.....کلبه شعر.....
Open in Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Show more600
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
به آبروی قناعت قسم که روی نیاز
به خاکپای فرومایگان نسودم من
اگر چه رنگ شفق یافت دامنم از اشک
همان ستاره خندان لبم که بودم من ...
#رهی_معیری
@hamnafasane1
تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهم
ز پا افتاده ام اما'دگر باقی نمیخواهم
زبان خشکیده درکامم'تن رنجور آمالم
ازین دنیای وانفسا دگر حقی نمیخواهم
اگرسینه زند فریاد به عشقت میشود آرام
که من راز نهانم را زهر فرقی نمیخواهم
کنون بنگر نگارمن که ازچشمم تو میخوانی
به غیرازدیدن یارم دگر ذوقی نمیخواهم
وصال دیدنت جانا اگر جان درمیان باشد
به شوق دیدن یارم دگر جانی نمیخواهم
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی مگر؟ امید فردای منی
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل، آبی دریای منی
گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی
گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟
گفتم: نمی دانی مگر؟ امروز و فردای منی
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی تو عشق مني
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
رهایم چون پرستویی که از کنج قفس رستهست
پرستویی که از آزاد بودن بیشتر خستهست
پر از دلشوره عشقم، ولی در ظاهر آرامم
چو مردابی که از دنيا به عکس ماه دل بستهست
به حدی دوستش دارم که میمیرم اگر روزی
بفهمم دل بریدهست از من و با غير پيوستهست
چه جای غم اگر از طعنههایت قلب من رنجید؟
ِ سفالِ سختِ جان دل ترک خوردهست، نشکستهست
اگر از من بپرسی هيچ تضمينی به دنيا نيست
که اين بدعهد با ما هرچه پیمان بسته بگسستهست
#احسان_انصاری
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
ساقی آنقدر می بده تا مست باشم از شراب
تا ندانم مرز بین واقعیت تا سراب
ساقی آنقدر می بده تا غم به بند حاصل شود
آنقدر مستم بکن تا عقل دل زائل شود
تا توانی مست بازی را به یادم مست کن
این شرابو جامو لبهای مرا همدست کن
تا تنم از جرعه شرب خمار اخمر شود
تا که گونه از وصال شوق یارم تر شود
تا به چشمانم نباشد چشم یار دیگری
تا نبینم یار خود را در کنار دیگری
تا غم هجران وبی مهری او یادم رود
حاضرم مستی مرا یکباره بر بادم دهد
من خمار چشم و ابروی نگارم نیستم
آنقدر مستم بکن تا که ندانم کیستم
ساقی آنقدر می بده تا مست باشم از شراب
تا ندانم مرز بین واقعیت تا سراب
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
دگرم آرزوی عشقی نيست
بیدلان را چه آرزو باشد ؟
دل اگر بود ، باز میناليد
كه هنوزم نظر به او باشد
او كه از من بريد و تركم كرد
پس چرا پس نداد آن دل را ؟
وای بر من كه مفت بخشيدم
دلِ آشفته حالِ غافل را ...
#فروغ
@hamnafasane1
به تو گفته بودیم:
درختان در تنهایی میرویند
و در باد نابود میشوند
اکنون پیری ما را احاطه کرده است
و مرگ آماده است هر لحظه ما را تصرف کند.
یک بار دیگر برای همیشه نامت را به ما بگو
بگو هنوز باران میبارد
و تو هنوز راه رفتن در باران را
دوست داری ...
#احمد_رضا_احمدی
@hamnafasane1
تا از تو هم آزرده شوم سرزنشم کن
آه این منم ای آینه! کم سرزنشم کن
آن روز که من دل به سر زلف تو بستم
دل سرزنشم کرد، تو هم سرزنشم کن ...
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست
همه وجود تو مهر است و جانِ من محروم
چراغِ چشم تو سبزست و راه من بسته است ...
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
تقدیر بود پای کسی در میان نبود
آن روزها که صحبتی از این و آن نبود
میشد تو را دوباره به دست آورم، ولی
وصلی چنين که لایق عشقی چنان نبود
یک روز رنج بی پر و بالی مرا شکست
یک روز بال بود ولی آسمان نبود
ترسیدم از شکست و نکوشیده باختم
سودی که صبر داشت به غیر از زیان نبود
آنجا که دوست آینهام را شکست و رفت
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خندهی ترحم مردم که بگذریم ...
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
@hamnafasane1
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی
گر نامه نمیخوانی خود نامه تو را خواند
ور راه نمیدانی در پنجه ره دانی
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته
از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی
هم آبی و هم جویی هم آب همیجویی
هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی
چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان
آمیختهای با جان یا پرتو جانانی
نور قمری در شب قند و شکری در لب
یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی
هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر
بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی
از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن
زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی
#مولانا
@hamnafasane1
سر میکشم در آینه حیرانم از خودم
بر من چه رفته است که پنهانم از خودم؟
خود را مرور میکنم و فکر میکنم:
من جز حدیث رنج چه میدانم از خودم؟
عمریست هرچه میکشم از خویش میکشم
باید دوباره روی بگردانم از خودم
آن رهبرم که گرچه همه رهروم شدند
برگشته در هوای تو ایمانم از خودم
باید دگر به خویش بگویم که عاشقم
تا کی همیشه چهره بپوشانم از خودم؟
از تن به تیغ عشق سرم را جدا نما
تا چهرهای دوباره برویانم از خودم
هر روز میروم سر آن کوچهی قدیم
آنقدر پر شتاب که میمانم از خودم!
شاید دگر نبینیام اما برای توست
این آخرین ترانه که میخوانم از خودم
امشب چگونه از تو بگویم، چگونه آه
چیزی ندارم از تو پشیمانم از خودم ...
#محمدسعید_میرزایی
@hamnafasane1
دوباره که من بی قرارت شدم
تو خود، چشم و من ، انتظارت شدم
به فصلِ خزان ترکِ من کرده ای
خودم را شکستم بهارت شدم
به اخمِ تو من خنده پس داده ام
به لبخندی از تو مهارت شدم
شکستِ دلم را ندیدی اگر
به چرخش بر این دل مدارت شدم
دوباره ولی بی قرارت که نه
چو یادِ تو کردم شکارت شدم
تو بارِ سفر بسته و رفته ای
به دنبالِ تـــو رهسپارت شدم ...
@hamnafasane1
درشنبههایم قدم بزن ...
لبخندهایت را در دقایقش بریز
ثانیههایش را عطر آڪَین ڪن
اصلن تو باید ...
در آغازهایم حضور داشته باشی
تو شنبه ترین ...
خاطرههاے...
ڪَلچین شدهے منی ...
@hamnafasane1
از درد جدایی به جنون آمده شعرم...
با صدای مدیر کانال کلبه شعر👇❤️🌹❤️👇
@hamnafasane1
به ما گفتند : می آید ، به پیغمبر نمی آید
اگر اکنون نیاید بعد از این دیگر نمی آید
کنون منجی منم،منجی تویی،منجی همین ماییم
که این کارِ گِران از یک دلاور بر نمی آید
جهان را شسته اند از خون بی رختان و بدبختان
صدایی جز فغان از پارسایان در نمی آید
هنوز از کشتگان صبح بوی ناله میخیزد
شمار کشتگان عصر در دفتر نمی آید
به مستی پیش از این درمان غم میکردم و اینک
یقین دارم که دیگر کاری از ساغر نمی آید
الا ای اشک ریزان گریه بازان ناله پردازان
مگر کاری به غیر از روضه از منبر نمی آید
اگر ترسیده ای برگرد این کاری است کارستان
که از کِز کردگانِ گوشه ی سنگر نمی آید ...
#حسین_جنتی
@hamnafasane1
همه رفتند، تو اما سر جایت ماندی
همه شادند و تو در حال و هوایت ماندی
هرکسی دست به دستان نگاری داده
تو چه دل ساده سر عهد و وفایت ماندی
دیگران عاشق بت های جدیدی شده اند
تو فقط پیرو چشمان خدایت ماندی
دل بکن! دلبرکت خاطره ای محو شده
تو چرا مات همین خاطره هایت ماندی؟
عشق یعنی نرسیدن! چمدان را بردار
همه رفتند...تو تنها سر جایت ماندی...
#مجید_ترکابادی
@hamnafasane1
رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورم
کنده ای پیرم که در سرما به دردت میخورم
صورتم سرخ است با سیلی و دلخونم،ببین!
من انارم... درشب یلدا به دردت میخورم
با عصای پیری ات بد تا نکن نشکن مرا
صبرکن امروز یا فردا به دردت میخورم
موج وقت گریه فکر شانه هایی سنگی است
مثل صخره در دل دریا به دردت میخورم
یک تفنگ سر پر از شعرم درون گنجه ات
شک نکن که آخرش یکجا به دردت میخورم ...
@hamnafasane1
من آنادان دوغولمامیش
کئدرلره توتوشموشام
پریم شکسته بیر قوشام
بولود کیمی دولوشموشام
قوی كي گليم حضوریوه
من کاسیبام قووولموشام
نی کیمی بیر سیزیلدایان
آه و نوامی نئينيسن ...
@hamnafasane1
