en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Open in Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Show more
600
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
..‌همین حوالی... نمی گویم به این دیوانه بازیهام عادت کن فقط مثل گذشته با دل تنگم رفاقت کن گرفته جنگل تنهایی ام را درد در آغوش بیا آتش بزن، قلبِ مرا از درد راحت کن تویی که مثل برمودا دلم را جذب خود کردی به عشق دخترانِ چشم رنگی هم حسادت کن دلم یخ بسته، اسکیموی شرقی، با دمِ گرمت کمی از این دلِ یخ بسته ی قطبی حمایت کن نیوتن گفت آری، هر عمل، عکس العمل دارد تو هم "قانونِ دوّم شخص عاشق" را رعایت کن @hamnafasane1

تو با کدام زبان صدایم می‌زنی سکوت تو را لمس می‌کنم به من که نگاه می‌کنی به لکنت می‌افتم زبان عشق سکووووت می‌خواهد زبان عشق واژه‌ای ندارد غربت ندارد . . . ! #نزار_قبانی @hamnafasane1

..ما گشته ایم نیست تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت ، دگر آرزو مکن دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن در چشم دیگران منشین در کنار من ما را در این مقایسه بی آبرو مکن راز من است غنچه ی لب های سرخ تو راز مرا برای کسی بازگو مکن دیدار ما تصور یک بی نهایت است با یکدگر دو آینه را روبرو مکن فاضل_نظری @hamnafasane1

..من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای دوست قدری هم بایست من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام @hamnafasane1

..آتـش زدی ای حـسرتِ دیرینه، پرم را پیوند زدی بر شب و ظلمت سحرم را رفتی تو و هر لحظه به‌صد بغض‌سپردم بـر بـوسـه‌ی دیـوار،، غریبـانه، سـرم را آغوش نگاهی به نگاهم برسان، عشق دستی بکش و پاک کن این چشم ترم را خاموش بکن با نفس و بارش مهرت ایـن آتـش در جـلـدِ تنِ شـعـله‌ ورم را زخمی زده‌ام با تبر خـاطره‌ بـر خویش برگرد و بگیر از دل و از جان تبرم را متروکه ترین شهر پریشانی و بغضم آبـاد کـن ایـن شـهـر بـــدونِ گـــذرم را #مجتبی_خوش_زبان @hamnafasane1

‌ كسی چه ميداند كه هر شب چند نفر در بستر های جدا يكديگر را در آغوش گرفته‌اند ... #ازدمير_اصاف @hamnafasane1

هر شب دوست داشتنت شکل دیگری ست یک شب میانِ غزل واژه می‌شود یک شب میانِ گریه بغل یک شب میانِ خنده #سکووووووت ... #لیلا_مقربی @hamnafasane1

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرم ناله به چشمانِ ترم ، واله و ویرانه سرم دلشدهٔ ڪوی توام ، دار به گیسوی توام مستِ تن وبوی توام ،محو لب و روی توام جزتو به ڪس برحذرم،گرڪه روم در خطرم نازِ نگاهت نظرم ، هییییییچ مگو رهگذرم ... #مولانا @hamnafasane1

یار باشد ماه باشد آسمان مهتاب باشد در دل شوریده‌ من شعر بکرو ناب باشد باد باشد آن گل یاسی که دادی باز باشد تار باشد در کنارت قند در دل آب باشد آن دو چشمت مست باشد مثل گلهای ‌بهاری عکس تو در سینه‌ من، عکس من در قاب باشد کاش گاهی در بهار بی خزان زندگی سر به زانویت گذارم قلب من بی‌تاب باشد کاش یک شب مست گردم تنگ در آغوش تو آسمان تاریک باشد هم خدا در خوااااب باشد ... #ارس_آرامی @hamnafasane1

محض ِ یادآوری ات دل به تو تقدیم کنم به فراموشی ام این دل بسپاری چه کنم ؟ این دلم بهر ِ تو و خنده ی تو در طپش است گر بخندی به دلم ز ِ بی قراری چه کنم؟ پرم از زخم ِ تو و نام ِ تو و باده ی تو کنده نامت به دلم به یادگاری چه کنم؟ خسته ی زندگی ام کاش به دادم برسی تو به داد ِ دل ِ من کار نداری چه کنم؟ آن قدر اشک بریزم که بمیرم ز ِ غمت تو نیایی که به خاکم بسپاری چه کنم؟ @hamnafasane1

..تو ڪه هر شب غزل و بیت مرا میخوانی عشق را,حال مرا,ز شعر من میدانی من ڪه با این همه احساس به تو , در عجبم باز اهسته و ارام,مرا ز خود میرانی تو ڪه شبگردے وهر شب ز خوشے بیداری من به فڪرم ڪه چرا عشق مرا دور ز خود میداری مرده جسمم تو ندانے ونخواهے ڪه بدانے افسوس این خراب حال مرا زود گذر مے نامی بد باد به روزم ڪه به ناچار گذشتم از تو خوش باد به ان ڪس ڪه ز من دوست ترش میدارے ..😔✌️ @hamnafasane1

..اي صورت پهلو به تبدّل زده! اي رنگ  من با تو به دل يكدله كردن ، تو به نيرنگ  گر شور به دريا زدنت نيست از اين پس بيهوده نكوبم سر ِ سودا زده بر سنگ  با من سر ِ پيمانت اگر نيست نيايم  چون سايه به دنبال تو فرسنگ به فرسنگ من رستم و سهراب تو ! اين جنگ چه جنگي است  گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ  يك روز دو دلباخته بوديم من و تو !‌ اكنون تو ز من دلزده اي !‌من ز تو دلتنگ #فاضل_نظری @hamnafasane1

..آتشی در دل نهادی سوخت آواز دلم تا کجا پنهان کنم ای دوست من راز دلم تار مویی نیست درمن آرزوی زندگی بس که با نازت کشیدم از پس انداز دلم گرشکایت میکنم من از زمین و از زمان نیست جرمم جز عبوراز شهر بی ناز دلم مهربان . این رسم رفتن از که تو آموختی این چنین درهم شکستی بال پرواز دلم گریه هم دیگر ندارد سودی ای آرام جان کس نباشد بعدازاین همدرد و همراز دلم @hamnafasane1

..ساقیا دیوانه ام کن با می و جام و سبو لب به لب کن کاسه ام را، زین سبب چیزی مگو   خواهم این دیوانگی، ما را ز حدش بگذرد گر میسر نیست، بگذر از من و زین گفتگو   از بدِ اوضاعِ عالم جان به لب آمد مرا چاره کن گر می توانی باده ام ده با سبو   درد بی درمان دل هر لحظه افزون می شود بهر درمانش طبیبی حاذق و جانانه کو   بیند هر کس، می دهد ما را نشان دیگری ترسم از اینکه نماند از برایم آبرو   راه اگر گم کرده ام، راهی نشانم ده، ببر خواهم آمد از پی تو هر کجا من کو به کو خواهشی دارم، دریغ از من مکن پیمانه را مست مستم کن، اگر خواهی بمان، خواهی برو @hamnafasane1

..آمدم در عمق چشمانت،تماشایت کنم ! با نگاهی عاشقانه، بلکه شیدایت کنم ! گم شدم در عمق چشمان سیاهت، ناگهان مثل بیت مثنوی باید که معنایت کنم ! کوکب احساس من امشب چه نورانی شده ؟ پس فرود آ بر دلم تا من هویدایت کنم ! تنگ در آغوش من یا اندکی نزدیکتر . . . بخت با من باشد و شاید که اغوایت کنم ! تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار . . ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم ! ای شراب هفت ساله ، ای می انگور ناب ! از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم ؟؟ گم شدی در لابلای خاطرات زندگی ! آنقدر میمانم آنجا تا که پیدایت کنم ؟! @hamnafasane1

..حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم؟ آنکه در آیینه می بیند مرا من نیستم سایه ای رقصنده بر دیوار پشت آتشم جز گمانِ هست، چیزی نیست هست و نیستم خاطرات رفته را چون خواب می بینم ولی کاش در جایی به جز کابوس خود می زیستم در مقامات تحیر جای استدلال نیست عقل می خواهد که من هرگز نفهمم چیستم آسیابی در مسیر رود عمرم! صبر کن روزی از تکرار این بیهودگی می ایستم @hamnafasane1

..عشق پاڪم وصفِ تودرقالبِ این یڪ غزل مقدورنیست ماه هم اندازه ےزیبائےات مشهورنیست معدنِ فیروزه داردچشمهایت نازنین آبےِ فیروزه اےهم این قَدَرپرنور نیست با لبانت روےِ رنگِ لاله راڪم ڪرده اے شیره ےِشیرینِ آن درشهدِهیچ انگورنیست صورتت مجموعه اےازرنگهاےدل رباست این همه زیبائےات باسربه زیرےجورنیست سرخ آبے زرد نارنجے ڪمے هم نقره اے این تنوع هاے رنگارنگ در منشور نیست ڪشته هایےراڪه لبخندت به ماتحمیل ڪرد در تمامِ طولِ تاریخِ بشر در گور نیست بازهم این آخرین حرفم فقط یک جمله است وصفِ تودرقالب این یڪ غزل مقدورنیست آرش_مهدی_پور @hamnafasane1

..هرکسی یاری در این کاشانه دارد؛ من تو را... یک هدف از رفتن میخانه دارد؛ من تو را...  هرکه مستی می کند، یک دلبر نازک ادا در کنار ساغر و پیمانه دارد؛ من تو را... هر که را دیدم به فرداهای خود دل داده است آروزها در دل دیوانه دارد؛ من تو را... هر که عاشق می شود با جادوی یک دلفریب در بغل معشوقه ای فتانه دارد؛ من تو را... در طواف عاشقی باید بسوزی دم به دم کعبه ای اینگونه هر پروانه دارد؛ من تو را... هرکسی در یک ستاره بخت خود را دیده است پیش خود یک آسمان افسانه دارد؛ من تو را... عاکف شوریده دل، در دفتر شعرش نوشت: هرکسی یک دلبر جانانه دارد؛ من تو را... @hamnafasane1

..شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست! که آنچه در سر من نیست ، ترس رسوایی ست! چه غم که خلق به حُسن تو عیب میگیرند؟ همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست! اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب! که آبشارم و افتادنم تماشایی ست...!! شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست! کنون اگرچه کویرم هنوز در سر من صدای پر زدن مرغ های دریایی ست.... #فاضل_نظری @hamnafasane1