en
Feedback
Les francophones

Les francophones

Open in Telegram

Parlons Français 🔴🔴تدریس وترجمه انگلیسی وفرانسه/تبلیغ و تبادل لینک در کانال: @sagittaire

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
614
Subscribers
+224 hours
+67 days
+3530 days
Posts Archive
تدریس ویدئویی متود معروف آموزش زبان فرانسه : ادیتو - متودی مبتنی بر چهار مهارت یادگیری زبان 😌 - متود ساده و عالی برای یادگیر
تدریس ویدئویی متود معروف آموزش زبان فرانسه : ادیتو - متودی مبتنی بر چهار مهارت یادگیری زبان 😌 - متود ساده و عالی برای یادگیری زبان فرانسه 😍 - ویدئوهای آفلاین سطوح از A1 تا B2🏃‍♂️ و به صورت آنلاین 😎 🍂🍂 متقاضیان برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به تدریس به آی دی @coqal مراجعه کنند

تدریس ویدئویی متود معروف آموزش زبان فرانسه : ادیتو - متودی مبتنی بر چهار مهارت یادگیری زبان 😌 - متود ساده و عالی برای یادگیر
تدریس ویدئویی متود معروف آموزش زبان فرانسه : ادیتو - متودی مبتنی بر چهار مهارت یادگیری زبان 😌 - متود ساده و عالی برای یادگیری زبان فرانسه 😍 - ویدئوهای آفلاین سطوح از A1 تا B2🏃‍♂️ 🍂🍂 متقاضیان برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به تدریس به آی دی @coqal مراجعه کنند

Futures Signal - Crypto Signal 🔥 The most profitable digital currency channel Futures and Spot Signal - 1000% Daily Profit D
Futures Signal - Crypto Signal 🔥 The most profitable digital currency channel Futures and Spot Signal - 1000% Daily Profit Digital Currencies News Detailed Analysis To join the premium channel,contact @sagittaire @Iransignal_info @Iransignal_info

🧑‍🏫 تدریس آنلاین زبان انگلیسی و فرانسه در تمامی سطوح و مقاطع 🟠 کلاس های خصوصی و گروهی دوره های: 🟣 Reading , Listening, Writing, Conversation, Grammar. 🟡 ترجمه متون عمومی و تخصصی از زبان انگلیسی و فرانسه به فارسی و برعکس. شماره تماس: 09158594622 محمد سیفری آیدی تلگرام: @sagittaire

😍کلاس مکالمه از طریق voice chat در تلگرام ❤️ ☺️ همراه با موضوعات روز دنیا 😉 😜 با ما باشید و این کلاس رو از دست ندید 😜 برا
😍کلاس مکالمه از طریق voice chat در تلگرام ❤️ ☺️ همراه با موضوعات روز دنیا 😉 😜 با ما باشید و این کلاس رو از دست ندید 😜 برای کسب اطلاعات بیشتر با آی دی @coqal در ارتباط باشید

La proposition adverbiale de condition: عبارت قیدی شرط Mot de liaison A. Si: conjonction de condition par excellence: حرف ربط شرط که در درجه اول اهمیت است Si vous venez chez moi, je pourrais vous aider: اگر نزد من بیایید، میتوانم شما را کمک کنم B. A moins que➡️ مگر اینکه Pour peu que➡️ هر قدر هم کم که Pourvu que➡️ به شرط اینکه (Pour) autant que➡️ با وجود اینکه Moyennant que➡️ توسط این که➡️ ادبی ما همین طور میتوانیم اصطلاحاتی مانند: En admettant que➡️با این فرض که Supposé que➡️ با این فرض که À supposer que➡️ با فرض اینکه و اصطلاحات گوناگون که در آن اسامی مورد، شرط، احتمال، فرضیه را میتوانیم به آن ها اضافه کنیم C. Soit que. ...soit que➡️ یا اینکه. ....یا اینکه Soit que. ....soit que➡️ یا اینکه......یا اینکه Suivant que➡️ بسته به اینکه Selon que➡️ بسته به اینکه Mode Si➡️ indicatif( وجه اخباری ) Après que remplaçant si au début d'une proposition coordonnée on met normalement le subjonctif: بعد از que ای که بعد از si در یک عبارت متصل، معمولا وجه التزامی به کار میرود Si le film intéresse et qu'on le suive avec attention, on n'entend pas la musique: اگر فیلم جذاب باشد و اگر ما آن را با دقت دنبال کنیم، ما صدای موسیقی را نمیشنویم نکته: این que برای جلوگیری از دوباره آوردن si میباشد نکته: این قانون به ویژه در زبان نوشتاری ممکن است همیشه رعایت نشود Si vous êtes et que vous épousez une femme riche...: اگر شما هستید و اگر شما با زنی ثروتمند ازدواج میکنید.... A moins que, pour peu que, pourvu que, en admettant que, supposé que, à supposer que, soit que. ...soit que, soit que. ...ou que ➡️ subjonctif➡️ وجه التزامی - ما از وجه اخباری یا اغلب از وجه التزامی بعد از اصطلاحات زیر استفاده میکنیم: Sous la condition que➡️ تحت شرطی که Moyennant que Autant que Pour autant que Nous irons nous promener, à moins qu'il ne pleuve: به گردش خواهیم رفت، مگر اینکه باران بیاد نکته: ne قبل از pleuve زائد ( explétif ) است Je vous donne cet argent à condition que vous partirez demain ou que vous partiez demain: به شما این پول رو میدم به شرطی که شما فردا بروید بعد از عبارات زیر از وجه اخباری به خصوص conditionnel استفاده میکنیم Dans le/ pour le cas où➡️ در صورتی که Dans l'éventualité où Dans l'hypothèse où➡️ احیاناً اگر Au cas où une complication se produirait, faites-moi venir: اگر مشکلی ایجاد شد، به من بگویید اگر مشکلی ایجاد شد به من بگین بیام - بعد از عبارات زیر وجه اخباری استفاده میشود Selon que, dans la mesure où, suivant que Ce mot a trois ou deux syllabes selon que vous prononcerez l'e muet ou non: این کلمه دو یا سه سیلاب است بسته به اینکه e muet را تلفظ کنید یا نه نکات در مورد à condition que(به شرط اینکه ): 1- اگر با la بیاد وجه اخباری و در غیر این صورت وجه التزامی به کار میرود A la condition que➡️ indicatif ( خبری ) A condition que➡️ subjonctif(التزامی ) 2- در à condition que فاعل ها میتوانند یکسان باشند #grammaire @francophone2

🔥 سیگنال رایگان فیوچرز - کریپتو سیگنال🔥 🖱جامع ترین کانال ارز های دیجیتال 🔥 سیگنال رایگان فیوچرز و اسپات - روزانه ۱۰۰۰ درص
🔥 سیگنال رایگان فیوچرز - کریپتو سیگنال🔥 🖱جامع ترین کانال ارز های دیجیتال 🔥 سیگنال رایگان فیوچرز و اسپات - روزانه ۱۰۰۰ درصد سود 🔥 🖱اخبار ارز های دیجیتال - تحلیل دقیق 🖱پیشنهادات خرید و فروش @Iransignal_info @Iransignal_info

La proposition adverbiale de condition: عبارت قیدی شرط Mot de liaison A. Si: conjonction de condition par excellence: حرف ربط شرط که در درجه اول اهمیت است Si vous venez chez moi, je pourrais vous aider: اگر نزد من بیایید، میتوانم شما را کمک کنم B. A moins que➡️ مگر اینکه Pour peu que➡️ هر قدر هم کم که Pourvu que➡️ به شرط اینکه (Pour) autant que➡️ با وجود اینکه Moyennant que➡️ توسط این که➡️ ادبی ما همین طور میتوانیم اصطلاحاتی مانند: En admettant que➡️با این فرض که Supposé que➡️ با این فرض که À supposer que➡️ با فرض اینکه و اصطلاحات گوناگون که در آن اسامی مورد، شرط، احتمال، فرضیه را میتوانیم به آن ها اضافه کنیم C. Soit que. ...soit que➡️ یا اینکه. ....یا اینکه Soit que. ....soit que➡️ یا اینکه......یا اینکه Suivant que➡️ بسته به اینکه Selon que➡️ بسته به اینکه Mode Si➡️ indicatif( وجه اخباری ) Après que remplaçant si au début d'une proposition coordonnée on met normalement le subjonctif: بعد از que ای که بعد از si در یک عبارت متصل، معمولا وجه التزامی به کار میرود Si le film intéresse et qu'on le suive avec attention, on n'entend pas la musique: اگر فیلم جذاب باشد و اگر ما آن را با دقت دنبال کنیم، ما صدای موسیقی را نمیشنویم نکته: این que برای جلوگیری از دوباره آوردن si میباشد نکته: این قانون به ویژه در زبان نوشتاری ممکن است همیشه رعایت نشود Si vous êtes et que vous épousez une femme riche...: اگر شما هستید و اگر شما با زنی ثروتمند ازدواج میکنید.... A moins que, pour peu que, pourvu que, en admettant que, supposé que, à supposer que, soit que. ...soit que, soit que. ...ou que ➡️ subjonctif➡️ وجه التزامی - ما از وجه اخباری یا اغلب از وجه التزامی بعد از اصطلاحات زیر استفاده میکنیم: Sous la condition que➡️ تحت شرطی که Moyennant que Autant que Pour autant que Nous irons nous promener, à moins qu'il ne pleuve: به گردش خواهیم رفت، مگر اینکه باران بیاد نکته: ne قبل از pleuve زائد ( explétif ) است Je vous donne cet argent à condition que vous partirez demain ou que vous partiez demain: به شما این پول رو میدم به شرطی که شما فردا بروید بعد از عبارات زیر از وجه اخباری به خصوص conditionnel استفاده میکنیم Dans le/ pour le cas où➡️ در صورتی که Dans l'éventualité où Dans l'hypothèse où➡️ احیاناً اگر Au cas où une complication se produirait, faites-moi venir: اگر مشکلی ایجاد شد، به من بگویید اگر مشکلی ایجاد شد به من بگین بیام - بعد از عبارات زیر وجه اخباری استفاده میشود Selon que, dans la mesure où, suivant que Ce mot a trois ou deux syllabes selon que vous prononcerez l'e muet ou non: این کلمه دو یا سه سیلاب است بسته به اینکه e muet را تلفظ کنید یا نه نکات در مورد à condition que(به شرط اینکه ): 1- اگر با la بیاد وجه اخباری و در غیر این صورت وجه التزامی به کار میرود A la condition que➡️ indicatif ( خبری ) A condition que➡️ subjonctif(التزامی ) 2- در à condition que فاعل ها میتوانند یکسان باشند #grammaire @francophone2

Les expressions (1) Mettre l'eau à la bouche: دهان را آب انداختن Ecartez-vous de là: از آنجا کنار بروید Ecarquiller des yeux: چشم از حدقه بیرون زدن Ce mot m'a échappé: این حرف از دهانم پرید Échapper à la vue: از دید پنهان ماندن Échauffer la bile/ les oreilles: خون کسی را به جوش آوردن Éclabousser: به رخ کشیدن Éclater en sanglots: زیر گریه زدن Econduire: دست به سر کردن، دک کردن Écorner: به باد دادن Être aux écoutes: گوش به زنگ بودن S'écouter: به حرف دل خود گوش دادن Ecrase! : ولش کن! بی خیال Effaçons le passé: گذشته را فراموش کنیم Faire tous ses efforts: نهایت تلاش خود را کردن Ça m'est (bien) égal: برایم فرقی نمیکند Eh! : هی! آهای Eh bien! : خب، خوب On l'a éjecté de la salle: او را از سالن بیرون کردند Des parents éloignés: خویشاوندان دور S' embêter: به کسی بد گذشتن Emboîter le pas à qqn: پا جای پای کسی گذاشتن Se tenir en embuscade: به کمین نشستن Émettre de la musique: موسیقی پخش کردن Emmerder: آدم حساب نکردن S'emmitoufler: خود را خوب پوشاندن Le gardien de but réussit à s'emparer du ballon: دروازه‌بان تونست توپ را بگیرد N'empêche que j'ai raison: به هر حال حق با من است Je ne peux pas m'empêcher de rire: نمیتوانم جلوی خنده ام را بگیرم Montrez-moi vos emplettes: خریدتان را ببینم J'en suis content: از این بابت خوشحالم، از او راضی ام J'en veux: من از آن میخواهم Enchérir: روی دست کسی بلند شدن Encore! : باز هم! هنوز هم Encourager: قوت قلب دادن به Endoctriner: عقیده خود را به کسی القا کردن Enfant trouvé: بچه سرراهی J'ai enfin terminé: بالاخره کار را تمام کردم Être enflé d'orgueil: باد به غبغب انداختن Je vous le répète pour l'énième fois: برای صدمین بار به تو میگویم Enjeu: بردوباخت Il s'ensuit que: نتیجه میگیریم که Qu'entendez-vous par cela? منظورتان چیست؟ Entendu! : باشه! قبول! موافقم! به چشم Entonner la louange de qqn: هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن Il l'a envoyé promener/ paître: دکش کرد Il a la tête sur les épaules: حواسش جمع است Epier: درصدد کشف چیزی برآمدن Épouser: قالب تن کسی بودن Épouvantail: لولوی سرخرمن Escalier roulant: پله برقی Espèce d'idiot! : مرتیکه احمق Espionner: زاغ سیاه کسی را چوب زدن Présence d'esprit: حضور ذهن Esquinter: پنبه کسی را زدن Esseulé: بی کس Donner l'estocade à un adversaire: ضربه کاری به حریف زدن Étaler: پز چیزی را دادن Eteignoir: آیینه دق Etrenne: عیدی، هدیه سال نو S'étriper: همدیگر را به قصد کشت زدن Étuve: سونا Euh! : 1- اوم : صدایی که نشاندهنده مکث در گفتار است 2- ای: در پاسخ به معنایی نه بله و نه خیر Eurêka: پیدا کردم! یافتم Être en éveil: گوش به زنگ بودن S' éventer: خود را باد زدن Mettre en évidence: در معرض دید گذاشتن Évoquer le souvenir de qqn: خاطره کسی زنده شدن، یاد کسی کردن Exceller: دست همه را از پشت بستن Manger avec excès:پرخوری کردن Excusez mon retard: ببخشید که دیر کردم Prenez exemple sur votre ami: از دوستتان یاد بگیرید Quelle existence! : این هم شد زندگی! به این هم میگن زندگی Quelle est l'explication de ce refus? دلیل نپذيرفتنتان چیست؟ Exposer sa vie: جان خود را به خطر انداختن Exquis: دلربا، تو دل برو Extirper: تیغ زدن #expression @francophone2

Genre didactique: نوع آموزشی Genre qui se donne pour but d'enseigner, d'une façon agréable, les principes d'une science ou d'un art. Dans ce genre on peut situer par exemple fable: court récit, qui se conclut par un enseignement clairement énoncé, appelé moralité. Les personnages sont souvent des animaux(ou des plantes) qui parlent et agissent comme ces hommes qu'on veut instruire Ex: Les Fables, Jean de la Fontaine1668-1694 نوعی که هدفش آموزش دادن است به روشی دلپذیر اصول یک علم یا اصول یک هنر. ما میتوانیم فبل رو تو این نوع قرار دهیم که روایتی کوتاه که به آموزشی که واضح بیان شده ختم میشود که آن را نتیجه اخلاقی مینامیم. شخصیت ها اغلب حیوانات(یا گیاهان) که حرف میزنند و عمل میکنند مثل انسان هایی که میخواهیم به آنها تعلیم دهیم. مثال: فبل ها،ژان د ل فنتن، 1668-1694 #littérature @francophone2

photo content

4_5836822132486570972.mp33.49 MB

La différence entre du et dû : تفاوت بین du و dû Du: کلمه du بدون اکسان جمع de+ le(article défini) است La secretaire du directeur s'est absentée: منشی مدیر غایب است Dû: با اکسان اسم مفعول فعل devoir است و این اکسان برای تشخیص این دو میباشد. La société a dû recruter un nouvel ingénieur: جامعه باید یک مهندس جدید جذب کند(استخدام کند) @francophone2

Soulever son chapeau : saluer Se tapoter la tempe avec l’index: traiter de fou Lever l’index: demander la parole ou attirer l’attention Joindre les mains: prier, supplier Se frotter la joue du revers de la main: exprimer son ennui Remuer la tête de droite à gauche : non Remuer la tête de bas en haut : oui Éteindre la main, doigts écartés, en appuyant le pouce sur le bout du nez: faire un pied de nez, se moquer #gestesigne @francophone2

Suffixes: پسوندها ✳️Able: امکان بودن را نشان میدهد Sèparable: قابل جدایی ✳️ Age: مجموعه اشیای از یک نوع یا نتیجه یک سری اعمال Chantage: حق سکوت ✳️ Ateur: برای ساختن اسامی عامل یا صفت به کار میرود Admirateur: ستایشگر ✳️ Crate/cratie: قدرت، نیرو Démocrate: مردم سالار Démocratie: مردم سالاری ✳️ Cycle: چرخه، دوره Tricycle: سه چرخه ✳️ Game/gamie: ازدواج Polygame: چند زنه، چند شوهره ✳️ Graphie: نوشتن Photographe: عکاس ✳️ Ique: برای ساختن صفت به کار میرود Poétique: شاعرانه، شعری ✳️ Isme: عمل یا تبلیغ سیاسی، اجتماعی یا مذهبی را نشان میدهد Socialisme: سوسیالیسم ✳️ Logie: علم، سخن، حرف Astrologie: اختر بینی ✳️ Mètre: اندازه Baromètre: فشارسنج ✳️ Oir/oire: مکان یا ابزار را نشان میدهد Dortoir: خوابگاه Baignoire: وان ✳️ Phile: دوست Francophile: فرانسه دوست ✳️ Scope: ابزاری که اجازه نگاه کردن میدهد Téléscope: تلسکوپ ✳️ Scopie: عمل یا نتیجه نگاه کردن را نشان میدهد Radioscopie: پرتوبینی ✳️ Théisme: که ستایش خدا معنی میدهد Panthéisme: همه خدا انگاری ✳️ Thérapie: مداوا Hydrothérapie: آب درمانی #suffixe @francophone2

La différence entre voie et voix Voix: همه صداهای بیان شده از طریق تارهای صوتی(cordes vocales) و پیشتر بریم از طریق حرف را مشخص میکند. به معنای صدا میباشد. La cantatrice mettait beaucoup d'émotion dans sa voix آوازه خوان زن احساس زیادی را در صدایش قرار میداد. Voie: 🔴 به معنای راه میباشد. مثل معنای اصلی(sens propre) در معنای مجازی(sens figuré) هم به کار میرود Les voies de communication: راه های ارتباطی Etre sur la bonne voie: براساس هدفی که دنبال میکنید، در مسیر خوبی قرار داشتن. 🔴 در دو اصطلاح ذیل: voie de fait: acte de violence En voie de: رو به ، در حال Les pays en voie de dévéloppement: کشورهای در حال توسعه Les animaux en voie d'extinction: حیوانات در حال انقراض #différence @francophone2

La proposition adverbiale de concession: عبارت قیدی تضاد یا تقابل این عبارت قیدی نشان میدهد که رابطه منطقی ای بین رخدادی که این عبارت و فعل اصلی بیان میکند وجود ندارد. علتی را بیان میکند که تاثیری قابل پیش بینی دارد Elle est venue bien qu'elle soit malade: او هرچند مریض بود آمد Mots de liaison: کلمات ارتباطی. کلماتی هستند که با آنها این نوع عبارت قیدی را بیان میکنیم Bien que➡️ subjonctif➡️ هر چند که Quoique➡️ subjonctif➡️ هر چند که Encore que➡️ subjonctif➡️ هرچند که Malgré que➡️ subjonctif➡️ علی رغم اینکه نکته : دو عبارت quoique و encore que ادبی هستند و عبارت malgré que محاوره است در بسیاری از عبارت های قیدی تضاد، اصطلاحی متعلق به این عبارت است که از راس عبارت جدا میشود و با ضمیر ربطی que میاد Si têtu qu'il soit, il devra céder: هر چند که لجباز باشد باید تسلیم شود[ on dit aussi aussi têtu...., pour têtu (ادبی )، quelque têtu( خیلی ادبی ) et tout têtu ( هر چند )] Quel que soit son talent, elle ne réussira pas: هر چند با استعداد باشد، موفق نخواهد شد Où que: به معنای هر جا میباشد. بعدش وجه التزامی (subjonctif ) میاد و در این وجه حتما باید فاعل ها متفاوت باشد ولی در این مورد فاعل ها میتوانند یکسان باشند Où qu'il aille, il sera mal reçu : هر جا که بره ازش بد پذیرایی میشه وجه (mode ) در این عبارت معمولا التزامی است Si mince qu'il soit, un cheveu fait de l'ombre یک مو حتی اگر یک تار باشه سایه نیست عبارت tout...que هم با وجه اخباری و هم با وجه التزامی میاد Tout ivre qu'il était, il a paru très intéressé: هر چند هم که مست باشد، توجه همه را جلب کرد Tout simple qu'il soit, je ne comprends pas ce texte: هر چند هم ساده باشد، این متن را نمیفهمم #grammaire @francophone2

🖱🖱 پلن های عضویت در کانال پرمیوم 👈 یک ماهه ۱۰ تتر پلن سه ماهه ۲۰ تتر 👈 پلن دائمی 30 تتر 👈 پلن تست ۴۸ ساعته ۳ تتر 🖱🖱فقط افرادی که تجربه کار با بایننس و ترید دارند می توانند در کانال ثبت نام کنند . ◽️ درصورت موافقت با قوانین و تمایل به عضویت در کانال پرمیوم به آیدی زیر پیام دهید @sagittaire

🔥 سیگنال رایگان اسپات صرافی Binance🔥 🖱جامع ترین کانال ارز های دیجیتال 🔥 سیگنال رایگان فیوچرز - روزانه ۱۰۰۰ درصد سود 🔥 🖱اخبار ارز های دیجیتال - تحلیل دقیق 🖱پیشنهادات خرید و فروش @triptocrypto @triptocrypto ♦️برای اطلاع از آخرین اخبار حوزه رمزارزها ،آموزش و دریافت سیگنال های رایگان و پرمیوم ارزدیجیتال به کانال @triptocrypto بپیوندید.