.....کلبه شعر.....
Open in Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Show more740
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
Notcoin Gift 🏴☠️
100,000 Notcoin
Available activations: 9,306,159
Extra bonus for Telegram Premium ⭐️
این منم، خون جگر از بد دوران خورده
مرد رندی که رکبهای فراوان خورده
غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم ؟
فرض کن کوه شنی طعنهی طوفان خورده
عشق را با چه بسازد، به کدامین ترفند
شاعری که همهی عمر غم نان خورده
چه به روز غزل آمد که همه منزویاند
قرعه بر معرکهی معرکهگیران خورده
از دهان کس و ناکس خبرش میآید
شعر، این باکرهی دست هزاران خورده
با چنین فرقهی نسناس، یقین پاپوش است
اتهامی که به شخصیت شیطان خورده
دشتمان گرگ، اگر داشت نمینالیدم
نیمی از گلهی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
شعر هم عقل ندارد که در این شهر شعور
گذرش بر من دیواااانهی دوران خورده ...
#مجتبی_سپید
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بخت اگر یار شود، باز به چنگ آورمش
کفزنان، وجدکنان، با دَف و چنگ آورمش
رنگ ریزد که به نیرنگ رَود از برِ من
بیخبر زآنکه به صد حیله و رنگ آورمش
دل تنگم بگُشاید اگرش باز چو جان
در بغلْ تنگ بهسانِ دل تنگ آورمش
آوَخ، این عمرِ گران شد ز کف ارزان، «برجیس!»
نیست ممکن که دگربار به چنگ آورمش
وآنچه باقیست، گذر میکند اینک به شتاب
با چه نیرنگ -رفیقان! به درنگ آورمش...؟
#برجیس_قهفرخی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گوش کن حرفِ دلِ خسته، به اقرارِ غزل
صبر کن، خسته نشو از من و تکرارِ غزل
علتِ بودنم اینجا به اهورا سوگند
هیچ چیزی نَبُوَد جز غم و اصرارِ غزل
عذرخواهم من اگر، گشته پریشان حالت
از شکایاتِ من و نحوه ی گفتارِ غزل
سالیانی ست که صد رازِ مگو مانده به دل
شده آویخته حالا، همه بر دارِ غزل
بی وفا بودی دل از سرِ اجبار و جنون
متوسل شده بر دامنِ گلدارِ غزل
رررفتی و بعدِ تو در دخمه ی تنهاییِ خود
شده ام پرده نشین، همسفر و یارِ غزل
#محمدحسن_پاکنام
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آمدی دلشوره ای در قلب زار انداختی
با نگاهت در دلم غم بیشمار انداختی
آنچنان نوآوری کردی در امر عاشقی
هر بلند آوازه را از اعتبار انداختی
خواستم تا بشکنم دیوارها را بینمان
یک حصار تازه در پشت حصار انداختی
مدّعی ها بزمشان رونق گرفت آنسان که تو
جا شدی در جمعشان ما را کنار انداختی
گفته بودی بی نقابی پاک و بی آلایشی
پس چرا آیینه ام را در غبار انداختی
پادشاهی بود دل پیش ازشما،این خسته را
پیش چَشم صد حسود از اقتدار انداختی
بیوفا بودی و رفتی و تو میدانی و من
جور خود تقصیر دست روزگار انداختی
مُرد این مَرد از جفای سست عهدی، عاقبت
قول دیدار دگر را تا مزار انداختی ...
#حامد_بیدل
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
خسته ام،ميروم ازقلبِ تو با پاى خودم
تا كـه تنهـا بشوم بـا غمِ دنيـاى خودم
ليـلىِ قصـه نبـودى كـه شوم مجنونت
تن سپردم به بيابان و به صحراۍخودم
دلِ دريـايىِ طـوفـان زده ، ارزانىِ خـود
می روم تـا كـه شوم قايقِ درياى خودم
بعدِ تـو خاک از آيينـه ى دل می گيرم
تا كـمى هم بنشينم بـه تماشاى خودم
ما كـه رفتيم تو باش و همهٔ خاطره ها
ميروم تا برسم بى تـو بـه فرداى خودم
دل اگـر بعـدِ تـو لـرزيد، حرامش باشد
پايبـنـدم بـه خدا، بر سرِ فتواى خـودم
#کمال_جعفری_امامزاده
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
پیش از آنی که بخواهی
از کنارت می روم ...
تا بدانی عذر ما را خواستن
کار تو نیییییییست ...
#کاظم_بهمنی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آمــدم ! تـا بنشینـی و ، بجـوشـم با تو
تشنههستم نفسـی عشق ، بنوشـم با تو
پیرهن! در خور زیبایی تو هرگـز نیست
باش تـا پیرهـن از شعــر ، بپـوشـم با تو
شهر خالی شده از عاشق و من آمده ام
مستشعر و غزل امشب بخروشم با تو
پیش تو میگذرم، از همه بنشین و ببین
لحظـه ای را به جهـانی نفـروشـم ، با تو
آسمـان ! بـار امـانــت، نتـوانسـت ، ولـی
کـوه را میکـشم امروز ، به دوشـم با تو
از تو امروز قناری ! غـزلی می خواهم
غـزلی زمزمـه کـن من همه گوشم ، با تو
بعدِ عمـری که رسیدم به توبنشین نفسم
هرچه در بـزم نصیبم شده ، نوشـم با تو
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
راه صد منزل عبادت … ناگهان کوتاه شد
خود به دیدار من آمد … وقت بسم الله شد
سایه ی طاووس ، خاک تیره را پر نقش کرد
کُشت دیدارش مرا خاکم زیارتگاه شد
با نگاهش گفت با من هرچه می خواهی بگو
هر چه را می خواستم با او بگویم آه شد
هرکسی پرسید او را دیده ای انکار کن
هر کس ای دل گفت او را دیده ام گمراه شد
شکر می گویم که وقتی زنده بودم دیدمش
زنده بودن گرچه بعد از رفتنش جانکاه شد…
پاکبازی کن که شرط عاشقی جز صدق نیست
هرکسی اینجا گدایی کرد روزی شاه شد...
#مهدی_مظاهری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،
این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام...
#فریدون_مشیری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من اهلِ سماع ام دف و سازی که تو باشی
درویش همان قبلهِ نمازی که تو باشی
تا حاجتِ خود را ز شما باز نگیرم
بسته است دخیلم به نیازی که تو باشی
پیغام رساندی _گپ و گفتی _ ، چه بگویم ؟
با ماهِ چنین حوصله بازی که تو باشی
ما را ز ازل خطِ موازی نکشیدند
حق است رسیدن به مجازی که تو باشی
واللهِ روا نیست که من چشم بپوشم
از منظره ی چشم نوازی که تو باشی
گر پای مرا شورِ جوانی به سر آری
پرچم بزنم کوهِ فرازی که تو باشی
آغاز کند ساغرِ لب های تو باید
تا پای کشم سروِ درازی که تو باشی ...
#علیرضا_کاشف
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دلم را برده اما دل ربایی را نمی داند
کسی را می پرستم که خدایی را نمی داند
تمام عمر پنهان کرده در خود حسن هایش را
چو طاووسی که هرگز خود نمایی را نمی داند
در آمد بعد عمری از پس ابر آفتاب عشق
ولی او قدر این بخت طلایی را نمی داند
مرا از بام خود پر می دهد هر چند می داند
که هرگز جلد معنای رهایی را نمی داند
ببارید ابرهای تیره ،باران درس شیرینی ست
به هر کس مثل او عقده گشایی را نمی داند
پس از یک عمر تنهایی به او بد جووور دلگرمم
کسی چون کور قدر روشنایی را نمی داند...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
راهی به جز دوری میانِ ما دو تا نیست
دوریم ، اما راه مان از هم جدا نیست
ای کاش در یک نقطه با هم می رسیدیم
افسوس، فصلِ اشتراکی بین ما نیست
در بند زلفت یافتم آزادی ام را
حتّی هوا هم مثل گیسویت رها نیست
آنقدر زیبایی که از تو بی نصیبم
زیبایی اما تا به این حد هم روا نیست
می خواهمت، می خواهمت، این خواهِشِ من
در دل همیشه بوده و هرگز خطا نیست
سخت است جایی باشم و یادت نباشد
آنجا کجا هست و بگو یادت کجا نیست؟
#محمدفرخ_طلب_فومنی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شايد كه باور كردنش هم سخت باشد
امشب دعا كردم كه او خوشبخت باشد
توى دلم گفتم فراموشش كن و بعد
خنديدم و گفتم خيالت تخت باشد ...
#سید_تقی_سیدی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
چگوارا چقدر قشنگ میگه:
رﺳﯿﺪﻥ به ﻓﺮﺩﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ
ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ
ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ.
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ
ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﯿﺎید ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نه فانوسی کنار لحظههای تارمان مانده
نه دیگر زلف ِ تاکی بر سر دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان
همان که یارمان بوده ، کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای محلی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از زخمهای بر جگر بسیارمان مانده؟
سزای خواندن از عشق است در گوش کر جنگل
اگرکه قطره خونی گوشهی منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت! همین یک کارمان مانده
#حامد_عسگری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
رها کن انتظارت را که امشب هم نمی آید
بخند و بیخیالی کن به چشمت نم
نمی آید
بیا بالا ببر پیکی که مستی عالمی دارد
بزن بر طبل بی عاری به دل ماتم
نمی آید
ببین تیک تاک ساعت را زمان فکر گذر دارد
کمی با دل مدارا کن تو را که کم
نمی آید
میان دفتر شعرت فقط احساس اثر دارد
برای صرف احساست کسی محرم
نمی آید
امیدت به خدا باشد رهی بی انتها دارد
به دشت ناامیدی ها گل مریم نمی آید
نرنج از ظلمت دنیا خدا لطفی نهان دارد
اگر باران نبارد که به گل شبنم نمی آید
گرفتم فالی از حافظ خبر از یوسفم دارد
شبت خوش حضرت حافظ که فالم غم نمی آید
بخواب ای عاشق خسته سحرشوقی دگر دارد
اگر بی عشق برخیزی که چایت دم نمی آید...
#پروانه_حسینی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عشقی که درونم ز تو پنهان شده باشد
با آمدنش سینه گلستان شده باشد
از هجر تو گر ناله کنم اینکه عجب نیست
یا بی تو دلم زار و پریشان شده باشد
من همچو کویرم تو ولی چشمه جوشان
حق است دلم بی تو چو ویران شده باشد
با آمدنت ای مه زیبا به کنارم
بنگر که شبم با تو چه تابان شده باشد
هر چند مسافر شده ام در پیِ دیدار
با یاد تو این سینه به سامان شده باشد
هر کس به طریقی دل ما را به غم آورد
آنقدر که دل خسته و لرزان شده باشد
با اینهمه غم در دل من بار خدایا
اما نکند اینکه پشیمان شده باشد
از هجر تو خون گشته نگارا دلِ زارم
این زندگی ام بی تو چو زندان شده باشد
با عشق تو ای گوهر زیبای خیالم
بنگر که دلم مُلک سلیمان شده باشد
گر جان بنهم بر سر دیدار تو ای عشق
گویمبه دلم عشق چه ارزان شده باشد
هر کس نشود عاشق و دلداده در این دهر
شاید که دلش همچو بیابان شده باشد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
چند سال است دو ديوانه به هم خيره شدند
دستها را زده بر چانه به هم خيره شدند
از پس پنجرهاي رو به هم اما بسته
چون دو همسايهي بيگانه به هم خيره شدند
تا مبادا که به هم خورده ترک بردارند
از همان دور دو پيمانه به هم خيره شدند
طاقت شيشهاي پنجره از هم پاشيد
بس که يک عمر جسورانه به هم خيره شدند
عشق در نقطهي پايان خود آرام گرفت
روي قافي که دو افسانه به هم خيره شدند
#انسیهالسادات_هاشمی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
همیندلی که پر استاز شکایتو گله دارد
بـرای از تـو شنـیـدن ، هنـوز حوصلـه دارد
دو چشم با همـهی شهـر بیتفاوت مستت
هـزار شکـر کـه بـا مـن ، سـرِ مجادلـه دارد
تو نومسافری از عشقو از فراز و فرودش
مگـو بـه آن کـه در این راه ، پای آبلـه دارد
مگـو برای من از، سختی صبـوری و دوری
چـه اعتنـا دلِ دیـوانـهام بـه فاصلـه دارد؟
هـزار بـار برنجـانـیام، چه جـایِ شکایت؟
چرا که عشق از امید و شوق شاکلـه دارد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
