دیالکتیک روشنگری
Open in Telegram
838
Subscribers
+124 hours
+117 days
+630 days
Posts Archive
- بتسی: اونا تو رو میکشن!
- گیل: ما در تمامِ زندگی سعی میکنیم مرگ رو متوقف کنیم. میخوریم، خلق میکنیم، عشق میورزیم، دعا میکنیم، میجنگیم و میکُشیم؛
ولی واقعا در موردِ مرگ چی میدونیم جز اینکه هیچکس برنگشته!
اما در زندگی به نقطهای میرسی، لحظهای که ذهنِ تو از امیالش و از فکری که اون رو مشغول کرده، بیشتر عمر میکنه. زمانی که فقط رویاهات موندن و شکستهات. اونموقع ممکنه مرگ یه هدیه باشه. از کجا میدونی؟
📽 زندگیدیویدگیل
▪️آلن پارکر
@ELDialectico
من در شهر وارونژ مریض شدم، ابتدا تیفوس گرفتم که احتمالاً از کسی در ایستگاه قطار یا اسکلهٔ شهر گرفته بودم. بیماری تیفوس در روسیه خیلی شیوع داشت و تا همین اواخر همچنان در سطح وسیعی قربانی میگرفت. بیمارستانها و وزارت بهداشت از اعلام تعداد بیماران تیفوسی و درصد مبتلایان به بیماریهای شایعی مثل تیفوس و وبا و حصبه منع شده بودند. حتی کارکنان بیمارستانها بین خودشان مجاز نبودند اسم این بیماریها را به زبان بیاورند. در عوض، به هر کدام از این بیماریها یک شمارهٔ خاص داده بودند. اگر اشتباه نکنم بیماری شمارهٔ پنج، بیماری تیفوس بود و بیماری شمارهٔ سه بیماری وبا. حتی درصد وفور بیماریهای مسری در سطح جامعه جزو اسرار مملکتی به شمار میرفت. استدلال حکومت این بود که دشمنان نظام سوسیالیستی اگر بدانند مردم ما به چه بیماریهایی مبتلا هستند، میتوانند از این اطلاعات برای ضربه زدن به نظام استفاده کنند. من از تیفوس جان سالم به در بردم اما بعداً به اسهال شدیدی مبتلا شدم. اسهال هم برای خودش شمارهٔ خاصی داشت، هر چند که مسری نبود.
📕امید علیه امید
▪️نادژدا ماندلشتایم
ترجمه: بیژن اشتری
@ELDialectico
مردم جهان سه گروه بیشتر نیستند:
گروهی هستند که دانش و بینش و فضیلت را برای آن می خواهند که از آن، خود لذت ببرند و کام جان را شیرین کنند و در آغوش لذایذ معنوی روزگار را به خوشی بگذرانند و البته این گروه شریفترین مردم جهانند.
گروه دوم کسانی هستند که هرگز از دانش و برتری اخلاقی لذت نبرده و در این میدان هم دعوی ندارند و مردمی بی آزارند که به سادگی می آیند و به سادگی می روند و زیانی به کسی نمی رسانند همچنان که سودی هم نمی بخشند.
گروه سوم مردمی اند میانه ی این دو گروه یعنی کسانی که دعوی دانش و برتری دارند و اندکی هم در پی دانش می روند و تنها به برتری ظاهری به اندازه ای که مردم پی به باطن خبیث و پستشان نبرند قناعت می کنند و دانش را برای تأمین منافع و زندگی مادی خود و التذاذ جسمانی و به عبارت دیگر سورچِرانی و شکم خوارگی و حلق و جلق و دلق می خواهند؛ مطلقا این گروه خراج جامعه ی انسانی و سرچشمه همه ی بدبختی ها و تیره روزيها هستند.
📕نیمه راه بهشت
▪️سعید نفیسی
@ELDialectico
عزیز من! یکهو این یک دانه دندانِ لقِ پوسیده را هم بکن بینداز دور، یک دست دندان مصنوعی بگذار و جانت را خلاص کن. تو که عقدهی حقارت فرنگینبودن دارد میکُشدت، خب یکهو انگلیسی حرف بزن. چرا انگلیسی را با فارسی بلغور میکنی؟ چرا هم انگلیسی را خراب میکنی، هم فارسی را..
■ احمد شاملو | مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ | سخنرانی در دانشگاه هاروارد و برکلی آمریکا، ۱۹۹۰ | زمانه، سنخوزه
@ELDialectico
ماکیاولی هنگامی به مرحله ثبت داوریهای نهایی خویش درباره فرمانروایان و سیاستمداران رسید که نتیجه گرفته بود که هیچ یک از ایشان پندی ساده و در عین حال اساسی را درست نفهمیده است و، در نتیجه، همه آنان یا شکست خورده اند و یا بیشتر به سبب حسن تصادف کامیاب شده اند تا به علت قضاوت صحیح سیاسی.به عقیده او، ضعف اساسی همه ایشان، انعطاف ناپذیری در برابر اوضاع و احوال متغیر بود. چزاره بورجا همواره با غرور و نخوت به خود تکیه میکرد؛ ماکسیمیلیان در همه حال محتاط و مردد بود؛ یولیوس دوم همیشه بی پروایی و هیجان نشان میداد. آنچه هیچ یک نمیخواست بفهمد این بود که اگر به جای اینکه میکوشید زمانه را در قالب شخصیت خود شکل بدهد، شخصیت خویش را با مقتضیات زمان سازگار میکرد، بمراتب کامیابیهای بیشتر بدست میآورد.
📕ماکیاولی
▪️کوئنتین اسکینر
ترجمه :عزت اله فولادوند
@ELDialectico
شعر اول: “کبوتر اشتباه کرده است”
کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.
ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.
که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)
▪️رافائل آلبرتی
ترجمه: مودب میرعلایی
@ELDialectico
رافائل آلبرتی مارسلو (16دسامبر 1902 - 28 اکتبر 1999) شاعر اسپانیولی و عضو گروه ادبی "نسل 27" بود.
نسل 27 گروهی ادبی متشکل از شاعران، نویسندگان و منتقدان ادبی بود که به سال 1927 در اسپانیا ایجاد شد. او را یکی از بزرگترین و مهمترین شخصیتهای ادبی دورهی به اصطلاح نقرهای اسپانیا میدانند و شایان به ذکر است که در زمان حیاتش برنده جوایز ادبی پرشماری شد.
پس از جنگ داخلی اسپانیا به خاطر عقاید مارکسیستیاش به خارج از مرزهای وطنش تبعید شد. آلبرتی در بازگشت به اسپانیا (پس از مرگ فرانکو) در 1983 به «پسر دوستداشتنی آندلس» مشهور شد.
@ELDialectico
باغ گذرگاههای هزار پیچ
خورخه لوئیس بورخس
مترجم : احمد میرعلائی
دربارهی مترجم: (قسمتی از نوشتهی هوشنگ گلشیری)
احمد میر علایی (١٣٢١ - ١٣٧٤) مترجم حدود سی کتاب است:: در شعر(سنگ آفتاب از اوکتاویو پاز،ایکور از کاوین بنتاک) و رمان (خدای عقرب از ویلیام گولدینگ، کنسول افتخاری وعامل انسانی از گراهام گرین، از چشم غربی از جوزف کنراد و ژوستین بالتازار از لارنس دارل و منتخبی از میلان کوندرا) و داستان کوتاه ( از بورخس و ای.ام. فاستر، ادموند ویلسون، برنارد مالامود، خوان رولفوین داستان، هرمان ملویل، ادگار آلن پو) و نمایشنامه (شیاطین از جان وایتینگ) و آثاری در نقد و تحلیل آثار فارستر، سارتر، مولوی و پاز و دو رمان برای کودکان.
آشنایی با آثار بورخس با ترجمهی داستان کوتاه ویرانه های مدور شروع شد. پس از این داستان، احمد میرعلایی با انتخاب و ترجمه و چاپ مجموعه های ویرانه های مدور و الف و داستان های دیگر و هزار تو های بورخس و مرگ و پرگار و بالاخره چاپ مجموعه آثار ترجمه شده از بورخس در باغ گذرگاه هزار پیچ، پیش و بیش از هرکس به معرفی و شناخت این نویسندهی بزرگ آرژانتینی به خوانندگان ایرانی کمک کرد. مهمتر اینکه ترجمهی آثار بورخس مقدمهی توجه به آثار نویسندگان آمریکای لاتین شد.
گرچه هیچ نوشته یا نویسندهی ایرانی را نمیشناسم که مستقیما تحت تاثیر بورخس قرار گرفته باشد، و این نشاندهندهی منحصر به فرد بودن آثار بورخس است، ولی از چند نظر این داستانها در نویسندگان داستان کوتاه موثر افتاد.
اول - نویسندگان دههی پنجاه متوجه شدند که داستان کوتاه همچنان از اعتباری جهانی برخوردار است.
دوم - استفادهی بورخس از منابع شرقی به ویژه هزار و یکشب و آثار عطار سبب شد تا توجه به ادب کهن که در دههی قبل شروع شده بود، عمق و شتاب بیشتری بگیرد.
سوم - آشنایی با آثار بورخس سبب شد تا تقلید از آثار همینگوی که در دههی قبل یکی از وجوه غالب داستان کوتاه ما بود، فروکش کند. همچنین آثار بورخس از جمله عواملی بود که سبب شد تا اقبال از داستانهای اجتماعی با صورت بیانی رمزی - سیاسی به خصوص در دههی بعد – از ١٣٦١ تا ١٣٦٩ – کاسته شود. ...
@ELDialectico
باغ گذرگاههای هزار پیچ
نویسنده: خورخه لوئیس بورخس
مترجم: احمد میر علایی
@ELDialectico
از هزاران یک نفر اهل دل اند
ما بقی تندیسی از خاک و گِل اند...
مولوی
@ELDialectico
معرفی کتاب 📕
مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه
نوشتۀ ریچارد پل و لیندا اِلدر
بازنویسی: مهدی خسروانی
نشرنو
نویسندگان این کتاب معتقدند: «کسانی که در سنجشگرانهاندیشی مهارت پیدا میکنند پرسشی که میخواهند بدان بپردازند را به طور واضح مشخص میکنند. آنها درباره اطلاعات، نتیجهگیریها و نظرگاهها سوال میکنند و در صورت لزوم در آنها تردیدافکنی میکنند.»
از این رو کسانی که مهارت پیدا کردهاند میکوشند درست و دقیق بیندیشند و به عمق موضوعها راه پیدا کنند و در اندیشیدنشان منطق و انصاف را رعایت کنند.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «انسانها به طور طبیعی به حقوق و نیازهای دیگران توجه نمیکنند؛ اندیشیدن خودمحورانه از همین جا نشئت میگیرد. فقط در صورتی به خودمحورانه بودن اندیشیدنمان آگاه میشویم که آموزش ببینیم و تمرین کنیم.»
@ELDialectico
دروغگویان در زندگی خصوصیشان، برای رویارویی با مشکلات منابع محدودی دارند. آنها از پاسخدادن طفره میروند، از ملاقات با برخی خودداری میکنند و توضیحاتی را سرهمبندی میکنند. دروغگویی شخصی تا حدی با عدم اطمینان از امنیتِ این راهبردها محدود میشود. دروغگویانی که بر مسند قدرت نشستهاند آزادی عمل بیشتری دارند: حتی در نظام مردمسالار، آنها از تبلیغات استفاده میکنند ومیتوانند برای ممانعت از دسترسی عموم به اطلاعات، به «امنیت ملی» متوسل شوند. در جامعهٔ اقتدارگرا، زمامداران برای دفاع از دروغهای کوچک با تولید انبوهِ دروغهای بزرگتر، امکان بیشتری مییابند. این کار مثل چاپ اسکناس برای خروج از بحران مالی است. در این حالت زمامداران در کوتاهمدت سود میبرند و دروغشان آشکار نمیشود، ولی در بلندمدت، هزینهٔ تراکم تبلیغات این است که نظام باورهای رسمی ارتباطش را هرروز بیش از پیش با واقعیت از دست میدهد و بنابراین حمایت از آن بدون توسل به زور و دروغگویی دشوارتر میشود.
▪️جاناتان گلاور
📕انسانیت:تاریخ اخلاقی سده بیستم
@ELDialectico
پس جهنم اینه !هرگز به این شکل درباره ش فكر نمی كردم !یادتون هست : گوگرد ، آتیش ، سیخ.آه ! عجب حرف های مضحكی سال ها در مغزمان فرو کردند !احتیاجی به سیخ نیست !حالا فهمیدم : جهنم همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه.
ژان پل سارتر
نمایشنامه : دربسته
@ELDialectico
یکی از نشانه های عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند بدون اینکه شایستگیاش را داشته باشی.
اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری، محترم هستی، برایم هدیه میخری و ظرف ها را هم خوب میشویی، مرا ناامید کرده. چنین عشقی بیشتر عملی خودپسندانه به نظر می رسد.
چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانهی توام، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی. حتی اگر دروغگو، حرامزاده و خودبین باشی.
▪️میلان کوندرا
📕آهستگی
@ELDialectico
وظیفه هنرمند و شاعر اصیل این نیست که امید بیاساس و بیپایه در دل مردم بپروراند. بلکه نخستین وظیفه او این است که تا حدود امکان اوضاع اجتماعی زشت و وحشت و جنون حاکم بر محیط را نشان دهد و در این بینش، شاعر هم بماند.
▪️رضا براهنی
📕طلا در مس
@ELDialectico
همه ی روزها
تکراری اند
جُز یک روز
عشقت و اسمت؛
و روزی که همدیگر را دیدیم...
▪️شیرکو بیکس
@ELDialectico
مدرنيته داراى دو وجه مهم است يعنى عقل ابزارى كه با موضوعاتى چون علم و تكنولوژى مطرح مى شود و عقل انتقادى كه دربرگيرنده هنر و فلسفه مدرن است و به طور كلى تجلى آنچه را كه ما انديشه انتقادى مى ناميم.
رامين جهانبگلو
"تمدن و تجدد"
(بخش اول/چگونه مى توان مدرن بود؟)
رامين جهانبگلو |جمشيد بهنام
(گفتگو)
@ELDialectico
📕معرفی کتاب: «پاسخهای کوتاه به پرسشهای بزرگ»
عالم چگونه به وجود آمد؟
*
نشر نو: اِستیوِن ویلیام هاکینگ (۲۰۱۸ - ۱۹۴۲) فیزیکدان نظری و نویسندهٔ بریتانیایی است.
*
این کتاب با طرح این ۱۰ پرسش:
▪چگونه همه چیز شروع شد؟
▪آیا در کیهان حیات هوشمند دیگری هم هست؟
▪آیا میتوانیم آینده را پیشبینی کنیم؟
▪داخل یک سیاهچاله چیست؟
▪آیا سفر در زمان ممکن است؟
▪آیا زندگی ما در زمین ادامه خواهد یافت؟
▪آیا باید برای سکونت به فضا برویم؟
▪آیا هوش مصنوعی بر ما چیره خواهد شد؟
▪چگونه میتوانیم آینده را شکل دهیم؟
میکوشد بهزبانی ساده بر مبنای فیزیک نظری پاسخ برخی پرسشهای بزرگ و بنیادین را بدهد.
*
در بخشی از کتاب میخوانیم: «فکر میکنم عالم، خلقالساعه، از هیچ، و طبق قوانین علم به وجود آمد. این قوانین ممکن است به وسیله خدا تعیین شده باشد یا نشده باشد، اما او نمیتواند برای شکستن این قوانین دخالت کند چون در این حالت دیگر قانون نیستند.»
*
پاسخهای کوتاه به پرسشهای بزرگ | نوشتۀ استیون هاکینگ | ترجمۀ مزدا موحد | نشرنو، چاپ سوم ۱۳۹۸،
@ELDialectico
