en
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Open in Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Show more
740
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می‌ارزید من خودم بودم دستی که صداقت می‌کاشت گر چه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم هر پنجره‌ای که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود و خدا می‌داند بی کسی از ته دلبستگی‌ام پیدا بود من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی‌ام می‌فهمید... #جبران_خلیل_جبران @hamnafasane1

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستیم آن قدر شکستند دل خسته ما را چشم از همه بستیم و به میخانه نشستیم از کهنه شرابی که در آن بود چشیدیم مستیم به ظاهر، همه پیمانه پرستیم دنیا همه اش ماااال شما شاااد بخندید ما چشم از این عالم بی قافیه بستیم دیوانه بگویید به ما هیییچ مهم نیست از عقل بریدیم و از آن غائله رستیم ... @hamnafasane1

تا به دست باد می ریزند گیسوها به هم می خورند از لرزش بسیار زانوها به هم نیست در دنیا پلی از این شگفت انگیز تر می رسد با یک نخ باریک ابروها به هم چشم ها دریا و ابروها دو تا قوی سیاه اخم کن نزدیک تر باشند این قوها به هم با خیالش در بغل دارد تو را دیوانه ای هر کجا دیدی گره خورده است بازوها به هم می رسد روزی که ما همسنگ یکدیگر شویم می خورد یک روز قانون ترازوها به هم عاشقیم اما چرا از هم خجالت می کشیم کاش اصلا دل نمی بستند کم روها به هم ... #محمدحسین_ملکیان @hamnafasane1

مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا" نیست حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست... وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمی آنقدر هایی که خودش میگفت تنها نیست... نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها نفرین به من ،نفرین به تصویری که زیبا نیست از بی تفاوت بودنم هم درد می بارد یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست تنهاییِ گنجشک باران خورده ایی هستم که در خیابان هم برایش ذره یی جا نیست عاشق که باشی تازه می فهمی که گاهی مرگ چیزی به جز دل کندن از دلبستگی ها نیست دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم گفتم ببین حال دلم خوب است، اما نیست.. #سجاد_صفری_اعظم @hamnafasane1

هر قدر زلف تو ای سلسله مو سلسله دارد به همان قدر دلم از تو ستمگر گله دارد گفتیم صبر نما تا ز لبم کام بگیری آخر ای سنگدل این دل چقدر حوصله دارد #شاطر_عباس_صبوحی @hamnafasane1

زمین شناس ِ حقیری تو را رصد می کرد به تو ستاره ی خوبم، نگاه ِ بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو ِتو می شد، مرا لگد می کرد تو ماه بودی و بوسیدنت نمی دانی چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد بگو به ساحل چشمت که من نرفته چطور به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد؟ چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردند چه وعده ها که دل من ندیده رد می کرد کنون کشیده کنار و نشسته در حجله کسی که راه شما را همیشه سد می کرد #کاظم_بهمنی @hamnafasane1

چشم هایم بسته بود و از لبانم بوسه ای دزدید و رفت بذر عشق و نیستی در سینه ام پاشید و رفت دل پریشــان کرد و آرام و قرارم را گرفت با لب شیرین خود بر روی من خندید و رفت بر سرش اسپند چرخاندم که ماند پیش دل باز ترفندی زد و از پیش من چرخید و رفت خواستم از دل بپرسم چیست این بازی دل با زرنگی یک غزل از مولوی پرسید و رفت گفتمش دیوانه ام کردی بمان نزد دلم چشم گریان مرا در انتظارش دید و رفت #محمد_عسگري @hamnafasane1

همیشه دلم خواسته بدانم لحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟ وقتی نگاهت می‌افتد به برگ به شاخه به پوست درخت وقتی بوی پرتقال می‌پیچد وقتی باران تنها تو را خیس می‌کند! وقتی با صدایی برمی‌گردی پشت سرت من نیستم... #عباس_معروفي @hamnafasane1

ملال پنجره را، آسمان به باران شست چهار چشم غبارینش، از غباران شست از این دو پنجره اما، از این دو دیده ی من، مگر ملال تو را می شود، به باران شست؟ امان نداد زمان تا منت نشان بدهم که دست می شود از جان، به جای یاران شست گذشتی از من و هرگز گمان نمی بردم که دست می شود اینسان، ز دوستاران شست تو آن مقدس بی مرگی، آن همیشه، که تن، درون چشمه ی جادوی ماندگاران شست تو آن کلام که از دفتر همیشه ی من تو را نخواهد، باران روزگاران شست.... #حسین_منزوی @hamnafasane1

‍ باران ندارد ابرِ تنهایی این را بدانید ای سبک بالان بر خلوتم می بارد از این ابر آتش به جایِ نم نمِ باران این بارشِ سوزان و بی احساس عمرِ مرا بنموده خاکستر آتش گرفته خانه و قلبم با شعله ی این بدتر از بدتر تنها نبودم قبلِ دل بستن تو اینچنین کردی مرا ای عشق پاسخ بده تنها سؤالم را کِی میکنی دل را رها ای عشق تنها شدن پایانِ دنیا نیست اُمّید و صبر و من هم آوازیم با این رفیقان شک ندارم که آینده را خوشرنگ می سازیم #محمدحسن_پاکنام @hamnafasane1

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست که این وظیفه محول به اشک و آه من است صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر چه روزها که سپید از شب سیاه من است به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند عجب مدار اگر عاشقی گناه من است اگر نمانده کس از دوستان من بر جا وفای عهد مرا دشمنان گواه من است هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است تو هرکه را که چپ و راست تاخت فرزین گوی پیاده گر به خط مستقیم شاه من است نگاه من نتواند جمال جانان جست جمال اوست که جوینده نگاه من است من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است که نغمه قلمم شور و چارگاه من است خطوط دفتر من سیم ساز را ماند قلم معاینه مضراب سر به راه من است کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن نگین تاج شهان در پر کلاه من است شکستن صف من کار بی صفایان نیست که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است #شهریار @hamnafasane1

ما را نتوان پخت که ما سوخته ايم آتش نتوان زد که برافروخته ايم ما را نتوان شکست آسان اى دوست هرجا که دلى شکست، ما دوخته ايم ما خسرو و شيرين نشناسيم به عشق از عشق نکات ديگر آموخته ايم از عشق همين نکته کفايت ما را وجدان و شرف به عهد نفروخته ایم #بیدل_دهلوی @hamnafasane1

می بینمت آن سوی مِه ، گیسو رها کرده خود را در آغوش نسیمی تازه ، جا کرده لب ها به شوق بوسه هایی داغ ، لرزیده دستی گره از گیسوان ِ بسته ، واکرده دیدم نسیمی می وزید از شانه وگردن تا انتهای قوزک ِ پاهای تا کرده پلکی به روی پلک می افتاد وچشمانت شوری میان لایه های مِه ، به پا کرده صبح ازنشاط ِ لرزه هایت در عجب مانده آیینه از بازوی عریانت ، حیا کرده حور و ملَک در حیرت از نجوای رمزآلود در سجدگاه ِ خود حکایت با خدا کرده لعنت به این کابوس تکراری نفهمیدی بامن چها ، بامن چها ، بامن چها کرده !! #سیدجلیل_سیدهاشمی @hamnafasane1

شبیه آینه ها پاک و باصفاست دلم چقدر ساده و آرام و بی صداست دلم هوای دلخوش آیینه را کدر نکنید! به نغمه های غریبانه آشناست دلم سکوت مرز بدی نیست اوج احساس است سکوت می کند و از بدی جداست دلم کنار این همه آرامشی که سررفته بساط دلبری اش جمعه ها به پاست دلم نه از کسی بیزار و نه از کسی گله مند سرش به لاک خودش ،رام و سربه راست دلم برای آینه بودن همیشه فرصت نیست به گام های نجیبانه مبتلاست دلم هم اینکه می رود و از کسی نمی رنجد درون خاطره های خودش رهاست دلم دوباره اخم دلم را به خنده وا کردی آهای حضرت آیینه! با شماست دلم #صفیه_قومنجانے @hamnafasane1

دلتنگ، به فکر همدمی مثل خود است شاداب،شبیه بی غمی مثل خود است در دامن دیگران نشستی خوش باش هرکس دنبال آدمی مثل خود است #حسین_احمدی_محجوب @hamnafasane1

امشب مرا در سرزمین دل اقامت ده وانگه مرا مهمان کن و سوری ز کامت ده تن را وطن کن از برایم، ساکنت گردم بعد از سکونت، بوسه ای باب مرامت ده آسیمه سر هستی ، تنت را آشیانم کن آسوده تن قد مرا وعده به قامت ده در این نبرد تن به تن از لب گریزی نیست از آن تن عریان مرا این دم غرامت ده با جرعه جرعه لب مرا مست و خرابم کن وانگه سیامستم نمودی، می ز جامت ده با جوششت من را بجوشانی، که عشق این است جنت شده هرم تنت بر من شهامت ده با من بخوان تو چند رکعت عشق واجب را من اقتدا کرده، خودت بر من امامت ده این را بدان، تو عاقبت از آن من هستی وقتش که شد، لب را ضمیمه بر سلام ات ده #محمد_بزاز @hamnafasane1

هر لحظه در افکار من ،داری وجود تازه ای می بافمت در باورم ،با تار و پود تازه ای در شعر تکراری من ،هربار مضمون می شوی پیداست ازهر واژه اش،کشف و شهود تازه ای از من یکی هرگزنخواه ،پا پس کشم از عاشقی وقتی که بالا می رود ،از کنده دود تازه ای وقتی چکاوک می شوی پر می کشی از اصفهان با اشک جاری می کنم زاینده رود تازه ای از گوشه ی چشمان تو هنگام رفتن دیده ام بدرود گفتن های تو، دارد درود تازه ای #محمد_غفاری @hamnafasane1

تو بودی که آواز را چیدی از پشت مه تو بودی که گفتی چمن می‌دَود تو گفتی که از نقطه‌چین‌ها اگر بگذری به اَسرار خواهی رسید تو را نام بردم و ظاهر شدی تو از شعله‌ی گیسوانت رسیدی به من من از نام تو رسیدم به آن شهر پیچیده در گردباد تو گفتی سلام گل و سنگ برخاستند ... @hamnafasane1

بااااااید همیشه مست بود مسئله همین است . برای حس نکردنِ بارِ سنگینِ زمان ، که شانه هایتان را خُرد میکند و به زمینتان می‌زند ، باید مُدااااااام مست شوید ... اما از چه چیزی ؟ شراب ؟ شعر ؟ یا زهد ؟ هر طوووور که میلِ شماست ... امااااااا مست شوییییید ... #شارل_بودلر @hamnafasane1

لطفاً نااااگهانى رُخ بده ! غااااافلگيرم كن ! لحظه اى اتفاق بيفت كه اصلاً فكرش را هم نكنم آنجا كه حتى صورتت را هم از ياد برده باشم ... اصلا ً تو هر موقع هم كه بيايى، هرگذشته اى هم كه داشته باشى، با ارزشى... درست مثلِ پيدا كردنِ پولِ مچاله شده، بعد از سااااالها در جيبِ لباسم ... #علی_قاضی_نظام @hamnafasane1