دیالکتیک روشنگری
Open in Telegram
836
Subscribers
+724 hours
+107 days
+430 days
Posts Archive
انسان از به دست آوردن آنچه در اشتیاق آن است می ترسد، درست همانطور که به طور ناخودآگاه حسرت چیزی را میخورد که از آن میترسد.
ما میترسیم مبادا کسی که دوست میداریم را از دست بدهیم،و برای اجتناب از اینکه از دستش بدهیم،او را فراری میدهیم.
📕عشق و زباله
▪️ایوان کلیما
@ELDialectico
اما امروز در ضمن با دکتر «ب» صحبت کردم. او هم یکی از زندانیان سیاسی است. ده سال محکوم شده است. او یقین قطعی دارد که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. حتی یک نفر دزد هم بعنوان عفو مرخص نخواهد شد. از این حکومت نباید منتظر هیچگونه رأفت و مروت و رحم شد. برعکس منتظر باشیم که روزگارمان سختتر شود. «شما ببینید چه اشخاصی را محکوم کردهاند، چه کسانی را بیچاره و بیگناه ده سال و بلکه بیشتر بلاتکلیف نگهداشتهاند، آنوقت شما امیدواری دارید که این حکومت ما را، که بزرگترین دشمن خود می شمارد، مرخص کند. من به شما قول میدهم که در ضمن همین هیاهو سختگیریهای زیادی در زندگی ما شروع میشود...».
شهر ری، بیمارستان فیروزآبادی ٧ آذر ١٣٢٠
▪️بزرگ علوی
📕ورقپارههای زندان
@ELDialectico
🎬Before Sunrise (1995)
🎬Before Sunset (2004)
🎬Before Midnight (2013)
🎥 Richard Linklater
@ELDialectico
في الجمله ترا يك سخن بگويم:
اين مردمان به نفاق خوش دل مي شوند، و به راستي غمگين مي شوند.
او را گفتم تو مرد بزرگي، و در عصر يگانه اي؛ خوش دل شد و دست من گرفت و گفت مشتاق بودم و مقصر بودم. و پارسال با او راستي گفتم؛ خصم من شد و دشمن شد. عجب نيست اين؟!
با مردمان به نفاق مي بايد زيست، تا در ميان ايشان با خوشي باشي، همين كه راستي آغاز كردي به كوه و بيابان برون مي بايد رفت كه ميان خلق راه نيست.
📕مقالات شمس تبریزی
@ELDialectico
دریافتهام که هر اندازه بتوانم در رابطهام اصیلتر باشم، آن رابطه مفیدتر خواهد بود.
اصیل بودن به این معنی که نیاز دارم تا آنجا که ممکن است از احساسات واقعی خودم آگاه باشم؛ نه اینکه در ظاهر یک نگرش را بروز دهم و در درون خود، آگاهانه یا ناآگاهانه، حس دیگری داشته باشم.
اصیل بودن، همچنین به این معناست که بخواهم حسها و نگرشهایی را که در درونم وجود دارند، با کلمات و رفتارم، ابراز کنم و آشکار سازم.
تنها به این شیوه، «ارتباط» میتواند واقعیت پیدا کند و به نظر میرسد که «واقعی بودن» بهعنوان نخستین ویژگی یک رابطه، از اهمیت بالایی برخوردار است.
فقط با آشکار ساختن واقعیت درونیام، دیگری هم میتواند در کشف و جستجوی واقعیت درونی خود، موفق شود.
چنین دریافتهام که حتی وقتی دیدگاههای من، رضایتبخش نیستند یا فکر میکنم برای رابطه سودمند نیستند، باز هم واقعی بودنشان مهمتر است.
📕هنر انسان شدن
▪️کارل راجرز
@ELDialectico
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
▪️خیام
🎼اجرای موسیقی فیلم سینما پارادیزو اثر انیو موریکونه
@ELDialectico
میشل فوکو: فکر میکنم ارائهی تعریفی از روشنفکر ممکن نباشد مگر آنکه بر این واقعیت تأکید کنیم که روشنفکر بنابر تعریف تعهد سیاسی دارد. البته در برخی از برهههای تاریخ تلاش شده است روشنفکر کاملاً بیغرض و نظری تعریف شود و او را آن کسی بهشمار آورند که هیچ کاری به مسائل و مشکلات جامعهی خاص خود ندارد. اما بهنظر من چنین تعریفی بسیار بهندرت صدق میکند و اندکاند روشنفکرانی که چنین بنانگارهای را در پیش گرفته باشند.
اگر بخواهیم به جوامع غربی اکتفا کنیم از نخستین فیلسوفان یونانی تا روشنفکران امروز همگی بهنحوی پیوندی با سیاست داشتهاند: آنان با سیاست سروکار داشتهاند و کنشهایشان فقط وقتی معنادار بوده است که اثرهایی انضمامی بر جامعهای که در آن زندگی میکنند بگذارد. درهرحال این نکته فقط اصلی کلی است. بنابراین من به این پرسش که «آیا روشنفکر میتواند یا باید در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورش دخالت کند» اینچنین پاسخ میدهم که پرسش بر سر توانستن یا بایستن نیست و این کار بخشی از شرط روشنفکربودن است...
میشل فوکو
📕آیا قیام کردن بی فایده است؟
@ELDialectico
آنوقتها، پیش از جنگ بزرگ، در زمان رویدادهای آمده در این اوراق، هنوز زنده یا مردهبودن یک نفر این اندازه بیاهمیت نشده بود. وقتی یکی از شمار انبوه خاکیان کم میشد، فوراً یکی دیگر جایش را نمیگرفت تا یاد در گذشته فراموش شود، بلکه خلئی باقی میماند، جای خالی او. و شاهدان مرگ، چه دور و چه نزدیک، هر بار که جای خالی او را میدیدند، زبانشان بند میآمد. اگر خانهای در آتش میسوخت و جایش در ردیف خانههای خیابانی خالی میشد، محل آتشسوزی تا مدتها خالی میماند. چون بَنّاها آرامتر و با تأنی بیشتری کار میکردند، و از نزدیکترین همسایهها گرفته تا رهگذران، هر بار که چشمشان به آن جای خالی میافتاد، به یاد پیکره و دیوارهای خانۀ ناپدیدشده میافتادند. آنوقتها اینجوری بود! هر رویندهای مدتها طول میکشید تا رشد کند؛ و هر آنچه نابود میشد مدتها طول میکشید تا فراموش شود. اما هر آنچه زمانی وجود داشت ردی از خود بهجا میگذاشت و آن قدیمندیمها مردم به خاطراتشان زنده بودند، همینطور که امروز به توانایی فراموش کردن سریع و قاطعانه زندهاند.
📕مارش رادتسکی
▪️یوزف روت
@ELDialectico
هیچ چیز کمر خورد کن تر از جشن اشتباهی برای آدم اشتباهی نیست
ما در زندگی آدمهای زیادی را جشن گرفتیم که آمده بودند که بروند . . .
حتی داشتیم گُل روی سرشان میریختیم حینی که از رویمان رد شدند.
آدمهایی که چاه تنهایی را عمیق تر کردند برایمان و رفتند .
این انتظارهای عبث حتی غم که خالی خالیش برای خودش یک شکوه و عمقی دارد را هم میزند خراب میکند . .
غمش دوتا بود :
یکی که باید میبود و نبود
یکی که می آمد ولی آمدنش هیچ چیز را عوض نمیکرد.
▪️احسان عبدی پور
@ELDialectico
▪️ منظورم از فروپاشی، افولی تاثیرگذار در اندازه جمعیت انسانی یا مسئله سیاسی اقتصادی اجتماعی در منطقهای قابل توجه در زمانی طولانی است. بنابراین پدیده فروپاشی، شکلی حاد از چندین نوع زوالِ تدریجیتر است و لازم است مشخص شود که زوال جامعه باید تا چه اندازه حاد باشد که بتوان به آن برچسب فروپاشی زد. برخی از انواع تدریجیترِ زوال شامل فراز و فرودهای ناچیز اتفاقی و بازسازیهای کوچک سیاسی اقتصادی اجتماعی در هر جامعه منفرد است؛ از قبیل مغلوب شدن جامعهای به دست همسایهای نزدیک؛ یا زوال ناشی از برآمدن همسایه بدون تغییر در شمار کلی جمعیت یا مشکلات کل منطقه؛ و جایگزینی یا براندازی یک گروه از نخبگان حاکم به دست گروه دیگر. با توجه به این معیارها، اغلب مردم جوامع متوالی پیشین را بیشتر قربانیان نامدار فروپاشی تمام و کمال میانگارند تا صرفا زوالهای ناچیز .
📕فروپاشی ؛ چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند.
▪️جرد دایموند
@ELDialectico
هفده سالم بود، خیلی عاشقش بودم، حتی سعی کردم براش بمیرم.
دو سال بعد...
حتی اسمش یادم نمیاومد.
زمان همه چیز رو پاک میکنه!
🎥 آبی بیکران
کارگردان : لوک بسون
@ELDialectico
فايدهاش چيست که انسان هی از خودش بپرسد که اگر فلان لحظه يا بهمان لحظه جور ديگری برگزار شده بود، کار به کجا میکشيد؟ بايد برای خودت خوش باشی. بهترين قسمت روز شب است. تو کار روزت را انجام دادهای. حالا پاهات را بگذار بالا و خوش باش
📕بازمانده روز
▪️کازوئو ايشی گورو
▪️ترجمه: نجف دريابندری
@ELDialectico
📚پیشنهاد مطالعه
📕حاکمیت و آزادی
(درسهایی در زمینه فلسفه سیاسی مدرن)
▪️نویسنده: رامین جهانبگلو
🔸در این کتاب نویسنده می کوشد تا با پاسخ به پرسش : “فلسفه سیاسی مدرن چیست؟ “ سیر شکل گیری آن را در تاریخ اندیشه سیاسی غرب مورد برسی قرار دهد.
این تلاش فلسفی در قالب درس هایی در باره نظریه های سیاسی اندیشمندانی چون هابز،لاک، اسپینوزا، روسو، کانت، هگل،میل، توکویل،کنستان و مارکس عرضه شده است.
این درس ها که بین سالهای 1999تا2001 در دانشگاه تورنتو ارائه شده است. به منزله کوششی است در جهت فهم مبانی فلسفی مدرنیته سیاسی، این روند مدرنیته سیاسی در واقع با گسستی با نظریه الهی- سیاسی به وجود می آید که خود تبدیل به سنت در زمینه اندیشه سیاسی می شود. بدین معنا، سیاست مدرنیته در منشاء مدرنیته
سیاسی قرار می گیرد.
@ELDialectico
و خواهان تو بودم
خواهانات با تمامِ خواستنی که در این کلمه بود...
وكنتُ أريدُك
أريدُك بِكُلّ مَا في هذهِ الكلمةِ مِن طَلَب...
▪️غسان کنفانی
@ELDialectico
و دیگر اینکه زیاد خسته و به همهچیز بیعلاقه هستم.فقط روزها را میگذرانم و هرشب بعد از صرف اشربه ی مفصل ، خود را به خاک میسپارم و یک آخ و تف هم روی قبرم میاندازم.
اما معجزه ی دیگرم این است که صبح باز بلند میشوم و راه میافتم…
📕از نامه های صادق هدايت به محمدعلی جمالزاده
@ELDialectico
به من بگو
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخهها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زادهام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیمهاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
بمن بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زادهای
تو ای که گفتنت پریدن پرندههاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
آهوان باغ📕
▪️رضا براهنی
@ELDialectico
فکر میکنم هیچ چیز کریهتر از این نیست که به زور زندگی را توی حلق آدمهایی بچپانند که نمیتوانند از خودشان دفاع کنند و نمیخواهند به زندگی کردن ادامه بدهند.
📕زندگی درپیشرو
▪️رومن گاری
▪️ترجمه :لیلی گلستان
@ELDialectico
موبد: مردم همه سپاهیان مرگند. ای زن کوتاه کن و بگو که آیا پسر اندکسال تو با پادشاه ما همارز بود؟
زن: زبانم لال اگر چنین بگویم. نه، پسر من با پادشاه همسنگ نبود؛ برای من بسی گرانمایهتر بود.
📕مرگ یزدگرد
▪️بهرام بیضایی
@ELDialectico
در جامعه ایی مثل جامعه ما که این قدر بی ثبات است ، هیچ کس نمی تواند گذشته دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟ هرکدام از این سؤال های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد ، زخمی که نمی گذارد دوست داشته باشیم یا دوستمان داشته باشند.
هر چیزی به ما نارو می زند: جسم یک علامت می دهد و حالت چهره یک چیز دیگر را نشان می دهد؛ کلمات ضد خودشان می شوند؛ ذهنمان به ما کلک می زند؛ مرگ مرگ را اغفال می کند. حواستان باشد...
📕زندانی لاس لوماس
▪️کارلوس فوئنتس
@ELDialectico
