en
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Open in Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Show more
740
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days
Posts Archive
منم و یک دلِ پردردِ به دام افتاده پی یک بوسه به زندانِ مدام افتاده بغلت امن ترین نقطه ی دنیاست، نگو قسمتم نیست،که از حرفِ عوام افتاده توبرایم قفسِ امرِبه معروف نساز نهیِ آغوشت از آیات عظام افتاده دوستت دارم و صدبارِ دگر می گویم تشت رسوایی ام امروز زبام افتاده کاش می شد نروی،کاش نگویی تو مدام که ز مکروه نگو، ماه حرام افتاده ... #لیلا_سبزی_ملکی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ارسالی دوستان از کانال شوق وصال @ShogheVesalll #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ارسالی دوستان از کانال شوق وصال @ShogheVesalll #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

آهسته گوش کن به تمامِ جهان من یک من درون سینه‌ی من بی قرااااارِ توست ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

عشقت آمیخت به دل، دردِ فراوانی را ریخت در پیرهنم، خار بیابانی را نام پروانه مکن یاد، که نسبت نبُوَد با منِ سوخته دل، سوخته دامانی را هرچه خواهی بکن، از دوریِ دیدار مگو وحشت آباد مکن ،خاطر ویرانی را عشق در دل، چه خیال است که پنهان گردد؟ پرده پوشی نتوان، آتش سوزانی را دستم از دامن دلدار ، جدا ماند حزین چه کنم گر نکنم پاره ، گریبانی را ؟ #حزین_لاهیجی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

پرده بردار از  نگاهت  درد هجران را ببین  دیده بگشا شاهکار   نور ایمان را  ببین در خیالم  رنگ چشمت را مصور کرده‌ام اندکی هم این حضور  از تو پنهان را ببین چشمه ی یاد تو می جوشد درون سینه ام نازنین امشب بیا و ماه تابان را ببین عطر نرگس گرچه  یادت را  تداعی می کند ای که دلتنگ تو هستم  این گلستان را ببین در غزل همواره بودی تا شدی همراه من از خودت درمن مضامین فراوان راببین ... #الهام_سلیمیان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گفتمَت: دَم مزن از عشق ، دلا ! نشنیدی این‌زمانْ خاطرِ خُرّم نه تو داریّ و نه من ای دل! از درد، تو بی‌تابی و منْ بی‌طاقت چاره صبرست که آن هم نه تو داریّ و نه من #شجاع_کاشانی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

برا توه‌ ها🫵 تقدیم ڪن به مخاطب خاص قلبت... #تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر

....با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم، #نفَسَم! عشق دزدیده زِ من، تاب و توانم، نَفَسم! گنگ ومنگم،به خدا دستِ خودم نیست عزیز خورهء عشقِ توافتاده به جانم نفسم! طاقتم کم شده محتاج به اینم همه وقت در تنَت چشم خودم رابچرانم، نفسم! مثلِ برنویِ پدر، زنگ زده باور من تا غزالم نرهیده، بِچِکانم نفسم! عشق من! جان و دلم! نوبرِ آفت زده! هی! نگرانم، نگرانم، نگرانم نفسم! نکُنَد بند بِبُرّی و به من یاد دهی تا که از دام تو خود را برهانم، نفسم! خواستی لال بمانم و فراموش کنم ای فراموشیِ در زیر زبانم، نفسم! باغت آباد! تو گل دادی و من پیر شدم فرصتی نیست زِ باغت بتکانم نفسم

....‍ سخت است ڪه بیگانه تجسّم شده باشـی در خـاطــره ها غـرقِ تبسّـم شـده باشـی دلتنـگِ ڪـسے باشـے و لبریـزِ خیـالش تا حدّ جـنون طعنه ے مـردم شده باشی وقتـے ڪه دلش نیست دگـر با دل زارت سخت است ڪه درگیر تَوّهم شده باشی با خنجــرِ بیـگانه و با نیــشِ رفیــقان قــربانیِ یـک سؤِ تـفاهـم شـده باشـی در محـفل و در جـمع بگویـے و بـخندے در جـان خودت رو به تلاطـم شده باشـی بااینڪه نگاهش به تو دلسوزیِ محض است؛ دلخوش به همین لطف و ترّحم شده باشی در عیــنِ  وفـا دارے و اِبــرازِ  محــبت سخت است در این معرڪه دوّم شده باشی...

.....آمدی جانم شدی یا اینکه مهمانم شدی هر که هستی خوش نشین، هم دین و ایمانم شدی در نهانِ این دلم عشقت گرفته جای خوش همچو گـنجی پر بها در قلب ویرانم شدی بودم اندر انزوا در خلوتم افسرده حال با دَمِ عشقت دمیدی روح وریحانم شدی عشق تو، چون چشمه ای جوشانده طبعم نازنین شاه بیت هر غزل در  کل دیوانم شدی قهوهء ،چشمان تو، دارد عجب آرامشی طالع مسعود من در  فال فنجانم شدی چاکهای دشتِ دل، از تشنگی چین خورده بود بر کویر خشک جانم، باز بارانم...شدی من که عمری با غرورم پادشاهی کرده ام رام تو گشتم چنین، دیوانه سلطانم شدی همچو مولانا که کرده، آرزو انسان و من، در طلب بودم تو اینک،  شمس و انسانم شدی #یڪـتا_حق_پرست

....ای عشق مرا سرخوش و مستانه بغل ڪن.. در ڪنج دلت، محڪم و مردانه بغل ڪن.. یڪ‌بار به آیین شبِ باده پرستان.. هوشیار ڪه نه، بیدل و دیوانه بغل ڪن.. پیمانه‌ به پیمانه‌ مرا سر بڪش از شوق.. در جامِ تنت، گوشهٔ ‌ میخانه بغل ڪن.. هر چند لب و بوسه گناه است، ولی تو.. لب بر لب و تن بر تن و جانانه‌ بغل ڪن.. وقتی ڪه به رقص آمدم از آتش عشقت.. در پیله‌ی خود، چون پَر پروانه بغل ڪن.. در حلقهٔ آغوشِ تو تسلیم ترینم.. بی‌رحمترین باش و چو دُردانه بغل ڪن.. هر جا ڪه مرا خسته و بی‌حوصله دیدی.. از راه برس، یڪدل و رندانه بغل ڪن.. محبوب دلم، شهر پر از چشمِ حسود است.. دور از نگه مردم و دزدانه بغل ڪن..

.....‍ گفتی ام مجنون شدم دیوانه شو گفتم قبول گفتی ام من پیله ام پروانه شو گفتم قبول تا مرا دیدی شدی حیران ترین حیرانِ شهر گفتی ام مست از توام پیمانه شو گفتم قبول پر زدی تا بامِ غربت تا که هم گامم شوی گفتی ام بی خانه ام کاشانه شو گفتم قبول در کنارِ گوشِ من نجوا تُ کردی تا سحر من صدف هستم تو هم دردانه شو گفتم قبول گفتی ام با اشکِ چشمان پر از اندوه خود در ره عشقم بمان جانانه شو گفتم قبول در هوای سرد پائیزی که ناگه آمدی  گفتی ام چون مرغ عشقم دانه شو گفتم قبول از خودت گفتی از آنچه بر سرت باریده بود گفتی ام لرزیده ام هم شانه شو گفتم قبول من که می دانم تمام خصلت و خوی تو را گفتی ام با دیگران بیگانه شو گفتم قبول صد بهار آمد ولی بازم به من زل می زدی گفتی ام من باغبان  گلخانه شو گفتم قبول آن شبِ مهتابی و آن نیمه راهِ بس عجیب گفتی ام ویرانه ام ویرانه شو گفتم قبول صبح دیگر آمد و من بی تُ هستم ، بی وفا ! مو پریشانم بیا و شانه شو گفتم قبول هی برایم شعر گفتی صفحه صفحه خط به خط گفتی ام من شاعرم مرجانه شو گفتم قبول... #مرجان_شاهوران ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌

به من مجال ندادند همسرت باشم که عاشقانه ترین شعر دفترت باشم نخواستی من شاعر منی که گمنامم شبیه آینه عمری برابرت باشم همیشه سعی من این بوده است و خواهد بود رفیق دغدغه های مکررت باشم و سهم، سهم من از تو همین قَدَر کافی ست همین که گوشه ای از کُنج باورت باشم همین که گاه کنار بساط قلیانت بسوزم...آتش چای و سماورت باشم به من مجال ندادند همسرت .....اما کنون اجازه بده تا برادرت باشم #جواد_ضمیری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گره از دست گشودی و رهایم کردی اینچنین مثلِ زمین  سر به هوایم کردی نو نهالِِ دلِ ما تازه شکوفا شده بود که زدی تیشه و از ریشه جدایم کردی بار ها من غمِ دل گفتم و تو نشنیدی بی سبب خنده به هرچون و چرایم کردی به گمانم که تو از عشق و جنون بی خبری چون دراین قافله زنجیر به پایم کردی دیگراز دوریِ  تو سخت به تنگ آمده ام بهتر آنست نگویم  ! که چه هایم کردی #یحیی‌ماندگار #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گره از دست گشودی و رهایم کردی اینچنین مثلِ زمین  سر به هوایم کردی نو نهالِِ دلِ ما تازه شکوفا شده بود که زدی تیشه و از ریشه جدایم کردی بار ها من غمِ دل گفتم و تو نشنیدی بی سبب خنده به هرچون و چرایم کردی به گمانم که تو از عشق و جنون بی خبری چون دراین قافله زنجیر به پایم کردی دیگراز دوریِ  تو سخت به تنگ آمده ام بهتر آنست نگویم ! که چه هایم کردی #یحیی_ماندگار #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

در خیابان که راه می رفتم باز خوردم به چشم بربری ات چند روزی بفکر برده مرا این معمای زیر روسری ات یک قناری ست در قفس شاید آنچه در زیر روسری داری یا که یک معدن طلا یا نه رشته ی قیمتی تری داری چشمهای تو برکه ی نفت است ابروانت جواب سر بالا فرق دارند،فرق بسیاری حرفها با نگاه آدمها من بجای تو گریه خواهم کرد  من بجای تو غصه خواهم خورد تو بمان ، تا ابد بمان بانو من بجای تو نیز خواهم مرد من که یک شمع نیمه جان هستم خنده و گریه های مرموزم من که فرقی نداشت از اول خواب و بیداری ام،شب و روزم تو بمان،بی تو ماه و خورشیدی روی این آسمان نمی بینی بی تو فرقی نمی کند دیگر زشت و زیبا و تلخ و شیرنی شاید این سرنوشت ما بودست من بمیرم تو در زمین باشی من همانی که بود،آن باشم تو همینی که هست ، این باشی ... #علی_اکبر_آغاسیان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

با همین حال و هوای خوب عشق و عاشقی روز من را خوب و شبها را تو بهتر میکنی شعر ها گفتم برای چشم و ابروی شما شک ندارم بیت بیتش را تو از بر میکنی در دلت دریایی از مهر است اما باز هم چشم مشتاق مرا با جور خود تر می کنی مهربانی پیشه کن من دوستت دارم بدان گر که دستت میرسد خیرات کن شر میکنی دین و آیین مرا دزدیده ای با سحر خویش بنده ات گشتم چرا اینگونه کیفر میکنی ظالمی مانند چشمان تو کس هرگز ندید بس که تو کشتار با چشم ستمگر میکنی عشق یعنی دلهره تشویش و نبض تند من با لبت تبدار تب را حداکثر می کنی میکنی ویران مرا ای بی مروت رحم کن می زنی و میکشی و کار بربر می کنی مثل ماهی در وجودت نور هست آسمان قلب من را کی منور میکنی دوستت دارم ولی هر وقت میگویم به تو با نگاهی زیر لب  #الله_اکبر می کنی غنچه با نازت شکوفا می شود در باغ عشق حیف که این غنچه ها را زود پرپر میکنی عشق کار بچه بازی نیست ای بانو چرا کار دل را با کلک بازی برابر می کنی با زبان بی زبانی حرف دل را گفته ام کی سخنهای نگاهم را تو باور میکنی #حسام #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ای همه بغض غزل در شب ویرانی من شب شد آمد غم نو باز به مهمانی من بی تو شب تاسحر از عشق سخن می گویم باعث رنج دل وبی سر و سامانی من تابه کی درغم هجران تو چون مرغ سحر در دلم مویه کنم ، حسرتِ پنهانی من پیش تر بیشتر از عشق سخن می گفتی بال و پر سوخته از شعر و غزلخوانی من گر به تیغم بزنی بوسه برآن تیغ زنم کی فراموش شوی ؟ یار دبستانی من شهره ی شهرشدم، کی به نظر می آیی روشنابخش دل و، دیده ی بارانی من دل به چشمان تودادم، شب دیدار اما ازچه بفروختی ام، مه رُخِ کنعانی من ... #محمدرضا_خدابندلو #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بیقرااارت هستم اما بیقرااارم نیستی گرچه میبینم تو را اما کنارم نیستی ... مثل سروی که بهاروحال پاییزش یکی است خوب اگر دقت کنی داروندارم نیستی آدم عاشق اصولا کم تحمل میشود دوری ازمن فکر روزو روزگارم نیستی عشق را کتمان کنم کفران نعمت کرده ام عاشقت هستم ولی چشم انتظارم نیستی باغ باشی دلخوشی آخربهارت می رسد تک درختم شوق فصل برگ و بارم نیستی #آذر_امامی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈