Limitless
Open in Telegram
Drink russian 🍸drive American 🚗 wear italian👖 be persian...👍👌 پيشنهاد ميكنم از اول ببينين 🙏❤️
Show more1 210
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 210
دوستت دارم. زیبا و با وقار! چقدر در این لحظه دلم میخواهد ببینمت. به تو فکر میکنم، به این فیلمی که آنقدر در آن دوستت دارم: زیباترین صورتها، روحی آشکاره، رنج... بله، چقدر زیبا بودی! گاه در ستیغ زمان که در آن نه خوشبختی هست و نه بدبختی و فقط عشق هست و سکوتش، چقدر با من بودن را بلدی تو. مثل ساحلهایی که تو دوست میداری، آنجا که آسمان را نهایتی نیست. دوستت دارم این هم آخرین نامهام که امیدوارم آخری باشد. ما با هم زندگی خواهیم کرد. چه توان و چه خوشبختی ای از این پس احساس میکنم. چقدر خواهمت بوسید، بهزودی زود.
R🖇
@Limitlessssss🍁
1 210
تو تنهایم میداری. تنها تو میتوانی به هر چیزم تبدیل کنی.
دَمی تویی، سپس دیگر بار نجوایی،
یا بوی خوشی بی هیچ جای پایی.
افسوس! در آغوشم همه از دست رفتهاند،
تنها تو، تویی که هماره باز زاده میشوی:
چون هرگز از رفتن بازت نداشتهام، تا ابد برایم بازماندهای.
1 210
چه کسی همهٔ چیزهایی را که می دانم یادم داده، خودم تنها، در آن سال های سرگردانی، همه را از طبیعت دریافته ام، به کمک یک همه کاره، می دانم این من نیستم، اما دیگر خیلی دیر است، برای حاشا کردن دیر است، حالا دانش هست، ذره هایش، سوسو می زنند، به نوبت در طوفان چشمک می زنند، دست به یکی کرده اند تا فریبم دهند. دست بردار و برو، باید رفت، هر طور شده باید این را گفت، وقتش رسیده، معلوم نیست چرا. چه اهمیت دارد آدم چه طور خود را توصیف کند، اینجا یا جای دیگر، ثابت یا متحرک، بی شکل یا مثل انسان ها کشیده، در تاریکی یا در نور آسمان، نمی دانم، انگار اهمیت دارد، آسان نخواهد گذشت، چه طور است برگردم آنجا که همه چیز خاموش شد و دوباره از آنجا، نه، فایده ای ندارد، هیچ وقت نداشته، خاطره اش هم خاموش شده، شعله ای بزرگ و بعد سیاهی، انقباضی شدید و بعد دیگر نه وزنی و نه فضایی در نوردیدنی، نمی دانم.
