اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده
Open in Telegram
. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آلالله علیهم السلام در این کانال رشحهای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil
Show more906
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
🌕
🌿۞ #کساء_یمانی؛ ظاهر کنندۀ مقامِ وحدت و جمعیِ حضراتِ آلالله (؏) در عالَم ظاهر است.
֎⇦ و اینکه حضرات آلالله (؏) در اوقاتِ مختلف به زیر کساء جمع میشدند، در واقع؛ حقیقتِ جمع بودنِ خودشان («کُلّهم نورٌ واحد») را در عالم اشاره، ظاهر مینمودند.
🍃֎ در حدیث کساء اشاره شده است که پیامبر اکرم (ص) آن هنگام که در بدنِ مبارک، ضُعف (یعنی نهایتِ ضَعف) را یافتند («اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً»)، به نزد حضرت «فاطمه» (س) آمدند و حضرت فاطمه (س) که «امّ أبیها» میباشند، پناه دهندۀ حضرت رحمة للعالمین (ص) به خداوند هستند:
❂☜«اُعيذُكَ باللهِ يا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ»
✾ پناه مىدهم تو را به خدا اى پدر جان از ضُعف.
[ترجمۀ تحت اللفظی کردم چرا که ترتیب کلمات مهم بود!]
🍃֎⇦ در احادیث، بیان شده است که روح مؤمنین از بدنِ حضرات آلالله (؏) خلق شده است. و کثرت؛ ضعف است وُ در مقابل آن، وحدت؛ قوّت است.
🍃⇯֎ و یافتنِ ضَعف در بدن حضرتِ «رحمةٌ للعالمین» (ص)، نهایتِ تشتّت و کثرتِ عالَمین، یعنی کثرات است. و رجوعِ ایشان به حضرتِ «فاطمه» (س)، خصوصِ «فاطمه» بودن و «بَتول» بودنِ حضرت صدّیقۀ طاهره (س) است که به «فاطمه» بودن و «بتول» بودن، عالم کثرات را به سمتِ وحدت، جمع مینمایند.
[بسیار مختصر اشاره شد.]
🍃۞ «بَتول» صفت مشبّهه از ریشۀ «بـَـتَل» و به معنای «بسیار بُریده» است.
وقتی صفتِ مشبّهه بیان میشود، اسم فاعل و اسم مفعول را به مشبّهه بودنش فرا میگیرد. یعنی؛
֎⇦ هم بُرَنده (اسم فاعل)، و هم بُریده شده (اسم مفعول)، تحتِ عنوانِ «بَتول» باید دیده شود.
🍃۞ «فاطمه» اسم فاعل از مادّۀ «فَـطَـــمَ» به معنای کسی است که؛
🔻اوّلاً؛ حالِ او بُریدن و منفصلِ #مطلق بودن است.
🔺ثانیاً؛ از شدّتِ این حالِ #اطلاق که دارد، دیگران را نیز بُریده و منفصل مینماید.
🍃۞ امّا بُریدن از چه چیز؟
در احادیثی که وجه تسمیۀ نام مبارک حضرت فاطمه (س) بیان شده است، بُریدن از شرّ و نار بیان گشته («فُطِمَتْ مِنَ الشَّر»؛ 📚 الأمالي للصّدوق، ص۵۹۲).
🔥که شرّ و نار؛
֎⇦ نفسِ دوئیّت و عالَم کثرات است.
🍃⇯֎ پس از نامِ مبارکِ حضرت «فاطمه» (س) پیداست که عالم را از کثرتْ، بُریده، و به وحدت میبردند.
🌿۞ به آیات قرآن نظر کنیم تا لطیفۀ مربوط به حضرت خدیجه (س) با یک اشارَت دریافت شود:
قرآن در سورۀ مزمّل میفرماید:
💎 ﴿يا أيهُّا الْمُزَّمِّل! قُمِ الّيْلَ إلّا قليلًا﴾ 💎
✾ هان، اى جامه به خود پيچيده! (خطاب بر رحمة للعالمین حضرت رسول اکرم ص)
شب را جز اندكى برخيز.
📘 سورۀ مزّمل، آیات ۲-۱
🍃֎⇦ در #کانال_معرفة_الحق اثبات و بیان شد که رسالت، ذاتِ حضرت رسول اکرم (ص) است و این طور نیست که حضرت رسول اکرم (ص) نبی نبوده و نبیّ شدند.
(رجوع شود به ❂☜ https://t.me/ehsannil1/189)
🍃֎⇦ و نیز بیان شد که وحی، ذاتِ حضرت نبیّ اکرم (ص) است که ایشان، وحیِ وحی شده میباشند (﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى﴾، نجم ۴).
یعنی؛ خودشان، وحی هستند و خود به خود در تنزیل و انزالِ وحی میباشند.
(رجوع شود به ❂☜ https://t.me/ehsannil1/158)
🍃⇯֎ این مطلب را عرض کردم تا مطلب بعدی عزیزان را دچار اشتباه نکند! و آن حالات خاصّی که از حضرت رسول اکرم (ص) در هنگامۀ نزول وحی ظاهر میشد، خوانندگانِ محترم را بر این ندارد که اوّلاً؛ العیاذ بالله وحی را ماورای حضرت رسول اکرم (ص) دیده و ثانیاً؛ قدرتِ ایشان را بر تحمّلِ وحی کم بدانند!
🔔 هرگز چنین نیست!
🍃֎⇦ بلکه؛ وحی، حقیقتی بیرون از حضرت رسول اکرم (ص) ندارد و [یکی از بیانات این است که] حالاتِ حضرت رسول اکرم (ص) در هنگام وحی، مانند ضُعفِ بدنشان در حدیث کساء، حالِ عالمین بوده و این خصوصیّت، در ترسیمِ عالم است و نه نشان از محدود بودنِ قدرتِ حضرتِ «قدرة الله» مولای قوّت و قدرت، حضرت رسول اکرم (روحی لذکره الفداء).
°•❁🔳🔲🔳❁•°
🌿۞ و امّا بعد از مقدّمۀ فوق؛
اصلِ سخنِ این مقاله را بخوانیم:
🍃֎⇦ وقتی پیامبر اکرم (ص) به رسالت مبعوث شدند، از غار حرا به سمت «مَنــزل» (محلّ نزول)، تشریف آوردند. سخن از #منزلِ پیامبر اکرم (ص) است که با تمام مَنازل عالَم فرق میکند، چنان که قرآن در وصف آن میفرماید:
💎 ﴿في «بُيُوتٍ» أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُـهُ﴾ 💎
✾ [آن نور هدايت] در خانههايى است كه خدا رخصت داده كه ارجمندش دارند و نام خدا در آنها ياد شود.
📘سورۀ نور، آیۀ ۳۵
🍃⇯⇦ در زيارت اوّل از زيارات مطلقۀ امام حسين (ع) میخوانيم:
🔻«وَ ارادَة الرّبِ في مَقادِيرِ اُمُورِهِ تَهْبِطُ الَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ ❂☜ بُيُوتِكُم»🔺
✾ارادۀ مطلقِ خداوند در تقدير و اندازه گيری مطلقِ امور، به سوی شما فرود میآيد و از خانههای شما صادر میشود.
📚كامل الزيارات، ص۲۰۰
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•᯽👇🏻ادامۀ سخن👇🏻᯽•༻
🌕
🌕
🍃۞ الغرض؛
حضرات آلالله (؏) قُربِ مطلق و نَفْسِ «قُرب» هستند و از این اطلاق، در قید و متعلّقِ قرب هم میآیند. یعنی؛
֎⇦ «مقرَّب» هم هستند و اصلاً جز حضرات آلالله (؏)، کسی مقرَّب نیست.
🍃⇯֎ و هر کس به هر اندازه که فانی در حضرات آلالله (؏) گردد، به همان مرتبه، چیزی از مقرّب بودنِ آلالله (؏) در او ظاهر میشود و این شخص، در نفْسِ قُربش؛
֎⇦ ظهورِ عَلَی الاطلاق بودنِ «قُربِ مطلقِ آلالله؏» است. یعنی؛ حضرات آلالله (؏) که مطلقِ عَلَی الاطلاق هستند؛ در قیدِ این شخص به «عَلَی الاطلاقْ بودن»، حاضر و ظاهرند.
🍃۞⇦ اضافه میکنم که ائمۀ اطهار (؏)؛ در عالم اشاره، مقرَّب هستند تا دیگران را در قربِ خویش فانی و مُندَک نمایند. ایشان، هادی و سائِق (بَـرَندۀ) خلایق میباشند و در همۀ وجوه و از جمله در مقرّب بودن نیز؛
«لا یُقاس بِآل محمّد (ص) احدٌ»
مطلقاً احدی با آلِ محمّد (ص) قیاس کرده نمیشوند.
📕 نهج البلاغه
🍃⇯֎ پس دقّت شود که حضراتِ آلالله (؏) از آنجا که نفْـسِ قُرب و مطلقِ قرب هستند، مقرّب میباشند تا همه را مقرّبِ به خود نمایند.
امّا افرادِ غیر از حضرات معصومین (؏)، مقرّب که میشوند، مقرّبِ به حضرات آلالله (؏) میگردند.
🍃֎⇦ پس تکرار میشود که؛
هر کسی مقرّب شد، تحتِ قربِ مطلق، یعنی؛ تحتِ حضرات آلالله (؏) است، و نه اینکه حضرات آلالله (؏) مقرّب باشند و او نیز مقرّب باشد و این دو، در کنار یکدیگر قرار بگیرند و مثلاً چهارده مقرّب که یک حقیقتند، پانزده نفر شود!
🔔 هرگز چهارده معصوم و مقرّب (؏)، پانزده نمیشود، که خودِ «تعدّدِ مقرّبین»، نفیِ قرب حقیقی است.
🍃⇯֎ چهارده جلوه بودنِ حضرات عصمةالله (؏) هم که «سبع مثانی» هستند؛ تعدّد نوری است و هرگز عددِ ظلمتی و حدّی نیست. بلکه؛
֎⇦ مدّ حضرتِ أحد (؏) هستند و بلکه وحدانیّتِ حقّﷻ میباشند که قوَّت أحدیّت است و مؤکِّد و مشدِّدِ آن.
🍃۞ با مقدمۀ فوق، مطلب این گونه آغاز میشود که نامِ حضرت خدیجۀ کُبریٰ (س) به عنوانِ مقرّب، ثبت و ضبط است.
برای آیاتِ مذکوری که در مورد سبقت و قرب ذکر شد، حضرت امام جعفر صادق (؏) میفرمایند:
🔹«المقرّبون؛ آل محمّد (ص) ...
يقول الله: السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ؛ رسول الله (ص) و خديجة (س) و علي بن أبي طالب (ع) و ذرياتهم تُلحق بهم» 🔹
✾ مقرّبین، آلِ محمّد (ص) هستند که خداوند در قرآن میفرماید «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ». که ایشان رسول خداوند (ص) و حضرت خدیجه (س) و حضرت علیّ ابن ابیطالب (ع) و فرزندانشان هستند، که ملحقّ به ایشان میباشند.
📚 تفسير القمي، ج۲، ص۴۱۱
🍃⇯֎ یا پیامبر اکرم (ص) معرفی میفرمایند:
🔹«رَسُولُ الله وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ وَ فَاطِمَةُ وَ خَدِيجَةُ صَلَوَاتُ الله عَلَيْهِمْ»🔹
📚بحار الأنوار، ج۸، ص۱۵۰
🍃۞ پیامبر اکرم (ص) به حضرت خدیجه (س) میفرمایند:
🔶 «إنّا اللهﷻ لَيُبَاهِي بِكِ كِرَامَ مَلَائِكَتِهِ كُلَّ يَوْمٍ مِرَاراً» 🔶
✾ همانا خداوند عزّ و جلّ به وجود تو به طور مکرّر و پیوسته به فرشتگان بزرگش میبالَد.
📚بحار الأنوار، ج۱۶، ص۷۸
🍃⇯⇦ ظرائفِ احادیث إن شاء الله دقّت بشود!
که فعلِ مضارع «لَيُبَاهِی» که استمرار را میرساند و استمرارِ حضرت حقّﷻ، خودیّت حضرت حقّ است، با لامِ تأکید آورده شده است.
🍃⇯֎ حالا که با چیزی از سابق بودن و مقرّب بودنِ حضرت خدیجه (س) آشنا شدیم، ایشان را به آلالله (؏) بشناسیم و لطیفهای از افعالِ حضرتشان را بخوانیم:
به لطف حقّﷻ سالهای قبل، شرحی از حدیث کساء روزی شد و با بعضی از همراهان و دوستان، به محضر آن رسیدیم، که هنوز فرصت نشده است که آن مقالات در این کانال ارائه گردد. نکتهای از آن شرح را که برای این مقاله لازم داریم، در ادامه خواهیم خواند:
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•᯽👇🏻ادامۀ سخن👇🏻᯽•༻
🌕
.
﹏.𐫱 حضرت خدیجۀ کُبریٰ (سلام الله علیها)
رازی در رَسم عالم 𐫱.﹏
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾🔘✾═─┅─┅
🔺۞ به طور کلّی؛ طالب معارف عالیه، همّتِ عالی میکند.
✿☜ بیانِ مقالهای که چند سالی است به عنایتِ حضرت اُمُّ المؤمنین؛ خدیجۀ کُبریٰ (سلام الله علیها) جاری شده است، نیاز به یک مقدّمه دارد.
به التجاء و توسّل به حضرتشان، قوّت و همّت داشته باشید و با دلْ همراهی کنید، تا دقیقۀ این معرفت، إلی الأبد در جانتان بنشیند.
🌿۞ حضرات آلالله (علیهم السّلام)؛ خودیّتِ حضرت حقّﷻ هستند و به تعداد ایشان که «سبع مثانی» (یعنی هفت تا دو تا که چهارده است) میباشند، کسی اضافه یا کم نمیشود.
֎⇦ چرا که حقّ یعنی؛ ثابت، و خودیّتِ حقّﷻ ثابت است.
این مطلب به قصدِ قوّت، عرض شد تا خواصّی از مقرّبینِ خدا را بهتر بشناسیم.
🍃۞ «مطلق» به بیانِ ساده یعنی؛ بدونِ قید.
حضرات آلالله (؏)؛ مطلقِ قُرب و نَفْسِ قرب هستند. و وقتی سخن از مطلقِ چیزی است؛ متعلَّقِ آن اصلاً مطرح نیست. چون اطلاق که حقیقتِ صمدیّت است، جا برای متعلَّق نمیگذارد.
مثلاً؛ وقتی علیم بودنِ خداوند که مطلقِ علم است، بیان میشود؛ دیگر متعلَّقِ علم که «معلوم» است، مطرح نیست، چنان که در دعای عدیله میخوانیم:
🔻«كَانَ عَلِيماً قَبْلَ إِيجَادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّة»🔺
🍃۞ پس در بیان بَدْوی، عرض میشود که مطلق؛ متعلَّق ندارد.
بنابراین؛
֎⇦ مطلقِ قرب، به معنای نزدیک بودن به چیزی یا کسی نیست.
🍃⇯֎ حضرات آلالله (؏)؛ نفْسِ حقّﷻ و خودیّتِ اوﷻ هستند.
(☜ زیارت مولی امیرالمؤمنین؏ معروف به زیارت صفوان جمّال: 🔹«السَّلَامُ عَلَى نَفْسِ الله تَعَالَى»🔹؛ 📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۹۷، ص۳۳۱).
و ماورای حقّﷻ؛ چیزی نیست که قرب به آن لازم بیاید.
🍃֎⇦ بنابراین؛
حضرات آلالله (؏)؛ «قرب مطلق» یا به عبارتی «نفْسِ نزدیکی» هستند. نه نزدیکی به جایی. بلکه مطلقِ «نزدیکی».
✿ به همین توضیحِ مختصر در مورد مطلقِ قرب، اکتفاء میکنیم.
🍃۞ قرآن میفرماید:
💎 ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾ 💎
✾ و پيشگامان كه پيشگامند.
✾ آنها مقرّبانند.
📘 سورۀ واقعه، آیۀ ۱۱-۱۰
🍃֎⇦ عالمِ حدود، با معیاراتش مانع از یافتنِ اطلاق میشود. باید ابتدائاً ذهن، از همۀ معیاراتِ عالمِ حدود، خالی شود. مانندِ نوزادی که هیچ تصویری از دنیای بیرون از رحِم ندارد. و به پاکی ذهن، تجربه را آغاز میکند.
🍃⇯֎ مطلقِ سبقت و مطلقِ قرب اگر فهمیده شود، دیگر به دنبالِ متعلَّق آن نمیگردیم.
پس؛ «سابق» و «مقرّب» را از منظرِ «اطلاق» تصوّر بفرمایید، و نه با معیاراتِ عالم حدود.
🍃۞ در عالم حدود، وقتی میگوییم کسی مقرّب است، به دنبالِ این هستیم که این شخص، مقرّب به «کجا»ست؟ به چه چیزی نزدیک شده است؟
یا وقتی سخن از «سابق» میشود، به دنبال این هستیم که سابق بر «چه چیز»؟
و همین طور باید به نَفْسُالأمری دیگر، محکم شویم تا بتوانیم مقرّب و سابق را تصوّر کنیم.
🍃⇯֎ این محکم شدن به چیزی غیر از «سابقیّت» و «قرب»؛ تعلّقِ سابقیّت و قرب است. و خودِ همین «تعلّق»؛ قید است و سابق و قرب را از اطلاق بیرون میآورد و #محدود و #نسبی میسازد. آنگاه منظور از سابق مطلق و قرب مطلق، درک نمیشود.
🍃֎⇦ این تختهبند شدن در عالمِ حدود است که قدرتِ پر و بال گرفتن را میگیرد.
جویای معرفت، بایستی، لااقل این عارضه را بشناسد، تا برای طلب، دستِ گدائی و توسّل، بر آستان الهیِ آلالله (؏) دراز کند. ولی اگر «نداند، و نداند که نداند؛ در جهل مرکّب ابدُ الدّهر بماند»!
(پس؛ دائماً بایستی حالمان؛ حالِ التجاء باشد.
و پناهنده به ائمّۀ اطهار علیهم السّلام باشیم 🤲🏻)
🍃۞ الغرض؛
حرف از قربِ مطلق است. و آن هم مطلقِ حقیقی. که اطلاقِ حقیقی، اطلاقی نیست که «اطلاق»، حدِّ آن باشد. یعنی؛ این طور نیست که اطلاق (که بی قید بودن است)، باعث شود که مطلق، هرگز در قید نیاید. بلکه بر خودِ لا قید بودن هم اطلاق دارد و از لا قید بودن هم رهاست. بنابراین؛ به اطلاق و «لا قید بودن»، در تمام قیود هم میآید و باز به قوّتِ #اطلاق خود باقی است.
از این رو اطلاقِ حقیقی، آن اطلاقی است که عَلَی الاطلاق باشد، چنان که شرحی از آن در #کانال_معرفة_الحق بیان شده است.
(رجوع شود به ☜ https://t.me/ehsannil1/291)
🍃۞ این دقیقه و این مطلب ظریف، جای اعتکاف دارد و تا اَقوال مختلفِ بزرگانِ معرفت بررسی نشده باشد، ارزش این مطلب مهمّ در کَـــتْم و خفا خواهد ماند.
و اگر یافته شد، بدانید که شاهکلیدی در معرفت، روزی شده که همتا ندارد.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•᯽👇🏻ادامۀ سخن👇🏻᯽•༻
🌕
.
┈••✾•『 إفتتِحْ! یا مُفَتِّحَ الأبواب』•✾••┈
🌙 ماههای قمری، و به دنبالِ آن، منازل قمر؛ منازل سلوکیِ اهل طریق بوده، و رأس سال قمری(رأس السنه)، ماه مبارک رمضان میباشد.
این حقائق، صرفاً در برههای از زمان نیست. بلکه از خلوَت حضرتِ حقّ، تا جلوَت آمده، و به ایّام و ساعات و آنات، ممدود گشته، و مستمسِک به خود را، فانی در اصالتِ خویش میکند.
🔰 #دعای_افتتاح؛ آغازگر چنین آغازی است.
إن شاء الله اهلِ ختمِ حقیقیِ #قرآن و #ادعیه باشیم.
"ختمی" که به معنایِ به پایان بردنِ حدّی باشد را عرض نمیکنم.
"#ختم"؛ به معنایِ «#تمام» منظورست.
برای #ختم_حقیقی، بایستی ختمِ این کار باشی!
که آن،چنین است که «نباشی»، تا ختم قرآن و دعا محقّق گردد.
اگر انیّت رفت و میّت شدی و نبودی، فرمودند: یک آیهات در این ماه،ختمِ قرآن است (📚الأمالي- للصدوق، ص: 95).
و بلکه نفَسهایَت، تسبیح است ( "أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيح").
و خوابت که انفعالِ توست، عبادت است ("و نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَة").
عملَت قبول است، دعایت مستجاب است ... ("عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَاب").
در تعیّن نمانی!
حقیقت، چنین است.
این «یک آیه» را هم فرمودند، تا در عالَم اشاره،اشارتی باشد.
بلکه اگر میّت شدی و «نبودی» ؛ به نفْسِ «نبودنت»، قرآن و ختم آنی.
(دقت کنیم! که منظور؛ تعطیلی قرائت و ختم ظاهر نیست!)
🦋 حدیث نفس میکنم که عزیزی نرنجد:
#ماه_رجب را به #تخلیه و #موت،
#ماه_شعبان را به #تحلیه و #صله،
به عین شخصی آنچه که بود، مرتب جلوه داد؛
👈 تا که «#فاتحه»ات خوانده شود.
#فاتحه ؛ یعنی آغاز شدی، باز شدی...
إن شاء الله که زنده زنده، مراسِم ختمی و فاتحهای برای خودت برگزار کنی.
من که نباشم؛ او هست،در جوشش و تجلّی.
آنوقت است که داعیِ دعای #افتتاح خواهی بود.
🍃 ای دل!
"بسم اللهِ" طلب و رغبتش را بگو.
خرمایی و حلوائی خیرات این میّت کن و ...
فاتحهات را با سوز و آه بخوان!
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ ...
(📖دعای افتتاح)
هشیار سری بود ز سودایِ تو مست
خوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دست
بیتو همه هیچ نیست در مُلکِ وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
علی جانم!...
صاحب من!
خالق من!
داور من!
یاور من! ...
کشتگانت را دریاب آقا .......
📝🦋 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
.
╭─┅═--•✾ 🌙 ✾•--═┅─╮
🌱 زمان و زبان در وصفِ رحمت حضرت مَنّان کوتاه است. چرا که خود، جلوهای از جلواتِ آن زیبانگارِ معانیست.
در حالیکه حظّ از شعبان المعظّم بر جانِ بیقراران حقّ، نوش میگردد و إن شاء الله، حِلیۀ «#تحلیه» بر لطافتِ نفسشان مینشیند، شایسته است که از منظرِ معرفت، به استقبالِ #شهر_الله_المبارک_رمضان شتاب کنند و مبارکیِ آنرا به «معرفت»، بنشینند؛ تا قَبالۀ دل، به شُهرۀ مَهْرویِ حقیقت تقدیم سازند.
از این رو، پیش از ورود به ماه مبارک رمضان، برای خواندنِ مقالات این خصوص، [به لطف حقّ، إن شاء الله] منّتپذیر و راهنما خواهم بود. و إن شاءَ الرحمن که «ارائۀ» اربعینِ مقالاتِ این حلوایِ الهی نیز تکمیل گردد و امسال، مقالات بیشتری به منظرِ قلوبِ مستقبِل برسد.
🌤 از صاحبِ نفوس و ایّام، حضرت جانِ جانان، اصل حقّ، و خالصه و بقیۀ او، حجّة بن الحسن العسکری(روحی لذکرهما الفداء) خواهانیم که معارف ماه مبارک را آنطور در وجودِ محبّین انشاء نمایند، که نفوسِشانْ؛ [خودِ ] استهلال و استقبال، و ارواحشانْ؛ هلال و جلوهای از آن قِـبلۀ حقیقت گردد.
کار دلها باز از آن مژگان به سامان میرسد
ریشهٔ تاکی به استقبال مستان میرسد
🍃 با ذکر شریفِ «یا علی»؛ عالَمِ وجودتان را دگرگون کنید و همراهی بفرمائید ...
─═•❁«یا علی»❁•═─
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
────═༅࿇༅📓༅࿇༅═────
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
╰─┅═--•✾ 🌙 ✾•--═┅─╯
.
﹏.𐫱حضرت فاطمۀ معصومه (سلام الله علیها)
شفیعۀ مقامِ عصمةُ الّلهی 𐫱.﹏
┅─┅─═✾🍃✾═─┅─┅
🌿۞ اسماء و القاب و کنیۀ حضرات آلالله؏ #توقیفی است. یعنی آنچه که بالحقیقة #هستند، در جلوۀ کلّیِ #اسم هم ظاهر و ممدود گشته است.
🍃֎⇦ لقبی از القابِ آلالله؏؛ #قائم است. «قائم»؛ اسم فاعل است که چون بدونِ قید زمان بیاید، برای صاحبش، صفتِ حالیه است. یعنی؛ نفسِ قوام مطلقه، ائمۀ اطهار(؏) هستند. چنان که حضرت مولی(؏) میفرمایند:
🔹 «إنّما الأئمّةُ قوّامُ اللهِ عَلَى خَلْقِه» 🔹
📚نهجالبلاغة
🍃֎ #قوام؛ چنانچه در ملئیّت و اطلاقِ حقیقی باشد؛
❂☜ به «عَلَی الإطلاق» و «جوشش» و «تجلّی»، ظاهر میگردد. از این رو از کَتمِ خلوَت، به خود، أمرِ به قیام میکند و میفرماید:
💎『 قُمِ اللَّیْل إلّا قلیلاً 』💎
✾ [ای رحمة للعالمین(ص)!]
آن طور بپاخیز؛
که لیلِ کثرت را که چیزی جز اندکی از جلواتِ تو نیست، ترسیم کنی.
📘سورۀ حضرت مُزّمّل(ص)، آیۀ ۲
🌿⇯֎ #وجود؛ برخاستگیِ محضه و قیامِ مطلقه است و چون قوامِ هر موجودی است؛ جز به خودش، قابل تعریف نیست.
و هر موجودی، به قدرِ حظّ خود؛ جلوهای از جلواتِ حضرت وجودﷻ است.
🍃۞ مخاطبِ أمرِ «قُـم»ِ حضرتِ وجودﷻ؛ راسِم موجودات است. و از مقامِ اُولِی الأمر بودنش [یعنی؛ «مبدأ الوجود» بودنش که در حدیث #طارق بیان فرمودهاند؛ بحار، ج۲۵، ص۱۷۴]؛
❂☜ خداوند [به خودِ آل الله؏]، آمِـرِ أمرِ «قُـمْ» میباشد.
🔻
✅ نکته:
أمر مطلق؛ #امر_الله است که خودِ ائمۀ اطهار(؏) هستند.
چنان که میفرمایند:
🔹«نَحْنُ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»🔹
📚بحار، ج۵۲، ص۴۶
🍃֎⇦ و أمرِ «قُم»، و هر أمرِ دیگری در عالَم وجود، جلوهای از جلواتِ أمرِ مطلق بودنِ آلالله؏ است. که؛
❂☜ یا به حیثیتِ اثباتِ «أمر الله» [که «إلّاهو»یِ وجودِ ایشان و جمالِ حضرتشان؏ ست]، در «أمر» میآیند.
❂☜و یا به حیثیتِ نفیِ «أمر الله» بودنِ خود [که «لاهو»یِ وجودِ ایشان و جلالِ حضرتشان؏ ست]، در «أمر» میآیند.
🍃֎⇦ به هر صورت؛ هیچ گریزی از حکومت «أمر الله»ی و «اولی الأمر» بودنِ حضرتشان؏ نیست.
🔺
🌿۞ الغرض؛
به أمرِ «قُمِ» مذکور؛ قیّومیّت #مطلقه، به جلوۀ قیّومیّت #معیه، جلوه کرده و عالم ترسیم میگردد.
[ر.ک ❂☜ https://t.me/ehsannil1/75]
🍃⇯֎ که شدّتِ قوّام و قائم بودنِ آلالله؏؛ آورنده و منشئِ أمرِ «قُم» است.
֎⇦ که اوﷻ که از وساطت و جلالَتِ «أمر الله» بودن؛ در جلالِ اُولی الأمری، به جمالِ مخاطب بودنِ خویش؛ خود به خود أمر میکند:«قُـم»،
و «قُـم» نیز طوری از تطوّرات، و شأنی از شئوناتِ خودش است؛
❂☜ به أمرِ «قُم»، از کَتْمِ عصمت و مبدئیّتِ وجود؛ برخاستگیِ وجود را به ظهور میآورد.
🍃֎⇦ پس؛
«قُم»؛ ظاهری برای #مبدأ_الوجود و #عصمت بوده، و به عبارتی؛ عَلَی الاطلاق برایِ اطلاقِ حقیقی است.
🌿۞ النّهایة؛
چون آن حقیقت به جلوه آید، شُهرهاش؛ حضرت #معصومه (سلام الله علیها) و شهر و وطنش؛ «قم» خواهد بود.
که وجه تسمیۀ #قم را همین #قیام فرمودند.
و به عین شخصیِ اینکه حجّت الهی، #قوام_الله است و محکمیِ مطلق؛ قم، حجّت ارض، و موجب استقرار و محکمی آن است (📚بحار،ج۵۷، ص۲۱۳).
🌿⇯֎ که میفرمایند: قم، حرم ماست(حَرَمُنا)، و در آخر الزّمان، قم؛ مکان أمن عالَم است.
֎⇦ که #حرمنا؛ حرمت جلالی است و مقام خفای وجود که همان «مبدأ الوجود» است.
֎⇦ و #امن؛ قرار أمنی جمالی است که همان، وجود است. چرا که هر کسی و هر شیئی؛ به اصل خویش، آرام است و در أمن و امان. و #اصل و حقیقتِ #موجودات؛ «#وجود» است.
🌿⇯֎ حال؛
☀️☜ #اهل_الآخرة که به حدِّ «#امن» آرام گرفتهاند؛ به طلبِ جنّت، متوقف میشوند.
💫☜ اما #اهل_الله که بیقرارِ «#صاحب_امن» هستند؛ طلبشان بیش از جنّت أمن و امان (یعنی وجود، یا به بیانی؛ #اخلاص و توحید) میباشد. پس برای جلالتِ جنّت و وجود، #شفیع میطلبند. تا در جلالتِ حقّﷻ، که همان عصمت و اطلاق است؛ سیر کنند.
✨ و شفیعِ #اهل_الله، کسی نیست جز آن که معصومهٔ آن حقیقت است.
یعنی آن که آینهٔ تامّ و تمامِ #عصمةالله است.
و در بکارتِ #وحدت و خفای جنّتِ وجود؛ #شفیعه میباشد.
[ ⚠️ وجهی برای مجرّد ماندنِ حضرت معصومه(س)؛ تجرّدِ مقام خفاست که به اشاره بیان شد. و إن شاء الله بدانیم که ایشان(س) را با احدی قیاس نکنیم!]
🍃۞ بنابراین شهر قم؛
ظاهری برای حضرت معصومه(س) است.
🤌🏻֎⇦ و بالواقع؛ تخصّصِ تخصیصیِ حضرتشان(س)؛ #دستگیری از موحّدین است. و آنان را از مقامِ ولایت و توحید و #اخلاص؛ به جلالت و مقام عصمت و #کمال_الاخلاص سیر میدهند.
🌿⇯֎ ازین رو؛
🍃☜ شفیعهٔ «#في الجنّة»اند (و نه صرفاً «للجنّة»)، چنان که در زیارتِ شریفشان میخوانیم:
🔻«إشفعي لنا #في الجنّة»🔺
🖊🦋#احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─
.
.
🌿 لطیفهای از میلاد حضرت امام محمّد باقر علیهالسّلام
آغازترین جلوۀ آغاز؛ توئی!
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾☀️✾═─┅─┅
☀️ «نَهار»؛ ظهرِ شرعی است.
این کلمه از ریشۀ «نَهر» است. که آن را #رود معنا میکنند.
و #ظهر؛ هنگامۀ #ظهور تامّ شمس است.
💠 روُد؛ آن است که روَندگی؛ ذاتش است. یعنی نفسِ #حرکت است و هر متحرّکی، از این روَنده، حرکت دارد.
عموماً، حرکت را «از جائی به جائی منتقل شدن» میدانند(حرکت خلئی). در حالیکه، «موجود بودن»؛ نفسِ حرکت است (حرکت ملئی). و سایر حرکتهایِ عالم حدود، ظهورِ این حرکت میباشد (با چشم ظاهر، صرفاً حرکتهای خلئی مشاهده میگردد).
🔰 بنابراین؛
تمامِ عالَم؛ به نفْسِ «بودن»؛ روَنده وَ متحرّک هستند و «دابّة»(یعنی جنبده) خوانده میشوند.
✨عالَم؛ چون ظهورِ «عِلمُ الله» است؛ «عالَم» نام دارد.
«عِلمُ الله» آن روُدِ مطلق (نهر مطلق) است که آن «روَندگی»ای ست که فرمودند:
🌊 "العلم نهرٌ."
📚شرح الكافي، مازندرانی، ج۲، ص۷۰
👈🏻 #روندگی؛ صفتِ علیاءِ «تحرّک» است.
ائمۀ اطهار علیهمالسّلام که 🔻"علم الله"🔺 میباشند(📚التوحید- شیخ صدوق،ص۱۶۴)؛ تحرّکِ مطلقه هستند(یعنی صفتِ علیاءِ #حرکت).
که در زیارتشان میخوانیم؛
💢" بِهِمْ سَكَنَتِ السَّوَاكِنُ وَ تَحَرَّكَتِ الْمُتَحَرِّكَات"💢
به شما آل الله؏ تمام ساکنها، ساکن هستند، و تمام حرکت کنندگان، متحرکند.
📚بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۹۹، ص۵۴
✨عالَم؛ جلوۀ علم الله، یعنی جلوۀ آل الله علیهمالسّلام است.
🌊 نهرِ مطلق؛ جریانِ حقیقت بوده و #روندگی_مطلق است، که نفسِ #حیات؛ حضرات عِلم الله؏ میباشند. و هر نهری؛ رشحهای از رشحاتِ حضرتشان است...
✨#نهار؛ روشنی وَ #ظهر_شرعی است؛ که در حقیقت، #ظهور شمسِ حقیقت و حیات، یعنی ظهورِ آلالله علیهمالسّلام است که نمازِ ظهر، منسوب به راسِم عالَم، یعنی حضرت رحمة للعالمین رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآله است.
🌊 و امّا ...
🔷"رجبٌ نهرٌ في الجنّة"🔷
رجب؛ نهری در بهشت است.
📚من لا يحضره الفقيه، ج۲، ص۹۲
👈🏻 پس رجب؛ جاریِ علم در جنّتِ خفاست.
🔸امّا جاریِ علم در جنّت خفا؛ چطور پوستۀ خلوَت را میشکافد و در عالَم جلوَت ظاهر میگردد؟
🔆 اوّلین روز ماه رجب، روزنۀ جریان و تحرّک علم مطلق، از خلوَت، به جلوَت است.
و آن روزی است که به میلادِ حقیقتش؛ پابرجاست.
✨روز اوّل ماه رجب؛ میلادِ شکافندۀ علمِ مطلق، و آورندۀ آن از خلوَت به جلوَت؛ یعنی حضرتِ امام محمّد باقر (روحی و ارواح العالمین لذکره الفداء) است.
که وجه تسمیه لقبِ #باقر، جز خودیّتِ حضرتشان نیست، که بیانِ آنرا فرمودند:
💠"يبقُرُ العِلمَ بقراً"💠
او کسی است که وجودش، علمِ مطلق (علم الله) را به نحوِ خاصّ و تامّ و تمام، میشکافد.
📚الكافي (ط - دارالحديث)، ج۲، ص۵۲۲
🍃 رفیقا !
با این جاریِ معرفتشان آمدی؟!
🌊 رجبِ علم، -که آن نهری است که از خفایِ جنّتِ لا اشاره، تا به جَلایِ زمانِ اشاره آمده-؛ با «باقر» بودنِ حقیقتِ آن آغاز میگردد (باقر؛ یعنی شکافنده).
⛅️ حضرت امام محمّد #باقر علیهالسّلام؛ شکافندگیِ «#علم_الله» و #حیات و #حرکت، از خلوَت تا جلوَت هستند.
🌾 إن شاء الله برای درکی از میلادشان؛ به شُکر و عبودیّتشان، ساجد باشیم...
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
🚩
🍀 قدم پنجم - دقّت در فراز ذیل؛
🔅"فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِك"🔅
پس ما از تو درخواست میکنیم که شما را تصدیق کنیم تا اینکه خداوند به وسیلۀ تصدیقمان برای آن دو بزرگوار (حضرت رسول اکرم ص و مولی امیرالمومنین ع وصیّ حضرت رسول ص ) ملحقمان کند، تا خودمان را بشارت دهیم که همانا به به ولایتِ شما پاک شدیم.
🔆 «فَــــإِنَّا نَسْأَلُكِ» چون با فایِ تفریع بیان شده است، پس به عبارتِ قبل مربوط است. اگر به جای «فاء» از «واو استیناف» استفاده شده بود، این فراز را طوری دیگر دقّت میکردیم.
بنابراین چگونگی ارتباطِ این عبارت به فراز قبل حائز اهمیت است و پاسخ به این سؤال که چگونه به این طهارتِ مطلقه برسیم؛
🔅"وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ
1️⃣ أوْلِيَاءُ
2️⃣ و مُصَدِّقُونَ
3️⃣ و صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّه"🔅
🔆 "زعمنا" از ریشۀ "زعم" است (به معنای پنداشتن و گمان کردنی - که اطمینان در آن نیست) و در اینجا بیانِ عبدیّت عبد است.
عبد بایستی دائماً خود را در تقصیر و کوتاهی ببیند و اگر قصد تعریف خود را دارد باید در گمانه زنی و زعم بیان نماید. وگرنه عبد نیست و ادّعای مولی بودن دارد!
👈🏻 این حال، در قرآن به «وَجل» بودن تعبیر شده است.
👆🏻 سه مرتبۀ فوق -به ترتیب- سه مرتبۀ عبدیّت است. یعنی عبدیّت در ذات و صفت و فعل...
👈🏻 و فِتراک و علّت و غایت این عبدیّت را فرمود؛ کافِ "لَكِ" است که زائر میگوید 🔻"زَعَمْنَا أَنَّا لَـــكِ"🔺.
لامِ "لَکِ"، لامِ غایت است. غایتِ این عبدیّت، حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها هستند.
🔆 سه مطلب فوق -به انضمام و قوّت عبدیّت- همان است که بایستی برای نِیل به طهارتِ مطلقه دارا بود.
که در تحلیل اینطور بیان میشود؛
1️⃣ أوْلِيَاءُ؛
»» دوستی، حیثیتِ ذاتی است.
(حقیقت)
2️⃣ و مُصَدِّقُونَ؛
»» تصدیق، حیثیتِ صفتی است.
(طریقت)
3️⃣ و صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّه؛
»» صبر -که در کلمات زیر به آن اشاره میشود-، حیثیتِ فعلی است.
(شریعت)
🔆 بیانِ این سه مرتبه توسط زائر، پاسخ به امر الهی در آیۀ زیر است؛
💠 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا
3️⃣ اصْبِرُوا
2️⃣ و صابِرُوا
1️⃣ و رابِطُوا. 💠
📘آل عمران،۲۰۰
🔆 که حضرت امام جعفر صادق علیهالسّلام برای این آیه میفرمایند؛
3️⃣ «اصبروا على الفرائض،
2️⃣ و صابروا على المصائب،
1️⃣ و رابطوا على الأئمة»
🔆 تطبیق آیۀ و تأویل آن را با شمارهگذاری به زیارتنامه مشخص کردم. که چون زائر در خواندنِ مزور است و چیزی جز جلوۀ مزور نیست، از ذات به سمت فعل بیان میکند.
امّا أمر در آیۀ دویستمِ آل عمران، حیثیتِ امری است تا شخص را به عبدیّت فراخواند. پس از فعل او شروع به امر مینماید.
🤲🏻 إن شاء الله به عنایتِ حضرت صدیقۀ طاهره فاطمه زهرا سلاماللهعلیها؛ طهارتِ مطلقه برای تمام خوانندگان این مقاله انشاء شده باشد و به نفسِ این انشاء؛ چگونگی راهیابی به طهارت مطلقه تفهیم گردیده باشد.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ طَرِيقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِيَّتِهِ وَ صَمَدَانِيَّتِهِ وَ فَرْدَانِيَّتِهِ...
📚إقبال الأعمال، ط-القديمة، ج۱، ص۴۶۱
#زیارت_حضرت_فاطمه سلام الله علیها
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
🚩
🍀 قدم سوّم - طهارت در مقام جلوَت و طهارت در مقامِ خلوَت؛
با طیّ کردنِ دو قدم نخست، این بیان آسان میگردد که [در تحلیل]؛
🔅 طهارت در مقامِ جلوَت (یعنی در عالَم مخلوقات)، طهارت با در نظر گرفتنِ متعلّقات است.
🔅 امّا طهارت در مقامِ خلوَت (پیش از مخلوقات)، طهارتی مافوقِ تعلّقات است.
🍀 قدم چهارم - زائر به زیارت فانی در مزور میشود؛
🔅 زیارت؛ «حضور الزائر عند المزور» است (مزور یعنی زیارت شونده).
باید زائر نزد مزور حاضر باشد، تا زیارت کرده باشد.
حضور داشتن، فناست.
زائر در هر مرتبه (ذات و صفت و فعل) و به هر اندازه که زائر باشد، فانی در مزور است. یعنی دیگر او، به خودیّت خود نیست، بلکه مزور به او جلوهگر است.
[این مهمّ را خوب باید نوش کرد].
🔅 معرفت در زیارت، به میزانِ مُوَلّیٰعلیه بودنِ شخصِ زائر بستگی دارد. هر چقدر پذیرش ولایتِ این شخصِ زائر، افزون باشد، او مُوَلّیٰعلیه برتری است وَ در نتیجه معرفتش در زیارت بالاتر است وُ فنایش در مزور، بیشتر...
👈🏻 پس اگر بخواهیم ببینیم زائرِ «با معرفتْ به زیارتنامه»، (یعنی با ولایت) چه مقامی در حالِ این زیارت دارد، باید در آن زیارتنامهای که وارد شده است، دقیق شویم.
[بعد از معیارِ مُوَلّیٰعلیه بودنِ زائر] هر زیارتی -با زیارتنامۀ خاصّ- بر اساس آن زیارتنامه رتبه بندی میشود.
👈🏻 💠زیارتنامه، شناسنامۀ زائر است💠
✅ #شناسنامه که بیان میشود، به معنایِ چند برگ کاغذ که نام کسی و مشخصاتش را در آن بنویسند، نیست. منظور، هویّتِ زائر است. که مکتوبِ وجودیِ زائر است. همان نامهای که در قیامت به دستِ شخص میدهند و در حقیقت، هویّت او که مکتوبِ وجودیِ او و فتراک و محورِ هستیِ اوست؛ به جلوۀ «مکتوب» ظاهر میگردد.
👈🏻 و این شناسائی او، که در حقیقت، هویّتِ اوست؛ نامۀ این شخص خواهد بود و نامِ حقیقی و نموِ باطن تا ظاهرش را بالمَرّه، هویدا میکند...
📕 هر زیارتنامهای، مَرتبتِ زیارت و زائر را بیان مینماید. یعنی میفرماید که مزور به کدام مقام و در چه منزلی، متجلّی شده است.
🍃 الغرض؛ در این زیارتنامه؛ مقامِ خلوَت و جلال حضرت صدیقۀ طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها بیان میشود.
و یکی از بیانهایی که برای نیامدنِ «سلام» در بعضی از نسخِ این زیارت شریف مطرح است؛ همین مقامِ جلالَت است. که حضرت زهرا سلآماللهعلیها را به در مقامِ "#فاطمه" و "#مطهره" زائر هستیم. که این جلالَت؛ دار السّلام است و برای سلام، مبدأ است و مافوقِ تعیّنِ «سلام» میباشد...
بنابراین زائر حقیقی (یعنی زائرِ با معرفت به این زیارتنامه) وقتی حضرت طاهره سلآماللهعلیها را زیارت کند؛ مقامِ خلوَت و جلال حضرت طاهرۀ مطهّره سلآماللهعلیها از او جلوهگر میشود. چون عرض شد که زائر در خالصۀ «زیارت»؛ کسی نیست جز جلوۀ مزور...
در نتیجه وقتی بیان میدارد؛
🔻"بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِك"🔺
👈🏻 که طهارتِ «مطلقه» -که پیشتر از عالَم خلقت (جلوَت) برای حضرت طاهره مطهره سلآماللهعلیها مطرح شد-، در این زائر، ظاهر میگردد.
🔆 که بیان شد؛ طهارت مطلقه، طهارتی مافوقِ آن طهارتی است که متعلَّق دارد. و طهارتِ با تعلُّق، رشحهای از رشحاتِ طهارتِ مطلقه است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🚩
🚩
🍀 قدم دوّم - طهارت مطلقه را بشناسیم؛
ما در عالم حدود، برای طهارت، متعلَّق در نظر میگیریم. یعنی تا بیان میشود «طهارت»، ذهن به این سمت میرود که «طهارتِ از چه چیز؟».
این مرتبهای از طهارت است که وقتی حقیقتِ طهارت تنزیل میشود، متعلّقدار میشود. ولی ماندن در این مقام، توقّف در معرفت است.
این از خصوصیّات عالم حدود است که درکِ مفاهیم، فقط هنگامِ واقع شدن بر مصادیق آسان میشود.
مثلاً وقتی میگوییم عدد ۱؛ ذهنی که در عالم حدود است نمیتواند ۱ را بدونِ معدود در نظر بگیرد. یعنی ۱ را حتماً باید بر شیء قابل شمارشی بار کند (عارض گرداند) تا بتواند ۱ را تصوّر کند. این به خاطر مَشوب بودنِ ذهن به حدود و تعیّنات عالم دَنی است.
🔆 امّا عالم نور، معیارتِ خودش را دارد. و اصلاً عالم کثرات، مدّ الظلّ عالم نور است. و بایستی عالم کثرات را به مدّ الظلّ بودن شناخت و هرگز عالم نور را مقهور معیاراتِ عالَمِ کثرت قرار نداد.
👈🏻 به بیان ساده؛
همه چیز باید بر طبق [و بلکه به عینِ شخصیِ حقیقیِ] معیارات عالم نور -که عالم لُبّ و بیحدّی است-، تنظیم و تطبیق شود. و در فرمایش حضرات آلالله علیهمالسّلام سفارشِ اکید شده است که #معرفة_بالنورانیة معرفتِ صحیح است.
🔰 پس دقّت بفرمائید؛
یکی از اسماء الهی؛ «طاهر» است.
📚إقبال الأعمال، ط - القديمة، ج۱، ص۴۸۶
🔆 «طاهر»، اسم فاعل است و صفتِ حالیه. یعنی اوّلاً ذاتِ خداوند طاهر است. یعنی؛
کاری به «تطهیر کننده» بودنِ آن نداریم که به بیرون از ذات مربوطش کنیم.
بلکه خودِ ذات در حالیکه؛
🔸كانَ اللَّهُ وَ لَا شَيْءَ مَعَه🔸است (خدا هست و هیچ چیزی با او نیست، 📚التوحيد، للصدوق، ص۶۷)
👈🏻 «طاهر» است.
🔆 بعد از اینکه دانستیم ذاتِ خداوند، خودش در اطلاقِ «طهارت» است، آنگاه در مرتبۀ فعل، «طاهر» در ظهورِ في مقام الفعل، «تطهیر کننده» است؛ پس در معرفتِ به ذات و عالَم لُبّ، معنا ندارد که سؤال شود؛
«خداوند از چه چیز طاهر است؟»
👈🏻 خداوند مطلقاً «طاهر» است.
حتّی اگر تعیّنی برای طهارت در نظر بگیریم، از آن نیز مطهّر و طاهر است. چنانچه این مطلب را در زیارتِ خودیّتِ باریتعالی یعنی زیارتِ حضرات آللله علیهمالسّلام میخوانیم که؛
🌸"أَشْهَدُ أَنَّكَ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ
👈🏻منْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ"🌸
📚كامل الزيارات، ص۲۳۵
🔆 حضرات آلالله علیهمالسلام که از اینکه نفس باریتعالی، تمامیّت و خدائیتِ خداوند هستند؛ جلوۀ تامّ و تمام حضرت حقّ تعالی میباشند؛ حتّی از «طهارت» هم طهارت دارند (و این؛ تفوّقِ اطلاق بر هر شئونی از شئوناتِ مطلقه است).
یعنی طهارتِ مطلقه منظور است که متعلَّقی ندارد، چرا که بیان شد🔸"كَانَ اللَّهُ وَ لَا شَيْءَ مَعَه"🔸.
او مطلقاً طاهر است.
[عزیزا! اینجا، جایِ اعتکاف و تأمّل است.]
✿ مثال دیگر ؛
اسماء حضرت حقّ، توقیفی است و حُسناست و یکی از مهمترین تفاوتهایش با دیگر اسماء، این است که سایر اسماء، بعد از مسمّا، بر مسمّا واقع میشوند. ولی اسم حسنی، نه تنها نفسِ مسمّاست، بلکه خودیّت و صفتِ نفسیّتِ مسمّاست. به عبارتی در تحلیل بیان میشود که؛ مسمّا، به اسم حُسنی، مسمّاست.
🔅 از اسماء حضرت حقّ «القریب» است ("یا قریب"، دعای جوشن کبیر- 📚البلد الأمين، ص۴۰۶).
🔆 خداوند مطلقِ «قریب»، و قریبِ مطلق است.
نباید دنبال این بگردیم که حضرتِ «قریب»؛ «قربت به چه چیز دارد؟».
خداوند في نفسه قریب است. قریب بوده و هست حتّی وقتی موجودات را خلق نکرده بود.
👈🏻 «قریب»، مطلقِ قُرب و نزدیکی است و چون مطلق است، قید و تعلّق ندارد.
و حتّی اگر بیان کردی که؛ «خود به خود، قریب است.»، از اینکه «دو خود» تصوّر کردی؛ قُربِ مطلق را نیافتی!
⚠️ ذهن مشوب به عالَم حدّ و معیاراتش برای حقائقِ اطلاقیه؛ مدام به دنبالِ متعلَّق میگردد و بنا دارد که این لطائف را به جائی محکم کند!
و عاجز از این است که متوجّه باشد که «اطلاق؛ نفسِ محکمیست» و مادونِ #اطلاق؛ به عروةالوثقی بودنِ اطلاق؛ متمسّک هستند که «موجود» میباشند.
🔆 بنابراین اوّلاً با این معنا آشنا شدیم که «طهارت» را در اطلاق ببینیم.
و یافتیم که طهارتِ مطلقه، از طهارت هم طهارت دارد. و حقیقتِ لاتعیّن و بی قید بودنِ حقّ تعالی است. که آن، صفتِ اطلاق است که مصدرِ تمام شئوناتِ حقّ و «مبدأ وجودِ مطلق» است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🚩
.
🍃 ای حضورِ تو، بشارتهایِ ما !
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾🚩✾═─┅─┅
در زیارت حضرت صدّیقهٔ طاهره سلاماللهعلیها میخوانیم؛
🔅يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَة🔅
اى امتحان شده که خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خَلقَت تو را بيازمود پس برای آنچه امتحانت کرد، تو را صبور یافت.
🔅و زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ
وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّىاللَّهُعَلَيْهِوَآلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّه🔅
و ما چنين پنداريم كه دوستان شما بوده و تصديق کنندهایم.
و بر هر دستور و تعليمات الهى كه پدر شما و وصيَّش -كه درود حقّ بر او و آلش باد- براى ما آورد، صبور و مطيع هستیم.
🔅فإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا «قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِك»🔅
پس ما از تو درخواست میکنیم که شما را تصدیق کنیم تا اینکه خداوند به وسیلۀ تصدیقمان برای آن دو بزرگوار (حضرت رسول اکرم -ص- و وصیّ حضرت رسول اکرم -ص- مولی امیرالمؤمنین -ع-) ملحقمان کند، تا خودمان را بشارت دهیم که همانا به ولایتِ شما پاک شدیم.
📚مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج۲، ص۷۱۱
🔲 عبارتِ 🔻"لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِك"🔺 محور سخن این مقاله است. و إن شاء الله مُستسقیِ این مهمّ هستیم که چند کلمه در مورد طهارتِ مذکور و چگونگی نِیل به آن بخوانیم.
«لِنُبَشِّرَ» چون با لام غایت آمده است، پس به فرازهای قبلی مربوط است. پس به ایجاز و اختصار به فرازهای قبلی هم اشاره میکنم.
🍃 إنشاءالله با دلهایتان، همراه باشید...
➖♦️➖♦️➖♦️➖
🍀 قدم اوّل - حضرت ممتحنه صدیقه طاهره (سلآماللهعلیها) پیش از خلق شدن هم به بودِ خداوند، بودند؛
🔹حضرت صادق عن الله امام جعفر صادق علیهالسّلام میفرمایند:
☀️"کنّا بکینونیّته فی «القدم و الازل» "☀️
ما به بود خدا در قدم و ازل بودیم.
📚الهداية الكبرى، ص۴۳۴
🔹حضرت مولی امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام میفرمایند؛
☀️"کــُـنّا بکینونیّتـِـهِ قبل الحلول فی التمکین ... «ازلیین، لا موجودین»"☀️
ما به بودِ خدا بودیم قبل از قرار گرفتن در هر بودنی... «ازلی بودیم و نه موجود»
📚مشارق أنوار اليقين، ص۲۵۸
["موجود"؛ اسم مفعولِ فعلِ ایجاد است- حضرات آلالله علیهمالسّلام، مافوقِ موجود بودن نیز میباشند. ایشان طبق احادیث؛ "عین الوجود" هستند - "نحن عین الوجود؛ 📚 مشارق الانوار، ص۷۵]
🔹 در زیارتِ ششم حضرت مولی امیرالمومنین علیهالسّلام در مفاتیح میخوانیم؛
🔻"السَّلاَمُ عَلَى «الْأَصْلِ الْقَدِيمِ» وَ الْفَرْعِ الْكَرِيم"🔺
📚بحار الأنوار، ج۹۷، ص۳۰۵
🌀 دقّت کنیم که تعدّد قُدَما عقلاً و نقلاً باطل است. امّا حضرات آلالله علیهمالسّلام، وجودی دونِ الله ندارند.
[این مطلب مهمّ پیشتر در #کانال_معرفة_الحق به تلخیص بیان شده است و میتوانید رجوع بفرمائید به 👈🏻 https://t.me/ehsannil1/111 ]
🔹 از این جهت، قدیمِ بودنِ خداوند و قدیم بودنِ حضرات علیهمالسّلآم به وحدتِ حقیقیِ وجودشان، یک حقیقت است.
[و در تفصیل این مطلب در آینده خواهیم خواند که همانطور که به قولِ مطلق، «الْأَصْلِ الْقَدِيمِ» ائمۀ اطهار علیهمالسّلام هستند، قدمَت باریتعالی که صفتِ حضرت حقّ است، ائمۀ اطهار علیهمالسّلام هستند.]
👈🏻 بنابراین #امتحان شدنِ حضرت صدیقۀ طاهره سلاماللهعلیها پیش از خلق شدنشان، مترتّب بر نبودِ ایشان نیست که اصلاً امتحان برای ممتحَنی که معدوم است، محال است.
بلکه بایستی دقت کرد که خلقَت، تنها مرتبهای از وجود حضرات علیهمالسّلام است و نه اینکه ابتدایِ ایشان باشد.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🚩
