دیالکتیک روشنگری
Open in Telegram
853
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
به انسان ها نگاه کن و دل بسوزان. به خودت در میان آدم ها نگاه کن و به حال خویش دل بسوزان . درغروب پر ابهام زندگی، کورمال کورمال ، یکدیگر را لمس می کنیم ، می پرسیم ، گوش می دهیم و برای کمک فریاد می کشیم.
ما می دویم . می دانیم به سوی مرگ می دویم، اما نمی توانیم بایستیم.
ما فقط می دویم.
تجربه های معنوی
نیکوس کازانتزاکیس
@ELDialectico
Anna Karenina
Joe Wright
2012
#یک_سکانس
والسی پر هیاهو
برای آناکارنینا تولستوی
@ELDialectico
تمام عمر دستت صرف شادی شد
دستهای تو مهربان بودند یکی بیشتر از دیگری
و چهرهات مثل وقتی که گلدانی را آب میدهند زیبا بود
مرگ با چهرهات چکار کرده
با سینهات که جای بازی من بود
دیده میشدی چون ماه کوچه و بازار
دیده میشدی چون شاخهای که از آب بیرون میزند
در تو انگار چیزی بود که برق میزد
میدانستم میدانستم این بهار که بیاید تو را چشم خواهند زد
پدرم برای تو چه بگویم
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمینگم و مرگ کاری نمیکند
دستت را بر شانهام بگذار و مرگ را متوقف کن
دارم میروم دارم نامم را از دهان دنیا خالی میکنم...
غلامرضا بروسان(۱۳۵۲-۱۳۹۰)
@ELDialectico
هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، نا خودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.
مارتین لوترکینگ
@ELDialectico
- وقتی از اینجا خلاص بشم، میرم یه جایی که همیشه گرمای خورشید لمسش میکنه. میدونی کجا میخوام برم رِد؟
+ نه.
- زیواتنو، یه جایی تو مکزیک. یه جزیرهٔ کوچیک تو اقیانوس آرام.
میدونی مکزیکیها راجع به دریا چی میگن؟
+ نه، چی میگن؟
- میگن این دریا خاطره نداره. این همون جایی که میخوام بقیه عمرم رو توش بگذرونم؛ یه جای گرم و بدون هیچ خاطرهای.
📽رستگاری در شائوشنگ
فرانک دارابونت
@ELDialectico
گوته یکی از چهار ستون ادبیات اروپا و جدیدترینشان است.
امروز؛ ۲۸ آگوست زادروز ادیب، حقوقدان و سیاستمدار معروف آلمانی است که ما بیشتر به واسطه تمجیدش از حافظ با او آشناییم.
@ELDialectico
البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخصوار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادیام نمیشوم بلکه آن را آشکارا بیان میکنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد...
آلبرت اینشتین - نامه به یک بیخدا، ص۴۳
۲۴ - مارس
@ELDialectico
"گرونیه" دربارهی کمونیسم: «تمام سوال این است: برای آرمان عدالت باید زیر بار حماقت رفت؟» میتوان به این سوال پاسخ داد: «بلی»، که بسیار زیباست؛ «نه»، که شرافتمندانه است.
با حفظ کامل نسبت: همان مسئلهی مسیحیت. آیا مومن از تناقضهای انجیلها و زیادهرویهای کلیسا خم به ابرو میآورد؟ آیا ایمان داشتن به مسیحیت پذیرفتن کشتی نوح است؟ یا دفاع از تفتیش عقاید؟ یا دفاع از دادگاهی که گالیله را محکوم کرد؟
اما از سوی دیگر چگونه میتوان کمونیسم و نفرت را آشتی داد.
اگر از هر کدام شکل افراطیاش را، تا به آن حد که به پوچی و بیهودگی میرسد، در نظر بگیرم __ کمونیسم را نفی میکنم، و اینگونه اندیشههای مذهب را هم.
آلبر کامو
یادداشتها
@ELDialectico
نیل سایمون،نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس آمریکایی در ۸۹ سالگی ،درگذشت.
@ELDialectico
هیچ لذتی به خودی خود بد نیست . اما برخی چیزها که لذت میآفریند آشفتگیهایی بس بزرگتر از آن لذت را هم به وجود میآورد .
اپیکور
تاریخ فلسفه راتلج
@ELDialectico
نخستين عاملی كه لازم است تا جهان را برای زيست قابل تحمل سازد، درک اين حقيقت است كه خودخواهی بشر امری الزامی و اجتنابناپذير است.
تو از ديگران توقع از خودگذشتگی داری و اين توقعی غيرمعقول است كه انسانها میبايست برای تو و بهخاطر تو اميال خود را زير پا گذارند، چرا بايد اين كار را بكنند؟
وقتی اين حقيقت را پذيرفتی و با خود كنار آمدی كه در اين دنيا هركس برای خودش زندگی میكند، آنگاه از ديگران كمتر توقع خواهی كرد، آنان تو را مايوس نخواهند كرد و با عطوفت بيشتری به مردم خواهی نگريست.
انسانها تنها در جستجوی يکچيز و تنها يکچيز هستند و آن لذايذ خودشان است.
پيرامون اسارت بشری
سامرست موآم
@ELDialectico
یکی از مایوس کننده ترین مسائل در قرن بیستم این بود که معلوم شد تحصیل اجباری و پیشرفت و تکنولوژیکی و پیشرفت دانش و فرهنگ به هیچ روی منجر به بهتر شدن آدم ها یا محتاط تر و مهربان شدنشان، آن گونه که در قرن نوزدهم سخت بدان باور داشتند، نمی شود و عده ی کثیری از قاتل ها و آدمکش ها و عاملان کشتارهای دسته جمعی اتفاقا عاشق هنر هستند و به اپرا گوش می دهند و به نمایشگاه ها می روند و شعر می سرایند و علوم انسانی و طب می خوانند و در میان فیلسوفان این عقیده شیوع بیشتری پیدا کرد که قرن بیستم نقطه ی پایانی بر اومانیسم نهاده است و دوران تازه ای آغاز شده است که آن را پسااومانیسم خواندند، چون روشن نبود چگونه باید این دوران تازه را تعریف کرد.
شهر فرنگ اروپا
پاتریک اوئورژدنیک
ترجمه : خشایار دیهیمی
@ELDialectico
این اشتباهِ خودِ ما بود
که درباره ی این لحظه با دیگران صحبت کردیم و قصد داشتیم آن را به عنوان لحظه ای به یاد ماندنی به ثبت برسانیم؛
می توانستیم خودمان از این واقعیتی که اتفاق افتاده بود، لذت ببریم !
عقاید یک دلقک
هاینریش بل
@ELDialectico
هربرت رید ، (زاده ۴ دسامبر ۱۸۹۳ -درگذشته ۱۲ ژوئن ۱۹۶۸) مورخ تاریخ هنر، شاعر، منتقد ادبی و فیلسوف انگلیسی، که به خاطر کتابهای فراوانی که در مورد هنر نوشته، از جمله کتابهای مؤثری در مورد نقش هنر در آموزش و نقد هنری شناخته شدهاست. رید از بنیانگذاران موسسه هنرهای معاصر بود. او یکی از اولین نویسندگان انگلیسی بود که به اگزیستانسیالیسم توجه کرد.
رید بیشتر به خاطر منتقد هنری بودن شناخته شده بود (و شناخته شده باقی ماند). او قهرمان هنرمندان مدرن بریتانیایی مانند: پاول نش، بن نیکلسون، هنری مور و باربارا هپورث بود. او با گروه واحد هنرهای معاصر نش همراه شد. رید از سال ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ در دانشگاه ادینبورگ استاد هنرهای زیبا و از ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۸ سردبیر صفحهآرایی مجله برلینگتون بود.
@ELDialectico
