Arakhsh آرخش
Open in Telegram
آرخش خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی دکتر آرش اکبری مفاخر ارتباط با مدیر @MafakherArash
Show more2 098
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+430 days
Posts Archive
2 098
Repost from بنیاد پژوهشی شاهنامه
با سلام و عرض ادب و احترام
به استحضار دوستان گرانقدر و همراهان عزیز میرساند «دو فصلنامه تخصصی بنیاد پژوهشی شاهنامه» از تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۵ به شماره ثبت ۹۹۹۱۱ از وزارت فزهنگ و ارشاد مجوز فعالیت دریافت نمود و از امروز فعالیت خود را رسماً آغاز خواهد کرد.
منتظر مقالات ارزشمند دوستان و بزرگواران هستیم.
اعضاء هیأت تحریریه به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
آقای دکتر آیدنلو
آقای دکتر اکبری مفاخر
آقای دکتر امیدسالار
آقای دکتر ایرانی
آقای دکتر جعفری قنواتی
آقای دکتر جلالیان
آقای دکتر زاگرس زند
آقای دکتر غفوری
آقای دکتر قائم مقامی
آقای دکتر مولایی
بهمن دمشقی خیابانی (مدیر مسئول و سردبیر)
جهت ارسال مقاله به آیدی زیر پیام ارسال فرمایید:
@Kaveh_Ahanghar
2 098
با سلام و عرض ادب و احترام
به استحضار دوستان گرانقدر و همراهان عزیز میرساند «دو فصلنامه تخصصی بنیاد پژوهشی شاهنامه» از تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۵ به شماره ثبت ۹۹۹۱۱ از وزارت فزهنگ و ارشاد مجوز فعالیت دریافت نمود و از امروز فعالیت خود را رسماً آغاز خواهد کرد.
منتظر مقالات ارزشمند دوستان و بزرگواران هستیم.
اعضاء هیأت تحریریه به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
آقای دکتر آیدنلو
آقای دکتر اکبری مفاخر
آقای دکتر امیدسالار
آقای دکتر ایرانی
آقای دکتر جعفری قنواتی
آقای دکتر جلالیان
آقای دکتر زاگرس زند
آقای دکتر غفوری
آقای دکتر قائم مقامی
آقای دکتر مولایی
بهمن دمشقی خیابانی (مدیر مسئول و سردبیر)
نشانی کانال مجله
https://t.me/+OjVHB4fE_iFjMzU0
جهت ارسال مقاله به آیدی زیر پیام ارسال فرمایید:
@Kaveh_Ahanghar
2 098
دوبیتیهای باباطاهر در خلاصة الاشعار تقیالدین کاشانی، مورخ ۱۰۰۷ ق
(دوبیتی شماره ۳۱)
آرش اکبری مفاخر
واله دلبرده لاوانُم شو و روز
سرشک از مژه وارانُم شو و روز
نه بیماریم و نه چشمان کَری درد
همین ذانُم که نالانُم شو و روز
wâła dɛł-berd-a, lâw-ân-um ša:w u ru:z serešk az meža wâr-ân-um ša:w u ru:z na be:mâr-i-y-um u na čašm-ân kar-e dard
hame:n zân-um ke nâł-ân-um ša:w u ru:z
وزن هجایی: 5 هجا + تکیه + 6 هجا.
وزن عروضی: فاعلاتن مفاعیلن فعولن / مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر مشاکل مسدس محذوف/ هزج مسدس محذوف).
واله: عاشق، مجنون؛ واژهای کلیدی در ادب غنایی و موسیقی ایران باختری که نمادی برای لیلی و مجنون به شمار میرود و از اصطلاح دو واله برای آنان استفاده میشود. همچنین دو واله نام یکی از مقامهای تنبور است که به ذکر دلدادگیها و مویههای لیلی و مجنون میپردازد و به «مجنونی» هم معروف است.
لاوانم: لاو (مادۀ مضارع از مصدر لاوای «موییدن»، (نیز لاوانای/ لاونای)، مادۀ ماضی: لاوا) + ان (پسوند صفت فاعلی) + ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف هست) = مویان هستم > مویانم.
لیلش به آواز بوطور ملاونا
صدای زاری او سنگ متاونا
عمرم زندگیم دیدهم گیانم!
شادم به مردن نک بلوانم
گاه شاعر با زیرکی بین لاوان (= صفت فاعلی: «مویان») و لاوان (ج لاو: «سیلابها») جناس تام برقرار کرده و آن دو را به خوبی در کنار هم به کار برده است:
بردانیش لاوان، بردانیش لاوان
برد و لای بیان، بردانیش لاوان
و دست عشق وه، ویلَ وَ لاوان
پیرالی راما، بردانیش لاوان
این مصدر در زبانهای ایران باختری کاربرد بسیار گستردهای دارد و مصدرهای لاواندن، لاواندنَوه، لاوانِنَوه در کردی به کار میرود. معنای دقیق آن در فارسی موییدن است که در آن فرد همراه با گریۀ خود به سوگواری، نوحهخوانی و مرثیه میپردازد. لاوای ساختاری موسیقایی نیز دارد که در آن فرد لاوان/ لاونده با صدایی حزین هنگام گریستن برای فرد دور از وی یا درگذشته یا گاه برای خود مویه و سوگواری میکند:
فدای بالاش بام شای سیاچاوان
لاره و لنجه نکرد، لیوۀ ویش لاوان
بازتاب این رویکرد را در گوشههای مویه و مویۀ زال در موسیقی ایرانی میتوان دید.
مژه < میژه /me:ža/: پارتی: : /miǰ(ag)/[myc(k')]: «مژه» (Mackenzie, 1971: 55).
وارانم: ساختار این واژه را میتوان به دو صورت بررسی کرد: 1) وار (مادۀ مضارع از وارای «باریدن»، مادۀ ماضی: وارا) + ان (پسوند صفت فاعلی) + ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف فعل هست) = بارنده هستم، بارندهام، بارانم (= سرشکباران/ سرشکبارنده هستم). 2) وار (مادۀ مضارع از وارای «باریدن»، مادۀ ماضی: وارا) + ان (پسوند متعدیساز از فعل لازم) + ـُ م (شناسۀ 1شم) = فعل مضارع سادۀ متعدی 1شم «بارانَم» در معنای اخباری «میبارانَم» (= سرشک میبارانم). با توجه به فضای کلی دوبیتی و صفتهای فاعلی لاوان و نالان، خوانش نخست مناسبتر است.
نه بیماریم: نه ... نه (حرف ربط منفی دوگانه) + بیماری (بیمار + ی: حاصل مصدر «ناخوشی، ناتندرستی، درد و مرض») + م (شناسۀ 1شم با حذف فعل دار) = نه بیماری دارم.
کری: کر (مادۀ مضارع از مصدر کرای «کردن»، مادۀ ماضی: کرا) + ی (/e | e:/ شناسۀ 3شم) = فعل مضارع ساده 3شم «کند» در معنای اخباری «میکند».
ذانُم: (= ذانوم)، ذان (مادۀ مضارع از مصدر ذانای «دانستن»، مادۀ ماضی: ذانا) + ـُ م (شناسۀ 1شم) = فعل مضارع 1شم «دانم» در معنای اخباری «میدانم»؛ ماضی: ذانام، منفی: نذانام، قس:
ازی نذانُم، ازی نذانُم
تا ایسا پی رنگ هیچ نذانام
تا ایمشو ذانوم، چون مبو ای کار
بوینم مجلس، شاه [و] شهریار
نالانم: نال (مادۀ مضارع از مصدر نالای «نالیدن»، مادۀ ماضی: نالا) + ان (پسوند صفت فاعلی) = ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف فعل هست) = فعل مضارع 1شم «نالندهام، نالان هستم».
نگارش فارسی:
والۀ دلبردهام و شب و روز مویانم،
شب و روز سرشک از مژه بارانم.
نه بیماری دارم و نه چشمانم درد میکند،
همین قدر میدانم که شب و روز نالانم.
مقاله "زبان دوبیتیهای باباطاهر"، مجله پژوهشهای زبانی- ادبی قفقاز و کاسپین، ش ۹-۱۰، زمستان ۱۴۰۱، ص ۱۳۰-۱۳۳.
آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
@arakhsha96
https://www.instagram.com/arakhsha96
2 098
دوبیتیهای باباطاهر در خلاصة الاشعار تقیالدین کاشانی، مورخ ۱۰۰۷ ق
(دوبیتی شماره ۳۱)
آرش اکبری مفاخر
واله دلبرده لاوانُم شو و روز
سرشک از مژه وارانُم شو و روز
نه بیماریم و نه چشمان کَری درد
همین ذانُم که نالانُم شو و روز
wâła dɛł-berd-a, lâw-ân-um ša:w u ru:z serešk az meža wâr-ân-um ša:w u ru:z na be:mâr-i-y-um u na čašm-ân kar-e dard
hame:n zân-um ke nâł-ân-um ša:w u ru:z
وزن هجایی: 5 هجا + تکیه + 6 هجا.
وزن عروضی: فاعلاتن مفاعیلن فعولن / مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر مشاکل مسدس محذوف/ هزج مسدس محذوف).
واله: عاشق، مجنون؛ واژهای کلیدی در ادب غنایی و موسیقی ایران باختری که نمادی برای لیلی و مجنون به شمار میرود و از اصطلاح دو واله برای آنان استفاده میشود. همچنین دو واله نام یکی از مقامهای تنبور است که به ذکر دلدادگیها و مویههای لیلی و مجنون میپردازد و به «مجنونی» هم معروف است.
لاوانم: لاو (مادۀ مضارع از مصدر لاوای «موییدن»، (نیز لاوانای/ لاونای)، مادۀ ماضی: لاوا) + ان (پسوند صفت فاعلی) + ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف هست) = مویان هستم > مویانم.
لیلش به آواز بوطور ملاونا
صدای زاری او سنگ متاونا
عمرم زندگیم دیدهم گیانم!
شادم به مردن نک بلوانم
گاه شاعر با زیرکی بین لاوان (= صفت فاعلی: «مویان») و لاوان (ج لاو: «سیلابها») جناس تام برقرار کرده و آن دو را به خوبی در کنار هم به کار برده است:
بردانیش لاوان، بردانیش لاوان
برد و لای بیان، بردانیش لاوان
و دست عشق وه، ویلَ وَ لاوان
پیرالی راما، بردانیش لاوان
این مصدر در زبانهای ایران باختری کاربرد بسیار گستردهای دارد و مصدرهای لاواندن، لاواندنَوه، لاوانِنَوه در کردی به کار میرود. معنای دقیق آن در فارسی موییدن است که در آن فرد همراه با گریۀ خود به سوگواری، نوحهخوانی و مرثیه میپردازد. لاوای ساختاری موسیقایی نیز دارد که در آن فرد لاوان/ لاونده با صدایی حزین هنگام گریستن برای فرد دور از وی یا درگذشته یا گاه برای خود مویه و سوگواری میکند:
فدای بالاش بام شای سیاچاوان
لاره و لنجه نکرد، لیوۀ ویش لاوان
بازتاب این رویکرد را در گوشههای مویه و مویۀ زال در موسیقی ایرانی میتوان دید.
مژه < میژه /me:ža/: پارتی: : /miǰ(ag)/[myc(k')]: «مژه» (Mackenzie, 1971: 55).
وارانم: ساختار این واژه را میتوان به دو صورت بررسی کرد: 1) وار (مادۀ مضارع از وارای «باریدن»، مادۀ ماضی: وارا) + ان (پسوند صفت فاعلی) + ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف فعل هست) = بارنده هستم، بارندهام، بارانم (= سرشکباران/ سرشکبارنده هستم). 2) وار (مادۀ مضارع از وارای «باریدن»، مادۀ ماضی: وارا) + ان (پسوند متعدیساز از فعل لازم) + ـُ م (شناسۀ 1شم) = فعل مضارع سادۀ متعدی 1شم «بارانَم» در معنای اخباری «میبارانَم» (= سرشک میبارانم). با توجه به فضای کلی دوبیتی و صفتهای فاعلی لاوان و نالان، خوانش نخست مناسبتر است.
نه بیماریم: نه ... نه (حرف ربط منفی دوگانه) + بیماری (بیمار + ی: حاصل مصدر «ناخوشی، ناتندرستی، درد و مرض») + م (شناسۀ 1شم با حذف فعل دار) = نه بیماری دارم.
کری: کر (مادۀ مضارع از مصدر کرای «کردن»، مادۀ ماضی: کرا) + ی (/e | e:/ شناسۀ 3شم) = فعل مضارع ساده 3شم «کند» در معنای اخباری «میکند».
ذانُم: (= ذانوم)، ذان (مادۀ مضارع از مصدر ذانای «دانستن»، مادۀ ماضی: ذانا) + ـُ م (شناسۀ 1شم) = فعل مضارع 1شم «دانم» در معنای اخباری «میدانم»؛ ماضی: ذانام، منفی: نذانام، قس:
ازی نذانُم، ازی نذانُم
تا ایسا پی رنگ هیچ نذانام
تا ایمشو ذانوم، چون مبو ای کار
بوینم مجلس، شاه [و] شهریار
نالانم: نال (مادۀ مضارع از مصدر نالای «نالیدن»، مادۀ ماضی: نالا) + ان (پسوند صفت فاعلی) = ـُ م (شناسۀ 1شم با حذف فعل هست) = فعل مضارع 1شم «نالندهام، نالان هستم».
نگارش فارسی:
والۀ دلبردهام و شب و روز مویانم،
شب و روز سرشک از مژه بارانم.
نه بیماری دارم و نه چشمانم درد میکند،
همین قدر میدانم که شب و روز نالانم.
مقاله "زبان دوبیتیهای باباطاهر"، مجله پژوهشهای زبانی- ادبی قفقاز و کاسپین، ش ۹-۱۰، زمستان ۱۴۰۱، ص ۱۳۰-۱۳۳.
آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
@arakhsha96
https://www.instagram.com/arakhsha96
2 098
✅ #پوشهی_شنیداری
🟧شاهنامه و رستم و زنون
🟪نشست بیستم
🟨گرامی استاد: دکتر #آرش_اکبری_مفاخر
کارگروه علمی و پژوهشی بنیاد فردوسی توس
🟦یکشنبه نوزدهم بهمنماه ۱۴۰۴
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
💠#بنیاد_فردوسی_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://x.com/bonyadferdowsi/
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad
🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q
2 098
Repost from بنیاد فردوسی شاخه ي توس
🟧شاهنامه و رستم و زنون
🟨گرامی استاد: دکتر #آرش_اکبری_مفاخر
🟦یکشنبهها ساعت ۱۷
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
💠#بنیاد_فردوسی_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://x.com/bonyadferdowsi/
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad
🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q
2 098
دوبیتیهای عید عاشق خوشانی نهاوندی
(دوبیتی ۲)
اَ من به غیب اَ، وادی سرّ لولاک
شرابُ عاشقانم کردَ هَنّاک
نور محمدم دَ لامکان دی
وژان نورم بَدِی اورامنی پاک
a men ba qeyb a, wâ-d-e: ser-e la:wlâk
šarâb-u ’âšeqân-em ka-rd-a hanâk
nu:r-e Muhamad-em da lâ-makân di
wa-ž-ân nu:r-em, ba-d-e: awrâman-e: pâk
راز لولاک را در غیب به من گفتند
و در آنجا شرابی برای عاشقان فراهم آوردم.
نور محمد (ص) را در لامکان دیدم
و از آن نور به من اورامنی پاک دادند.
اورامن: دوبیتی. بنابر گزارش حاج بله (عارف سدۀ 7-8 ق) در سفینۀ تبریز (گ 263 الف، چ عکسی 524) اورامن عبارت است از دوبیتی به زبان فهلوی: جمیع بلاد عراق عجم را فَهلَوه میگویند و سخنان ایشان را فهلوی؛ و قبیلهای بودند در همدان که ایشان را اورامنان گفتندی که همیشه دوبیتی گفتندی. دوبیت فهلوی را به جهت آن اورامنان میگویند.
اشعار اورامۀ عینالقضات همدانی (492-525 ق) و گزارش شمس قیس رازی در المعجم (دستنویس مجلس، گ 30 ب) که ملحونات فهلویات را اورامنان میخواند، در همین راستا است. پیرو کاربرد اورامن در معنای دوبیتی، در سفینۀ تبریز (گ 265 ب، چ عکسی، ص 528) نیز اورامنان برای اشاره به دوبیتی آمده است:
وا! به اورامنان، گیژی شهی برد
میشه تهرین بو، گیان پر اژ درد
wâ ba awrâmanân, ge:ž-e: šah-e: berd
me:ša tahre:n bo:, gyân pur až dard
هان! شاهی ــ که همیشه غمگین بود و جانش پر از درد ــ با (شنیدنِ) اورامنی بیهوش شد.
در این صورت ان پسوندی نسبی است که دوبیتی را به طایفۀ اورامن منسوب کرده است. حال با توجه به آنکه در اینجا مقصود عید عاشق از اورامن همان دوبیتی به زبان گورانی است، درمییابیم که اورامن نوعی دوبیتیسرایی است به زبانهای رایج در غرب ایران بهجز زبان فارسی. کاربرد فهلوی در سفینۀ تبریز (گ 264 ب، چ عکسی، ص 527) و اورامنان (گ 340 الف، چ عکسی، ص 678) برای یک دوبیتی واحد تأییدی بر این نکته است؛ بنابراین واژۀ اورامن در ایران باختری برای دوبیتی در 3 حوزۀ زبانی فهلوی، گورانی و اورامی به کار رفته است.
* مقصود شاعر در این دوبیتی آن است که وی در سفری روحانی به عالم غیب رفته و در آنجا شرابی الهی برای عاشقان فراهم کرده است. در ملکوت اعلی که نور محمدی را دیده، یک اورامن (= دوبیتی) پاک و مطهر به وی دادهاند و او نیز آن را برای مریدان و دوستانش آورده است.
آرش اکبری مفاخر، "ده دوبیتی گورانی از سدۀ هشتم هجری، سرودۀ عید عاشق خوشانی نهاوندی"، فصلنامۀ کشکول؛ سال دهم، شمارۀ ۳، پیاپی، ۳۳، پاییز ۱۴۰۴، ص ۲۹-۶۳.
آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
@arakhsha96
https://www.instagram.com/arakhsha96
2 098
Repost from بنیاد فردوسی شاخه ي توس
🟧شاهنامه و رستم و زنون
🟨گرامی استاد: دکتر #آرش_اکبری_مفاخر
🟦یکشنبهها ساعت ۱۷
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
💠#بنیاد_فردوسی_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://x.com/bonyadferdowsi/
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad
🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q
2 098
Repost from بنیاد فردوسی شاخه ي توس
🟧شاهنامه و رستم و زنون
🟨گرامی استاد: دکتر #آرش_اکبری_مفاخر
🟦یکشنبهها ساعت ۱۷
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
💠#بنیاد_فردوسی_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔https://t.me/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://x.com/bonyadferdowsi/
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad
🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q
2 098
ساقی
سروده پرتو کرمانشاهی
ترجمه آرش اکبری مفاخر
بریز،
دوباره بریز،
ساقی! دلم کباب است.
دیوانهام کن تا ندانم،
دانستم عذاب است.
دلت خوش باد، ساقی!
بریز! که من دریافتهام؛
کسی جان به در نمیبرد از این روزگار ناصواب.
پخته و سوختهام،
کسی این درد را درنمییابد!
از تاب دوریات،
اشکم هم آتش و هم آب است.
اگر میدانی که میخواهمت،
کاری کن که آسودهخاطر شوم.
وقتی زیر لب میگویی: "نرو"،
این جواب کردن است.
بگذار تا گونهات از زیر زلف طلوع کند.
فدای چشمانت شوم!
اکنون چه وقت خواب است.
دردم را کسی نمیداند؛
داغم از بیکسی خود است.
تنهایم!
چگونه این همه ناحساب را بر دوش بکشم.
میگویم: دلم هلاک توست،
بدان امید که دست به غارت آن بزنی.
میگوید: "پرتو"!
شرم کن و دست از این سخنان بردار!
آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
@arakhsha96
https://www.instagram.com/arakhsha96
