en
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Open in Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Show more
838
Subscribers
+124 hours
+117 days
+630 days
Posts Archive
‍«از عالم و آدم دور شده بودم و رسیده بودیم به زمین صافی که کوه‌ها گردش را احاطه کرده بودند. منطقۀ خشک و داغ و بایری بود و چند
‍«از عالم و آدم دور شده بودم و رسیده بودیم به زمین صافی که کوه‌ها گردش را احاطه کرده بودند. منطقۀ خشک و داغ و بایری بود و چند روز بود که ردپایی نمی‌دیدیم. گیاهی هم وجود نداشت. اصلاً هیچی نبود. فقط زمین صاف و ساده، و من خیال می‌کردم وارد تاریخ شده‌ام. تاریخ هستی، نه این تاریخ مسخرۀ ما انسان‌ها. تاریخ ایامی که هنوز خبری از بشر نبود.» 📕هندرسون شاه باران ▪️سال بلو ▪️ترجمۀ مجتبی عبداللّه‌نژاد @ELDialectico

⁠ ‌ همانگونه که قدم برداشتن‌مان را به عنوانِ سقوطی که مداوماً جلویِ آن گرفته می‌شود می‌شناسیم، واضح است که حیاتِ جسم‌مان نیز
⁠ ‌ همانگونه که قدم برداشتن‌مان را به عنوانِ سقوطی که مداوماً جلویِ آن گرفته می‌شود می‌شناسیم، واضح است که حیاتِ جسم‌مان نیز تنها مُردنی است که دائماً جلوی آن گرفته می‌شود و مرگی است که دائماً به تأخیر افتاده. سرانجام، هوشیاری و فعالیتِ ذهنِ ما نیز کسالتی است که دائما به تعویق می‌افتد. هر نفسی که برمی‌آوریم مرگ را که همواره به سوی ما هجوم می‌آورد دفع می‌کند. به این طریق، هر لحظه با آن مبارزه می‌کنیم، و مجدداً با فواصلِ طولانی‌تر از طریقِ غذایی که می‌خوریم، هر خوابی که می‌کنیم، هرگاه که خود را گرم می‌کنیم و الی آخر. نهایتاً این مرگ است که باید فائق آید زیرا پیش از این به خاطرِ تولد قُرعه‌ی ما شده است و پیش از این که شکارِ خود را ببلعد صرفاً مدتی با آن بازی می‌کند. امّا، «ما با اشتیاق و علاقه‌ی فراوان، درست به همان نحو که یک حُبابِ صابون را تا حد و اندازه‌ی ممکن، هرچند با این یقین که خواهد ترکید، باد می‌کنیم، تا جای ممکن به زندگیِ خود ادامه می‌دهیم.» آرتور شوپنهاور جهان همچون اراده و تصور جلد اول-دفتر چهارم @ELDialectico

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد... آقای حافظ میگه @ELDialectico
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد... آقای حافظ میگه @ELDialectico

دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ یعنی من مُرده‌ ام یعنی اگر گلوله‌ ای به سمت‌ ام شلیک شود سرم را هم خم نخواهم کرد یعنی اگر برای بُریدنِ این رگ تیغ در خانه نباشد تا مغازه هم نخواهم رفت چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ اگر به خانه‌ ام بیایی تمامِ خانه را گُل خواهم کاشت اگر نیایی هم تمام خانه را گل خواهم کاشت اگر بروی هم اگر بمیری هم چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ یعنی زمان را از دستم باز کرده‌ ام چاقو را از جیب درآورده‌ ام و رابطه‌ ی علت و معلول را بُریده‌ ام چرا که می‌ خواهم بی‌ دلیل تنها باشم درست چون نوازنده‌ ای که در میان اجرا سازش را زمین می‌ گذارد تا موسیقی‌ اش تمام نشود درست چون خدایی که انسانش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ نه اصراری به زندگی دارم ▪️گروس عبدالملکیان @ELDialectico

برایش از صف طولانی کامیون های پر از حیوان که از مرز می گذشتند حکایت کردم و این‌که چگونه آنها را به کشتارگاه می بردند. از آن ف
برایش از صف طولانی کامیون های پر از حیوان که از مرز می گذشتند حکایت کردم و این‌که چگونه آنها را به کشتارگاه می بردند. از آن فریادهایی که هیچ کس نمی شنید و آن نگاه هایی که برای هیچ کس قابل تحمل نبود. من در کنار آن فریادها بزرگ شده ام، در کنار آن چشم های خیره، می فهمی؟ ما همگی، با همان معصومیت، سوار بر آن کامیون ها هستیم. همه چیز مثل یک نمایش کمدی است. می خندیم و می رقصیم و وانمود می کنیم که با هوشیم، اما پشت صحنه، کامیونی آماده است. دیده نمی شود، اما هست. تزئینات صحنه و پرده ها پنهانش کرده اند. کامیون، با موتورهای روشن در انتظار ماست، همواره آماده حرکت. تنها مسیر موجود هم، مسیرِ از اصطبل به کشتارگاه است! سوزانا تامارو 📚 جان جهان @ELDialectico

📚"مفید در برابر باد شمالی" دانیل گلاتاوور ترجمه شهلا پیام انتشارات ققنوس @ELDialectico
📚"مفید در برابر باد شمالی" دانیل گلاتاوور ترجمه شهلا پیام انتشارات ققنوس @ELDialectico

🔸️گاه گاهی به فکر سوابق تحصیلیم می افتم. بعد از جنگ دوم جهانی، مدتی به دانشگاه شیکاگو رفتم و مردم شناسی خواندم. آن روز ها، ب
🔸️گاه گاهی به فکر سوابق تحصیلیم می افتم. بعد از جنگ دوم جهانی، مدتی به دانشگاه شیکاگو رفتم و مردم شناسی خواندم. آن روز ها، به همه یاد می دادند که بین آدم ها مطلقا تفاوتی وجود ندارد. هنوز هم ممکن است همین چیز ها را یاد بدهند. چیز دیگری که یادمان دادند این بود که در دنیا آدم بد یا مضحک و یا نفرت انگیز پیدا نمی شود. پدرم قبل از مرگ، به من گفت:" می دانی توی قصه های تو هیچ وقت آدم بد پیدا نمی شود." به او گفتم این همان چیزی است که بعد از جنگ در دانشگاه یاد گرفتم. ‍ 📚سلاخ خانه ی شماره ی پنج     کورت ونه گات @ELDialectico

📚معرفی کتاب : دوازده نظریه درباره طبیعت بشر راهنمای مسیر زندگی با درک طبیعت بشر طریق حکما یا تکامل داروین؟ 🔸️این کتاب با تم
📚معرفی کتاب : دوازده نظریه درباره طبیعت بشر راهنمای مسیر زندگی با درک طبیعت بشر طریق حکما یا تکامل داروین؟ 🔸️این کتاب با تمرکز روی دوازده نظام فکری به دنبال «فلسفه زندگی» است: از مکتب کنفوسیوس تا نظریات داروین. 🔸️این راهنمایی قاعدتا مبتنی است بر نوعی «تشخیص» درباره این‌که مشکلِ ما انسان‌ها در زندگی از کجاست، و آن هم به نوبه خود مبتنی است بر برخی «آرمان‌ها» درباره این‌که زندگی چگونه باید باشد. 🔸️این دوازده نظریه، که هر یک بر جنبه‌های خاصی از کلیت پیچیده حقیقت تاکید دارد، رقیب یکدیگر نیستند و هر یک می‌توانند نقشی مثبت در افزایش درک ما از خویشتن و جایگاهمان در عالم داشته باشند. 🔸️در این کتاب یک «دوازده نظریه درباره طبیعت بشر» به معنای چارچوبی عقیدتی است که در آن از: الف) وضع کلی جهان (درک متافیزیکی از جهان و جایگاه بشریت در آن) ب) وضع انسان و جامعه انسانی ج) تشخیص کاستی‌های زندگی انسان د) نسخه‌ای تجویزی یا آرمانی برای زندگی انسان سخن به میان آمده است. 🔸️دوازده نظریه درباره طبیعت بشر | نوشتۀ گروه نویسندگان | ترجمه میثم محمدامینی، نشرنو، چاپ چهارم ۱۳۹۸، ۵۶۰ صفحه @ELDialectico

‌ ⁠ بعضی از تاریخ‌های فلسفه مطالب را دقیقاً روشن نمی‌کنند، زیرا تا نویسنده خودش فلسفه نخوانده و به مسائل فلسفی نیاندیشیده باشد، هیچ سر در نمی‌آورد که چه عواملی ممکن است دیگری را به اندیشیدن درباره‌ی آن افکار واداشته باشد. نمی‌تواند بیاندیشد که فیلسوفان کوشیده ‌اند به چه پرسش‌هایی پاسخ گویند یا آن‌ها را تحلیل کنند یا مورد بحث قرار دهند. این قبیل نویسندگانِ #تاریخ_فلسفه فقط به رونویسیِ مطالب اکتفا می‌کنند. مثلا می‌گویند: دکارت چنین گفت و اسپینوزا چنان، اما هیوم فکر نمی‌کرد که هیچ کدام درست گفته اند. این کاری است بی‌روح. اگر شب‌ها بی‌خوابی نکشیده باشید و با مسائل فلسفی کلنجار نرفته باشید، ممکن نیست بتوانید درباره‌ی این موضوع حرفی بزنید. اینکه #فلسفه چیست، خود پرسشی فلسفی است که مردم عادی پاسخ‌های روشنی برای آن ندارند. برای نوشتنِ تاریخِ فلسفه‌ای که روشن‌کننده باشد، باید کوشید مسائل را تا حد امکان از درون نگریست. باید کوشید با تخیل خود به عوالم روحی فیلسوفان مورد بحث وارد شد. باید کوشید به معنای مفاهیمی که ذهن آن‌ها بدان‌ها اشتغال داشته پی برد، تا بتوان درک کرد که در کانون اندیشه‌ی آنان چه بوده است. وگرنه بدونِ این‌ها واقعاً تاریخ اندیشه‌ها نخواهد بود. من علاوه بر توجه به اندیشه‌های فلسفی، به اندیشه‌های اجتماعی، سیاسی و هنری نیز تمایل داشتم. در این قلمرو نیز اگر خود با این موضوع‌ها درگیر نباشید، اگر گرفتار چنین مسائلی نباشید، هرگز نخواهید توانست درباره‌ی اشتغال فکری دیگران تاریخ معتبری بنویسید. 👤گفتگوی رامین جهانبگلو با آیزایا برلین 📚 در جست‌و‌جوی آزادی @ELDialectico

پلکان بلند نبود. من هزار بار پله هایش را شمرده بودم. چه هنگام بالا رفتن و چه هنگام پایین آمدن، اما رقم دیگر در حافظه ام نیست.
پلکان بلند نبود. من هزار بار پله هایش را شمرده بودم. چه هنگام بالا رفتن و چه هنگام پایین آمدن، اما رقم دیگر در حافظه ام نیست. هیچوقت نفهمیدم که باید وقتی پایم روی پیاده روست بگویم یک و وقتی آن پایم روی اولین پله است بگویم دو و همینطور تا آخر، یا اصلاَ پیاده رو را به حساب نیاورم. بالای پله ها که میرسیدم باز سر همین قضیه گیر میکردم. ▪️ساموئل بکت 📕بیرون رانده @ELDialectico

از این پس فرق می کند.از این پس دیگر هیچ کاری به جز بازی کردن نمی کنم.نه،نباید با اغراق شروع کنم.اما بیشترِ وقتم را،از این پس،
از این پس فرق می کند.از این پس دیگر هیچ کاری به جز بازی کردن نمی کنم.نه،نباید با اغراق شروع کنم.اما بیشترِ وقتم را،از این پس،بازی می کنم،بیشترش را،اگر بتوانم.اما شاید موفقیتم بهتر از آنی که تا به حال بوده نباشد.شاید،همان طور که در تا به حال در تاریکی بوده،خودم را رها شده ببینم،بدونِ چیزی که با آن بازی کنم.در آن صورت با خودم بازی می کنم.تواناییِ درکِ چنین نقشه یی امیدبخش است. ▪️ساموئل بکت 📕مالون می میرد @ELDialectico

ساعت دروغ می‌گوید. زمان دور یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم می‌دود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایده ساخت
ساعت دروغ می‌گوید. زمان دور یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم می‌دود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو نشان مي دهد که دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد. و به یادمان می‌آورد که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمی‌گردد. نه افسوس ،نه اصرار،بر اين خط بي انتها تاثيري ندارد...تفسير اش بماند براي اهل اش....همين. فریبی که ما را خرسند می کند بیش از صد حقیقت برای ما ارزش دارد... ▪️آنتون چخوف 📕تمشک تیغدار @ELDialectico

با قلبی ديگر بيا ای پشيمان ای پشيمان تا زخم‌هايم را به تو باز نمايم - من كه اينك از شيارهای تازيانه‌ی قوم تو پيراهنی كبود به
با قلبی ديگر بيا ای پشيمان ای پشيمان تا زخم‌هايم را به تو باز نمايم - من كه اينك از شيارهای تازيانه‌ی قوم تو پيراهنی كبود به تن دارم - ▪️هوشنگ چالنگی @ELDialectico

از شکاف گشاده‌ی لب‌ها چه آوازها نرویاندیم وقتی مردگان چاله می‌کندند در گودِ گلو و بذر کلمه برچیدند با ناخن با قوت بازوانِ درخ
از شکاف گشاده‌ی لب‌ها چه آوازها نرویاندیم وقتی مردگان چاله می‌کندند در گودِ گلو و بذر کلمه برچیدند با ناخن با قوت بازوانِ درخت کمر راست کردیم و ساقه‌ی لاغرِ ساق شکستیم به یاد بیاور مرا در نطفه‌ی تابستان ، بارور در تموز سالی که الماس آفتاب بر گردنم بود و نفس با پاکدامنیِ زمین می‌زدم به یاد بیاور مرا و نگین یشم درآور از پرتوِ نگاهم کم‌سو #نگین_فرهود #خطبه_ی_خاک @ELDialectico

📕ریاضیات زیبا ▪️‌‌‌‌تام سیگفرید ▪️ترجمه‌ی مهدی صادقی ‌‌🔸میلیون‌ها نفر در سراسر جهان فیلم ذهن زیبا را دیده‌اند اما عده‌ی کمی
📕ریاضیات زیبا ▪️‌‌‌‌تام سیگفرید ▪️ترجمه‌ی مهدی صادقی ‌‌🔸میلیون‌ها نفر در سراسر جهان فیلم ذهن زیبا را دیده‌اند اما عده‌ی کمی ریاضیاتی را درک کرده‌اند که ذهن زیبای جان نش خلق کرده است. امروزه ریاضیات زیبای نش به زبانی جهانی برای تحقیق در علوم اجتماعی تبدیل شده است و در دیگر رشته‌های علمی نظیر زیست‌شناسی تکاملی، علوم اعصاب و حتی فیزیک کوانتومی نیز نفوذ کرده است. جان نش برای تحقیقات برجسته‌اش در دهه‌ی ۱۹۵۰ در زمینه‌ی بازی‌ها برنده‌ی جایزه‌ی نوبل سال ۱۹۹۴ شد. زیست‌شناسان تکاملی این نظریه را در دهه‌ی ۱۹۷۰ به کار بردند و اقتصاددانان در دهه‌ی ۱۹۸۰ آن را پذیرفتند. امروزه دانشمندان علوم اعصاب با استفاده از نظریه‌ی بازی‌ها مغز را بررسی می‌کنند و انسان‌شناس‌ها به کمک آن خود را به مطالعه‌ی مردم فرهنگ‌های مختلف مشغول می‌کنند. زیست‌شناسان آن را برای تبیین تکامل به کار می‌گیرند، و ریاضی‌دانان از آن برای درک بهتر شبکه‌های اجتماعی بهره می‌برند... ‏‌‌‌‌‌‌‌‌@ELDialectico

«همان‌گونه که در زندگی‌نامه‌ی نویسنده عامل اساسی برای تشریح اثر نیست، شناخت اندیشه و مقاصد او نیز عاملی اساسی برای دریافت اثر به حساب نمی‌آید. هرچه اثر مهم‌تر باشد، با سرعتی بیش‌تر با توجه به متنِ خودش دریافته می‌شود و امکانِ تشریحِ مستقیم آن به یاریِ تحلیلِ اندیشه‌ی طبقاتِ اجتماعیِ متفاوت افزایش می‌یابد. آیا بدین‌ترتیب نقشِ فرد در آفرینشِ ادبی یا فلسفی نفی نمی‌شود؟ بی‌تردید نه. فقط این نقش، مانند هر واقعیتی، دیالکتیکی است و باید در همین مقام در پی درک آن برآمد. هیچ‌کس منکر این نیست که آثارِ ادبی و فلسفی حاصلِ کارِ مؤلفان آن‌هاست. اما این آثار منطقِ خاص خود را دارند و آفریده‌های خودسرانه نیستند. نظام فلسفی و نیز مجموعه‌ی موجودات زنده در اثر ادبی، از انسجام درونی برخوردارند؛ این انسجام باعث می‌شود که آن‌ها کلیت‌هایی را تشکیل دهند که می‌توان هر یک از اجزای‌شان را بر مبنای دیگر و به‌ویژه بر مبنای ساختارِ مجموعه‌ی نظامِ فلسفی یا اثرِ ادبی درک کرد. بدین‌ترتیب از یک سو، هرچه اثر عظیم‌تر باشد، شخصی‌تر است، زیرا فقط فردی با توانایی‌های استثنایی می‌تواند جهان‌نگری‌ای را که هنوز در حال شکل‌گیری است و در آگاهی گروهِ اجتماعی به‌روشنی آشکار نگشته، تا آخرین پیامدهایش به تجربه و اندیشه درآورد. اما از سوی دیگر، اثر هر‌چه بیش‌تر آفریده‌ی اندیشه‌گر یا نویسنده‌ای نابغه باشد، بیش‌تر به خودی خود دریافته می‌شود و مورخ نیازی ندارد به زندگی‌نامه یا به مقاصدِ آفریننده‌ی آن متوسل شود. پرتوان‌ترین شخصیت کسی است که به بهترین وجه با آگاهی زنده، یعنی با تمامی وجوه پویا و خلاقِ نیروهای اساسیِ آگاهی جمعی، یگانه می‌شود». 📕جامعه،فرهنگ،ادبیات ▪️لوسین گلدمن مقاله با عنوان : پیوند آفرینش ادبی با زندگی اجتماعی @ELDialectico

📕معرفی کتاب ▪️جامعه، فرهنگ، ادبیات ▪️لوسین گلدمن، تئودور آدورنو، ژان پیاژه و… ▪️ترجمه : محمد جعفر پوینده 🔸کتاب درباره زندگی
📕معرفی کتاب ▪️جامعه، فرهنگ، ادبیات ▪️لوسین گلدمن، تئودور آدورنو، ژان پیاژه و… ▪️ترجمه : محمد جعفر پوینده 🔸کتاب درباره زندگی و آثار لوسین گلدمن، متفکر و نظریه‌پرداز مطرح حوزه جامعه‌شناسی ادبیات و هنر است. بخش اول کتاب «جامعه، فرهنگ، ادبیات» به زندگی، آثار و اندیشه لوسین گلدمن اختصاص دارد و شامل مقالاتی درباره اوست. با مقالاتی از : آنی گلدمن، میشل لووی، سامی نعیر،ژان پیاژه، هربرت مارکوزه، یون پاسکادی، ژاک لنار و پیر وزیما... بخش دوم کتاب شامل گزیده‌هایی از نوشته‌های لوسین گلدمن است و مصاحبه‌ای با او و مباحثه گلدمن و آدورنو. آنچه در این بخش مطالبی همچون : - پیشگفتار گلدمن بر چاپ دوم کتاب درآمدی بر فلسفه‌ کانت - فلسفه‌ی کلاسیک و بورژوازی غربی، انسان چیست؟ - کانت و فلسفه‌ی معاصر - درباره‌ی میشل فوکو و ساخت‌گرایی غیرتکوینی - یادداشتی درباره‌ی چهار فیلم از گدار، بونوئل و پازولینی - مباحثه‌ی گلدمن و آدورنو - مسائل جامعه‌شناسی رمان، جامعه‌شناسی ادبیات - جایگاه و مسائل روش، پیوندهای فلسفه با جامعه‌شناسی - تفسیری بر تزهایی درباره‌ی فویرباخ - واپسین نوشته‌های گلدمن آمده است. @ELDialectico

🔸یک علم تجربی هرگز نمی تواند به کسی بگوید که چه باید کرد و یا خواهان انجام چه کاری باید بود_اما می تواند بگوید که قادر به چه
🔸یک علم تجربی هرگز نمی تواند به کسی بگوید که چه باید کرد و یا خواهان انجام چه کاری باید بود_اما می تواند بگوید که قادر به چه کاری است. حقیقت این است که در رشته ی ما قضاوت های ارزشی شخصی، بی آنکه به صراحت و قعطعیت پذیرفته شده باشند، تأثیر بسیاری بر بحث های علمی می گذارند. علت وجود اغتشاش دایمی در رشته ی ما همین قضاوت ها هستند، طوری که در تعیین همبتسگی های ساده علّی رخدادها، پاسخ به این پرسش که آیا به دلیل همبستگی های فوق احتمال تحقق آرمان معیّنی، یعنی امکان خواستن چیز معینی، افزایش یا کاهش پذیرفته، با تعبیر و تفاسیر گوناگونی همراه است. ▪️ماکس وبر 📕 روش شناسی علوم اجتماعی ▪️ترجمه حسن چاوشیان @ELDialectico

ما در زمانه‌ای پیچیده به سر می‌بریم که نیازمند تفکری پیچیده از پایین به بالاست تا بتوان به سیاست‌هایی پرداخت که از بالا به پا
ما در زمانه‌ای پیچیده به سر می‌بریم که نیازمند تفکری پیچیده از پایین به بالاست تا بتوان به سیاست‌هایی پرداخت که از بالا به پایین دیکته می‌شوند. حقوقی که خانواده‌های کارگر به‌سختی فراچنگ آورده بودند از کف می‌روند، به همان شتابی که محیط زیست رو به نابودی می‌رود. به نظر می‌رسد مذهب بازار بر برنامه‌ریزی منطقه‌ای، خواسته‌های اجتماعی و دولت‌های منتخب برتری می‌یابد. اکنون که چند کسب‌وکار جهانی نرم‌نرمک قدرت را به حلقوم خود فرومی‌کشند، جماعت‌ها و شهروندان و خانواده‌ها چگونه می‌توانند آموزش و سازمان یابند تا از حقوق سیاسی خود، معیشت خود، خانه و محله و فرزندان خود، سلامت و محیط زیست خود محافظت کنند؟ ‌‌‌‌«نگرشی انتقادی به توسعه جماعت‌محور» مارگارت لدویت ترجمه‌ی منیژه نجم‌عراقی @ELDialectico