زری های براق بود و در برخی دیگر ریشههای زیبا و بلند بر زیبایی روسریشان می افزود. شلوارهای این نسل از دختران و زنان جوان گشاد با گلهای درشت در رنگهای متنوع بود . جورابهای سفید و دمپایی های صندل در رنگ های متنوع در آن زمان جوان پسند و مد بود و اما در این مسیر گاها پسران دم بخت هم که دختری را در ذهن خود نشان کرده بودند با دو چرخه از کنار آن ها گذشته و خودی نشان می دادند. پوشش پسران جوان هم شلوار مشکی دمپا ، کتانی چینی سفید با پیراهنی که دگمه بالای آن را باز می گذاشتن با موهایی پر پشت که به سبک خوانندگان آن زمان پیرایش می کردند.
و اما . قسمتی از سرچشمه جوی که دختران یا زنان قرار بود این ظروف را پر کنند چند متری از سطح زمین گودتر و برای دختران نوجوان سخت و ترسناک بود. چون امکان داشت پایشان سر خورده و درون آب بیفتند. به همین منظور دختران بزرگ تر در یک جای مناسب قرا گرفته و بقیه ظروف را هم پر می کردند و اما سبک زندگی مردم به این منوال بود که شبها زود می خوابیدند و صبح ها برای نماز که بیدار می شدند دیگر نمی خوابیدند و بر این اعتقاد بودن که روزی را صبح زود تقسیم میکنند .
مادران صبح زود با یک تشت پر از ظرف نشسته و یک سطل پر از کهنه بچه خود را کنار جوی آب رسانده این کار در بهار و تابستان مشکلی نبود اما در روزهای سرد واقعا جانکاه بود .خوشبختانه آب جوی گرم بود اما وقتی دستشان از آب بیرون می آمد از سرما سرخ میشد و پوست دستانشان میترکید .خدا حق این مادران را به گردن ما حلال کنه چقدر زحمت می کشیدند.
شستن استکان ها با خاکستر براقی زیادی به استکان ها می داد و لک نعلبکی ها را می برد . برای براق کردن دیگ زود پز و قابلمه ها که معمولا از جنس روی بودند هم از ماسه های لب جوی استفاده میشد که دیری نپایید که سیم ظرفشویی و وایتکس پدیدار شد و کار را راحت تر کرد.
روزهای جمعه هم ویژه ی رفتن حمام و شستن لباسها در کنار این جوی ها بود. کار سختی بود چون زمان زیادی باید رو دو زانو یا ( چتلی )می نشستند. شستن ظروف ناهار بر عهده دختران جوان بود که در حین شستن ظروف با هم درباره موضوعات مختلف صحبت می کردند اما به زبان زرگری ☺️☺️ تا بچه های کوچک تر که اطرافشان هستند چیزی متوجه نشوند و بسیار هم در بیان این زبان سریع و با مهارت بودند به عنوان مثال " من به تو میگم " (میزیگزمازا ) و اما این جوی بزرگ پر آب به وسیله چند پل چوبی پهن که با مهارت ومهندسی ساخته شده بود مردم این طرف آب را به طرف دیگر وصل می کرد. سر یکی از این پل ها روبروی خونه حاج رحمت الله کربلایی (فضل الله) بود و سر دیگرش روبروی خونه حاج ولی حوریزاد بود.
به نام هستی آفرین جان و خرد.
دوشنبهای دیگر از راه رسید تا نویدبخش آغازی پرانرژی برای هفتهای تازه باشد. در این طلیعه دلنشین، در حالی که تقویم رسمی ما را به مناسبتی خاص فرا نمیخواند، ما هر روز را بهانهای برای همدلی و همت در مسیر توسعه و تعالی شهر کارچان میدانیم. به مردم شریف و پرتلاش شهرمان درود میفرستیم و امیدواریم با روحیهای سرشار از امید و پویایی، هر لحظه را فرصتی مغتنم برای شکوفایی و ساختن فردایی بهتر سازید. روزی مملو از موفقیت و برکت برای شما آرزومندیم. 🧡
🗓️ اطلاعات تقویم و رخدادها
☀️ روز هفته: دوشنبه
📆 تاریخ شمسی: 1404/08/12
📆 تاریخ قمری: 1447/05/12
📆 تاریخ میلادی: 2025/11/03
🔸 ذکر روز: یا قاضِیَ الْحاجات
🌡️ پیشبینی و توصیههای هوای کارچان
* کمینه دما: ۲° سانتیگراد / بیشینه دما: ۱۹° سانتیگراد.
* وضعیت جوّی: آسمانی کاملاً صاف و آفتابی در تمام طول روز.
* توصیهٔ مهم: به دلیل نوسان زیاد دما، بامداد بسیار سرد و ظهر دلپذیر خواهد بود. مراقب تغییرات ناگهانی هوا باشید.
* پوشاک شایسته: استفاده از پوششِ لایهلایه ضروری است؛ برای آغاز روز دستکش و کلاه سبک همراه داشته باشید.
* بهترین زمان ورزش: میانهی صبح (ساعتهای ۱۰ تا ۱۲) یا پسین زود هنگام (ساعتهای ۱۵ تا ۱۷).
⚠️ وضعیت تعطیلی ادارات و مراکز (اراک)
همه مراکز اداری و آموزشی امروز فعال هستند.
🕋 اوقات شرعی امروز (اراک)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۹
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۳
▫️ اذان ظهر: ۱۱:۵۵
▫️ غروب آفتاب: ۱۷:۱۶
▫️ اذان مغرب: ۱۷:۳۵
▫️ نیمه شب شرعی: ۲۳:۱۳
🕌 اوقات شرعی فردا (اذان صبح و طلوع)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۱۰
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۳
بُهجتِ دل در آیینهٔ روزگارت، همواره تابنده باد. 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💢با سلام دوتا کارت عابر بانک به اسم آقای حسین و ابوالفضل حاجی علی بیگی گمشده کسی پیدا کرد به ادمین کانال اطلاع بده ، باتشکر
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
سلام کارچانیهای عزیز!
اون اختلاف سطح آزاردهنده آسفالت و شانه خاکی جادهها که باعث میشد برای سوار و پیاده کردن مسافر، وسط آسفالت ترمز کنید و خطرآفرین بشه، پیگیری شد!
خوشحالیم اعلام کنیم که صدای شما شنیده شده و استارت کار برای رفع این مشکل و پر کردن شانه خاکیها زده شده است.
ممنونیم که دغدغههای شهرتون رو به کانال خودتون میارید. کارچان با مشارکت شما بهتر میشه. لطفا باز هم فعال باشید و مشکلات شهر رو اینجا مطرح کنید تا پیگیری کنیم.
همین کانال، پل ارتباطی ما و مسئولینه!
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
یادی کنیم از معلمان قرآن شهرمان که با تشکیل جلسات دوره ای در شبهای جمعه نور قرآن را در منازل تک تک این عزیزان بردند فکر کنم مزه کیک یزدی و چای این جلسات هنوز زیر زبون همه آنها هست .مرحوم مش نعمت الله مرد خالص و خوش اخلاق. مرحوم خیرالله لطفی نژاد و مرحوم حسین آقا خیر آبادی خدا بیامرز از جمله معلمان قرآن شهرمان بودند و اذان گوی خوب شهرمان عام مش حسین ، پیرمردی مومن و باصفا و به اصطلاح اهل خدا و پیغمبر . او هفتاد سال موذن کارچان بود و شرح کتاب خوانی قصص انبیا یش برای پیرمردهای آفتاب نشین هنوز در خاطره ها باقیست. مردی که شغل دوره جوانی اش چاه کنی و کشاورزی بوده و به سبب سبک زندگی مومنانه اش و پذیرایی از فقرا و مساکینی که به کارچان می آمدند ، در منزلش شخصیتی مومن و دوست داشتنی داشت. گفتم در اینجا یادی کنیم از آن پیرمرد نورانی. خدایش بیامرزد.
مشکات:
دلنوشته یکی از خانم های همشهری ( قسمت چهارم) :
این قسمت : دیگر هنرها و مشاغل در کارچان
در بین هنر مندان شهرمان یادی کنیم از مرحوم عام فضلالله میر آبادی (خدا بیامرز) روشن دل عزیز ، شوخ و بسیار باهوش شهرمان که این مشکل باعث نشد دست روی دست بگذارد . او با بافت زنبیل های بسیار زیبا و کاربردی که جنس سیمهای آن پلاستیکی محکم و با رنگ های زیبا بود . بعضی از این بافت ها ریز و با سیم های نرم و نوعی دیگر از این بافتها با سیمهای ضخیم و خشک بود و در توزیع قند و شکر کوپنی در کنار دست حاج امیر مش حسن، یاری رسان بود . هنرمند دیگر شهرمان اوستا عزیز حاج نصرالله ( خدا بیامرز )بود که کاری بس هنرمندانه و سخت و پدرپیشه داشت . ایشان آهنگر بود در ساخت داس (دسقاله) و بیل و کلنگ و تیشه که بسیار هم پر کاربرد بودند مشغول بود. علاوه بر مردمان کارچان از روستاهای دیگر هم مشتری داشت .
اما کار ساخت چاقو و هرزه گرد(وسیله ای که کلاف های رنگارنگ قالی را دور اون انداخته تا به صورت گلوله ای شکل _ کلاف_ در بیاورند ) نردبان و پارو و کرسی و نون فیس (وسیله ای که روی چونه خمیر حرکت داده تا خمیر به صورت ورقی نازک در بیاید ) با مردی هنرمند به نام اوستا صفر بود . با این اوصاف اسم کارچان را به حق درست انتخاب کرده اند "کارچان" ، یعنی مکانی که در آن ابزار آلات کشاورزی می سازند . همچنین در شهر ما سه آسیاب خوب با آسیابانانی خوب تر داشت. یکی نزدیک میدان قمر بنی هاشم امروزی بود که زحمت آن بر دوش مرحوم حاج ولی الله و همسرش خدا بیامرز بود . زمانی که حاج ولی الله بر سر زمین کشاورزی بود همسرش عهده دار این کار سخت می شد . صدای زیاد آسیاب و بوی خوب آرد هنوز هم یاد قدیمی تر ها هست . آسیاب دیگر متعلق به مرحوم عام قاسم خدا بیامرز بود که همسرش هم در این کار سخت کمک کار او بود. آسیاب دیگر درب قلعه مربوط به مرحوم حاج قاسم آقا خدا بیامرز بود و هر سه آسیاب کار روستاهای دیگر را هم راه می انداختند. در آن زمان نانوایی که وجود نداشت در ضمن کار نانوایی هم کار هر کس نبود چون این کار مهارت مربوط به خود را می طلبید .مرحومه جهان آرا دختر عام لطف الله و مرحوم گوهر عام امانالله هم در این کار سخت هنر نمایی می کردند و پخت نان هایشان زبانزد عام و خاص بود . حفر چاه هم کار هر کس نبود حسین و حسن خدا بیامرز پسران احمد میرزاآقا بودند و در انجام این کار حرفه ای شده بودند.
واما مردم در تابستان و زمستان برای پخت و پز و وسایل گرمایشی نیاز به سوخت داشتند که ذخیره آن کاری سخت و حمل و نقل آن کاری سخت تر بود در این میان مردی روشن دل و توانا به فکر برپایی یک شعبه نفت افتاد . این مسئولیت سنگین را مرد روشن دل شهرمان مشت قربان با همکاری فرزندش ناصر که خدا هر دویشان را بیامرزد بر عهده گرفت . مش قربان با همان نابینایی در روستا دور می زد و مردم را از آمدن نفت خبر می کرد. و انصافا" حاصل تلاش های ایشان گرمابخشی به خانه های اهالی کارچان در آن زمستان های سرد و طولانی بود خدایش بیامرزد. واما صحبت از سوخت شد یادی کنیم از حاج محمد انقانی خدابیامرز که با آوردن کپسول های گاز و پر کردن پیکنیکهای مردم کار سوخت رسانی را برای مردم آسان تر کرد . اما یادم نمیرود که پیرمردی با صفا و زحمتکش از روستای قلعه نو برای زنان با سلیقه شهرمان نون بنده (ابزاری دایره شکل که روکش آن پارچه سفید مثقال ضخیم بود ) برای زدن نون به دیواره تنور و سفره آرد(آسفره) که پارچه آن نیز مدخال ضخیم بود که کنار تنور پهن میشد تا چونه ها(گنده)و کمی آرد داخل آن باشد این پیرمرد اقوامی در کارچان داشت که با این کار هم به اقوامش سر میزد هم نیاز مردم را برطرف می کرد .این مرد را " آخاله غلام" می گفتند. از کار هنر و کسب و کار که بگذریم مردمان کارچان از لحاظ مذهبی و فرهنگی نیز سر آمد بودن در زمانی که اکثر مردم یا سواد نداشتند یا نهایتا تا کلاس پنجم درس می خواندند بودن کسانی که با درس خواندن به جنگ جهل و نادانی رفتند تا خود پرورش دهنده انسان هایی دیگر باشند عام محسن حاجی علی بیگی پدر بزرگوار شهید همایون حاجی علی بیگی و آقای عباس کارچانی فرزند صادق فرج الله خدا بیامرز که معاون مهربان مدرسه بود وبعد از آن ها جوانانی دیگر در سنگر دانش از شهرمان خوش درخشیدند و تا مقطع دیپلم پیش رفتند دختران شهرمان حاج مینا (حاج حیدر) خدا بیامرز که در نهضت سواد آموزی تلاش زیاد کرد و اکرم خانم (عمو صمد) و معصومه خانم دختر حاج حسین علی و پسران آن دوران شهرمان حاج احمد رضا شفیعی و حاج حمید حاجی علی بیگی فرزند (حاج حاتم آقا) و اقای عابد حاجی علی بیگی که حتما مشوق جوانان دیگر برای ادامه تحصیل شدند که امروز به لطف خدا کم نیستند جوان تحصیل کرده که برای شهرمان افتخار آفرینی میکنند .
خدا قوت به همه همشهریهای کارچانی که درگیر نوسازی و ساخت و ساز هستن. آبادانی شهر مدیون همین تلاشهاست.
اما یه موضوع کوچیک هست که چهره کوچه و خیابون رو حسابی بهم میریزه، مخصوصا این روزها که شهر داره قشنگتر میشه.
حتما دیدید که بعضی وقتها سیمان، سنگ ، ماسه و آجرها هفتهها جلو در خونه و تو پیادهرو انبار میشه. این مصالح ساختمانی با اینکه لازمه کار هستن، ولی وقتی میمونن، هم رفت و آمد عابر پیاده رو سخت میکنن ، هم اینکه کلا قیافه محله رو شلوغ و ناهمگون نشون میدن.
پیادهروها و فضاهای جلوی خونه، مال همه مردم کارچان هستن.
میدونیم که انبار کردن مصالح تو حیاط سخته، ولی اگه بتونیم حداقل تو کوتاهترین زمان ممکن( یا بعد از ساخت و ساز ) از خیابون یا پیادهرو جمعشون کنیم، در واقع به حقوق همسایهها و زیبایی محلهمون احترام گذاشتیم.
بیایید کارچانی بسازیم تمیز و مرتب .
رعایت همین نکات کوچیک، نشون دهنده بزرگ بودن فرهنگ ماست.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
آقا ما کارچانی هستیم، روی شهرمون هم غیرت داریم.
قبول؟
حالا یه سوال خودمانی: از وقتی کارچان اسمش شهر شد، انگار یه مسئولیت جدید هم گردن همهمون افتاد. شهر شدن فقط تابلو و ساختمانای جدید نیست، شهر شدن یه جور فرهنگه.
فرق شهر و روستا توی احترامیه که به فضای عمومی میذاریم.
قدیما توی باغ و زمین، شاید حواسمون به یه سری چیزا کمتر بود، اما اینجا دیگه نباید اینطور باشه.
وقتی یه پاکت آبمیوه کوچیک رو پرت میکنیم وسط کوچه یا مصالح ساختمونی رو میذاریم دم خونه ، یا حتی آشغال رو درست تو کیسه زباله نمیذاریم که گربه پارهش کنه، داریم چی نشون میدیم؟
میدونین، خیابون و پیادهرو، حیاط پشتی خونه ما نیست. اینجا در واقع پذیرایی بزرگیه که متعلق به همهمونه و همه مهمونای کارچان اول اینجا رو میبینن.
اگه هر کدوممون فقط جلوی مغازه و خونه خودمون رو تمیز کنیم و یادمون باشه که کوچه و خیابون، امانت شهروندای دیگهست، هیچوقت لازم نیست شهرداری هر روز دنبال جمع کردن زبالههای کوچیک ما باشه.
بیایید فرهنگ شهری رو از همین امروز شروع کنیم. هر جا دیدیم کثیفه، اول از خودمون شروع کنیم و اصلاحش کنیم.
زیبایی کارچان دست ماست.
دمتون گرم.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💢 آهنگ جدید گرشا رضایی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
آن فرد عام زین العابدین شفیعی و پسرانش حاج باقر و عام صدرالله (خدا بیامرز ) بودند که برای دوخت لحاف های کرسی و لحافهای دونفره و تشکهای پنبه ای نرم عروس دامادها با ابزاری ساده اما تخصصی به اسم پنبه زن از صبح به خانه فرد متقاضی رفته و تا عصر مشغول کار بودند. چه پارچه های قشنگ و با کیفیتی داشتند. همسرانشان هم در خانه به کار خیاطی مشغول بودند.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Vahid : H A B 1:
کانال رسمی شهر کارچان:
دلنوشته یکی از خانم های همشهری ( قسمت سوم)
این قسمت: دیگر مشاغل و کاسبان با انصاف در کارچان قدیم
در بین خاطراتمان یادی کنیم از دیگر کاسب شهرمان مرحوم عام بشیر که مغازه این کاسب خوب هم درب قلعه بود که در بین خوراکیهایی که تازه داشت باب می شد مثل پفک و تیله و آب نبات و تیله های رنگی ، چشم و دل بچه ها را جذب میکرد . حالا دیگر روغن نباتی کم کم داشت جای خود را بر سر سفره ها باز می کرد و برای فروش بیشتر آن جایزه هم گذاشته بودند. ماشینهای فلزی رنگا رنگ که مادران با دادن کاسه ای از جنس روی به دست پسران خود مقداری از آن روغن را که انصافا" با کیفیت تر از روغن نباتی های فعلی بود را خریداری می کردند و پسران برای بدست آوردن آن ماشین کوچک فلزی با اشتیاق برای خرید روغن به مغازه عام بشیر می رفتند .و نیز یادمان نرود یادی کنیم از تعمیر کار دوچرخه های آن زمان ، آقا امرالله که مردی مرتب و تمیز بود و کار تاب گیری و پنچر گیری دوچرخه ها را انجام میداد و در لابه لای کار تعمیرات وسایل تزئینی مثل بوق های متنوع و قطعاتی تزیینی پلاستیکی رنگارنگ که برای وصل به اسپک های دوچرخه طراحی شده بود و دوچرخه در هنگام حرکت صدای تق تق ریزی می داد و رنگارنگی آن به زیبایی دوچرخه می افزود و زین های متنوع ، نوارهایی تزئینی ، روکش زین و گاها رشته هایی پلاستیکی رنگارنگ از کنار دسته آویزان بود و دل جوانان و نوجوانان را می برد که برای خرید آن کلی با پدر مادران مشکل داشتند و تعمیر کار حرفه ای و باهوش موتور سیکلت شهرمان هم کسی نبود جز حاج نادر پسر حاج عین الله که فردی فنی و باهوش اما بازی گوش بود و عاشق موتور سیکلت و لوازم صوتی بزرگ بود و با خرید ضبط صوت های بزرگ که رقص نورهای زیبایش چشم هر کس را به خود جلب میکرد و با گذاشتن بلند گو های بزرگ کنار این ضبط صوت ها سحرهای ماه مبارک مردم شهرمان را از خواب برای خوردن سحری بیدار می کرد و جزو نفرات معدودی بود که ماشین سواری در کارچان داشت .پیکان جوانانی که غروب ها با روشن کردن چراغ هایش حسابی خودنمایی می کرد. انداختن شیشه های رنگا رنگ و شفاف منازل را هم حاج میرزا حسن خدا بیامرز انجام میداد. دست زدن به بتونه های نرم دور شیشه چقدر لذت بخش بود و انصافا" آن خدابیامرز چقدر با مهارت این کار را انجام می داد. و اما در جریان آبیاری کشاورزی و حتی در منازل منازل موتورهای آب برا آبیاری درختان سر سبز میوه و باغچه های انگور در جریان بود که گاها این موتورها خراب می شدند که غالبا" تعمیرات و رفع ایرادهای فنی آن هم به توسط حاج منصور عام میرزا باقر انجام می شد . و اما کاشی کاران کارچانی که خوب در آن زمان بهترین های این حرفه بودند. آقایان مش صفر ، حاج باقر و مش نقی فرزندان مرحوم محمد حسن و نیز حاج رحمت الله جعفری کربلایی فضل الله و رضا خدابیامرز و علی فرزندان عام تقی ، فرهاد و بهمن بچه های مرحوم عام حسین کرمانشاهی و نصرت الله عام امانالله که در کار سنگ کاری مهارت زیادی داشت و نیز صفرآقا پسر عام صفدر و صفرآقا مش غلام معروف به معمار و خیلی های دیگه که الان در یادم نیست از کهنه کاران این هنر بودند.
به تدریج با ساخت کارخانه های صنعتی در اراک اوضاع افرادی که در این کارخانه ها کار میکردن بهتر می شد و پول بیشتری در ماه دستشان می آمد. در این میان جوانی به فکر آوردن میوه هم در کنار خوار و بار فروشی افتاد آن شخص حاج غلامعلی مش غلامحسین بود که هر روز صبح با یک وانت میوه و خوارو بار به مغازه خود رنگ و لعابی دیگر می داد و مشتری های حقوق بگیر هم کم نداشت . انارهای درشت آبدار ؛ پرتقالها ی خوش رنگ و سیبهای زرد شیرین باعث خوش بو شدن مغازه اش می شدند . شنیدهایم که این بنده خدا و همسرش کسالت دارند که جا دارد برایشان دعا کنیم چون خاطرات شب نشینی های ما را با آوردن میوه های رنگارنگ و تخمه های تازه قشنگ تر کرد. و اما در زمان جنگ مواد غذایی کم شده بود . لاجرم دولت برای تقسیم عادلانه این مواد شرکت های تعاونی تشکیل داد .دو شرکت تعاونی در کارچان تاسیس شد .مسئولیت یکی با حاج محمود آقا عام میرزامحمد و مسئولیت تعاونی دیگر با مرحوم حاج محمد علی اکبری(خدا بیامرز ) بود که اجناس کوپنی مثل روغن ، قند، شکر و پودر رختشویی که (تاید) هم می گفتند را بین مردم تقسیم می کردند و اگر مابقی آن را پول خرد نداشتند آبنبات قیچی به مشتری می دادند که چقدر هم مردم دوست داشتند. یادم هست در آن زمان یک نوع صابون برای شستن رختها باب شده بود به اسم ( صابون تایدی) . خوب هم تمیز می کرد . و اما یادی کنیم از رختخواب دوز شهرمان که بعدها فرزندانشان ادامه دهنده راهش بودند و مردمی خوش اخلاق و هنرمند بودند.
به نام ایزد دادار و پرهیزگار.
با طلوع خورشید و آغاز پرنشاط هفتهای نو، شهر کارچان ما جانی تازه میگیرد و در این یکشنبه، که توجه جهانیان به پاسداشت حقیقت و اهمیت دسترسی به آگاهی معطوف است، ما نیز در این دیار، ارزش والای شفافیت و اهمیت صدای شهروندان را گرامی میداریم. بر خود لازم میدانیم تا نقشآفرینی مؤثر هر یک از شما در شکلدهی به فضای گفتوگو و بالندگی شهر را ارج نهیم و تأکید کنیم که توسعه پایدار کارچان، ریشه در آگاهی جمعی و تلاشهای صادقانه دارد. امید است امروز را با گامهایی استوار، پر از انرژی مثبت و همدلی سازنده آغاز کنیم تا همواره گامی محکمتر به سوی فردایی روشنتر برداریم. 🧡
🗓️ اطلاعات تقویم و رخدادها
☀️ روز هفته: یکشنبه
📆 تاریخ شمسی: 1404/08/11
📆 تاریخ قمری: 11 جمادی الاول 1447
📆 تاریخ میلادی: 2025/11/02
🔸 ذکر روز: يَا ذَا الجَلَالِ وَ الإِكْرَامِ
✨ مناسبتها:
🔺 روز جهانی پایان دادن به مصونیت در برابر جرایم علیه روزنامهنگاران (غیر رسمی) [cite: 9, step 1]
🌡️ پیشبینی و توصیههای هوای کارچان
* پیشبینی جوی: آفتابی و بیپیرایه در روز، شب هنگام صاف.
* بیشینه و کمینه دما: ۲۲+/۳+ درجه سانتیگراد.
* رهنمودهای هواشناسی: پگاه و شامگاه بسیار سرد است. اوج گرمای میانه روز را غنیمت شمارید.
* پوشاک سزاوار: پوشش گرم و چندلایه، به ویژه برای آغاز و پایان روز.
* بهترین گاه ورزش: از ساعت ۱۰ بامداد تا ۱۶ پسین، به دلیل افزایش چشمگیر دما.
⚠️ وضعیت تعطیلی ادارات و مراکز (اراک)
همه مراکز اداری، بانکها و مدارس شهر اراک امروز فعال هستند و هیچ خبری مبنی بر تعطیلی اعلام نشده است.
🕋 اوقات شرعی امروز (اراک)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۸
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۲
▫️ اذان ظهر: ۱۱:۵۵
▫️ غروب آفتاب: ۱۷:۱۷
▫️ اذان مغرب: ۱۷:۳۶
▫️ نیمه شب شرعی: ۲۳:۱۳
🕌 اوقات شرعی فردا (اذان صبح و طلوع)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۹
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۲
سکینهٔ خاطر و سرورِ بیگزند، پاداشِ نیکیهای درونت باد. 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
