☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Open in Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Show more4 863
Subscribers
+1124 hours
+737 days
+12130 days
Posts Archive
این صوتهایی که تو کانال میذارم رو حتماً گوش بدید؛ پایِ حرفهایِ خوب و محکم نشستن و در واقع استادِ راه داشتن؛ به آرامش و استحکامِ روحتون خیلی کمک میکنه. اساتیدی که هدف و مسیر در یک مقیاسِ بزرگتر برایِ ما تبیین میکنن.
من خودم معمولاً در حینِ کار، صوتها رو گوش میدم. هم یادم میره که کارم چقدر طول میکشه! هم تمرکزم تقویت میشه و هم بهجایِ الکی تو گوشی چرخیدن؛ یه چیز درستحسابی دستگیرم میشه.
اگه در این ایامِ سرنوشتساز پایِ حرفهایِ درست و ریشهدار نَشینیم و با هر بادی بَلرزیم؛ قطــعاً تو این گیر و دارِ «شَک و شِرک و خوفْ» بازندهایم…
گوش بدیم.🌱
-
اینروزا دوباره یه سری شبهه دربارهٔ مسئلهٔ فلسطین مطرح شده که مانعِ موضعگیریِ دقیق دراینرابطه شده ؛ پیشنهاد میکنم این ۳۶ دقیقه رو مجدداً با دقت ببینید.
هفت اکتبر [طوفانالاقصی] روزِ آغازِ بیداری مردمِ جهان نسبت به مسئلهٔ فلسطینه. تاریخ رو براتون وارونه روایت نکنن که فکر کنید همهچیز از اونروز شروع شد و حماس آغازگرِ جنگ بوده. هفت اکتبر روزیه که به واسطهٔ همّتِ مجاهدین فلسطینی؛ بعد از بیش از ۷۵ سال؛ بالاخره جهان نسبت به فلسطین موضع گرفت.
شما یادتون نمیاد همزمان با جامِ جهانی هرسال، حملاتِ ارتش اسرائیل به فلسطین شدت میگرفت؛ چون حواسها پرتِ جامجهانی بود و هیچ سازمانی به فلسطین توجه نمیکرد! شما یادتون نمیاد در صبرا و شَتیلا [۱۹۸۲] چه کردند که تعداد شهدایِ اون جنایات به ۷۰۰ الی ۳۰۰۰ انسان میرسید و در طنطورة [۱۹۴۸] بهطورِ دستهجمعی به دختران نوجوان تجاوز کردند و مردان رو در قفس انداختند و سوزوندن؛ و بعدها افسرانِ ارتش اسرائیل با خنده و افتخار از اون جنایات یاد کردند. یادتون نمیاد در روستایِ دیریاسین [آوریل ۱۹۴۸] بیش از ۲۵۰ نفر قتلعام شدند و جنین از شکم مادران باردار بیرون میکشیدن؛ و در دوایمه [۱۹۴۸] ارتش اسرائیل بیش از ۲۰۰ نفر رو در این روستا قتلعام کرد. و ….
هفتاکتبر چشمها رو به این نقطهٔ سرنوشتسازِ بشریت باز کرد؛ و البته نقابِ مظلومنمایی رویِ چهرهٔ قاتلین صهیونیست و همدستانِ فکُلکراواتیِ غربی و فارسیزبانِ مفلوکِ اونها انداخت! تاریخ رو درست روایت کنیم.
یکی میگفت «دیگه وقت نداریم! باید بدوییم؛ صفحاتِ تاریخ این روزها همینجوری عجیب و با سرعت ورق میخوره!» یعنی همین.
بالایی: بالا بردنِ عکس حاجقاسم و رهبری یک بعنوانِ نماد در تظاهراتِ حمایت از مقاومت. سیدنی و انگلیس!
پایینی: برای اولینبار در تاریخ، مصاحبهٔ رئیس رژیم اسرائیل با تلویزیونِ عربستان سعودی؛ و حکایت بیغیرتیِ حُکامِ فربهٔ عرب!
———
من از اینکه اسمِ ایران با رهبریِ آیتالله خامنهای در صدرِ لیستِ «مبارزه با اسرائیل» میاد؛ هزاران بار خدارو شاکرم…
-
داشتم فکر میکردم که باید چطور بقیه رو نسبت به دشمنیِ ذاتیِ اسرائیل آگاه کرد؛ بعدِ دیدنِ این پست دارم فکر میکنم «چطور ممکنه همچنان نسبت به نفرت از اسرائیل و جنایاتِ اسرائیل انقدر مقاومت کرد؟!»
-
داشتم فکر میکردم که باید چطور بقیه رو نسبت به دشمنیِ ذاتیِ اسرائیل آگاهی کرد؛ بعدِ دیدنِ این پست دارم فکر میکنم «چطور ممکنه همچنان نسبت به نفرت از اسرائیل و جنایاتِ اسرائیل انقدر مقاومت کرد؟!»
این ویدیو رو دیدید؟ اینم ببینید.
————
•شهرکنشینهایِ صهیونیست:
«بر اساسِ پیشگویی؛ سرزمین اسراییل به همهٔ کشورها گسترش پیدا خواهد کرد و شاملِ هرمنطقهای میشود که اشغال کنیم و تصمیم بگیریم که سرزمینِ اسراییل باشد!»
•سیاستمدارِ اسرائیلی:
«در نهایت؛ مرزهایِ ما از سمتِ لبنان گســترش خواهد یافت… من معتقدم که ما قرار است مکه و مدینه را هم بگیریم.»
————
واقعیت اینه که در اندیشهٔ تحریفی و توهّمات یهودیت صهیونیست؛ از کودکی اینطور آموزش داده میشه که تمامِ اقوام و افراد باید در خدمتِ این قوم قرار بگیرن و مالکیتِ ملتها بر سرزمینِ خودشون مادامیست که پای اسرائیلیها به اون منطقه باز نشه. میشه با این موجودات با زبانِ صلح و مذاکره حرف زد؟! چطور در بینِ ما افرادی پیدا میشن که در تریبونهایِ عمومی حرف از «تسلیم و صلح» با این وحوشِ ساکن در پادگان نظامیِ روبازی که توسطِ امریکا و غرب تجهیز میشه میزنن؟ یهودیانِ صهیونیست افرادی با تفکّراتی دقیقاً مثلِ داعش هستن که از سراسرِ دنیا در فلسطینِ اشغالی جمع شدن؛ و به هرکس و گروهی که علیهِ جنایاتِ اونها مقاومت میکنن، میگن «یهودستیز»!
این مردانِ سبزپوشِ ما، با تمام قهرمانهایِ سریالها و فیلمهایِ پر از ریخت و پاش و افسانهایِ دنیا فرق دارند. نه گُرز آتشین دارند، نه شِنل، نه اَدا! نه از دستشان تار بیرون میزند و نه لباسی از آهن دارند. نه ژست میگیرند و نه با معجونی هرکول میشوند. هم فحش میخورند و هم گلوله. هم در سیل، هم در زلزله. هم در میانهٔ نبرد جان میدهند و هم در بزنگاهها، انگِ عافیتطلبی و انفعال میخورند. خاک نمیدهند که بگویند «عروس کردیم اینجایِ وطن را»؛ از وطن صیانت میکنند. فتحالفُتوح میکنند و خنده بر لبِ مظلومانی میآید که سالهاست نخندیدهاند. فتحالفتوح که میکنند؛ «نشانِ فتح» میگیرند از دستِ فرماندهشان. غرق در تواضع و ایمان. الحق که «مَردان» را نتوان شناخت؛ اِلّا به صفایِ دل و شکستگیِ نَفس.
اعطایِ «نشان فتح» از سویِ رهبر انقلاب به سردار حاجیزاده.
به یادِ همهٔ قهرمانانِ این وطن.
الون: آیا اون جنگل مال ماست؟
پدر: زیباست نه؟ اونجا لبنانه. تو نمیتونی اونجا بری! خیلی خطرناکه. ما هنوز اون سرزمین رو نگرفتیم!
الون: اما اون سرزمین و لبنان مال ماست.
———
یه کتابِ کودکانهای تو اسرائیل منتشر شده بنام «الون و لبنان»؛ درباره بچهٔ اسراییلی که نزدیک مرز لبنان زندگی میکنه و از پنجرهٔ اتاقش مَناظرِ لبنان رو میبینه؛ این ویدیو از یک شهرکنشینِ اسراییلی هست که داره کتاب رو برای بچهش میخونه. صهیونیستها ایدهای رو دنبال میکنن بنام «اسرائیلِ بزرگ» و مطابق اون خودشون رو صاحبِ اصلی «از نهر تا بحر» میدونن و برایِ تصاحب و اشغالِ سرزمینهای دیگه از هیچ کار و جنایتی دریغ نمیکنن؛ چون اساساً طبق آموزههایِ یهودیتِ صهیونیسم، در این راه حتی نباید به طفلِ شیرخواره رحم کرد.
اونها این ایده و تفکّرِ تمامیتخواهی و استعمار و خودبرتربینی رو از همین بچگی بین خودشون رواج میدن؛ برایِ همینه که بعد از حملهٔ اسراییل به لبنان؛ صهونیستها در اورشلیم جشن میگرفتن و فریاد میزدن «لبنان مال ماست!»
با این موجودات که هر کسی رو جز خودشون «حیواناتِ انساننما» میدونن؛ جز با زبانِ زور و قدرت نباید روبرو شد.
بهجاش، در همهحال، همیشه و هرشب دعایِ ۲۷ صحیفهٔ سجادیهٔ عزیز رو بخونید.🌱
میفرماد که:
«و آنانرا به گروههايى از ملائكه كه پیدرپى، از پسِ هم به ياریشان فُرود میآيند، يارى بفرما…»🤍
_____________
بهقولِ استاد شجاعی؛
واقعاً صحیفهٔ سجادیهٔ هنرِ خواستن رو یاد میده!
بهجاش، در همهحال، همیشه و هرشب دعایِ ۲۷ صحیفهٔ سجادیهٔ عزیز رو بخونید.🌱
میفرماد که:
«و آنانرا به گروههايى از ملائكه كه پیدرپى، از پسِ هم به ياریشان فُرود میآيند، يارى بفرما…»🤍
بهقولِ استاد شجاعی، واقعاً صحیفهٔ سجادیهٔ هنرِ خواستن رو یاد میده!
توصیه میکنم کمتر در معرضِ اخباری باشید که امروز تایید میشه و فردا تکذیب میشه؛ و اینکه کمتر هر اخبار تاییدنشدهای رو منتشر کنید. چون توسط مخاطب تبدیل به زنجیرهٔ اخبارِ تایید نشده میشه و در نتیجه در یک جنگ-تلهای با بارِ روانی منفی سهیم میشید.
Repost from نور
لطف میکنید برای عزیزی نماز لیلةالدفن بخونید؟ و به فاتحه یا صلواتی مهمونش کنید؟ محبوبه فرزند عبدالرحمن.
جمعهٔ دیروز رو در یک دیدِ کلی، باید دید. از نماز جمعهٔ نصر با حضور رهبری در شرایطِ تاریخی و حساس! تا سفر وزیر امور خارجه اقای عراقچی به لبنان. مجموعهای با نامِ مانورِ «اقتدار و اتحاد». افرادی رو دیدم از تمامِ طیفهایی که میشناختم. خانمهایِ محجبه تا افرادی که برایِ نماز حجابشون رو محکمتر میکردن؛ اقایونی با تتویِ روی دست تا آقایونی با ظاهری حزباللهی. حضورِ آقایان پزشکیان؛ جلیلی و قالیباف. افرادی از قومیتهایِ مختلف؛ با لباسهایِ محلی. همگی حول محورِ نعمتی بنامِ «ولایتفقیه» جمع بودن.
یکی از بخشهایِ بیانات رهبر انقلاب این قسمت بود: «هروقت سیاستِ تفرقهافکنی دشمن در یک کشور موفق شد، یعنی موجب سیطره بر یک کشور شد و خاطرشان از یک کشور آسوده شد، به سراغ کشورِ دیگر میروند.»
من این بیانات رو هم در بابِ اتحادِ بین دولتهای اسلامی در مقابلِ دشمن صادق میدونم؛ و هم در بابِ اتحاد بین مردمِ یک کشور؛ اتحاد در مقابلِ دشمن واضح.
با این حال؛ بعضی جاها اظهاراتی میخوندم که سفرِ عراقچی در این شرایطِ بهخصوص به لبنان و سفرِ پزشکیان به قطر رو بیاهمیت جلوه میدادن؛ بعضیها هم همچنان در حال و هوایِ انتخابات مشغولِ «جلیلیستیزی-قالیبافستیزیاند». فکر میکنم شاید وقتِ اون رسیده که باور کنید اوضاعِ منطقه و روزهای پیشرو؛ فراتر از دعواهایِ حاشیهایِ شما بر سرِ قالیباف و جلیلیست. دشمن اینروزها نقاب انداخته و جایِ دیگهایه؛ اما بعضیها بدونِ درک از شرایطِ موجود؛ همچنان در حالِ تاختن به همدیگهان. آدم متحیّر میمونه از اینهمه موقعیتنشناسی و نابالغی؛ و البته ادعا.
این حرفها به معنیِ نداشتنِ موضعِ مشخص و انتقادِ سازنده و منصفانه نکردن نیست؛ چه بسا تو این صفحه، من انتقاداتِ تندتری نسبت به بعضی مواضعِ پزشکیان یا عراقچی هم داشتم و دارم؛
اما از هرگونه اقدام در راستایِ تضمین و مُخابرهٔ اقتدار و امنیتِ ایرانِ اسلامی از جانبِ هر جناحی استقبال خواهم کرد.
«موضــعِ من ایران است! ایرانِ اسلامیِ عزیز؛ فراتر از مرزهایِ جغرافیایی.»
«ما ملتِ امامحسینیم» یعنی همین! نماز میخوانی در دلِ معرکه؛ مانندِ آقایت حُسین(ع)..
دیروز را بارها مُرور کردم. دهها بار. از لحظهای که آمدید و من از آن دور قدبلند میکردم تا ببینمتان، پسربچهای از رویِ پلهها داد زد «رهبر اومد!»
هرکار کردم نشد ببینمتان، صدایتان را که از پشت میکروفون شنیدم که به حاضرین سلام دادید؛ دستِ خودم نبود؛ ناخودآگاه و بلند گفتم «سلام دورِ شما بگردم!» بُغضِ گلو ترکاندم. سر چرخاندم اطرافم را ببینم؛ همه همین بودند. آن خانمی که میگفت «راستش من زیاد حجاب بلد نیستم؛ خوب مقنعهم رو سر کردم؟» دیدم گریه کرد؛ تمامِ مدت ایستاده بود.
یکی گفت «فکر نکنم اقا نماز عصر رو بخونن!» من که نمیدانستم، تا پشت بلندگو گفتند «نماز عصر به امامتِ ولیامرِ مسلمین!» من ندیدمتان. اما چشمم را بستم، دیدم که با مُهر تربتِ کربلا محاسنتان را متبرک میکنید. دیدم حتی عجلهای برایِ رفتن ندارید. خطبههارا با آرامش میخوانید، نمازتان را! که باید از شما آموخت. باید برایِ تبیینِ راهِ شما هزاربار آموخت.
دیروز را نمیشود به این راحتی با «کلمه» توصیف کرد، شاید برایِ همین است که خیلیها با وقفه دست به قلم برداشتهاند…
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
