en
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Open in Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Show more
5 034
Subscribers
+224 hours
-97 days
-2530 days
Posts Archive
می‌گه «چرا مذاکره نکنیم؟ شما چرا انقدر جنگ دوست دارید؟»

- «در جمهوری اسلامی، هر‌جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکزِ دنیا بدانید و آگاه باشید همهٔ کارها به شما متوجه است… غرض این
- «در جمهوری اسلامی، هر‌جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکزِ دنیا بدانید و آگاه باشید همهٔ کارها به شما متوجه است… غرض این است که ابزار هنری را هم اضافه کنید؛ در پی محتوای عالی هم باشید و به کم و متوسط هم قانع نشوید… همت و ایمان و اراده‌ پشت سر این‌ها باشد؛ یعنی خسته نشدن!»

من یه پیشنهادِ دوستانه دارم به عزیزانِ هم‌فکرم! بچه‌ها نکنید. اذیت نکنید. جبههٔ مقابل به معنیِ واقعی به هر مزخرف و دروغی متوسل می‌شه تا این جبهه رو زمین بزنه؛ دورِ هر شایعه‌ و باطلی تجمع می‌کنه تا این «باطل» تو جامعه بچرخه و ذهن‌ها رو مسموم کنه. پس چرا ما این‌جا هرکسی رو که داره یه کاری انجام می‌ده و هدفش برداشتنِ یه باری از دوشِ ما و این جبهه‌ست؛ می‌زنیم؟ نیت‌خوانیم؟ سیدنا یا هر‌کسی که دغدغه‌اش فعالیت برایِ این جبهه‌ست؛ برای من محترمه. با هر گسترهٔ مخاطبی! یکی مثل سیدنا با همون دایرهٔ مخاطب گسترده‌ش هرکاری ازش برمیاد انجام می‌ده، چه موفق باشه چه نباشه! اما انجام می‌ده. چه کفِ لبنان زیر بمباران و کف دمشق، چه با کارهای رسانه‌ای کفِ خیابون‌های ایران. یکی هم مثلِ شمای ادمین تو همون دایرهٔ مخاطب کانالش داره مطالبِ تبیینی می‌ذاره تا به همون ۲‌نفر کمک کنه. زیرپا گرفتن برایِ کسایی که دلشون برای این انقلاب و این ارزش‌ها می‌تپه، اصلاً منصفانه نیست! به حاشیه بردنِ این زحمات بی‌معرفتیه. به قولِ استاد بسیار عزیزی، الان وقتِ افتادن به جونِ همدیگه نیست، وقت تیکه‌پاره کردنِ همدیگه نیست. من به شخصه ممنون و مدیونِ هرکسی‌ام که با هر‌امکاناتی که در دست داره، داره یه قدمی -کوچیک یا بزرگ- تو این مسیر برمی‌داره و منتظرِ تایید و تاکید و امکانات و تعریفِ بقیه نمی‌مونه. به قولِ رهبری: «…در جمهوری‌اسلامی، هر‌جا قرار گرفته‌اید، همانجا را مرکزِ دنیا بدانید و آگاه باشید که همهٔ کارها به شما متوجه است…»

اگه توام بینِ هیاهوی قشنگِ جشن و شیرینی و شربت پخش‌کردن‌هایِ حال‌خوب‌کنِ نیمه‌شعبان و بینِ این جمعیتِ مشتاق؛ یه خلوت پیدا کردی و رفتی دور از جمع نشستی و بُغض خالی کردی، سرت رو بالا گرفتی و رو به آسمون و گفتی: «ببخش برات کم بودم. ببخش که تنهات گذاشتم، ببخش که بار بودم و یار نبودم، ببخش که سربار بودم و سرباز نبودم، ببخش که منتظر بودی و منتظر نبودم، ببخش که تو این شب‌هایِ نفسگیرِ آخرالزمان؛ تو نور بودی و باز بیراهه رفتم، ببخش که نمی‌دونم کجایی، ببخش اَمان بودی و اَمین نبودم، ببخش دیدمت و نشناختمت، ببخش صدام کردی و نشنیدمت، ببخش غصه‌دارم بودی و غم‌خوارت نبودم، عزیزِ نادیدهٔ من، ببخش زیبایِ من…» هیچی، خواستم بگم یه وقت فکر نکنی تنهایی! عیدِ نور و زندگی و حیات مبارک؛ به تویی که «بُغضِ عشق» داری، و دلتنگی…

دارم در بین جمعیت مسیر میدان ولیعصر قدم می‌زنم و برایم سوال شده که آیا یک ضدانقلاب یا یک ضددین، اگر تصمیم بگیرد برای شناخت جامعه‌ی مذهبی‌ و انقلابی، شعارهایشان، اتمسفرشان و... در راهپیمایی ۲۲ بهمن، روز قدس یا تجمعات مذهبی حضور پیدا کند، جانش در خطر است؟ خیر! حالا اگر یک انسان مذهبی یا انقلابی با چادر یا ریش و انگشتر و... تصمیم بگیرد در فراخوان‌های ضدانقلاب حضور پیدا کند چه؟ حتما به احتمال زیاد جانش در خطر است. صورت‌بندی ساده‌ای دارد. جامعه‌ی مذهبیِ انقلابی، طرف مقابل را به رسمیت می‌شناسد و ضمن هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، با آن مواجه می‌شود اما جامعه‌ی ضدمذهب یا ضد نظام دینی، نه تنها دیگری را به رسمیت نمی‌شناسد و از مواجهه‌ی با آن فرار می‌کند، که اتفاقا از هر فرصتی برای حذف طرف مقابلش استفاده می‌کند. قسمت تلخ ماجرا این‌جاست که گروه اول، گروه دوم را ضدبشر، ضدجامعه و ضداخلاق می‌نامد.

آقا اجازه؟ صد قافلهٔ دل به جمکران آورده‌ایم… «قرن­‌هاست زمین انتظارِ مردانی اینچنین را می‌کِشَد، تا بیایند و کربلایِ‌ ایران را عاشقانه بسازند و زمینه­‌سازِ ظهور باشند، آن مردان آمدند و رفتند، فقط من‌ و تو ماندیم و از جریان چیزی نفهمیدیم… رایحهٔ ظهورِ موعود، دلِ شیفتگانِ حق را بی‌‏تاب کرده و آنان‌را به صحنهٔ حضور کشانده. اما، مهدی‌جان! این قرن قرنی‌ست که حق در کرهٔ زمین به حاکمیت ‏خواهـد رسید؛ آینده در انتظارِ توست.» شهید‌آوینی.
• شبِ مبارک نیمه‌‌‌شعبان ۱۴۰۴. • زیرِ بارانِ جمکرانِ مقدس.🤍

Repost from آوائیسم.☫
خدایا به‌حقِ این بارون؛ اَللّهُمَّ عَجِّل لِولیکَ الفَرَج...

جز تو ندارم حاجتی، ای امّیدِ آخــر من.🤍

«ما این پرچم رو می‌دیم دستِ صاحبش…» این آخرین جملهٔ شهید بابری‌ست، معلمی در یک روستا. تروریست‌های مسلح تیر به دست و پهلوش زدند، راهِ بیمارستان را بستند، اطرافِ بیمارستان را محاصره کردند و داروخانهٔ شبانه‌روزی مرودشت را اتش زدند، اجازهٔ انتقالش را به بیمارستان نمی‌دهند. بجز چند سرُم هیچ‌چیزی در این حسینیه نیست… اما او، تا آخرین لحظه لبخند از لبش محو نمی‌شود؛ حتی برای دوستان نگرانش رجز می‌خواند. این باورِ مردانِ این خاک است، از گذشته تا امروز. این باور هویتِ ماست؛ امیدی‌ست که هرگز نمی‌میرد. نوری‌ست که هرگز خاموش نمی‌شود. ما زنده‌ایم به همانیم. به همان وعدهٔ صادق موعود. آوینی آن‌روزها همه‌چیز را با لحنِ آسمانی‌اش روایت کرده بود: «وقتی زخمی بر تنش نشست، گفت: یامهدی، یامهدی! اینجاست که باید ما را شناخت، و رمزِ پیروزی ما را دریافت.» ما پرچم را به دستِ صاحب اصلی‌اش خواهیم داد؛ و او با لشکری از شهیدان خواهد آمد.

«ما این پرچم رو می‌دیم دستِ صاحبش…» این آخرین جملهٔ شهید بابری‌ست، معلمی در یک روستا. تروریست‌ها «تیر» به دست و پهلوش زدند، راهِ بیمارستان را بستند، اطرافِ بیمارستان را محاصره کردند و داروخانهٔ شبانه‌روزی مرودشت را اتش زدند، اجازهٔ انتقالش را به بیمارستان نمی‌دهند. بجز چند سرُم هیچ‌چیزی در این حسینیه نیست… اما او، تا آخرین لحظه لبخند از لبش محو نمی‌شود؛ حتی برای دوستان نگرانش رجز می‌خواند. این باورِ مردانِ این خاک است، از گذشته تا امروز. این باور هویتِ ماست؛ امیدی‌ست که هرگز نمی‌میرد. نوری‌ست که هرگز خاموش نمی‌شود. ما زنده‌ایم به همانیم. به همان وعدهٔ صادق موعود. شهید آوینی همه‌چیز را با لحنِ خوش و آسمانی‌اش این‌طور راویت می‌کند: وقتی زخم بر تنش نشست، گفت: «یامهدی، یامهدی!» و اینجاست که باید ما را شناخت، و رمزِ پیروزی ما را دریافت. ما پرچم را به دستِ صاحب اصلی‌ش خواهیم داد؛ او با لشکری از شهیدان خواهد آمد.

- «حالا تو بگو مُسلمِ زمان ما کیست؟ و تو در کدام جبهه ایستاده‌ای؟» - از علامه مصباح‌(ه) بشنوید.

Repost from عشقه ‌🎒
قصه‌ی تنهایی «مسلم»، غصه‌ی همیشگیِ شیعه بود؛ داغی که بر سینه داشتیم از ترسِ اینکه مبادا ما نیز در آزمونِ ولایت کم بیاوریم. اما آقاجان، ​می‌خواهیم به شما اطمینان دهیم که خیالتان از بابتِ نایبتان راحت باشد. ما تمرینِ ولایت‌مداری را با اطاعت از خامنه‌ای کبیر آغاز کرده‌ایم. ما فهمیده‌ایم که نمی‌شود منتظرِ خورشید بود، اما ماه را تنها گذاشت. ​ قسم به لحظه‌هایی که دلتنگتان می‌شویم، ما تا پای جان، سنگرِ نایبِ شما را خالی نخواهیم کرد. خونِ ما، جوهرِ امضای وفاداریِ ماست پایِ حکیمِ دلسوزِ انقلاب. تا روزی که بیایید و پرچم را از دستِ ایشان به دستِ مبارکِ شما بسپاریم، لحظه‌ای از یاری‌اش دست نخواهیم کشید. ان‌شالله - خطاب به حضرت ولی عصر 🤍 ‌

جهان به معنیِ واقعی عطشِ منجی دارد. حتی اگر خودش هم نداند منجی کیست! اما باید بداند که تنها احتیاجش آن نجات‌دهندهٔ موعود است. همان که هزار و صد و اندی سال است که منتظرِ «انتظارِ» ماست. برایِ ما دعا می‌کند که منتظرش باشیم. دعا می‌کند که سرگرمِ خودمان نشویم و «خودمان» را یادمان برود. که برادری‌مان را ثابت کنیم، نه به سبک و سیاقِ کوفیانی که هزاران نامه نوشتند و در بزنگاه، یادشان رفت که نامه‌ نوشتند… من این‌طور حسش می‌کنم. رسیدن به آن سیبِ قرمزِ تاج سر درخت، قد‌بلندی می‌خواهد. می‌گویند قد کشیدن هم درد دارد. بزرگ شدن درد دارد. گاهی تنها می‌شوی! دل‌گیر می‌شوی! اما ناامید نه. رسیدن به هر مقصدِ شیرینی، سختی دارد. رسیدن به قُله هم. عقل من می‌گوید خدا دیدنِ نور آخرین حجت‌ش را نصیبِ هرکسی نمی‌کند. به‌قولِ استاد شجاعی وقتی خداوند نعمتِ سیزده معصوم را به آدم‌ها داد، و آدم‌ها دیدند و شنیدند و دانستند که این‌ها عزیزانِ خدایند، نعمت‌اند، اما عافیت‌طلبی کردند تا خش برندارند، تنبلی کردند، بهانه آوردند، گوشه‌ای نشستند و با بی‌طرفی و ترس؛ نظاره‌گرِ تنهایی‌شان شدند، تنهایشان گذاشتند و با سکوتشان هم‌نوای تاریکی شدند؛ آخرین حجت‌ش را به هرکسی نمی‌دهد. من نمی‌دانم چه‌کاری از من برمی‌آید! دلم می‌خواهد کاری کنم. کاش خدا کاری کند تا کاری از من بربیاید. منِ نابلد، منِ ضعیف و ناتوان، اما دلم از غربتِ این دنیا به تنگ می‌آید، تنگیِ دلم از تنگیِ قفسِ این دنیا، اشک می‌شود گاهی. حُناق می‌شود. کاش خدا کار کند که از من کاری بربیاید، حتی اگر این کار، نشستنِ غبار غصه‌هایِ دنیایِ بی‌او باشد روی دلم. بُغضی در گلو، دعایی بر لب، اشکی در چشم. کاش سنگی از سرِ راه عبورش بردارم، باید تکلیفم را با خودم روشن کنم! در این دنیا، در این نبرد و تقابل، همه‌چیز روشن است، وعدهٔ صادق هم. «فَإِنَّ حِزْبَ‌اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» مقابلِ حزب‌ِ الله، حزبِ شیطان است. تاریخ همان است! حسینی‌ها و یزیدی‌ها. باید تکلیفم را با خودم روشن کنم، قبل از آنکه دیر شود.

خـوش‌ به حالِ «زمـان» که «صاحِب»ـش تویی!

بعد از این‌که دولت لیست آمارِ رسمی رو منتشر کرد؛ اینترنشنال هم از ۱۲ هزار و ۳۶ هزار و ۵۰ هزار جان‌باختهٔ اغتشاشات اخیر، رسید به ۶ هزار کشته. که می‌گه البته فقط اسم هزار نفرش رو در اختیار دارم! درحالی‌که هر اسمی هم منتشر می‌کرد، طرف فیلم می‌گرفت می‌گفت من زنده‌ام. چرا ۳۶ هزار نفر رسید به ۶ هزار نفر؟ چرا اولین‌بار از آمار دروغ ۱۲‌هزار نفر داد و هی بالاتر رفت؟ چون کثیفه، چون دروغ‌گوعه، چون «جان» براش ذره‌ای اهمیتی نداره، چون فقط «عدد» براش مهمه، هرچی عددِ کشته‌ها بالاتر، دلار دریافتی از کارفرما بیشتر. چون وظیفه داره تا چرخهٔ خشونت رو تا جایی بالا ببره که به عددهای نجومی مدنظرش برسه. چون از مسخ‌شدگی مخاطبی که چشم‌بسته پای این شبکه نشسته مطمئنه! حالا هم لیست همین ۶‌هزار نفر رو بجز اسامی لیستِ رسمی دولت منتشر کن نکبت؛ بر اول و آخرت لعنت!

یرواند آبراهامیان، نویسندهٔ کتاب معروف ایران بینِ دو انقلاب: «قدرت‌های امپریالیستی دنبال آزادی شما نیستند، دنبال منافـع‌‌‌شان هستند، دولتِ ترامپ و اسرائیل دنبالِ نابودیِ خود ایران هستند، خودِ ایران! تا تکه‌تکه شده و تبدیل به چند کشور کوچک بشود تا خطری برای اسراییل نداشته باشد!» این‌جا هم اذعانِ ژنرال کلارک و بقیهٔ مقامات نظامیِ امریکا رو مبنی بر هدف نهاییِ «تجزیهٔ ایران» گذاشتم. بعد این‌جا فلان پروفسور‌-بلاگر معتقده که اصلاً امریکا چه نیازی به تجزیهٔ ایران داره؟ امریکایِ مهـربون مارو بخاطر خودمون می‌خواد، می‌خواد نجات‌مون بده. دوسمون داره. عموترامپِ جزیرهٔ اپستین… اخ‌جون آزادی! می‌دونی؟ اصلا تبدیلِ ایران پهناور به چند‌تا کشور، مدیریت و نظم‌دهی‌اش برای خودِ امریکا سخته، وقتشم می‌گیره، زحمتشم می‌شه :) سراسر بلاهت با توجیهِ وطن‌فروشی!

- در ادامه: اما دربارهٔ مفهوم انتظارِ واقعی و انتظارِ کسل‌کنندهٔ مدنظر سلیمان صردخزاعی‌های امروز؛ معروف به حجتیه‌ای‌ها؛ شهید مطهری در کتابِ قیام و انقلابِ مهدی(عج) نکتهٔ خیلی دقیقی بیان می‌کنه که با احوالِ خیلی از ما منطبقه: انتظارِ فـرج و امیـد و دل‌بستن به آینده دو‌گونه است: ۱) انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهّدآور است، نیروآفرین و تحرّک‌بخش است؛ به‌گونه‌ای که می‌تواند نوعی عبادت و حق‌پرستی شمرده شود. ۲) انتظاری‌که گناه است، ویرانگر است، اسارت‌بخش است، فلج‌کننده است و نوعی “اباحی‌گری” باید محسوب شود. این دو نوع انتظارِ فرج؛ معلولِ دو نوع برداشت از ظهورِ عظیمِ مهدیِ موعود(عج) است و این دو نوع برداشت به نوبهٔ خود؛ از دو‌نوع بینش دربارهٔ تحولات در انقلاب‌هایِ تاریخی ناشی می‌شود. ✔️ چقدر دقیق! شما با دیدگاهِ اول درصددِ زمینه‌سازی برای ظهور و انجام ‌وظیفهٔ خودت برای ایجادِ حکومتِ مهدوی موعود برمیای؛ پس انگیزهٔ جهاد در هر زمینه‌ای داری. نه‌تنها به زمینه‌سازی و جهاد در این زمینه باور داری؛ بلکه به‌وظیفهٔ انسانی و مسلمانیِ «خودت» هم مسلط و هم عامِل! از به‌ظاهر «شکست‌ها» ناامید نمی‌شی، چون به یک غایتِ قطعی ایمان داری. جلو پیش می‌ری! اجازه نمی‌‌دی عافیت‌طلبی‌ و توجیهاتِ دنیایی، جلویِ مجاهدت‌هایِ تورو بگیره. معتقدی که ظهور با اعجاز رخ نمی‌ده؛ بلکه نیازمند مقدماتی‌ست و ابتدا باید ظرفیت خودت رو ثابت کنی! آیا تواناییِ امانت‌داری از آخرین حجتِ خدا رو داری؟ یا نه، به سیاق اون‌هایی که برای امام‌حسین نامه‌ها نوشتن اما در بزنگاه؛ به راحتی سفیر و نایبِ امام رو تنها گذاشتن... ولی با دیدگاهِ دوم فکر می‌کنی ماهیتِ ظهور یک ماهیتِ انفجاریه. که صرفاً از اشاعهٔ گناه و فساد و ظلم و ستم و در نهایت؛ خفه‌شدنِ دنیا از ظلم‌ ناشی می‌شه. پس؟ مقابلِ هرشخص و جریانی که بخواد در برابرِ استکبار و گناه بایسته؛ قد علَم می‌کنی و به تقابل می‌پردازی و حتی تکفیرش می‌کنی. خودت در مقابلِ «باطل» کجایی؟ در سکوت. بجای بارداشتنِ بار، باری روی دوش می‌شی. در این راه از انواعِ برداشت‌های ناقص و شبهه‌ها هم بهره می‌بری تا عافیت‌طلبیِ خودت رو توجیه کنی! چون معتقدی دنیایِ پر ظلم و جنایت و حتی سکوت در برابرِ باطل، کمکِ بیشتری به ظهور می‌کنه. با هر تحرک، اصلاح و جهادی مخالفت می‌کنی! شاید به ظاهر خودت رو “منتظر” بدونی اما در اصل داری ظلم و ظالم و مستکبر رو هم تایید می‌کنی. چون هردو رو لازمهٔ ظهور می‌دونی. ترجیح می‌دی یه گوشه به عبادت و بی‌طرفی بنشینی تا وقتی که امام‌زمان(عج) بیان و با یک بشکن دنیا رو برات گلستون کنن. در نتیجه با همچین تفکّری؛ دچار یأس، ناامیدی و گوشه‌نشینی می‌شی. این تفکّرِ عافیت‌طلبانه؛ چه بسیاره این روزها بینِ خودِ ما. پس قبل از هرچیزی؛ این‌روزها باید تکلیفِ خودمون رو با خودمون روشن کنیم.

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ - Statistics & analytics of Telegram channel @cafferahimi