en
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Open in Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Show more
740
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
یک شاعر دیوانه هستم؛اهل پائیزم از شعر؛رویاو غزل؛از عشق لبریزم گاهی تمام بیت های شعر من تلخ است گاهی ولی مصرع به مصرع قند میریزم در شعرهایم عمق احساسات من پیداست احساس پاک و ساده ام؛حس غزل خیزم گاهی میان گریه ام مستانه میخندم اغلب ولی با خنده هم خیلی غم انگیزم حس میکنم پرواز کار مشکلی هم نیست... گاهی که شعری میکند از شوق سرریزم یک روزهایی هست درگیرم فقط با یاس گاهی به امیدی دروغین هم می آویزم در یک کلام ساده من جمع تناقض هام.... یک شاااعر دیوانه هستم ، اهل پاییییزم #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

خواب دیدیم که رؤیاست، ولی رؤیا نیست عمر جز «حسرت دیروز» و «غم فردا» نیست هنر عشق فراموشی عمر است، ولی خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست ای پریشانی آرام! کجایی ای مرگ؟ در پری خانه ما حوصله غوغا نیست ما پلنگیم! مگو لکه به پیراهن ماست مشکل از آینه توست! خطا از ما نیست خلق در چشم تو دل سنگ، ولی ما دل تنگ «لا الهی» هم اگر آمده بی «الا» نیست موج شوریده دل آشفته ماه است ولی ماه را طاقت آشفتگی دریا نیست بر گل فرش، به جان کندن خود فهمیدیم مرگ هم چاره دلتنگی ماهی‌ها نیست #فاضل_نظری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

اگر بی‌تابی من خاطرت را می‌کند محزون غمت را مثل تیری از دل خون میکشم بیرون تو هم شادابی‌ام را دیدی و هرگز نفهمیدی که چون نیلوفری گل کرده‌ام در برکه‌ای از خون در آغوش «وداعم» با تو و هر «بوسه‌ای» امشب هجوم تلخی «معنا»ست بر شیرینی «مضمون» کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش «جوان» شد پیر، «گل» شد سر به زانو، «بید» شد مجنون هدر شد مستی‌ام در یاد دیروز و غم فردا بنوش از باده‌ی اکنون؛ خوشا اکنون، خوشا اکنون #فاضل_نظری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

نشسته ایی به قلب من خیال پا شدن مکن... #دکلمه با صدای #نعمت مدیر کانال و گروه کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

خسته ام ، خسته تر از آنچه که میپنداری خسته از هر دم و هر باااااازدمِ اجباری فکر کن هر شب و هر روز فقط میفهمی یک نفر را وسط زندگی ات کم داری حس کنی هیچ ترین هیچِ جهانت شده ای صفرتر از خودِ صفری که پس از اعشاری مثل پاییز ، دلت هم به خودت میسوزد گوشه ای ابر شدی مال خودت میباری فکر کن برگ ببارد ، و زمین زرد شود خشِ خشِ سینه و روشن بکنی سیگاری خاطراتت... نه،خودت...یا نه، دلت دود شود باز برعکس شدی ، رو به هوا آواری ساعت از پنج گذشت و دل من خواب نشد دلِ وامانده ی من باز چراااااا بیداری ... دوست دارم که خودم را ببرم غرق کنم یا که پرتش بکنم گوشه ی یک انباری از خودم هم گله دارم به کجا شکوه کنم؟ کاش میشد که مرا از دلِ من برداری ... #میلاد_میرزایی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانت آن خط ِ لب و قرمزیه ِ دور ِ دهانت من عاشق ِچشمان ِتوهستم گل ِنازم حیران ِ رخ ِ ماه و دو ابروی ِکمانت ای ناب ترین برگ ِ گل ِ باغ ِ بهارم جانم بِه فدای همه ی ِ نام ونشانت من شکر ِخدا می کنم از بودن ِبا تو قربان دوچشمان ِقشنگ ومژهِ گانت گل ها همه ازدیدن ِتو غرق ِخجالت ایکاش که هرگز نرسد فصل ِخزانت برخیز وبچشمان ِمن ِخسته نظر کن شاید شود آرام دو چشم ِ نگرانت هرگز ندهم تاری از آن موی ِتورا من بر سیم و زر و ملکیت ِ هردو جهانت احساس دلم را به تو ابراز نمودم اکنون تو بگو با دل ِمن رااااز ِ نهانت ... #یوسف_محقق #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

#ابی ،  چیزی بگو ... اونجا که میگه: چيزی بگو اما نگو قصه ما به سر رسيد... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی گاهی اوقات قرار است که در پیله ی درد نم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا بشوی گاهی انگار ضروری ست بگندی در خود تا مبدل به شرابی خوش و گیرا بشوی گاهی از حمله ی یک گربه ،قفس میشکند تا تو پرواز کنی راهی صحرا بشوی گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی گاهی از چاه قرارست به زندان بروی آخر قصه همآغوش زلیخا بشوی من فقط دلنگرانم که خدا ناکرده بهترین دوست! تو یکروز یهودا بشوی #مرتضا_خدمتی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

- کی اشکاتُ پاک میکنه شَبا که غصه داری دَست رو موهات کی میکِشه وَقتی منو نداری شونه‌یِ کی مرحمِ هِق‌هقِت میشه دوباره از کی بهونه میگیری شبایِ بی ستاره ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

تو کجایی ایدوست ؟ در چنین عزلتی و شبهایی . نکند تنهایی ؟ نکند مثل منی ؟ یا که همچون دل من یکه و شوریده سری ؟ من در اندیشه تو، پرم از دلتنگی دلم از برگ گل یاس ، با یکرنگی من در این تنهایی عشق پنهان تو در دل دارم شوق دیدار تو در سر دارم بیقرار تو ام و دیده براهت دارم تویی سر منزل عشق تویی آن، آب گوارای سبو یک نفس همره تو لذت جرعه نوشیدن تو حسرت روز و شبم از غم هجر تو بی تاب و تبم من تو را می طلبم تو کجایی ایدوست ؟ چون تو همچون دل من، یکرنگی زخمه سوز پر آوازه یک آهنگی ... #سعید_بهروان_فر #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

سخت درگیر رها از تب دنیا شدنم من زمین خورده ام و سخت شده پاشدنم همه هستند ولی حوصله ای نیست دگر همه هستند ولی من پی تنها شدنم چه بیابان قشنگی است زمین اما من... شبنمی خشکم و لب تشنه دریا شدنم کرم ابریشم در پیله خود محبوسم زشتم آری ولی آماده زیبا شدنم گم شدم در تب بازار شلوغ شب و روز آه من منتظر لحظه پیدا شدنم تو پر و بال درآورده ای و می بالی من زمین خورده ام و سخت شده پاشدنم #سید_مهدی_حسن_زاده #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ما را به در خانه رساااانید که مستیم سرشار غم و مست می جااام الستیم نشناخت کسی گر دل بشکسته ما را خود نیز ندانیم که بودیم و که هستیم ... ما راه بسر منزل مقصووود نبردیم زیرا که به نامردمی عهدی نشکستیم راندند بخواری ز سر کووووی محبت جانی که به یک موی در این خانه ببستیم بستند در میکده بااااا آنکه بعمری پشت در این خانه سر خاک نشستیم ای دوست سلاااامت سر تو تا نزنی می ما جام پر از خون دل خویش شکستیم ما را نه چنان خواه که دلخواه تو باشد دیوااااانه عشقیم همینیییم که هستیم ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

رفتم که بفهمی قفس ات هم عددی نيست... #دکلمه مدیر کانال و گروه کلبه شعر ؛ #نعمت دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👇 @hamnafasane

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داری بگو از فاصله چون من تو هم دلگیر و بیزاری پر از خط های دیدار است دیوار اتاق من بگو مثل منی، درگیرِ با خط های دیواری نیازی نیست بر اقرار از چشمان تو پیداست که شمع جان تو می سوزد و تا صبح بیداری نکن باور که دوری _ دوستی می آورد هرگز تویی که سالها دوری ولی در رنج و آزاری به دلداری ی تو چون بلبل شیدا گرفتارم و تو چون غنچه ی نشکفته ی مغرور گلزاری منم مجنون تو لیلای من آواره ی صحرا تو در آسایشت از دور گهگاهی نظر داری #تقی_شیرین_زاده #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

در دوري ازنگاه تو بي طاقتم هنوز من عصرهاي جمعه پر از غربتم هنوز نيلوفري كه سمبل تنهايي من است قد مي كشد بدون تو درخلوتم هنوز اي باغبان سخاوت دستان تو كجاست؟ چون مزرع ملخ زده پرآفتم هنوز. تا کی درانتهای جهان بی تو سرکنم عمری گذشت بی تو و در حسرتم هنوز با اینهمه ز مهر تو نومید نیستم شاید که هست نام تو در قسمتم هنوز... #شهاب_گودرزی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

عاقلان را با هم‌این دیوانه دشمن کرده است از هم‌آن روزی که فکر با تو بودن کرده است گول این زنجیرهای دور تختش را مخور مرزهای سرزمینش را معین کرده است شک نکن وقتی کنار پنجره می‌ایستد با خودش یک عمر تمرین پریدن کرده است سرنخ دنیای خود را عاقلان گم کرده‌اند سرنخی که بارها دیوانه سوزن کرده است مشکل دیوانه تنها یک بغل آرامش است از همین رو پیرهن برعکس بر تن کرده است خانه‌ای که سوخت هرگز کار یک دیوانه نیست یک نفر این‌جا به یادت شمع روشن کرده است #محمدحسین_ملکیان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

او که دارد بر تنش جای هزاران نیش را پا برهنه رفته از خود تا بیابد خویش را بلکه جوید نوشدارویی، دوایی، مرهمی تا فرو بنشاند آشوب و غم و تشویش را #حامد_بیدل #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

به خود گفتم دل از اندیشه‌ی دیدار بردارم تمامِ عمر «تنها» دست روی دست بگذارم نباید می‌نوشتم پاسخ آن نامه را، اما نشد از دست‌خط دوست یک‌دم چشم بردارم نوشتم هرچه از هم دورتر، آسوده‌تر، اما کسی در گوش من می‌گفت من دلتنگِ دیدارم کسی از دور می‌آید به جنگِ عقل و می‌ترسم مبادا عشق باشد این‌که می‌آید به پیکارم اگر شب‌های دلتنگی نمی‌آیم به دیدارت نمی‌خواهم تو را با گریه‌های خود بیازارم #عطیه‌سادات_حجتی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چشم تو مانند من در حسرت دیدار نیست خسته‌ام اما دلم از عشق تو بیزار نیست بسته راه سینه را بغضی که بر دل کاشتی حق من از عشق تو اما طناب دار نیست آرزو کردم تو را هر شب به درگاه خدا بر جوانان آرزو هرگز گناه و عار نیست عاشقت هستم، بمان، تنها نرو... انصاف نیست بر لبم آخر توان اینهمه اقرار نیست حرف رفتن می‌زنی صدبار می‌گویم نرو شأن دل در خواهش و در اینهمه اصرار نیست می‌روی اما بدان جان من از تن می‌رود بی‌وفا دیگر تو را ترسی از این اخطار نیست در سکوتی بیکران غرقم، ولی این را بدان من «صبوری می‌کنم»، این کمتر از آزار نیست ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چشم تو مانند من در حسرت دیدار نیست خسته‌ام اما دلم از عشق تو بیزار نیست بسته راه سینه را بغضی که بر دل کاشتی حق من از عشق تو اما طناب دار نیست آرزو کردم تو را هر شب به درگاه خدا بر جوانان آرزو هرگز گناه و عار نیست عاشقت هستم، بمان، تنها نرو... انصاف نیست بر لبم آخر توان اینهمه اقرار نیست حرف رفتن می‌زنی صدبار می‌گویم نرو شأن دل در خواهش و در اینهمه اصرار نیست می‌روی اما بدان جان من از تن می‌رود بی‌وفا دیگر تو را ترسی از این اخطار نیست در سکوتی بیکران غرقم، ولی این را بدان من «صبوری می‌کنم»، این کمتر از آزار نیست ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈